شنبه 13 آبان 1396 در 07:57
23 3
شنبه 13 آبان 1396 در 07:57

مصاحبه خواندنی در مورد تسخیر لانه جاسوسی

مصاحبه خواندنی در مورد تسخیر لانه جاسوسی

رئیس مرکز مطالعات عالی بین الملل دانشگاه تهران را بیشتر دانشگاهیان و سیاسیون به علت حضور در مستند های هسته ای برنامه ثریا و بیان مطالب دقیق علمی می شناسند. آنچه که در ادامه می آید متن کامل مصاحبه دکتر بیژن پیروز عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با ویژه نامه نشریه دانشجویی بازگشت متعلق به بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به مناسبت سیزده آبان است.

به گزارش رجانیوز فارغ از فضای دانشجویی حاکم بر این گفت و گو، پاسخ های تاریخی دقیق دکتر پیروز نیز بسیار جالب توجه است که مخاطب را به خواندن این مصاحبه بیشتر ترغیب می کند.

به نظر شما به چه علت تسخیر سفارت آمریکا با وجود اینکه این کشور به عنوان یک ابر قدرت شناخته شده بود انجام شد؟

خوشبختانه شما در دورانی دانشجوی دانشگاه تهران هستید که نتایج حاصل از انقلاب­هایی که انقلابیون در آنها پس از رسیدن به پیروزی جرات تعطیل کردن سفارت امریکا را در کشورهای خود نداشته­ اند، دیده ­اید یا می ­بینید. در دوران جنگ سرد وضعیت به مراتب بدتر از امروز بود طوری یک ضرب المثل امریکای لاتین در دوره جنگ سرد علت عدم وقوع کودتا در ایالات متحده امریکا را عدم وجود سفارت امریکا در در این کشور معرفی می ­کرد!

در سال ۱۳۵۸ کم و بیش همه به نقش سفارت امریکا و کشورهایی مثلا انگلستان و نیز اتحاد جماهیر شوروی مشکوک بودند اما ورود شاه به خاک امریکا این تردید که دولت امریکا به طور جدی در صدد برگرداندن شاه به قدرت در ایران است را بسیار تقویت کرد. واقعیت این است امریکایی­ها قبلا (پس از فرار شاه از کشور در دوران مصدق) یک بار این کار را کرده بودند و دلیلی هم نداشت که نشان دهد در سال ۱۳۵۸ تغییر عقیده داده باشند! مضافا این که اگر این کار به هر شکلی انجام می­شد بدون شک تمام انقلابیون قتل عام شده یا زیر شکنجه می­مردند. بنا بر این اقدام دانشجویان در حقیقت نه یک اقدام تهاجمی که یک اقدام کاملا تدافعی بود. بعد از ورود به سفارت با توجه به اسناد به دست آمده هم اثبات شد که این تردیدها کاملا درست بود یعنی ثابت شد که ماموریت اصلی کارکنان سفارت امریکا در تهران تلاش نه صرفا برای اثرگذاری بر روند دولت سازی در ایران که اساسا سرکوب انقلاب ایران تعریف شده بود و وظایف متعارف دیپلماتیک مثل گسترش روابط تجاری، فرهنگی و ... با دولت جدید ایران برای آنها در اولویت دهم هم نبود.

تسخیر لانه جاسوسی باعث تیره شدن روابط یاران و آمریکا و شروع اقدامات علیه ایران شد. با وجود این مطلب آیا شما تسخیر لانه جاسوسی را تایید می کنید یا خیر؟

به این سئوال در پاسخ به پرسش قبلی جواب داده شد، کسی که معتقد به ضرورت وقوع یک انقلاب با ماهیت استقلال طلبانه باشد دست کم امروز و با مشاهدة نتایج انقلابات در منطقه، نمی­تواند تردیدی در خصوص لزوم بازنگری اساسی در سطح و ماهیت روابط کشور انقلابی با کشورهای استکباری داشته باشد. بسیاری از کسانی که امروزه در ایران منتقد اشغال لانه جاسوسی شناخته می­شوند هم در حقیقت معتقدند که برای این بازنگری ضروری بهتر بود از پروتکل های دیپلماتیک استفاده می­شد یعنی مثلا مدتی به اعضای سفارت فرصت داده می­شد تا خاک کشور را ترک کنند.

به نظر شما چرا اکثریت دانشجویان تسخیر سفارت بعد ها تسبت به آمریکا تغییر عقیده دارند؟آیا اصلاً این گزاره را قبول دارید؟

در واقع من مطمئن نیستم که "اکثریت" حدود ۴۰۰ دانشجویی که در تسخیر لانه جاسوسی مشارکت داشتند واقعا در خصوص ضرورت این اقدام در زمان وقوع آن تغییر عقیده داده­ اند. واقعیت این است که اسامی کمتر از ۵۰ نفر از این ۴۰۰ نفر معروف است. بله در این که برخی از دانشجویان حاضر در جمع دانشجویان پیرو خط امام در حقیقت هرگز پیرو خط امام نبودند تردیدی نیست. برای مثال عباس زریباف که خود را در جمع دانشجویان پیرو خط امام جا زده بود در واقع از سال ۱۳۵۸ توسط سازمان منافقین جذب شده و در اوایل دهة ۶۰ به عراق گریخته و نهایتا هم در عملیات مرصاد در حالی که برای صدام و علیه کشور خود میجنگید کشته شد. واضح است که کسی نمی­تواند و نباید چنین فریب خورده­ای را پیرو خط امام بداند، ماجرای خودکشی مشکوک تقی محمدی و ارتباط یا عدم ارتباط او با بمب گذاری ۸ شهریور ۱۳۶۰ در دفتر نخست وزیری هم هرگز مشخص نشد. این که یک نفر مثل عباس عبدی پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ واقعا به دلیل عذاب وجدان از نقش خود در ماجرای اشغال سفارت در پاریس با بری روزن دیدار کرده یا این که ماموریت سیاسی او گذشتن از آبرو برای شکستن دیوار بی اعتمادی تعریف شده واقعا مشخص نیست. به هر حال در این فهرست حدود ۵۰ نفری از دانشجویان شناخته شده در برابر هر اسم مثل عباس عبدی شما می­توانید ده­ها نفر مثل شهید توکلی، شهید بهبهانی، شهید بولوردی، شهید بسطامی، شهید بهادریفر، شهید ترکاشوند، شهید علی حاتمی، شهید جعفر ذاکر، شهید رجب بیگی، شهید احمد رحیمی، شهید بهروز سلطانی، شهید حسن سیف، شهید جلیل شرفی، شهید اسدالله شیران، شهید حسین شوریده، شهید علی صبوری، شهید آفریدون صبری، شهید فضل الله عابدینی، شهید محمد فاضلی، شهید ناصر فولادی، شهید کدخدا زاده، شهید محسن وزوایی، شهید ماندگار، شهید مجید موذن صفایی، شهید حسن میر سلطانی، شهید عباس ورامینی، شهید جمال امیرخانی، شهید علیرضا هادی پور و ... را نام ببرید که بعد از ماجرای سفارت تا آخرین قطره خون پای ارزشهای انقلاب ماندند.

واقعیت این است که برخی از کسانی که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ دانشجوی پیرو خط امام بودند امروزه اساتید دانشکده­های مختلف هستند و بهتر است در این مورد با خود آنها مصاحبه کنید ولی به نظر من آن دسته از چهره­ هایی سیاسی که به حضور در جمع دانشجویان پیرو خط امام مشهور هستند به عنوان مدرک اثبات انفلابی بودن خود به این سابقه استناد کرده­ اند نه برعکس. در حقیقت آدمی مثل کمال تبریزی که با فیلمهایش شناخته می­شود چون نیازی به تبلیغ روی عضویتش در جمع دانشجویان پیرو خط امام احساس نمی­کند از این سابقه برای تبلیغ استفاده نمی­کند یا شخصی مثل عزیز جعفری که سوابق فراوان انقلابی بعد از سال ۱۳۵۸ و در دوران هشت سال دفاع مقدس دارد دلیلی ندارد که بخواهد با این برچسب معرفی شود. این که اکثر دانشجویان مثلا در دولت فعلی خانم معصومه ابتکار را به عنوان دانشجوی تسخیر کننده سفارت می­شناسند اما کسی نمی­دانند که حسین دهقان وزیر دفاع هم جز دانشجویان پیرو خط امام بوده هم به این دلیل است که مهم­ترین فعالیت انقلابی زندگی آقای دهقان مشارکت در جمع دانشجویان پیرو خط امام نبوده است.

به نظر شما این اقدام با هماهنگی جمهوری اسلامی و نظام حاکمیت بوده است یا خیر ؟ تحلیل شما چیست؟

این موضوع نیاز به گمانه زنی و تحلیل ندارد چون در سیزده آبان سال ۱۳۵۸ هنوز جمهوری اسلامی در ایران حتی تثبیت هم نشده بود چه رسد به این که بتواند عملیات پنهان اشغال سفارت طراحی کند. در حقیقت دانشجویانی که اقدام به برگزاری تظاهرات در برابر سفارت امریکا و سپس ورود به آن کردند هم دقیقا نگران همین خلاء بودند. آنها نگران این بودند که حال که شاه به امریکا رفته چرا از سوی دولت هیچ اقدام موثری انجام نمی­ شود. این که امام راحل اشغال سفارت را انقلاب دوم نامید هم به بعد از اشغال یعنی زمانی که مستندات منهدم نشده حاکی از فعالیتهای گسترده ضد ایرانی در این سفارت داشت بر می­ گردد.

تحلیلتان از اسناد لانه چیست؟

در حقیقت نکته ­ای که کسی به آن توجه نکرده این واقعیت است که متن بخشی از اسنادی که پس از تسخیر لانة جاسوسی منتشرشد (به ویژه تلکس های مخابره شده از سفارت و به سفارت) در حال حاضر در مجموعه ویکیلیکس هم در دسترس علاقمندان می­باشد. ترجمه­های انجام شده توسط دانشجویان در زمان انتشار تا حد زیادی دانشجویی و نتیجتاً غیر حرفه­ ای می باشد. مطالعه تطبیقی متون اسناد منتشر شده توسط ویکیلیکس و دانشجویان حتی امروز هم پاسخگوی نکات بسیار جالبی از تاریخ ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی می­باشد.

تحلیل شما از ارتباط بعضی از اعضای دولت موقت با آمریکا را تایید می کند؟

این ارتباط چیزی نیست که آن دسته از اعضای دولت موقت که در آن زمان با امریکا ارتباط داشتند هرگز منکر آن بوده باشند بنا بر این موضوع هم دست کم امروز نیازی به گمانه زنی و تحلیل نیاز به تحلیل ندارد.

آیا اگر ۱۳ آبان ۵۸ تکرار شود شما در آن حضور پیدا می کنید؟

سئوال شما ساده سازی موضوع است. اگر بنابه به صحبت راجع به اگرها باشد دقیق تر این است که به این فکر کنیم که اگر کمک مستقیم خدا نبود و کماندوهای امریکایی در ۴ اردیبهشت ۱۳۵۹از طبس به تهران رسیده بودند، عملا همه چیز برای این که تمام دانشجوهای پیرو خط امام در در ۴ اردیبهشت ۱۳۵۹قتل عام شوند مهیا شده بود! به هر حال دانشجویان مثل خود شما دانشجو بودند یعنی نه به تسلیحات کافی برای مقاومت در برابر یک حمله کماندویی مجهز بوده و نه برای مقابله با چنین حملاتی آموزش دیده بودند!

در حقیقت ارزیابی امریکایی­ها هم دقیقاٌ این بود که اگر چه همه کارکنان لانه جاسوسی در خود محل سفارت نگهداری می­شدند اما دانشجوها در جریان درگیری­ کماندوها حتی قادر نخواهند بود از کارکنان سفارت به عنوان گروگان برای حفظ جان خود استفاده کنند. بنا بر این معنی واقعی سئوال شما این است که آیا من در ۴ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ می­توانستم آماده باشم که برای حفظ آرمان­های انقلاب سال ۱۳۵۷ بمیرم؟ واقعیت این است که امروز یعنی بعد از گذشنت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب زندگی کردن بدون آرمانهای انقلاب اسلامی به مراتب سخت­ تر از شهید شدن برای حفظ این آرمانهاست.

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی با تبریک و تسلیت شهادت و فقدان دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ای و دفاعی جناب آقای محسن فخری‌زاده، بر مجازات قطعی عاملان و آمران این جنایت و همچنین لزوم پیگیری تلاش علمی و فنی این شهید تأکید کردند. متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: بسم الله الرّحمن الرّحیم دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ئی و دفاعی کشور جناب آقای محسن فخری‌زاده به دست مزدوران جنایتکار و شقاوت‌پیشه به شهادت رسید. این عنصر علمی کم‌نظیر جان عزیز و گرانبها را به خاطر تلاشهای علمی بزرگ و ماندگار خود، در راه خدا مبذول داشت و مقام والای شهادت، پاداش الهی اوست. دو موضوع مهم را همه‌ی دست‌اندرکاران باید به جِدّ در دستور کار قرار دهند، نخست پیگیری این جنایت و مجازات قطعی عاملان و آمران آن، و دیگر پیگیری تلاش علمی و فنی شهید در همه‌ی بخشهائی که وی بدانها اشتغال داشت. اینجانب به خاندان مکرم او و به جامعه‌ی علمی کشور و به همکاران و شاگردان او در بخشهای گوناگون، شهادت او را تبریک و فقدان او را تسلیت میگویم و علو درجات او را از خداوند مسألت میکنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۸ آذرماه ۹۹