23 3

جنسیت و دوستی؛ مواجهه ‏ای اسلامی با مسأله رابطه دختر و پسر

نام نویسنده : حجت‌الاسلام والمسلمین حسین سوزنچی
انتشارات : دفتر نشر معارف
جنسیت و دوستی؛ مواجهه ‏ای اسلامی با مسأله رابطه دختر و پسر

توصیه به پرهیز از روابط، و نیز پیشنهاد اشباع این نیاز از طریق تشکیل خانواده، اگرچه ضروری است، اما به دلیل فاصله افتادن بین بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی، و نیز شدت یافتن تحریکات جنسی در جامعه، لااقل در عرصه‌هایی جوابگو نیست. آیا بر اساس آموزه‌های دینی، راه‌حل واقع‌بینانه‌ و کارآمدی برای این مساله وجود دارد؟ آیا بر اساس آموزه‌های اسلام، می‌توان الگویی برای مدیریت جنسی جوانان، که واقعیات امروز را هم جدی بگیرد، ارائه داد؟

نگارنده کتاب «جنسیت و دوستی»  این کتاب را به عنوان نمونه‌ای از حلّ مسأله در عرصه «علم دینی» نوشته است. لذا مخاطبان اولیه آن، متخصّصان مربوطه در رشته‌های علوم اجتماعی و علوم اسلامی هستند. از طرف دیگر، چون قرار است مسأله‌ای حلّ شود، کسانی که با این مسأله به طور مستقیم مواجهند (که در یک تقسیم کلان دو گروهند: جوانان و خانواده‌های آن‌ها، و مسئولان و سیاست‌گذاران کشور) نیز مخاطب این اثر هستند.

حجت‌الاسلام و المسلمین حسین سوزنچی درباره علل نگارش «جنسیت و دوستی» می‌گوید: با توجه به اینکه سن ازدواج در میان جوانان افزایش یافته و از سوی دیگر، نسل جوان در سن خاصی به بلوغ جنسی می‌رسند و غرایز طبیعی آنان نیاز به پاسخگویی پیدا می‌کند، تلاش کردم تا در این اثر به بررسی این مسأله و ارائه راهکارهای مناسب آن بپردازم. در این کتاب علاوه بر ارائه توصیه‌هایی به دختران و پسران جوان، پیشنهاداتی به متولیان امر و مسئولان نیز صورت گرفته که توجه به آن در رفع بسیاری از معضلات در این رابطه مؤثر خواهد بود.

عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در این باره افزود: با توجه به اینکه این قبیل مسائل غالباً در حد نظریه و تئوری مانده و مصداقی به آن پرداخته نشده، کوشیده‌ام تا  به مشکلات و مسائل ناشی از روابط دختر و  پسر و در نتیجه تأخیر در ازدواج را مطابق با منابع قرآنی، روایی، جامعه‌شناختی و روان‌شناسی پاسخ گویم و راه حل مناسب و منطبق بر احکام اسلامی برای آن ارائه دهم.

حجت‌الاسلام سوزنچی با بیان اینکه علم، هویت خود را از حل مسائل می‌گیرد، گفت: این کتاب مصداقی است از حل مساله اجتماعی بر پایه مبانی علم اسلامی که در چهار فصل با عناوین مبانی حل مسأله، آسیب‌شناسی وضعیت موجود، راهکارهای ناظر به دختران و پسران، پیشگیری، درمان و سیاست‌گذاری تدوین شده است.

منبع: فارس

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

امام علی(ع) دربارۀ حضرت عیسی(ع) فرمودند: « نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد، مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دستش.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت قائم به بیت‌المقدس بر می‌گردد و برای مردم در نماز، امامت می‌کند و چون روز جمعه نماز اقامه گردد، عیسی(ع) همراه هفتاد هزار فرشته نزول کند و او عمامه بر سر دارد و شمشیر آویخته، بر اسب سوار و حربه‌ای در دست دارد و چون به زمین نزول کند منادی فریاد بر کشد، ای گروه‌های مسلمانان، حق آمد و باطل از میان رفت.» رسول اکرم (ص) فرمودند: «عیسی(ع) بر گردنۀ کوهی به نام افیق نزول می‌کند و به بیت‌المقدس می‌آید در حالی‌که مردم آماده برای نماز صبح باشند، امام یعنی حضرت مهدی(عج) عقب می‌رود، عیسی(ع) او را به جلو می‌برد و در پشت سرش به آیین شریعت محمد(ص) نماز می‌خواند و می‌گوید: شما اهل‌بیت را هیچ‌کس مقدم نمی‌شود.» یکی از ویژگی‌های اخلاقی حضرت عیسی(ع)، زهد آن پیامبر بزرگ است. او همچون پیامبران دیگر خود را از تشریفات و زیبایی‌های دنیا و نعمت‌های رنگارنگش دور نگه می‌داشت و ابا داشت که کارهای خود را به عهدۀ دیگران واگذارد. در این‌باره، حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بالشتش سنگ و لباسش خشن و غذایش ناگوار بود. خورشتش گرسنگی و چراغش در شب، ماه و سایبانش در روز، شرق و غرب زمین بود. میوه و سبزی‌اش، گیاهانی بود که در مناطق مختلف می‌رویید.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت مسیح(ع) دائماً می‌گفت: در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید؛ کسانی که زیاد حرف می‌زنند، دل‌هایشان دچار قساوت شده ولی خودشان نمی‌دانند.» حضرت رضا(ع) فرمودند: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم به غیر از عیسی‌بن‌مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید ...» امام صادق(ع) فرمودند: «حواریون کنار [حضرت] عیسی(ع) جمع شدند و عرض کردند ای آموزگار نیکی[ها] ما را هدایت فرما. پس آن حضرت فرمود: [حضرت] موسای کلیم‌الله به شما امر کرد که به خدای متعال قسم دروغ نخورید و من به شما امر می‏کنم که چه راست و چه دروغ، به خدای متعال قسم دروغ نخورید.» امام صادق(ع) فرمودند: «عیسى‌بن‌مریم[علیه السلام] به قریه ‏ای رسید که اهل آن و پرنده ‏ها و جاندارانش یک جا مرده بودند. فرمود: هان! اینها به خشم و عذاب (خدا) هلاک شده‏ اند و اگر به مرگ[طبیعی] و جدا جدا مرده بودند حتماً یکدیگر را به خاک می‏سپردند. حواریون عرض کردند: یا روح اللَّه از خدا بخواه اینها را براى ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که باین عذاب گرفتار شده‏ اند) تا ما از آن دورى کنیم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] از پروردگار خود خواست. پس از جانب فضا به او ندا شد: که آنان را صدا بزن. پس عیسى [علیه السلام] شب هنگام بر تپه‏ ای از زمین برآمد و فرمود: اى مردم این ده! یک تن از میان آنها پاسخ داد: بلى اى روح خدا و کلمۀ خدا! فرمود: واى بر شما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت و دوستى دنیا همراه با ترس اندک (از خدا) و آرزوى دور و دراز و غفلت در سرگرمى و بازى. [حضرت] عیسى [علیه السلام] فرمود: محبت شما به دنیا چگونه بود؟ عرض کرد: مانند دوستى کودک به مادرش که هر گاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می‏ شدیم و چون از ما روی می گرداند گریان و غمناک می‏ شدیم‏. فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض کرد: گنهکاران را فرمانبرى داشتیم. فرمود: سر انجام کار شما به کجا کشید؟ عرض کرد: شبى را به خوشى به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم. فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد: سجین است. فرمود: سجین چیست؟ عرض کرد: کوه‏ هایى از آتش گداخته است که تا روز قیامت بر ما فروزان است. فرمود: پس شما چه گفتید و به شما چه گفتند؟ عرض کرد: گفتیم: ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می‏گویید. فرمود: واى بر تو چه شد که جز تو کس دیگرى از این جمع با من سخن نگفت؟ عرض کرد: اى روح خدا! همۀ آنها با دهنه و لگام آتشین مهار شده‏ اند و به دست فرشتگان سخت‏گیر و تند‏خو گرفتارند و من در میان آنها به سر می‏بردم ولى از آنها نبودم تا آن هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان در برگرفت پس من به تار مویى بر لبۀ دوزخ آویزان هستم و نمی ‏دانم که آیا به رو در آن بیفتم و یا از آن رهایى بیابم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] ، رو به حواریون کرده فرمود: اى دوستان خدا، خوردن نانى خشک با نمکى زبر و خوابیدن بر مزبله‏ ها خیری زیاد است در صورتى که با عافیت در دنیا و آخرت همراه باشد. امام صادق(ع)‏ از پدرش و او از پدرانشان نقل کرده که رسول خدا(ص) فرموده است: «روزى حضرت عیسى(ع) سر قبرى رسید که صاحبش در عذاب بود. سال بعد دوباره سر آن قبر آمد؛ اما دید که صاحبش در عذاب نیست. عرض کرد: خداوندا سال گذشته بر این قبر برخوردم دیدم صاحبش معذب است ولى‏ امسال که آمده ‏ام می بینم معذب نیست. علت این امر چیست؟ خداوند به حضرت عیسى وحى فرمود: اى روح‌ اللَّه! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت و به یتیمى جا داد. این است که من به خاطر عمل فرزندش از گناه این شخص صرف‌نظر کردم‏.»

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی