یکشنبه 28 آبان 1396 در 23:26
23 3
یکشنبه 28 آبان 1396 در 23:26

ضرورت و راهکارهای رشد عقلانی دانش‌آموزان

زینب خاتون افراسیابی، دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی درسی

یکی از توانایی‌های فکری ارزنده‌ای که دانش‌آموزان باید در مدارس کسب کنند این است که شنیده‌ها، خوانده‌ها، اندیشه‌ها و اعتقادهای مختلفی را که در زندگی با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند ارزشیابی کنند و دربارۀ آن‌ها تصمیم‌های منطقی بگیرند.

ضرورت و راهکارهای رشد عقلانی دانش‌آموزان

 

ضرورت و راهکارهای رشد عقلانی دانش‌آموزان

چکیده:
     به عقیدۀ پیاژه رشد عـقـلی از «کنش متقابل» مدام کودک و جهان پیرامون وی پدید می‌آید. این «کنش متقابل» یا تعامل به‌تدریج کودک را به سازش با انجام دادن خواست‌های محیط خود توانا می‌سازد. کودک در دادوستد یا «کنش متقابل» با محیط، حرکت‌های خاص یا تکلم را که دارای قالب‌های فکری هستند، به کار می‌برد؛ یعنی هنگامی‌که می‌خواهد به مفهوم چیزی یا وضعی پی ببرد از قالب‌های فکری بهره می‌گیرد. قالب‌های فکری یا به‌صورت ذهنی دادوستد (تعامل) کودک با محیط به او یاری می‌رسانند.
     برای اینکه بتوانیم راهکارهای رشد عقل را به دست آوریم، ابتدا باید بدانیم که عقل چیست یا نشانه‌های رشد آن کدم‌اند. اول باید توجه داشت که عقل باهوش فرق دارد؛ هوش، قدرت و استعدادی است که ذهن انسان را در کشف مجهولات کمک می‌کند؛ اما عقل، عامل کنترل و تصمیم‌گیری و پایبندی انسان به معلومات و مقررات است. از هوش برای انجام تخلفات و فرار از قوانین نیز می‌توان بهره گرفت؛ اما عقل، انسان را در جهت حفظ انسان از تخلف و اجرای قوانین یاری می‌کند.
 

     نوجوانی دورۀ کوتاهی است که میان کودکی و بزرگ‌سالی واقع می‌شود. در این دوره پسران و دختران هرچه بیشتر به‌سوی مردم، رویدادها و پدیده‌های جهان بیرون گرایش پیدا می‌کنند. فعالیت‌ها بیشتر در کانون گروه همتایان متمرکز می‌شوند. نوجوانی را باید دورۀ نوسان‌ها، خیزش‌ها، فعالیت‌ها و رفتارهای هیجان‌انگیز به شمار آورد. بازی و فعالیت‌های بدنی و ورزشی برای نوجوانان دارای اهمیت فراوانی هستند و نسبت به خویشتن ‌آزمایی، خودارزیابی، آرمان‌گرایی، کنجکاوی، ادراک واقعیت‌ها و روابط علت و معلول علاقه زیاد نشان می‌دهند.
     نوجوانان نسبت به رویدادهای جهان، مسائل اقتصادی و پیشرفتهای علمی و فنّاورانه نیز علاقه نشان می‌دهند. به این جهت برای کسب این‌گونه اطلاعات و اکتشاف‌های فکری و معنوی به رسانه‌های همگانی روی می‌آورند. در این زمان است که می‌توانند از شیوه‌های علمی برای حل مسائل پیچیده بهره‌گیری کنند. در ضمن مهارت‌های دستی و عملی پیشین آن‌ها کامل‌تر و ظریف‌تر می‌شوند. نوجوانان همزمان با رشد و دگرگونی‌های بدنی به تلطیف و تکمیل ذوق و مهارت‌های عقل، ادراک، ‌نگرش و رغبت‌های خود نیز می‌پردازند. البته این رغبت‌ها و انگیزه‌ها بنا به تغییرهای بدنی، احساس‌های نیرومند، واکنش‌های عاطفی و توقعاتی که دررسیدن به دورۀ بزرگ‌سالی از آنان انتظار می‌رود، دگرگون می‌شوند.
     یکی از توانایی‌های فکری ارزنده‌ای که دانش‌آموزان باید در مدارس کسب کنند این است که شنیده‌ها، خوانده‌ها، اندیشه‌ها و اعتقادهای مختلفی را که در زندگی با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند ارزشیابی کنند و دربارۀ آن‌ها تصمیم‌های منطقی بگیرند. این توانایی ارزنده تفکر انتقادی (تفکر نقادانه) نام دارد. این روزها تفکر انتقادی به‌طور فزاینده‌ای موردتوجه قرارگرفته است؛ زیرا ما همواره با مقدار زیادی اطلاعات گمراه‌کننده، تبلیغات تجاری و سایر انواع تبلیغات روبه‌رو می‌شویم که باید سبک و سنگین کنیم و سره را از ناسره جدا کنیم (سیف، 1391).
    متخصصان بزرگ تعلیم و تربیت با تأکید بر اهمیت تفکر، پرورش آن را یکی از هدف‌های اصلی تعلیم و تربیت می‌دانند. بر این اساس، نظام آموزشی باید، به‌جای انتقال صرف اطلاعات به دانش‌آموزان، موقعیت‌های مناسبی برای پرورش فکر کودکان فراهم آورد.
     به دلیل اینکه مدرسه جایی است که تعلیم و تربیت رسمی در آن جریان دارد؛ ازاین‌رو، باید محیطی باشد که پرورش فکر و شکوفایی اندیشۀ شاگردان را موجب شود. متأسفانه، بر اثر گسترش و توسعۀ مدارس و نظارت ضعیف بر آن‌ها، عاداتی نامطلوب بر مدارس حاکم شده است. حتی گاهی بسیاری از مربیان و معلّمان بر ضرورت حفظ این‌گونه عادات پافشاری می‌کنند. ساکت نگاه‌داشتن شاگردان و مجبور کردن آن‌ها به تکرار مطالب، زمینۀ تعلیم و تربیتی را فراهم می‌کند که نه‌تنها تشویق شاگردان به فکر کردن در آنجایی نخواهد داشت، بلکه حتی گاهی در ذهن معلّمان نیز این باور را تقویت خواهد کرد که فکر کردن، نظم جریان آموزشی را به هم خواهد زد. اگر نظام آموزشی بخواهد تحولی اساسی در روش‌های خود به وجود آورد، باید در نظر داشته باشد که یکی از مهم‌ترین مسائل، تجدید بنای اندیشه‌ها و باورهای معلم است. علّت شکست و ناکامی اکثر معلمان در مقابل نوآوری‌های آموزشی، به‌ویژه روش‌های پرورش تفکر، باورهای غلط و از پیش‌ساختۀ آنان است که بر اثر تکرار، در طول سال‌های متمادی، در آنان تثبیت‌شده است؛ مثلاً اکثر معّمان به‌جای اینکه روش آموختن و اندیشیدن را به فراگیران بیاموزند، آنان را در مقابل دانسته‌ها و واقعیت‌های علمی قرار می‌دهند. معلم باید عشق به اندیشیدن را در شاگردان تقویت کند و شیوۀ اندیشیدن را به آنان بیاموزد (شعبانی، 1382).
    آیزنر در مقاله‌ای تحت عنوان «نوع مدارسی که نیاز داریم» مشکلات مدارس امروز را یادآور شده، می‌گوید: در مدارس امروز فقط بر مهارت‌های خواندن، نوشتن و حساب کردن تأکید می‌شود؛ درحالی‌که این مهارت‌ها ذاتاً دارای ارزش نیستند و در تعلیم و تربیت تهی از فضیلت‌اند. ارزش مدارس در تربیت انسان‌های فرهیخته است؛ بنابراین اتخاذ روش‌هایی که انگیزه و علاقه دانش‌آموزان را تقویت کرده و با ایجاد چالش در فرآیندهای فکری، منفعل و محتاط بودن را به تبادل‌نظر و تفکر فعال تغییر دهد امری ضروری است.
    ایجاد تفکر انتقادی را می‌توان از اهداف اساسی تعلیم و تربیت در سطح جهانی دانست که جزءِ جدایی‌ناپذیر هر نظام آموزشی است؛ زیرا در فرآیند آموزش ضمن تقویت روحیۀ انتقادپذیری در معلمان، روحیۀ انتقاد کردن و بررسی و تحقیق را در دانش‌آموزان به وجود آورد.
     توانایی تفکر انتقادی برای افرادی که عملکرد مؤثر در جامعۀ فعلی داشته و در جهت تغییرات مطلوب در آن می‌کوشند، از اهمیت خاصی برخوردار است. ازاین‌جهت در دهۀ گذشته طرفداران آموزش تفکر انتقادی فعالیت‌هایی را در جهت آموزش و توسعۀ تفکر انتقادی آغاز کرده‌اند.
     اولین و اساسی‌ترین مانع برای ایجاد تفکر انتقادی عامل فرهنگ است. فرهنگ هر کشور بازتاب نحوۀ تفکر و واکنش افراد در قبال مسائل مختلف هست. فرهنگ‌هایی که در آن‌ها عنصر عقلانیت، خرد محوری، بررسی علمی و منطقی، روحیۀ نقدپذیری و حقیقت‌جویی بر خرافه‌پرستی و مطالعۀ سطحی و شتاب‌زده چیرگی داشته باشد، مستعد شکوفایی تفکر انتقادی و منطقی هستند.
     ازنظر جامعه‌شناسان سیاسی و فرهنگی، به دلیل پیشینۀ وجود حکومت‌های استبدادی در دوره‌های تاریخی گذشتۀ دور در کشور ما، ظهور و تکوین فرهنگ خرد محور و عقلانی با موانع بسیار روبه‌رو بوده است.
     ازآنجاکه حیات یک جامعه، وابسته به حیات اندیشه در آن است، به نظر هیچ تحول معقول و قابل‌انتظاری در جامعه محقق نخواهد شد مگر در سایه تحوّل در اندیشه و نگرش آدمیان؛ ناگفته پیداست بدون بهره‌گیری از یک سیستم آموزشی کارآمد و اصولی نمی‌توان در جست‌وجوی تحول فکری مورد انتظار بود. مطالعۀ فرهنگ جوامع پیشرفته بیانگر  آن است که فرهنگ خردمحور در جوامعی قابل‌تصور هست که نظام‌های آموزشی برای ایجاد، تقویت و به‌کارگیری تفکر انتقادی در تمامی جنبه‌های زندگی، به‌وسیلۀ خود فراگیرندگان است (عزیزی، 1392).

 

منابع:
1. باقری، احسانه (1385). راهبردهای آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی، ماهنامه رشد آموزش ابتدایی، شماره 3، آذر 1385
2. جهانی، جعفر (1380). نقد و بررسی مبانی فلسفی الگوی آموزش تفکر انتقادی لیپمن، رسالۀ دکتری چاپ‌نشده، دانشگاه تهران.
3. حقانی، فریبا و دیگران (1389). مهارت‌های تفکر انتقادی و ارتباط آن باهوش هیجانی در دانشجویان پزشکی دوره مقدماتی بالینی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، مجله آموزش در علوم پزشکی (ویژه‌نامه توسعه آموزش)، زمستان 89.
4. زنجانی زاده، هما (1383). مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی بردیو، مجله علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی، دوره اول، شماره 2، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد.
5. سیف، علی‌اکبر (1391). روان‌شناسی پرورشی نوین، روانشناسی یادگیری و آموزش، تهران: انتشارات آگاه
6. شریعتمداری، علی (1375)، تفکر، تفکر انتقادی و تفکر خلاق، نامه فرهنگستان علوم، شمارۀ سوم
7. شعبانی، حسن (1392). روش تدریس پیشرفته (آموزش مهارت‌ها و راهبردهای تفکر) تهران: انتشارات سمت
8. شعبانی، حسن (1382). مهارت‌های آموزشی و پرورشی (روش‌ها و فنون تدریس)، تهران: انتشارات سمت
9. عزیزی، محمد (1392). کلاس تفکر انتقادی، مجله رشد آموزش ابتدایی، اسفند 92

 

 

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی با تبریک و تسلیت شهادت و فقدان دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ای و دفاعی جناب آقای محسن فخری‌زاده، بر مجازات قطعی عاملان و آمران این جنایت و همچنین لزوم پیگیری تلاش علمی و فنی این شهید تأکید کردند. متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: بسم الله الرّحمن الرّحیم دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ئی و دفاعی کشور جناب آقای محسن فخری‌زاده به دست مزدوران جنایتکار و شقاوت‌پیشه به شهادت رسید. این عنصر علمی کم‌نظیر جان عزیز و گرانبها را به خاطر تلاشهای علمی بزرگ و ماندگار خود، در راه خدا مبذول داشت و مقام والای شهادت، پاداش الهی اوست. دو موضوع مهم را همه‌ی دست‌اندرکاران باید به جِدّ در دستور کار قرار دهند، نخست پیگیری این جنایت و مجازات قطعی عاملان و آمران آن، و دیگر پیگیری تلاش علمی و فنی شهید در همه‌ی بخشهائی که وی بدانها اشتغال داشت. اینجانب به خاندان مکرم او و به جامعه‌ی علمی کشور و به همکاران و شاگردان او در بخشهای گوناگون، شهادت او را تبریک و فقدان او را تسلیت میگویم و علو درجات او را از خداوند مسألت میکنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۸ آذرماه ۹۹