23 3

تعلیم و تربیت بصیرت‌گرا

نام نویسنده : دکتر علیرضا رحیمی
انتشارات : امام صادق (ع)
تعلیم و تربیت بصیرت‌گرا

پژوهش بنیادی حاضر، عهده‌دار تحلیل معناشناختی مفهوم تعقل و بررسی اهمیت و نقش آن در متون موثق اسلامی است و ضمن بررسی‌های توصیفی ـ تحلیلی با رویکردی فلسفی، به طرح یک نظریه اساسی تربیتی می‌پردازد. در واقع پژوهش حاضر در پی آن است که با تبیین مفاهیم «تعقل»، «تربیت عقلانی» و «بصیرت»، امکان تدوین یک نظریه اساسی در تعلیم ‌و تربیت‌اسلامی را برای سازمان‌دهی و تسهیل عمل تربیت فراهم ‌کند.
هدف اصلی کتاب حاضر، عبارتست از: «دست‌یابی به یک نظریه اساسی در حوزه تعلیم‌وتربیت ‌اسلامی براساس تبیین جایگاه و نقش تعقل با تکیه بر متون وثیق اسلامی (قرآن و حدیث)». اهداف جزئی‌تر عبارتنداز: ۱٫ تبیین مفاهیم تعقل، بصیرت، تربیت، تربیت عقلانی و ـ به تبع ـ روش عقلانی بر اساس مقایسه این مفاهیم در معنای رایج آن و معنای مستفاد از متون موثق اسلامی، ۲٫ تبیین جایگاه و نقش تعقل و روش عقلانی در تربیت ‌اسلامی بر اساس متون موثق اسلامی، ۳٫ تدوین یک نظریه تربیتی با تکیه بر دو مفهوم تعقل و روش عقلانی و مفاهیم وابسته به آن دو بویژه تربیت ‌عقلانی و بصیرت و دست‌یابی به راهبردهایی برای بکارگیری نظریه تربیتی مذکور در برنامه‌ها و فعالیت‌های آموزشی. سؤال‌های اصلی و مهم کتاب حاضر عبارتنداز: ۱٫ جایگاه (نقش و اهمیت) تعقل در متون موثق اسلامی و به تبع تربیت اسلامی چیست؟ و تعیین این جایگاه چه نتیجه‌ای برای تربیت اسلامی به دنبال دارد؟ ۲٫ آیا امکان تدوین یک نظریه اساسی در تعلیم‌وتربیت‌اسلامی بر اساس تبیین مفاهیمی نظیر تعقل، تربیت عقلانی و بصیرت وجود دارد؟ ۳٫ در صورت امکان ارائه چنین نظریه‌ای، محتوای آن چیست؟ به عبارت دیگر مطابق این نظریه، معنای تربیت اسلامی، هدف و روش اساسی آن چیست؟ فرضیات پژوهش حاضر عبارتنداز: ۱٫ مطابق منابع وثیق اسلامی، تعقل‌، از چنان اهمیت و نقشی برخوردار است که می‌توان ادعا کرد: تربیت اسلامی، تربیت عقلانی است. به این معنا که روش اساسی آن، روش عقلانی و هدف اساسی آن ایجاد بصیرت از طریق پرورش تعقل است. ۲٫ بهره‌گیری از مفاهیم تعقل، تربیت عقلانی و بصیرت امکان تدوین یک نظریه اساسی در تعلیم‌وتربیت‌اسلامی ـ به منظور سازمان‌دهی و تسهیل عمل تربیت ـ را فراهم می‌کند. ۳٫ مطابق این نظریه، تربیت اسلامی تربیت عقلانی و بصیرت گراست و تربیت عقلانیِ بصیرت‌گرا عبارتست از هدایت رشد ابعاد اساسی شخصیت آدمی از طریق پرورش تعقل ـ که دامنه عملکرد آن از حوزه نظر تا عمل گسترده است ـ و حاصل آن، ایجاد، حفظ و توسعه بصیرت است که از طریق پرورش نظری توأم با پرورش عملی، امکان‌پذیر می‌گردد.
کتاب حاضر در شش فصل به شرح زیر می‌باشد. فصل اول با عنوان «کلیات»، اختصاص دارد به تعیین مسیر اصلی و خطوط کلی شکل‌گیری محتوای کتاب از طریق بحث در باره انگیزه انتخاب موضوع تحقیق و تبیین آن، ضرورت آن، هدف، مسئله و سؤال‌های مهم، تبیین فرضیه‌ها، نتایج حاصله، رئوس مطالب، مفاهیم اصلی و کلیدی و نهایتاً مبانی و روش تحقیق. فصل دوم با عنوان «پیشینه تحقیق»، مربوط به بررسی پیشینه تحقیق در حوزه موضوع و متدلوژی تحقیق و تلاش برای اثبات بدیع‌بودن موضوع و محتوای کتاب بر اساس شواهد است. فصل سوم با عنوان «گزاره‌هایی پیرامون فلسفه و نظریه تربیتی اسلامی»، اختصاص به ارائه مباحثی مقدماتی برای بررسی مفاهیم پایه‌ای و نقش آنها در شکل‌گیری نظریه اساسی دارد. با این هدف که در انتها، مقدمات طرح نظریه فراهم آید. در بخش اول این فصل، تربیت، چونان یک عمل و فعالیت آگاهانه، ارادی و غرض‌مند معرفی می‌شود تا موضعِ نگارنده نسبت به عمل تربیتی ـ که مطابق این کتاب مبتنی بر نظر و و در پیوند وثیق با اندیشه تربیتی است ـ کاملا روشن شود. در بخش دوم و سوم به بررسی جایگاه فلسفه تعلیم‌وتربیت و نیز نظریه تربیتی به عنوان پیونددهنده نظر و عمل تربیتی می‌پردازیم و سپس با توجه به ویژگی‌ها و ابعاد گوناگون ساخت یک نظریه اساسی در تعلیم‌وتربیت‌اسلامی، به سوی تدوین نظریه -در فصول بعد- گام بر می‌داریم. فصل چهارم با عنوان «تعقل، مفهوم محوری تربیت عقلانی»، اختصاص به بررسی مفهوم عقل و بررسی کارکردهای آن بر اساس متون موثق دینی دارد. بررسی موضوع مورد نظر در این فصل امکان دست‌یابی به معنای صحیح عقل و کارکرد آن را به ما می‌دهد. چیزی که تأثیر فراوانی بر معنای تربیت عقلانی و ـ به تبع ـ نظریه اساسی ارائه شده در کتاب دارد. فصل پنجم با عنوان «تربیت عقلانی و نظریه بصیرت»، معنا و ماهیت تربیت، هدف اساسی آن، معنای تربیت اسلامی، هدف آن، رابطه تعقل و تربیت، معنای پرورش قوای عقلانی و اهمیت آن، اهمیت پرورش قوای عقلانی، ابعاد اساسی شخصیت آدمی، تأثیر تربیت عقلانی بر هر یک از این ابعاد، معنای روش عقلانی، روش عقلانی به عنوان روش اساسی تربیت‌اسلامی، جایگاه و نقش اجرای روش عقلانی در تحقق اهداف تربیت‌اسلامی از مباحث این فصل به شمار می‌آیند. در انتهای این فصل، مفهوم بصیرت به عنوان حاصل تربیت عقلانیِ بصیرت‌گرا، چونان مفهومی پایه‌ای مورد بحث قرار می‌گیرد و نظریه بصیرت چونان نظریه‌ای اساسی و تأثیرگذار در برنامه‌ریزی درسی و سایر فعالیت‌های آموزشی معرفی شده و محتویات آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. فصل ششم با عنوان «خلاصه و نتیجه‌گیری»، به جمع‌بندی مباحث پژوهش اختصاص داشته و در آن نتایج اساسی و نهایی تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد. خلاصه و حاصل تحقیق و نیز پیشنهادهای کتاب نیز در این فصل مطرح می‌گردد.

علیرضا رحیمی

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

امام علی(ع) دربارۀ حضرت عیسی(ع) فرمودند: « نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد، مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دستش.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت قائم به بیت‌المقدس بر می‌گردد و برای مردم در نماز، امامت می‌کند و چون روز جمعه نماز اقامه گردد، عیسی(ع) همراه هفتاد هزار فرشته نزول کند و او عمامه بر سر دارد و شمشیر آویخته، بر اسب سوار و حربه‌ای در دست دارد و چون به زمین نزول کند منادی فریاد بر کشد، ای گروه‌های مسلمانان، حق آمد و باطل از میان رفت.» رسول اکرم (ص) فرمودند: «عیسی(ع) بر گردنۀ کوهی به نام افیق نزول می‌کند و به بیت‌المقدس می‌آید در حالی‌که مردم آماده برای نماز صبح باشند، امام یعنی حضرت مهدی(عج) عقب می‌رود، عیسی(ع) او را به جلو می‌برد و در پشت سرش به آیین شریعت محمد(ص) نماز می‌خواند و می‌گوید: شما اهل‌بیت را هیچ‌کس مقدم نمی‌شود.» یکی از ویژگی‌های اخلاقی حضرت عیسی(ع)، زهد آن پیامبر بزرگ است. او همچون پیامبران دیگر خود را از تشریفات و زیبایی‌های دنیا و نعمت‌های رنگارنگش دور نگه می‌داشت و ابا داشت که کارهای خود را به عهدۀ دیگران واگذارد. در این‌باره، حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بالشتش سنگ و لباسش خشن و غذایش ناگوار بود. خورشتش گرسنگی و چراغش در شب، ماه و سایبانش در روز، شرق و غرب زمین بود. میوه و سبزی‌اش، گیاهانی بود که در مناطق مختلف می‌رویید.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت مسیح(ع) دائماً می‌گفت: در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید؛ کسانی که زیاد حرف می‌زنند، دل‌هایشان دچار قساوت شده ولی خودشان نمی‌دانند.» حضرت رضا(ع) فرمودند: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم به غیر از عیسی‌بن‌مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید ...» امام صادق(ع) فرمودند: «حواریون کنار [حضرت] عیسی(ع) جمع شدند و عرض کردند ای آموزگار نیکی[ها] ما را هدایت فرما. پس آن حضرت فرمود: [حضرت] موسای کلیم‌الله به شما امر کرد که به خدای متعال قسم دروغ نخورید و من به شما امر می‏کنم که چه راست و چه دروغ، به خدای متعال قسم دروغ نخورید.» امام صادق(ع) فرمودند: «عیسى‌بن‌مریم[علیه السلام] به قریه ‏ای رسید که اهل آن و پرنده ‏ها و جاندارانش یک جا مرده بودند. فرمود: هان! اینها به خشم و عذاب (خدا) هلاک شده‏ اند و اگر به مرگ[طبیعی] و جدا جدا مرده بودند حتماً یکدیگر را به خاک می‏سپردند. حواریون عرض کردند: یا روح اللَّه از خدا بخواه اینها را براى ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که باین عذاب گرفتار شده‏ اند) تا ما از آن دورى کنیم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] از پروردگار خود خواست. پس از جانب فضا به او ندا شد: که آنان را صدا بزن. پس عیسى [علیه السلام] شب هنگام بر تپه‏ ای از زمین برآمد و فرمود: اى مردم این ده! یک تن از میان آنها پاسخ داد: بلى اى روح خدا و کلمۀ خدا! فرمود: واى بر شما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت و دوستى دنیا همراه با ترس اندک (از خدا) و آرزوى دور و دراز و غفلت در سرگرمى و بازى. [حضرت] عیسى [علیه السلام] فرمود: محبت شما به دنیا چگونه بود؟ عرض کرد: مانند دوستى کودک به مادرش که هر گاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می‏ شدیم و چون از ما روی می گرداند گریان و غمناک می‏ شدیم‏. فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض کرد: گنهکاران را فرمانبرى داشتیم. فرمود: سر انجام کار شما به کجا کشید؟ عرض کرد: شبى را به خوشى به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم. فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد: سجین است. فرمود: سجین چیست؟ عرض کرد: کوه‏ هایى از آتش گداخته است که تا روز قیامت بر ما فروزان است. فرمود: پس شما چه گفتید و به شما چه گفتند؟ عرض کرد: گفتیم: ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می‏گویید. فرمود: واى بر تو چه شد که جز تو کس دیگرى از این جمع با من سخن نگفت؟ عرض کرد: اى روح خدا! همۀ آنها با دهنه و لگام آتشین مهار شده‏ اند و به دست فرشتگان سخت‏گیر و تند‏خو گرفتارند و من در میان آنها به سر می‏بردم ولى از آنها نبودم تا آن هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان در برگرفت پس من به تار مویى بر لبۀ دوزخ آویزان هستم و نمی ‏دانم که آیا به رو در آن بیفتم و یا از آن رهایى بیابم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] ، رو به حواریون کرده فرمود: اى دوستان خدا، خوردن نانى خشک با نمکى زبر و خوابیدن بر مزبله‏ ها خیری زیاد است در صورتى که با عافیت در دنیا و آخرت همراه باشد. امام صادق(ع)‏ از پدرش و او از پدرانشان نقل کرده که رسول خدا(ص) فرموده است: «روزى حضرت عیسى(ع) سر قبرى رسید که صاحبش در عذاب بود. سال بعد دوباره سر آن قبر آمد؛ اما دید که صاحبش در عذاب نیست. عرض کرد: خداوندا سال گذشته بر این قبر برخوردم دیدم صاحبش معذب است ولى‏ امسال که آمده ‏ام می بینم معذب نیست. علت این امر چیست؟ خداوند به حضرت عیسى وحى فرمود: اى روح‌ اللَّه! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت و به یتیمى جا داد. این است که من به خاطر عمل فرزندش از گناه این شخص صرف‌نظر کردم‏.»

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی