شنبه 16 دي 1396 در 00:59
23 3
شنبه 16 دي 1396 در 00:59
تربیت فرزند و مراحل رشد او(قسمت دوم)

نکته‌های مهم تربیتی در هفت‌ساله دوم

رضا فرهادیان

مهم‌ترین مسئله در دوران هفت سال اول و دوم، شخصیت کودک است. اگر در این دوران شخصیت کودک خوب شکل بگیرد اساس تبلور شخصیت ناب در بزرگ‌سالی به وقوع پیوسته است.

نکته‌های مهم تربیتی در هفت‌ساله دوم

مهم‌ترین مسئله در دوران هفت سال اول و دوم، شخصیت کودک است. تربیت باید همه‌جانبه باشد و همۀ ابعاد وجودی را دربر بگیرد. اگر در این دوران شخصیت کودک خوب شکل بگیرد اساس تبلور شخصیت ناب در بزرگ‌سالی به وقوع پیوسته است. مهم‌ترین محوری که کودک در این دوران از طریق پدر و مادر باید یاد بگیرد خود نگه‌داری و صبر و استقامت است. مشاهده‌شده در خانواده‌هایی که در محدودیت‌های امکاناتی و مالی قرار دارند بچه‌های صبورتری تحویل جامعه می‌دهند و دررسیدن به اهداف زندگی، استقامت بیشتری از خود نشان می‌دهند.

شاکلۀ وجودی انسان همان شخصیت انسان است و شخصیت انسان درگرو میزان خود نگه‌داری است. خود نگه‌داری، همان تقواست. همان‌طور که در هفت ‌سال اول گفته شد اگر کودک در خانه از والدین و اطرافیان همواره محبت و اطاعت ببیند، در هفت‌سالۀ دوم این امر را تقلید و اجرا خواهد کرد و می‌کوشد در عمل از اولیای خانه و مدرسه فرمان‌برداری کند.

در هفت سال دوم است که پدر و مادر باید از فرزند بخواهند که ادب و نظم و انضباط را رعایت کند و این خواستن در درجۀ اول با عمل آن‌ها تحقق پیدا می‌کند، پدر و مادری که در زندگی برای نظافت، مطالعه، تفریح و احترام به دیگران برنامه همیشگی داشته باشند فرزندانشان هم تأثیر می‌پذیرند؛ اما اگر وقتی‌که مهمان می‌آید به نظافت خانه بپردازند یا جلو مهمان به همدیگر احترام بگذارند در این صورت بچه‌ها نفاق را یاد می‌گیرند نه نظم و انضباط و ادب را!

منظم و مؤدب بار آوردن یک رفتار عملی است. [1] پدر و مادر، همان‌طور که خداوند متعال را شاهد اعمال خود می‌دانند، اگر احساس کنند که کس دیگری به نام فرزندشان هم ناظر به اعمال آن‌هاست و دقیقاً اعمال آنان را زیر نظر دارد، رفتار سنجیده‌تری خواهند داشت، فرزند قبل از اینکه به توصیه و موعظه پدر و مادر گوش فرا دهد تحت تأثیر عمل آنان واقع می‌شود؛ لذا والدین باید هوشیار باشند که عمل آنان زیر ذره‌بین دیدگاه فرزندانشان است.

درعین‌حال والدین باید بامحبت و قاطعیت از فرزندشان نظم و انضباط را طلب کنند، اگر در بازگشت از مدرسه کیفش را کناری انداخت و لباسش را گوشه‌ای پرت کرد از او نپذیرند و با نرمی از او درخواست کنند که حتماً هر چیزی را سر جای خود بگذارد و به نظم و انضباط و ادب اهمیت دهد. اگر بخواهد از حالا مستقل شود. جورابش را خودش بشوید و وسایل شخصی‌اش را خودش کاملاً مرتب نماید. این مسئله را کوچک نشمارند. همین کارها در بزرگی منشأ ظهور شخصیت منظمی خواهد شد. پدر و مادر با وی همراهی کنند ولی شخصیتش را خرد نکنند و با احترام از او وظایفش را بخواهند.

عاملی که موجب زودرنجی فرزند می‌شود این است که پدر و مادر بیش‌ازحد به او محبت می‌کنند و تمام وسایل راحتی را برایش فراهم کرده، حتی غذا در دهان او می‌گذارند و بچه را لوس بار می‌آورند و به‌جای آنان کارهای شخصی‌اش را انجام می‌دهند. این رفتار، فرزند را راحت‌طلب بار می‌آورد و در زندگی زودرنج و شکننده.

والدین باید توجه داشته باشند همه‌چیز در تربیت و ادب با کندی و ملایمت پیش می‌رود و به‌تدریج آثار خود را نشان می‌دهد. نباید باعجله به دنبال رسیدن به محصول باشند. بلکه در حوزۀ تربیت و ادب باید به فرایند توجه کنند و از تعجیل آثار فعلی جدا شوند و به آینده و فرایند تربیت توجه نمایند.

توجه داشته باشیم که مبادا کودک از روی ضعف و تنبلی حرف‌شنو باشد بلکه با دلیل و باقدرت و مقابله هرچند در حد کودکان کارها را پذیرا باشد.

طبق کلام امام صادق(ع): «از هفت‌سالگی تا چهارده‌سالگی دوران ادب و تربیت است و بعد از چهارده‌سالگی باید او را رها کرده و بیشتر با وی با راهنمایی و مشورت سخن گفت.»

مهم‌ترین عامل محتوایی تربیت در نظام تعلیم و تربیت اسلامی که هم در قرآن و روایات بر آن تکیه شده خودکنترلی و تقواست. بعضی آیات قرآن را دراین‌باره یادآور می‌شویم:

ـ «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ ا... أَتْقَاکُمْ»؛ [2]

گرامی‌ترین شما نزد پروردگار خود نگه‌دارترین شماست.

ـ «قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّى»؛ [3]

قطعاً خود نگه‌دار رستگار است.

ـ «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا»؛ [4]

قطعاً به سعادت رسید هر که خود نگه‌دار بود.

عزم و اراده در امور با صبر و حوصله و خودکنترلی حاصل می‌شود و اصلاً قرآن هدایت است برای کسانی که خود نگه‌دارند. کسانی که خود نگه‌دار نیستند نمی‌توانند از توصیه‌های قرآن بهره ببرند؛ لذا میزان رشد و تربیت در افراد، منوط به میزان خودکنترلی و خود نگه‌داری آنان است که قابل‌اعتماد و مؤثرند.

مادری که خود نگه‌دار نیست در موقعیت‌های خشم در منزل، هر چه از دهنش می‌آید می‌گوید، دیگر نمی‌تواند فرزند خود نگه‌دار تربیت کند.

پشت سر هرکسی هر حرفی را می‌زند - دهانش به‌قول‌معروف زیپ ندارد- هر چه را که به ذهنش می‌رسد بازگو می‌کند و فکر نمی‌کند که آیا این حرفی که من می‌زنم غیبت است یا نه. چنین پدر و مادری که خود نگه‌دار نیستند نمی‌توانند فرزند را خوب تربیت کنند، چون نهاد تربیت در خانه ‌خراب است. قرآن برای ما از خانواده‌ای نام می‌برد که همه اعضای آن در اوج گرسنگی و نیاز، در اول افطار سهم خوراک خود را با وجود نیاز خود به فقیر و نیازمند می‌بخشند و ایثار و فداکاری می‌کنند: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا». [5]

فرزندان هم از آنان تبعیت می‌کنند این است که یک سوره به نامشان نازل می‌شود. این بالاترین تجلیل از عملِ خود نگه‌داری در مقابل خواسته‌های دوست‌داشتنی است که برای همگان درس بزرگی است.

باید فرزندان از پدر و مادر، خودکنترلی را یاد بگیرند. مهم‌ترین دریافت ویژه تربیتی و ادبی زمانی است که فرزند ببیند مادر یا پدر چیزی را که خیلی دوست دارد از آن به‌راحتی می‌گذرد و ببیند پدر که سخت عصبانی شده، جرعه، جرعه غضب خود را فرومی‌خورد. این صحنه‌هاست که برای فرزند آموزنده است و در این صحنه‌هاست که فرزند تربیت می‌شود. زن و مرد در گفت‌وگوهای روزانه در محیط صمیمی خانه در مقابل دید فرزندان و در حضور آنان باید به یکدیگر چَشم بگویند تا فرزندان هم این تعامل مثبت را یاد بگیرند. اگر هم اختلاف‌سلیقه و نظر دارند قبلاً در فرصتی به‌تنهایی باهم بحث و گفت‌وگو کنند و مسائل را حل‌وفصل نمایند و در پیش چشم فرزندان این تعامل مثبت را نمایش دهند تا فرزند روحیه پذیرش و تعامل مثبت را یاد بگیرد.

فرزندان باید آشکارا ببینند که پدر و مادر در زندگی خانوادگی، کارها و رفتارهایشان حساب‌وکتاب، نظم و انضباط و ادب و آداب دارند تا یاد بگیرند هر کاری را سر ساعتی معین انجام دهند و هر وسیله‌ای را در جایگاه خودش بگذارند و هر فردی را به‌جای خود احترام بگذارند؛ همان‌طور که در نظام احکام دینی ما هر چیز در هر زمان معین، وقت آن تعیین‌شده که به ما نظم و انضباط و پیروی از قانون را یاد می‌دهد، چون محور مهم تربیت در نظام تعلیم و تربیت اسلامی بر اساس الگوپذیری و ولایت‌پذیری است. باید پدر و مادر طوری رفتار کنند که فرزندان و کودکان از آنان الگو بگیرند، هر اختلالی در رفتار فرزندان مشاهده می‌شود باید ریشه آن را در رفتار والدین و اطرافیان جست‌وجو کرد، تشویق و تنبیه باید بجا باشد. با مهر و قاطعیت در هفت‌سالۀ دوم از فرزندان سه عنصر ادب، نظم و انضباط را به‌موقع و بجا طلب کنیم و در این زمینه کوتاه نیاییم.

در فرهنگ اسلامی، ادب آن است که نفست فرمان بدهد و تو میل داری ولی به خاطر ارزش بالاتر از آن صرف‌نظر کنی و این حالت شما را بچه‌ها ببینند؛ این عمل خوب شما را تقلید خواهند کرد. ببیند که پدر یا مادر علی‌رغم میل باطنی خودش رفتار خواهد کرد و خود را کنترل می‌کند، خود را نگه می‌دارد، تقواپیشه می‌کند؛ این اساس تربیت دینی است و الا پدر یا مادری که در لحظه‌های مختلف زود عصبانی می‌شود و می‌گوید برو گم شو و نمی‌تواند خود را کنترل کند بچه هم یاد می‌گیرد؛ چون محور مهم تربیت الگوپذیری است. زن و مرد باید در انظار بچه‌هایشان به‌صورت
واقعی به یکدیگر چشم بگویند تا فرزند هم این حالت تفاهم را درک کند
و انجام بدهد. والدین اگر در لحظه‌لحظه‌های زندگی و کاری خودداری خود را درست مدیریت کردند، هوای نفس خود را مدیریت کردند، کفِّ نفس داشتند، خود را حفظ کردند، گاه از غذای خوش‌مزه خود به خاطر
دیگران دست کشیدند بچه‌ها هم یاد می‌گیرند؛ لذا در مقیاس و محور مهم تربیت که الگوپذیری است سه عنصر:

1. مؤدب رفتار کردن؛

2. نظم و انضباط در کارها؛

3. فرمان‌برداری از یکدیگر

سازندگی عجیبی در فرزندان ایجاد
می‌کند.

در محور مهم تربیت که الگوپذیری است، کودک باید در زندگی با پدر و مادر، رفتار خاصی که همان خود نگه‌داری است از اولیای خود ببیند تا این خصلت را در وجود خود نهادینه کند. بعد که وارد زندگی جدّی بزرگ‌سالی شد این امر باعث موفقیتش می‌شود. در این دورۀ هفت سال دوم، محبت همراه با سخت‌کوشی و سخت‌گیری و قاطعیت صمیمانه و مؤدبانه به‌طور هماهنگ هم در مدرسه و هم در خانه زمینه‌ساز شکل‌گیری دقیق سه عنصر؛ ادب، نظم و اطاعت‌پذیری است. والدین باید مواظب باشند در منزل در مورد مسائل مدرسه، جانب‌دارانه از بچه‌ها صحبت نکنند، همین‌طور پدر و مادر در مورد مسائل داخل منزل هیچ‌کدام جانب‌دارانه از فرزند سخن نگویند، بلکه به‌طور واقعی وظایف انجام‌نشده را طلب کنند.

رفتار مؤدبانه بانظم‌وانضباط و اطاعت از یکدیگر در مورد مسائل خانوادگی بهترین الگوی یاددهی ادب و آداب دینی به بچه‌هاست؛ لذا در خانه، مدیریت منزل به عهده پدر نهاده شده است. این امر، شخصیت بچه‌ها را محکم و خوب تربیت می‌کند. مهم‌ترین شاخصه در تربیت دینی، خودکنترلی و خودداری است؛ یعنی تا چه میزان خویشتن خویش را می‌توان در مقابل آمال و آرزوها نگه‌داشت تا این‌که موفق شود زمینه هدایت را در خود فراهم آورد: «ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ.» [6]

قرآن افراد خود نگه‌دار را هدایت می‌کند نه افراد بی‌بندوبار را؛ لذا این شرط اولیه هدایت درراه کمال است. شخصیتی می‌تواند تعالی پیدا کند که از ابتدا خودکنترلی و خود نگه‌داری را در وجود خود تمرین کرده و رشد داده باشد.

ما باید با تمرین و تزکیه و خودداری در خود و دیگران و فرزندان، شخصیت مستقل درست کنیم. بچه خودش باشد، خودش انتخاب کند و خودش تصمیم بگیرد و راه خوب را انتخاب کند نه اینکه نادانسته
به خاطر تشویق‌های مادی مدتی به کار خوب دست بزند آن‌وقت که اهرم تشویق برداشته ‌شد هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد. اگر این مسئله را
پدر و مادر در منزل و مربیان در مدرسه بتوانند درست شکل دهند که به بچه‌ها به‌عنوان شخصیتی مستقل فرصت بدهند تا فکر کنند و خودشان
راه صحیح و خوب را باعقل و درایت انتخاب کنند، زمینۀ تربیت دینی فراهم
گردیده است.

بگذاریم بچه‌ها در مقابل انتخاب خوب خودشان مقاوم باشند و از سرزنش‌ها نترسند و قدرت تحمل‌پذیری آنان را بالا ببریم. دشمن‌شناسی و شیوۀ مبارزه با آن را به آنان بیاموزیم تا در بزرگ‌سالی بتوانند درراه حق مقاوم باشند و با دشمن مقابله کنند و مقاوم و خود نگه‌دار باشند. برای به وجود آوردن شخصیتی مستقل و مقاوم لازم است در منزل، والدین و در مدرسه، مربیان برنامه داشته باشند.

در فرصت‌های مختلف، در لحظه‌های زندگی
در فرصت‌های پیش‌بینی‌شده مدرسه، در اردو و برنامه‌ها و فوق‌برنامه‌ها فضایی فراهم بیاوریم که قدرت شخصیت مستقل و مقاوم را به نمایش بگذاریم و بچه‌ها حس کنند؛ کسی قوی و برنده است و کسی محبوب و شجاع است که در مقابل دوست‌داشتنی‌های خود بایستد و با سختی و تلاش با مشکلات مقابله کند و در موقعیت‌های گوناگون زندگی و اردوهای مدرسه، گرسنگی، تشنگی، خستگی و تلاش و سختی را تجربه نماید. علی‌رغم میل خود بر همۀ این‌ها غلبه کند و بداند که آسانی و آسایش با سختی درهم‌پیچیده شده است:

«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»؛ [7]

در پس هر سختی راحتی و آسانی و آسایش نهفته است.

در خانه باید پدر مدیریت و اقتدار داشته باشد و ازنظر اسلامی قوام دهندۀ خانواده است. مادر این اقتدار پدر را نشکند و به آن احترام بگذارد. همچنین پدر، احترام مادر را حفظ کند و در انظار بچه‌ها او را گرامی بدارد. مادر حرمت پدر را نگه‌دارد و پدر، احترام مادر را. این نشان‌دهندۀ انسجام خانواده است. در این خانواده، فرزندان مؤدب تربیت می‌شوند. در خانواده هرگاه سَرِ بزنگاه که گره‌هایی در زندگی ایجاد می‌شود و فرزندان خواسته‌های نا به‌جایی را عنوان می‌کنند، مادر باید به آن‌ها توصیه کند که حرف پدر را گوش دهید و با احترام از او یاد کند و بالعکس پدر به بچه‌ها توصیه کند که دل مادرتان را نشکنید و او را گرامی بدارید. مادر نباید جای پدر را بگیرد و نقش او را در خانواده بازی کند و پدر نباید همه کارها را به دوش مادر بیندازد؛ هرکدام باید در جایگاه خود عمل کنند.

لذا در «مدرسۀ توحید» تکیه فراوانی بر این نکته هست که در جلسات هم پدر حضور یابد و هم مادر؛ برخلاف این تصور عامیانه که پدر مسئول پول درآوردن است و مادر مسئول نگه‌داری و تربیت بچه!

پدر، مدیریت خانواده را به عهده بگیرد و پدری کند و بااقتدار فرمان دهد و مادر، نقش عاطفی و مهرورزی را ایفا نماید و در تعاملات و گفت‌وگوهای روزانه و مسائل گوناگون حرمت یکدیگر را حفظ کنند تا محصولشان ـ فرزندان ـ خود تربیت شوند. توصیه پدر این باشد که برو دست مادرت را ببوس و توصیه مادر این باشد که پیشانی پدر را ببوس. در چنین خانواده‌ای که نظم و انضباط، احترام و ادب، اطاعت و فرمان‌برداری، وجود دارد روحیه سازش و همکاری و سازگاری و احترام در آن پی‌ریزی می‌شود و شخصیتی مستقل و مقاوم پدید می‌آورد و در قوام خانواده، پدر و مادر بهترین نقش را دارا می‌شوند؛ بنابر این توصیه پیامبر اعظم(ص):

«خَیرُکم خَیرُکم لِأهله، وَ أنا خَیْرَکم لِأهلِی»؛ [8]

بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من برای خانواده خودم بهترینم.

پی‌نوشت‌ها:

[1] . (کونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم، کافی، ج 2، ص 77).

[2] . سورۀ حجرات، آیه 13.

[3] . اعلی، آیه 14.

[4] . شمس، آیه 9.

[5] . سورۀ انسان، آیۀ 8.

[6] . سورۀ بقره، آیۀ 2.

[7] . سورۀ انشراح، آیۀ 5.

[8] . مکارم الاخلاق، ص 216.

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی با تبریک و تسلیت شهادت و فقدان دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ای و دفاعی جناب آقای محسن فخری‌زاده، بر مجازات قطعی عاملان و آمران این جنایت و همچنین لزوم پیگیری تلاش علمی و فنی این شهید تأکید کردند. متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: بسم الله الرّحمن الرّحیم دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ئی و دفاعی کشور جناب آقای محسن فخری‌زاده به دست مزدوران جنایتکار و شقاوت‌پیشه به شهادت رسید. این عنصر علمی کم‌نظیر جان عزیز و گرانبها را به خاطر تلاشهای علمی بزرگ و ماندگار خود، در راه خدا مبذول داشت و مقام والای شهادت، پاداش الهی اوست. دو موضوع مهم را همه‌ی دست‌اندرکاران باید به جِدّ در دستور کار قرار دهند، نخست پیگیری این جنایت و مجازات قطعی عاملان و آمران آن، و دیگر پیگیری تلاش علمی و فنی شهید در همه‌ی بخشهائی که وی بدانها اشتغال داشت. اینجانب به خاندان مکرم او و به جامعه‌ی علمی کشور و به همکاران و شاگردان او در بخشهای گوناگون، شهادت او را تبریک و فقدان او را تسلیت میگویم و علو درجات او را از خداوند مسألت میکنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۸ آذرماه ۹۹