پنجشنبه 11 آبان 1396 در 20:05
23 3
پنجشنبه 11 آبان 1396 در 20:05

شهید مطهری(ره) از شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام

شهید مطهری اندیشۀ غرب را نیز به چالش می‌کشد و آن را با عقلانیت مواجه می‌کند

شهید مطهری(ره) از شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام

مصاحبه با سید محمدصالح هاشمی گلپایگانی، استاد حوزه و از اساتید دانشگاه امام صادق(ع) و ریاست مرکز آموزش عالی امام حسین(ع)

 

 شهید مطهری یکی از شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام است که باوجود گذشت چند دهه از شهادت ایشان، آثار و افکارشان هنوز برای جوانان تازگی دارد که اگر هر انسان باروح و روان سالم به این آثار روی کند به رشد بالایی در خصوص شناخت اسلام ناب محمدی خواهد رسید. مطهری، با شاگردی در محضر علمای بزرگ و بی‌نظیری همچون علامه طباطبائی و امام راحل (ره) توانست به فیلسوفی تبدیل شود که حتی امروز نیز با استفاده از آثار او که به شیوۀ عقلی و علمی تألیف گردیده می‌توان بسیاری از نظریات پوچ اومانیسم و لیبرالیسم یا مباحث حقوق بشری غربی را به چالش کشیده و آن‌ها را مورد هجمه قرارداد.


     اندیشۀ شهید مطهری یک اندیشۀ مستقیم و استوار مبتنی بر مبانی اسلام است که می‌تواند محک و معیاری برای تشخیص انحراف سایر اندیشهها باشد؛ بنابراین اگر اندیشه‌ای چپ یا لیبرالیستی باشد مشخص می‌کند که کجا با اندیشۀ اسلام زاویه دارد؛ یعنی اندیشۀ شهید مطهری به شکلی استوار، بااستقامت و مستقیم، زاویه‌ها و انحراف‌ها را معلوم می‌کند؛ به همین دلیل گروه‌های مختلف با اندیشۀ شهید مطهری به مقابله برخواستند و این مسئله صرفاً مربوط به مهروموم‌های گذشته و اندیشۀ چپی‌ها نیست. چپی‌ها آن زمان جولان زیادی داشتند؛ اما امروز نیز با اندیشه‌های شهید مطهری تقابل زیادی هست. یکی از مهم‌ترین مباحث تقابلی شهید مطهری این است که ایشان اعتبار جدی به مبحث عقل می‌دهند.
     مطهری عقلانیت را به‌صورت جدی مطرح می‌کند؛ بنابراین در سه حیطه با وی تعارض پیدا می‌شود: یک گروه افراد سنت‌گرایی هستند که مثلاً پای یک آداب‌ورسوم مذهبی حتی مانند مراسم امام حسین (ع) و مانند این‌ها می‌ایستند؛ اما می‌گویند ما به این مسئله کاری نداریم که هدف امام حسین (ع) چه بوده است؛ بدین‌ترتیب بحث عقلانیت شهید مطهری با نگاه برخی به نهضت حسینی تقابل پیدا می‌کند که شیعه انگلیسی یا گروه‌هایی ازاین‌دست مصداق این گروه هستند. گروه دومی که در مقابل شهید مطهری جبهه‌گیری می‌کنند افراد سنت‌گرای ملی یا ملی‌گراهای سنتی هستند. برای این افراد رسم و رسوم و آداب اهمیت داشته و بدون عقلانیت نسبت به ایرانیت تعصب پیدا می‌کنند؛ ا ما شهید مطهری به‌عنوان‌مثال باقوت و شدت چهارشنبه‌سوری را نماد جهالت و حماقت و سیزدهبه‌در را بی‌مبنا دانسته و مورد هجمه قرار می‌دهد و رسم و رسوم آبا و اجداد را همین‌طوری قبول نمی‌کند مگر آنچه سبب مفاخر و افتخار یک ملت باشد که آن را نیز با دو شرط قبول می‌کند: یکی، ‌ارائه‌کردنی به‌کل جهان باشد و دیگر اینکه عقلانی باشد. سومین گروهی که با شهید مطهری مقابله می‌کنند متعصبان غرب‌گرا یا کسانی هستند که غرب را الگوی موفقی می‌دانند و تعقل در خوب و بد غرب را برنمی‌تابند. هرچند ممکن است حتی ادای روشن‌فکری را هم درآورند؛ اما یک متحجرنمای روشن‌فکر هستند و غرب را به‌عنوان یک بت می‌پرستند. شهید مطهری اندیشۀ غرب را نیز به چالش می‌کشد و آن را با عقلانیت مواجه می‌کند. متعصبان نسبت به غرب که حتی برخی از سنت‌گراهای امروزی را نیز شامل می‌شوند در حال حاضر مخالف شهید مطهری هستند. این سه گروه با هویت سه‌گانۀ دینی، ایرانی و تجدد غربی که شاید مردم ما نیز آن را داشته باشند در این زمان با شهید مطهری مقابله می‌کنند. در گذشته اندیشه‌های چپ بیشتر بروز و ظهور کردند؛ اما امروزه اندیشه‌های چپ خیلی بروز و ظهور ندارند بلکه افول دارند اگر روزی بروز کنند آن‌ها هم‌ گروه چهارم مقابله با شهید مطهری هستند.
     امروز که رهبر معظم انقلاب جامعه را رهبری و راهبری می‌کنند با تأکید می‌فرمایند مبانی فکری این نظام، آثار شهید مطهری است و غیرازاین نیست؛ لذا این سؤال مطرح می‌شود بعدازاین همه‌سال چطور رهبر انقلاب مبنای فکری یک نظام را آثار شهید مطهری می‌دانند. دلیل این است که شهید مطهری یک دغدغه جدی داشتند که دربارۀ آن نیز بسیار کار کردند و آثار خود را نیز بر همین مبنا قراردادند؛ به‌این‌علت است که آثار ایشان همواره به‌روز است. دغدغه ایشان این بود که آیا اسلام 1400 سال قبل می‌تواند پاسخگوی مصالح امروز و فردای جامعه ما باشد. آیا قرآن می‌تواند همواره به‌روز باشد. مطهری اصل اسلام و مقتضیات را قبول داشته و بر اساس ثابتات و متغیرات حرکت می‌کند. ثابتات را پایه قرار داده و در متغیرات تمرین چگونگی تغییر و تحول را ارائه می‌کند و آثار خود را بر همین اصل قرار می‌دهد؛ بنابراین آثار ایشان همواره به‌روز است. ایشان آثار خود را در خصوص ثابتی که می‌تواند متغیرات را به‌روز کند طراحی نمودند؛ لذا این مبنای نظام می‌شود؛ زیرا نظام همواره با مسائل جدید مواجه است که باید آن‌ها را بر اصول ثابت مبتنی کند؛ یعنی همیشه اصلاحاتی دارد که باید بر اساس پایه و اصول باشد؛ لذا اصول‌گرایی اصلاحی روش شهید مطهری بود. این سبب می‌شود که آثار شهید مطهری به‌روز بوده و ما امروز هم اثر نظرات شهید مطهری را حس کنیم.
     شهید مطهری در ارائه نظرات خود شجاعت علمی داشتند. زمانی که یک زاویۀ انحرافی را می‌دیدند بسیار صریح ایستاده و شاخص را مشخص می‌کردند؛ لذا این شجاعت در بیان، تحقیق و تسلط علمی سبب می‌شود که دشمنان در مقابل ایشان همچنان موضع داشته باشند.
     شهید مطهری در خصوص حکومت اسلامی و ولایت‌فقیه یک تعریف جانانه از میرزای نائینی داشتند. کتاب «تنزیه الامه و تنبیه الملت» ایشان را می‌ستودند. کتاب مرحوم نائینی را ایشان به شکل تئوری در بحث ولایت‌فقیه تبیین می‌کنند که در زمان مشروطه با آن بحث‌هایی که شد البته مخالفینی نیز پیدا کردند. شهید مطهری چون انسان عقل‌گرایی بود عقل را به‌عنوان پیامبر درونی و حجت خدا جزو دین می‌دانست. ایشان بحث حاکمیت حکومت اسلامی را یک بحث عقلی می‌دانستند که آیا اسلامی که در خصوص تمام ابعاد زندگی انسان نظریه دارد نمی‌تواند دربارۀ چگونگی ادارۀ جامعه نظریه داشته باشد! لذا ایشان بحث جمهوری اسلامی یعنی جمهوریت را شکل قالب حکومت و اسلامیت را ماهیت حکومت می‌دانند یعنی این‌هایی که بعضی مواقع می‌گویند جمهوریت مثل اسلامیت است باید بدانند که این‌گونه نیست؛ یعنی برای هدف‌ها هویت اسلامی به شکل جمهوریت باید حرکت کند. جمهوریت نمی‌تواند ماهیت حکومت را بر هم بزند. روش رساندن مردم به ماهیت و هدف‌های حکومت هم ‌شکل جمهوریت است؛ بنابراین ایشان به‌نوعی دین‌سالاری مردمی را ترویج می‌کنند که هویت و رأس آن، ماهیت اسلامی و شکل مردمی بودن آن است.
     ریشۀ بسیاری از مباحث شهید مطهری بر اصل و اساس توحید است. ایشان اعتقاد داشتند که انسان باید در همۀ عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، زندگی فردی و اجتماعی خدا را در نظر داشته باشد؛ زیرا بر اساس جهان‌بینی توحیدی هیچ لا حول و لا قوه الا با... یا هیچ حول، قوه و منشأ اثری در عالم وجود ندارد. شهید مطهری به کتاب خدا در زندگی انسان توجه دارد؛ یعنی نقش خدا در زندگی انسان را مشخص می‌کند و سراسر عالم را منشأ یک اثر می‌داند بر اساس این نظام فکری و ریشۀ توحیدی پایۀ انسان‌شناسی را مبنای اندیشه قرار داده است. در غرب همۀ فیلسوف‌ها به بحث خاصی مشخص می‌شوند که مثلاً برخی هگل‌شناس هستند. از ایشان می‌پرسند شما فیلسوف چه چیزی هستید؟ ایشان در پاسخ فرمودند من فیلسوف فطری هستم. مسئلۀ انسان‌شناسی فطری که شهید مطهری مطرح می‌کند بر اساس ریشۀ توحیدی و پایۀ همه مباحث ایشان است؛ بنابراین اگر انسانیت انسان ریشه در توحید نداشته باشد پوچ است و اصلاً جهان بدون توحید، جهانی بی‌پایه و شجرۀ خبیثه‌ای است که ثبات ندارد و می‌افتد. حال اگر شما در زندگی غربی، نگاه‌های چپی می‌بینید با آثار شهید مطهری می‌توان تمام علوم غربی را که مبتنی بر اومانیسم و لیبرالیسم است به چالش کشید. همچنین با آثار شهید مطهری می‌توان حوزۀ زندگی و مباحث حقوق زن و مرد و یا تمام باورهای غربی در خصوص حقوق بشر و حقوق زن غربی را به‌صورت فعالانه و نه‌منفعلانه به چالش کشیده و بر آن‌ها هجمۀ علمی داشت.
     شخصیت شهید مطهری توسط علامه طباطبائی و امام راحل(ره) شکل‌گرفته و آثار ایشان نیز از دو آبشخور تفسیر المیزان و اندیشه‌های امام راحل(ره) سرچشمه گرفته است. افزون بر آن، قدرت خلاقیت و عالمیت که علامه طباطبائی، شهید مطهری و امام راحل (ره) داشتند هر آنچه این سه تن دارند از قرآن و روایات است. بحث ما این است که چگونه می‌توان با اندیشه عالمان بزرگی نظیر شهید مطهری، علامه طباطبائی و امام راحل(ره) به محضر قرآن و روایت رسید و وارد دریای بیکران معارف اسلامی شد که اگر این‌گونه شود همچون این شخصیت‌های بزرگ می‌توان تمام شرق و غرب و اندیشۀ چپ و راست را بر اساس محور توحیدی و با انسان‌شناسی اسلامی به چالش کشید.
                                                         
                                                                   یکشنبه/ 12 اردیبهشت‌ماه/ 1395 هجری شمسی

 

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی با تبریک و تسلیت شهادت و فقدان دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ای و دفاعی جناب آقای محسن فخری‌زاده، بر مجازات قطعی عاملان و آمران این جنایت و همچنین لزوم پیگیری تلاش علمی و فنی این شهید تأکید کردند. متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: بسم الله الرّحمن الرّحیم دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ئی و دفاعی کشور جناب آقای محسن فخری‌زاده به دست مزدوران جنایتکار و شقاوت‌پیشه به شهادت رسید. این عنصر علمی کم‌نظیر جان عزیز و گرانبها را به خاطر تلاشهای علمی بزرگ و ماندگار خود، در راه خدا مبذول داشت و مقام والای شهادت، پاداش الهی اوست. دو موضوع مهم را همه‌ی دست‌اندرکاران باید به جِدّ در دستور کار قرار دهند، نخست پیگیری این جنایت و مجازات قطعی عاملان و آمران آن، و دیگر پیگیری تلاش علمی و فنی شهید در همه‌ی بخشهائی که وی بدانها اشتغال داشت. اینجانب به خاندان مکرم او و به جامعه‌ی علمی کشور و به همکاران و شاگردان او در بخشهای گوناگون، شهادت او را تبریک و فقدان او را تسلیت میگویم و علو درجات او را از خداوند مسألت میکنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۸ آذرماه ۹۹