23 3

منشور تربیت علوی

نام نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی
انتشارات : مؤسسه مطالعاتی نهج البلاغه
منشور تربیت علوی

“منشور تربیت علوی: بازخوانی یک نامه!” 

این کتـاب برداشتی علمی از نامــه­ سی ­ویکم نهج­ البلاغه-یادگار ماندگار شریف رضی در روایت آموزه­ ها و بیانات امیرسخن و امام و راهنمای بشر، علی علیه السلام– و کوششی است در زمینه­ ارائه­ برنامه ­ای عملی برای تعلیم ­وتربیت، از دیدگاه آن سرآمد تربیت­ یافتگان مکتب انسان­ساز نبوی.

در مقدمه این کتاب اینچنین آمده است:

این کتاب، بواقع شرح و تفسیری بر نامه­ سی ­ویکم نهج البلاغه، از دیدگاه نویسنده است. شرح و بسط­های نامه سی­ ویکم در کتاب حاضر، به لحاظ نظری مبتنی بر نظریه ­ای تربیتی است که پیش­تر توسط نگارنده در قالب کتاب­ها و مقالاتی ارائه شده است و بنابراین نگارنده به هنگام تفسیر کلام مولا(ع)، بر دیدگاه و نظریه ­ای خاص پا می­فشارد. مطابق این دیدگاه که نگارنده، آن را نظریه­ تربیت عقلانی بصیرت­گرا نام نهاده، هدفِ تربیت اسلامی پرورش تعقل(قوای عقلانی) و روش اساسی آن روش عقلانی است؛ چیزی که در این نامه –از دیدگاه نگارنده- رکن و اساس همه­ اندرزها و آموزه­ هاست.

همچنین این کتاب نمایان­گر سه دریافتِ اساسی از مضمون نامه­ سی ­ویکم نهج ­البلاغه است:

نخــست این که آن را نباید وصیت ­نامه­ امیرمؤمنان علیعلیه السلام به فرزند خود امام حسن مجتبی علیه السلام پنداشت، بلکه در واقع منشوری تربیتی و حاوی اساسی­ترین آموزه ­ها برای تربیت نوع انسان است.

دو دیگر این که به خلاف تصور عموم، مخاطبان این نامه­ تربیتی، فرزندان کوچک و افراد کم سن و سال نیستند، بلکه بزرگسالانی­ هستند که سال­هاست در مسیر رشد قرار گرفته­ و تجربیاتی را در زندگی اندوخته­ اند.

و سوم این که بر اساس نظریه­ تربیت عقلانی بصیرت­گرا، در نتیجه­ بررسی محتوای نامه، راهبرد اساسی تربیتی در این منشور تربیتی عبارتست از “واسپاری مهار تربیت به دست خودِ متربی و اتکاء به اراده و آزادی وی، پس از پرورش تعقل در او.”

دریافت سوم، در واقع حاصل دقت و ژر ف­اندیشی در شبکه مفاهیم این نامه است و تز اصلی نویسنده تلقی می­شود.

از دیگر ویژگی­هایی که این کتاب را از سایر کتاب­ها و رساله ­هایی که در شرح این نامه نوشته شده­ است، متمایز می­گرداند: نخست: آوردن متن بر اساس همان نظم و ترتیب نهج البلاغه، دوم: قطعه قطعه کردن متن بر اساس تقسیم ­بندی “نظام گزاره ­ای” و سوم: به کارگیری روش تفسیری در ترجمه­ عبارات نامه است. بواقع متن نامه بی ­کم و کاست، بدون گزینش و به صورت کامل در این کتاب آورده شده است اما تقسیم ­بندی­های گزاره­ ای در آن صورت گرفته و متن، قطعه قطعه شده و سپس ترجمه و شرح آن آمده است.

در زمینه­ ترجمه نیز به عوضِ پای گذاردن در مسیری که بسیاری آن را پیموده­ اند یعنی به جای برگردان فارسی عبارات به صورت لفظ به لفظ یا جمله به جمله -که به دلیل فصاحت و بلاغت کلام و ایجاز در گفتار امام، نه تنها با مشکلات فراوانی روبروست، بلکه خالی از اشکال نیست- با بهره­ گیری از روش فهم متون و دستیابی به معنا، برای دست­یابی به ژرفای اندیشه و مقصود حضرت تلاش شده است. بنابراین طبیعی است که در مـــقام مقایسه با ترجمه ­های مرسوم، تفاوت­هایی در آن وجود داشته باشد.

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

امام علی(ع) دربارۀ حضرت عیسی(ع) فرمودند: « نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد، مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دستش.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت قائم به بیت‌المقدس بر می‌گردد و برای مردم در نماز، امامت می‌کند و چون روز جمعه نماز اقامه گردد، عیسی(ع) همراه هفتاد هزار فرشته نزول کند و او عمامه بر سر دارد و شمشیر آویخته، بر اسب سوار و حربه‌ای در دست دارد و چون به زمین نزول کند منادی فریاد بر کشد، ای گروه‌های مسلمانان، حق آمد و باطل از میان رفت.» رسول اکرم (ص) فرمودند: «عیسی(ع) بر گردنۀ کوهی به نام افیق نزول می‌کند و به بیت‌المقدس می‌آید در حالی‌که مردم آماده برای نماز صبح باشند، امام یعنی حضرت مهدی(عج) عقب می‌رود، عیسی(ع) او را به جلو می‌برد و در پشت سرش به آیین شریعت محمد(ص) نماز می‌خواند و می‌گوید: شما اهل‌بیت را هیچ‌کس مقدم نمی‌شود.» یکی از ویژگی‌های اخلاقی حضرت عیسی(ع)، زهد آن پیامبر بزرگ است. او همچون پیامبران دیگر خود را از تشریفات و زیبایی‌های دنیا و نعمت‌های رنگارنگش دور نگه می‌داشت و ابا داشت که کارهای خود را به عهدۀ دیگران واگذارد. در این‌باره، حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بالشتش سنگ و لباسش خشن و غذایش ناگوار بود. خورشتش گرسنگی و چراغش در شب، ماه و سایبانش در روز، شرق و غرب زمین بود. میوه و سبزی‌اش، گیاهانی بود که در مناطق مختلف می‌رویید.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت مسیح(ع) دائماً می‌گفت: در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید؛ کسانی که زیاد حرف می‌زنند، دل‌هایشان دچار قساوت شده ولی خودشان نمی‌دانند.» حضرت رضا(ع) فرمودند: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم به غیر از عیسی‌بن‌مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید ...» امام صادق(ع) فرمودند: «حواریون کنار [حضرت] عیسی(ع) جمع شدند و عرض کردند ای آموزگار نیکی[ها] ما را هدایت فرما. پس آن حضرت فرمود: [حضرت] موسای کلیم‌الله به شما امر کرد که به خدای متعال قسم دروغ نخورید و من به شما امر می‏کنم که چه راست و چه دروغ، به خدای متعال قسم دروغ نخورید.» امام صادق(ع) فرمودند: «عیسى‌بن‌مریم[علیه السلام] به قریه ‏ای رسید که اهل آن و پرنده ‏ها و جاندارانش یک جا مرده بودند. فرمود: هان! اینها به خشم و عذاب (خدا) هلاک شده‏ اند و اگر به مرگ[طبیعی] و جدا جدا مرده بودند حتماً یکدیگر را به خاک می‏سپردند. حواریون عرض کردند: یا روح اللَّه از خدا بخواه اینها را براى ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که باین عذاب گرفتار شده‏ اند) تا ما از آن دورى کنیم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] از پروردگار خود خواست. پس از جانب فضا به او ندا شد: که آنان را صدا بزن. پس عیسى [علیه السلام] شب هنگام بر تپه‏ ای از زمین برآمد و فرمود: اى مردم این ده! یک تن از میان آنها پاسخ داد: بلى اى روح خدا و کلمۀ خدا! فرمود: واى بر شما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت و دوستى دنیا همراه با ترس اندک (از خدا) و آرزوى دور و دراز و غفلت در سرگرمى و بازى. [حضرت] عیسى [علیه السلام] فرمود: محبت شما به دنیا چگونه بود؟ عرض کرد: مانند دوستى کودک به مادرش که هر گاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می‏ شدیم و چون از ما روی می گرداند گریان و غمناک می‏ شدیم‏. فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض کرد: گنهکاران را فرمانبرى داشتیم. فرمود: سر انجام کار شما به کجا کشید؟ عرض کرد: شبى را به خوشى به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم. فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد: سجین است. فرمود: سجین چیست؟ عرض کرد: کوه‏ هایى از آتش گداخته است که تا روز قیامت بر ما فروزان است. فرمود: پس شما چه گفتید و به شما چه گفتند؟ عرض کرد: گفتیم: ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می‏گویید. فرمود: واى بر تو چه شد که جز تو کس دیگرى از این جمع با من سخن نگفت؟ عرض کرد: اى روح خدا! همۀ آنها با دهنه و لگام آتشین مهار شده‏ اند و به دست فرشتگان سخت‏گیر و تند‏خو گرفتارند و من در میان آنها به سر می‏بردم ولى از آنها نبودم تا آن هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان در برگرفت پس من به تار مویى بر لبۀ دوزخ آویزان هستم و نمی ‏دانم که آیا به رو در آن بیفتم و یا از آن رهایى بیابم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] ، رو به حواریون کرده فرمود: اى دوستان خدا، خوردن نانى خشک با نمکى زبر و خوابیدن بر مزبله‏ ها خیری زیاد است در صورتى که با عافیت در دنیا و آخرت همراه باشد. امام صادق(ع)‏ از پدرش و او از پدرانشان نقل کرده که رسول خدا(ص) فرموده است: «روزى حضرت عیسى(ع) سر قبرى رسید که صاحبش در عذاب بود. سال بعد دوباره سر آن قبر آمد؛ اما دید که صاحبش در عذاب نیست. عرض کرد: خداوندا سال گذشته بر این قبر برخوردم دیدم صاحبش معذب است ولى‏ امسال که آمده ‏ام می بینم معذب نیست. علت این امر چیست؟ خداوند به حضرت عیسى وحى فرمود: اى روح‌ اللَّه! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت و به یتیمى جا داد. این است که من به خاطر عمل فرزندش از گناه این شخص صرف‌نظر کردم‏.»

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی