یکشنبه 07 آبان 1396 در 00:05
23 3
یکشنبه 07 آبان 1396 در 00:05

تنها راه شروع از مدرسه است

غلامعلی حداد عادل

آموزش، آینده سازی است و آینده از آن‌کسی است که امروز به آموزش اهمیت بدهد

تنها راه شروع از مدرسه است

سخنرانی آقای غلامعلی حداد عادل در همایش جامعۀ تعلیمات اسلامی
 
بسم ا... الرحمن الرحیم،
سلام و درود ما به پیشگاه خاتم پیامبران الهی؛ حضرت محمد مصطفی(ص) و سلام بر اولیاء و اوصیای الهی. سلام ما بر روح پرفتوح امام راحل و شهیدان گران‌قدر و سلام به حضور شما خواهران و برادران گرامی مدیران و مسئولان مدارس و مجموعۀ ارزشمند جامعۀ تعلیمات اسلامی.
     این ایام که ایام زیارت خاصه حضرت رضا(ع) است ما هم به برکت تشکیل جلسۀ شما در این روزها، توفیق زیارت داشته باشیم و ادای احترامی کنیم به امام شهدا و شهیدان و مدافع حرم و شهیدی که نامش این روزها بر سر زبان هاست.
شهید محسن حججی؛ شهید افتخارآفرینی است که درواقع الگوی جوانان ما هستند. جمع حاضر که مدیران مدارس جامعۀ تعلیمات اسلامی هستید توجه دارید که وارث یک میراث ارجمندید. میراث گران‌قدری که به‌آسانی هم تحصیل نشده است. همان‌طور که اینجا ملاحظه کردید جامعۀ تعلیمات اسلامی سنگ بنای آن در سال 1322 نهاده شده است. این مدرسه توسط یک روحانیِ بابصیرت و پرکار که همتی بلند داشته، آن را مانند یک نهال نازکی کاشته که امروز تبدیل به یک درخت تناور شده است؛ درواقع اگر شما بخواهید یک تصور دقیقی از جایگاه خودتان داشته باشید باید به سال¬های قبل و بعد از مشروطیت برگردید.
آن زمان این مدارسِ سبک جدید به تقلید از اروپا در ایران تأسیس شد (معروف ترین آن‌ها دارالفنون بود). با پیروزی مشروطیت تأسیس این مدارس سرعت گرفت ولی با کودتای رضاخانی بنا بر این بود که مذهب در ایران به حاشیه رانده شود و فعالیت های مذهبی برچیده شود. همۀ شما با تاریخ تقریباً 20 سالۀ 1299 تا 1320 آشنا هستید. می دانید که در آن سالها به اسلام و مسلمانان و علمای دین و مؤسسات دینی در این کشور چه گذشت. دوران استبداد و اختناقی که کسی حق عزاداری برای امام حسین(ع) هم نداشت.
در مشهد در حملۀ سراب، من حدود سی سال پیش در یک‌منزلی مقیم بودم که می¬گفتند دویست یا سیصد سال در ایران در این منزل روضۀ محرم برقرار بوده است. گفتم در دوره رضاشاه چه‌کار می کردند؛ عزاداری در محلۀ سراب نیز ممنوع بود ولی اهالی یک کوزه دستشان می گرفتند به هوای اینکه می خواهند آب ببرند، چند نفر می‌آمدند کنار این چشمۀ آب، در همان فاصله چند دقیقه خودشان یا کسی روضه ای می خواند و متفرق می شدند. اوضاع این‌طور بود. در این شرایط کار به سبکی که شما می کنید اصلاً ممکن نبود.
لازم است که شما تاریخ آموزش‌وپرورش ایران را به‌خصوص در دورۀ استبداد رضاخانی بدانید. دیگر با جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به ایران رضاشاه مجبور به فرار از ایران شد؛ یعنی همان کسانی که او را آورده بودند همان ها او را بردند و اوضاع ایران عوض شد. در یک سال هایی این فرصت برای متدینان پیدا شد که فعالیت خودشان را شروع کنند. ملاحظه می کنید که فقط دو سال بعد از شهریور 1320، دو سال بعد از خروج رضاشاه این مکتب پیروان قرآن کار خودش را آغاز می کند و در سال 1324 جامعۀ تعلیمات اسلامی تأسیس می شود پس جامعۀ شما محصول موقع‌شناسی صحیح یک عده از متدینانی که از اولین فرصت پدید آمده استفاده کرده است.
در دانشنامۀ جهان اسلام یک دائره‌المعارفی است که سی‌وچهار سال پیش تأسیس‌شده است که ریاست عالیه اش را مقام معظم رهبری دارند. مقاله ای دربارۀ جامعۀ تعلیمات اسلامی که از راهنمایی های آقای دادگستر نیا در تألیف آن استفاده‌شده است و فریدالدین حداد عادل این مقاله را نوشته است، در آن به طور فشرده تاریخچۀ جامعه آمده است و منابع تحقیق بیشتر هم ذکرشده است.
لازم می دانم که در جمع شما بر اهمیت کارآموزشی تأکید کنم. افتخار بنده این است که الآن هم به‌عنوان یک معلم در خدمتتان هستم و اگر امسال توفیق داشته باشم از اول مهر تدریس خودم را در دانشگاه شروع کنم پنجاه‌ویکمین سال تدریسم در دانشگاه است و همین حالا معلم دبیرستان فرهنگ نیز هستم و قرآن تدریس می کنم. معلم مدرسه هستم و افتخار می کنم و دلم می خواهد فرصت بیشتری برای تدریس داشته باشم. فکر می کنم با شروع سال تحصیلی مجموعاً هفته ای هشت ساعت تدریس دارم. اصل را آموزش می دانم؛ چون آموزش آینده سازی است و واقعاً آینده از آن‌کسی است که امروز به آموزش اهمیت بدهد. شما اگر بخواهید بدانید وضع هر جامعه ای در آینده چگونه است باید بروید سراغ وضع امروز آموزش‌وپرورشش.
آن زمانی که من معاون وزارتخانه بودم همیشه این تعبیر را به کار می بردم و می گفتم می خواهید بدانید حال آیندۀ کشور چگونه است نبض امروز آموزش‌وپرورش را بگیرید حال فردای کشور را به شما می گوید.
در همین المپیادها که ما فعال بودیم و از 1366 آغاز کردیم من آن روزها پیش بینی می کردم این رشته حیرت‌آور کشور چین را می دیدیم که چینی ها تربیت نیروی انسانی و آموزش‌وپرورش را جدی گرفتند؛ یعنی ما در بین کشورهای آسیایی از همه جلوتر بودیم. الآن هم همین طور است؛ اما چینی ها همیشه از ما هم جلوتر بودند و توانستند نیروهایشان را نگه دارند. آن‌هایی را که می فرستادند خارج برای تحصیلات دوباره برمی گرداندند و نتیجه اش این رشته فن آوری و اقتصادی و قدرتی شده است که شما می بینید. مثال های زیادی می شود زد که ما توجه بیشتری به وضع آموزش و اهمیت آموزش بکنیم. من این‌ها را از باب یادآوری عرض می کنم که شما هم عنداللزوم برای همکاران و محصلان مدرسه بیان بکنید. استعمارگران در هر کشوری که وارد شدند دو یا سه کارکردند؛ یکی اینکه رفتند بیمارستان تأسیس کردند و خدمات درمانی دادند تا تودۀ مردم را نسبت به خودشان خوش¬بین کنند. مردم را محتاج خودشان کنند. خدمات بدهند و بتوانند در جامعه نفوذ کنند. دوم اینکه در تمام کشورهای استعمار زده مدرسه‌سازی کردند. شما می بینید این‌ها مدرسه ساختند. شما می‌توانید تاریخچۀ مدارس خارجی در ایران را مطالعه کنید.
همین مدرسۀ البرز یک مدرسه ای است که حدوداً صدوپنجاه سال پیش آمریکایی ها در ایران تأسیس کردند. هدفشان این بود که می گفتند ما می خواهیم رهبران آیندۀ ایران را تربیت کنیم. دکتر جردن رئیس این مدرسه بود او یک کشیش آمریکایی بود که خودش را به ایران رسانده و می‌گفت می خواهم در ایران کارخانۀ آدم سازی راه بیندازم. از شهرستان ها و حوالی تهران مردم بچه هایشان را به مدرسه شبانه روزی البرز می فرستادند که کلیسا هم بوده و تعالیم غربی و مسیحی داشت. حالا این‌یک نمونه از صدها نمونه ای است که دیگران تأسیس کردند. انگلیسی¬ها نیز مدرسه¬هایی داشتند، فرانسوی ها نیز مدرسه‌هایی داشتند که یکی از آن‌ها همین مدرسۀ رازی است که هنوز در تهران هست، آمریکایی ها هم‌مدرسه‌های متعدد داشتند، روس‌ها، ایتالیایی‌ها، آلمان‌ها هم‌مدرسه داشتند؛ حالا ایران کشور ما بوده بروید بقیه کشورها را هم ببینید.
کلیسای واتیکان امروز یکی از فعالیت های گسترده اش در جهان ادارۀ مدرسه است. آن‌ها یک سلسله مدرسه دارند؛ ازجمله کلیسای کاتولیک زیر نظر پاپ به نام مدارس دونوسکو. دونوسکو یک کشیش بوده در حدود صدوپنجاه سال پیش که کارش تأسیس مدارس مسیحی بوده است. سی سال پیش من یک مقاله ای راجع به دونوسکو نوشتم. در آن زمان این ها حدود سه هزار مدرسه در جاهای مختلف دنیا داشتند و این ها یک نسلی را آن طور که خودشان دلشان می خواست تربیت کردند؛ بعدازآن دیگر برای ادارۀ کشورها بر طبق مرام خودشان احتیاجی به‌زور نداشتند. آدم‌هایی که تربیت‌کرده بودند همان‌طوری که خودشان می‌خواستند کشورها را اداره می کردند. این‌ها امور کشورها را می‌سپردند به دست تربیت‌شدگان خودشان و خودش به‌صورت خودکار در مسیری حرکت می¬کرد که مدنظر این‌ها بود.
یک نمونۀ دیگری که وجود دارد فعالیتی است که فتح ا... گولن در ترکیه کرده است. فتح ا... گولن شاگرد یک عالم دینی به نام سعید نورس بود که او در زمان آتاتورک شروع به فعالیت¬های آموزش کرده است و نتیجه¬اش این نیروهای انسانی شده است که او دارد. گولن در کشورهای مختلف مدرسه دارد؛ ازجمله در افغانستان و آسیای مرکزی که در این کودتای سال گذشته ترکیه این اختلافی که پیدا شد اسم فتح ا... گولن و مدارس او سر زبان‌ها افتاد. او در آذربایجان، در قفقاز، در خیلی جاها مدرسه دارد.
یک نمونۀ مثبت دیگری که می تواند برای ما الگو باشد لبنان است. این شیعیان در لبنان یک جمعیت کم‌توانی بودند. جمعیت منزویِ به حاشیه رانده‌شده‌ای بودند که بعد از جنگ دوم جهانی که خواستند به این کشورها استقلالی بدهند. بعد از قیمومت فرانسوی ها بر لبنان و سوریه، قانون اساسی برای لبنان نوشتند و اختیار لبنان را به دست مسیحیان و اهل سنت سپردند. تصور آن‌ها این بود که شیعیان یک اقلیتی هستند در جنوب که به کشاورزی اشتغال دارند و نقش آن‌ها یک نقش خدماتی در جامعه است. امام موسی صدر در لبنان کار را شروع کرد و شهید بزرگوار چمران احساس وظیفه کرد که برای شیعیان لبنان کار بکند. از آمریکا هجرت کرد و به لبنان رفت. کار را با یک هنرستان ساده فنی در کنار امام موسی صدر شروع کرد. آن حرکت شد حزب ا... امروز. یعنی یک مدرسه شد دو تا، سه تا ... راه درست را آغاز کردند. سرنخ را به دست آوردند برای اینکه یک گره را باز بکنند. قوت لبنان، قوت حـزب ا... در لبنان با اهتمام به کار مدرسه¬سازی و مدرسه داری آغاز شد. الآن در لبنان مجموعۀ مدارس حزب ا...، تحت عنوان مدارس المهدی یک ظرفیت بسیار قابل‌توجهی است. من چندین بار از این مدارس بازدید کردم؛ ازجمله در بهمن‌ماه گذشته و در تمام کلاس¬های دبیرستانی این مدارس تدریس زبان فارسی الزامی است. ببینید چه ظرفیتی است و این جوان‌های حزب ا... که شما می بینید چه در تظاهرات و چه در جبهه‌های جنگ آن‌قدر مرتب و منظم ایفای نقش می¬کنند و الآن در سوریه و عراق و منطقه یک قدرتی شدند که آمریکا و همراهان آمریکا را فلج کردند محصول همین تربیت است.
نکتۀ دیگری که باید به آن توجه شود فعالیت های سعودی ها در همۀ کشورهای اسلامی است. سعودی ها با پول های نفتی در هرجایی مدرسه سازی می کنند. سه یا چهار سال پیش که پاکستان رفته بودم می-گفتند که فقط یک‌قلم از کمک های سعودی‌ها برای تأسیس مدرسه دریکی از بخش های پاکستان صدوپنجاه میلیون دلار اعتبار بوده است که دادند برای مدرسه‌سازی در بین مسلمانان چین. اخیراً آن‌ها در تاجیکستان نیز فعال شده‌اند. اینکه شما می¬بینید در پاکستان بیست‌میلیون طلبه – آن‌طور که من در حافظه‌دارم - در مدارس دینی زیر نظر آن‌ها تحصیل می کنند؛ درواقع این داعش محصول کارهای آموزشی این‌هاست.
پس تنها راه شروع از مدرسه است؛ یعنی اگر از مدرسه شروع نکنیم قطعاً به نتیجه نمی رسیم البته از مدرسه اگر شروع کردیم کارهای دیگری هم باید بکنیم ولی به دست همین هایی که در مدرسه تربیت‌شده‌اند. برای هر کاری ما نیروی انسانی می خواهیم. برای بنای آینده، مصالح می خواهیم. تولید مصالح در مدرسه است. امروز به برکت انقلاب ما امکان تأسیس مدرسه داریم. امکان مدرسه سازی و مدرسه داری برای ما هست باید شکر نعمت را به‌جا بیاوریم. باید سال‌های قبل از انقلاب را به یاد بیاوریم. تصمیم رژیم شاه برای تعطیلی مدارس غیردولتی، تصمیمی بود که از دل بررسی های مختلف پیدا شد؛ یعنی از سال پنجاه به بعد که فعالیت¬های چریکی و مسلحانه اوج گرفت آن‌ها سوابق کسانی که فعالیت-های چریکی و مسلحانه می کردند را بررسی کردند و نتیجه گرفتند که این‌ها عمدتاً از دل مدارسی بیرون آمدند که خارج از آموزش‌وپرورش فعالیت می کنند. شاهپور راسخ که معاون سازمان برنامه‌وبودجه بود - بهایی هم بود - و جزو مغزهای متفکر آن نظام بود. ما این‌طور شنیدیم بعدها که راسخ به این جمع¬بندی رسیده و طرحی داده بود که راهش این است که تمام مدارس غیردولتی را ببندیم. این وضع ما بود.
     بعد از انقلاب هم یک مدتی به مدارس غیردولتی اجازه فعالیت داده نشد به دلایلی و بالاخره با تشخیص درست امام و پافشاری بزرگوارانی مانند مرحوم آیت ا... مهدوی کنی، کسانی که اصرار به مخالفت با این مدارس داشتند عقب¬نشینی کردند. یادم هست که در شورای معاونان وزارتخانه که ما حدود ده یا دوازده نفر بودیم که بحث اجازۀ تأسیس مدارس و تهیه قانون مطرح بود وزیر وقت از شورای معاونان پرسید که در جمع¬ شما چه کسانی موافقاند که مدارس غیردولتی مجاز به فعالیت شوند فقط من موافق بودم. علتش هم این بود که من تربیت‌شده این مدارس بودم.
امروز در ایران حدود ده درصد از دانش آموزان مدارس غیردولتی درس می خوانند. کلاً وضع آموزش‌وپرورش ما خوب نیست؛ این را من به‌صورت کلی نه به‌عنوان یک حرف خبری و سیاسی بلکه برای اطلاع شما عرض می¬کنم. من با آموزش‌وپرورش بی ارتباط نیستم از وضع و بودجه و گرفتاری ها و مشکلاتی که در ایران در سال‌های اخیر بر اثر تحریم ها و غیره به وجود آمده است من اطلاع دارم. آموزش‌وپرورش مشکلاتش زیاد است و ادارۀ آموزش‌وپرورش هم کار بسیار دشواری است. در بین مدرسه-های غیرانتفاعی ما پنج نوع مدرسه داریم؛ یک تعداد مدارس، بی هویت اند مثل مغازه می مانند، یک عده ای می آیند که نه درس خوبی خوانده اند و نه فکر خوبی دارند و نه تربیت دینی دارند. مدارس عادی، غیردولتی یک تعداد مدارسی هستند که ازنظر علمی اهتمام دارند ولی ازنظر فکری و دینی و اعتقادی خیلی جدی نیستند، اصل برای آن‌ها موفقیت علمی و فنی است. یک آدم‌هایی تربیت می کنند که به دانشگاه‌های خوب راه پیدا کنند و امور دنیا را به دست این‌ها بسپارند. یک تعداد دیگری مدرسه هستند که به بچه ها جهت می دهند و ازنظر علمی هم تلاش زیادی می کنند و سطح آموزش آن‌ها بالا است ولی جهت فکری که به بچه ها می دهند و نوع تفسیری که از اسلام می کنند با مبانی انقلاب و امام و دیدگاه رهبری زاویه دارد، برای یک مقاصد دیگری نیرو تربیت می کنند و برای آینده سربازگیری می کنند، این‌ها یک تعدادی مدرسه هستند و بعداً هم این بچه ها را در آینده در دانشگاه ردیابی می¬کنند و با آن‌ها ارتباط دارند. در دستگاه های دولتی هم اگر نفوذ داشته باشند این‌ها را سرکار می برند بورسیه می کنند؛ به‌هرحال یک فعالیت حساب‌شده‌ای است. یک سری دیگر مدرسه هم هستند که خیلی به آموزش های دینی اهتمام دارند، عربی مفصـل یاد می دهـند، احکام یاد می دهند، کلاس های فوق العاده دارند و ازنظر درسی هم خیلی تلاش می کنند و تفکر جدای دین از سیاست را تبلیغ می کنند؛ یعنی برای این انقلاب نیرو تربیت نمیکنند. من مدرسه ای می شناسم از یک دوره اش که قبل از انقلاب بوده هم رئیس قوه بیرون آمده هم چندین وزیر بیرون آمده و هم استاندار بیرون آمده است از یک کلاس بیست‌وسه نفری؛ اما همان مدرسه از اول انقلاب تا حالا بنده شاید یک مسئول حتی در سطح مدیرکل نمی بینم که برای این انقلاب تربیت‌کرده باشد. این مدارس کم نیستند اگر من به شما بگویم شاید الآن در ایران صد مدرسه باشد که با یک فکر واحد و یک نگاه واحدی باشند که دارند نیرو تربیت میکنند اغراق نکردهام. در اینجور مدارس کاری به ولایت‌فقیه ندارند، مباحث مثلاً دیگرِ دینی را درس می دهند؛ اما به مباحث سیاسی اسلامی و انقلابی که میرسند به‌سرعت عبور می کنند.
نوع پنجم مدارس، همین شماها هستید؛ مدرسه¬های غیردولتی که برای کاسبی و سود بردن تأسیس نشده است با نیت خدمت و کسب رضای الهی و انجام‌وظیفه قدم به میدان گذاشته¬اند و آن‌ها اهتمام دینی و علمی دارند و ازنظر سیاسی هم همراه و همسو و پشتیبان انقلاب اسلامیاند. مجموعۀ شما به این نوع پنجم تعلق دارد. امروز وظیفۀ ما این است که از فرصت، بهترین استفاده را بکنیم.
حالا با بقیه مدارس چه‌کاری باید کرد؟ آن‌هایی که وظیفه‌دارند باید فکری بکنند. همه باید فکر کنیم؛ اما آنجایی که می¬توانیم کاری بکنیم، کارکنیم. نوع مدارسی که ما داریم و از جنس نوع پنجم است باید هم توسعۀ کمی بدهیم و هم توسعۀ کیفی و در توسعۀ کیفی و کمی باید سه برنامۀ اساسی موردنظر ما باشد. در درجۀ اول تربیت نیرو، دوم تأمین محتوا و برنامه و روش، سوم هم تأمین امکانات که راجع به هرکدام از این عنوان‌ها مختصری توضیح می¬دهم.
هر کار و فعالیتی که بخواهیم انجام دهیم درگرو نیروی انسانی است. ما برای تربیت‌معلم چه فکری کردیم؟! باید به فکر تربیت‌معلم باشیم. به فکر تربیت مدیر باشیم. همۀ ما که الآن اینجا نشسته ایم جای خودمان را به دیگران می¬دهیم این‌یک سیر طبیعی است. آیا ما الآن به فکر تربیت نیروی انسانی برای آینده هستیم؟ الآن یکی از مسائل جامعۀ تعلیمات اسلامی باید این باشد که مدیران و معلمان آینده اش را از کجا تأمین می کند. امروز این برای ما خیلی واضحتر شده است. شصت سال پیش، زمانی که ما وارد دبیرستان شدیم بین متدینان این حرف مطرح نبود که یک‌سری افراد بروند رشتۀ علوم تربیتی. همه فکر میکردند برای خدمت به جامعه باید یا پزشک بشوند یا مهندس. امروزه این بلوغ و بصیرت پیداشده است که اگر یک بچه خوش استعداد و متدین داری که می خواهد وارد دانشگاه شود برای اینکه خدمت به اسلام و کشور بکند بگذار متخصص علوم تربیتی شود، بگذار تا مراحل بالای این رشته را بخواند، بعد بیاید کمک به احیا و نفوس جان انسان ها بکند؛ یعنی روح را تربیت کند. این خیلی خدمتش بالاتر از پزشک است که جسم را درمان می¬کند، او روح را درمان می¬کند. چنین باوری، چنین نگاه و نگرشی در بین متدینان ما شصت سال پیش وجود نداشت. امروز باید جامعۀ تعلیمات اسلامی و دیگران و خود ما باید به فکر باشیم. استعدادهایی را از دوران دبیرستان نشان کنیم، انتخاب کنیم، به سمت رشته¬های آموزشی هدایت کنیم، پشتیبانی کنیم، تأمین کنیم، نظارت و هدایت کنیم تا برگردند در آینده برای ما معلم تربیت کنند، بروند تجربه علمی و عملی پیدا کنند؛ یعنی سرمایه گذاری روی استاد این مراکز باید بکنیم و بعد مراکز تربیت‌معلم تأسیس بکنیم.
امروز آسان است؛ شما اگر بخواهید به‌صورت رسمی برای تربیت‌معلمجواز بگیرید راه‌هایش کم‌وبیش وجود دارد. پیگیری کنید معلم و مدیر تربیت بکنید. مسئلۀ «تأمین محتوا و برنامه و روش» خیلی مهم است. اطلاع دارم که فعالیت¬های زیادی شده است و یکی از کارهای شما در این‌ یکی‌دو روز رسیدگی به میزان تحقق این برنامههاست؛ یعنی همۀ ما باید بدانیم آموزش‌وپرورش روزبه‌روز فنی تر، علمی تر، متحول تر می‌شود. یک‌لحظه توقف به معنای فناست. مثل یک مسابقه می ماند کسی برنده است که توقف نکند. شما ببینید که در همین فضای مجازی چه اتفاقی در همۀ شئون دنیا افتاده است. اصلاً یک زندگی و دنیای دیگری شده است! ببینید فضای مجازی در آموزش چه تأثیری گذاشته است! ازنظر اخلاقی ببینید چه قدر کار سخت‌تر و حساس تر شده است. ما باید خودمان، متناسب با این تحولات در روش ها تحول ایجاد کنیم و بالاخره مسئلۀ «تأمین امکانات» که پشتوانۀ اقتصادی باید برای کارهای خودمان داشته باشیم.
     ما الآن لمس می کنیم یکی از لنگی‌های کار مسئلۀ اقتصاد است؛ یعنی یکجاهایی مدرسه تأسیس می‌کنیم که به دلیل وضع نامناسب اقتصادی نمی توانیم از خانواده ها شهریه طلب کنیم البته در یکجاهای محدودی در کشور. سؤال این است که چه طوری باید بودجه را تأمین کرد و معلم را فرستاد در آن مناطق محروم تا کار بکند.
آخرین نکته ای که من عرض می کنم آن است که همه باید دست‌به‌دست هم بدهیم، تعداد اسم‌ها و عنوان‌ها نباید سبب اختلاف ما بشود. حالا بعد از انقلاب یک‌سری هم مثل شما مدارسی تأسیس کرده اند، گیرم عضو جامعۀ تعلیمات اسلامی هم نیستند؛ اما با شما در یک مسیر هستند هیچ فرقی نمی¬کند ما باید همه دست‌به‌دست هم بدهیم، همه از تجربه های هم استفاده بکنیم. امروز روزی نیست که چیزی را از هم دریغ کنیم برای چه این کار را بکنیم به قول مولانا:
جان گرگان و سگان از هم جداست        متحد جان های شیران خداست
همۀ مایکی هستیم، حدود ده سال پیش یک عده از دوستان به فکر افتادند که این مدارس پراکنده غیردولتی که باهدف خدمت به انقلاب تأسیس‌شده دورهم جمع بشوند. خدمت آیت ا... مهدوی کنی رسیدیم و گفتیم شما بزرگ‌تری کنید. ایشان هم سروری کردند دعوت کردند و کانون مدارس اسلامی تأسیس شد. در حال حاضر بیش از چهارصد مدرسه در سراسر کشور عضو کانون مدارس اسلامی هستند. من و حاج‌آقا لولاچیان و آقای دادگستر نیا هم مرتبط با این مدارس هستیم. من رئیس هیئت‌امنا هستم و آقای مهندس فرشیدی رئیس هیئت‌مدیره است و کانون مدارس اسلامی هم یک مجموعه ای است در همین مسیر تربیت نیرو و محتوا و برنامه که داریم فکر می کنیم.
یکی از توصیه‌ها و تقاضاهای من این است که جامعۀ تعلیمات اسلامی با این پشتوانۀ افتخارآمیز به کانون مدارس اسلامی بیشتر نزدیک بشود تا همکاری های بیشتر، تبادل تجربه و هم‌افزایی داشته باشیم و همۀ ما در خدمت آموزش‌وپرورش باشیم؛ یعنی اصلاً تصور ما در نظام اسلامی این نیست که ما رقیب هستیم برای آموزش‌وپرورش. من که رئیس هیئت‌امنای کانون مدارس اسلامی هستم افتخارم این است سی‌وشش سال است که عضو شورای‌عالی آموزش‌وپرورش هستم و همسرم نیز عضو شورای آموزش‌وپرورش هستند. هردو معلم هستیم و مدرسه داری می کنیم و در خدمت آموزش‌وپرورش هستیم. این معنایش این است که ما هر کاری می کنیم برای یک نظام می کنیم. همه سرنشینان یک کشتی هستیم. ما برای خدمت بیشتر از یک شرایط استفاده می کنیم. برای یک هدف واحد، این کار یک کار شایسته ای است و بنده امیدوارم جامعۀ تعلیمات اسلامی خودش را روزآمد کند و کارآمدی بیشتری پیدا کند و مثل یک درخت کهنی که ریشه در عمق دارد با آبیاری و تغذیه و نور مناسب که این نور، نور انقلاب اسلامی است امروز شکوفا بشود و سایه و شهد بیشتری بدهد به فضل الهی و با استمداد از ارواح ملکوتی ائمۀ معصومین(ع) و امام رئوف حضرت رضا(ع). ان‌شاءا... که خداوند به همه توفیق خدمت بدهد و بتوانیم وظیفه مان را انجام بدهیم و دعا کنیم برای کسانی که پیشگام بودند. برای کسانی که در سال 1322 دورهم جمع شدند و این مدارس را راه انداختند دعا کنیم و خداوند به ما نیز توفیق خدمت بدهد تا مشعل را روشن¬تر به آیندگان بسپاریم.

 

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور