سه شنبه 12 دي 1396 در 23:12
23 3
سه شنبه 12 دي 1396 در 23:12
سلسله مباحث بینش مطهر

تــربیت عــقلانی

شهید مطهری

وقتی می‌خواهیم دین را عمل کنیم، بدون آموختنش ممکن نیست. پس باید دین را بیاموزیم تا به آن عمل کنیم.

تــربیت عــقلانی

 

دنبالۀ بحث علوم واجب:

بنابراین، «طلب العلم فریضة علی کل مسلم»، تکلیفش روشن است. بعضی از علم‌ها واجب عینی است و بر هر فردی واجب است و بعضی از علم‌ها واجب کفایی است به اعتبار اینکه مقدمۀ یک واجب [کفایی] است و مقدمۀ واجب، واجب است؛ بنابراین جای شک و شبهه در این جهت نیست. چون بعضی‌ها می‌گویند این علمی که واجب است، فقط و فقط اختصاص دارد به علوم دینی یعنی علومی که موضوع آن علوم، مسائل دینی است، یعنی آموختن خود دین. نخیر، آموختن خود دین یک علم است، آموختن چیزی که انسان بخواهد وظیفۀ دینی‌اش را [به‌وسیلۀ آن] انجام بدهد علم دیگری است. منحصر نیست که مردم باید خود دین را بیاموزند اما آن چیزهایی را که اجرای دین موقوف به آن‌هاست دیگر نیاموزند. باید آن‌ها را هم بیاموزند، منتها خود دین را که باید بیاموزند، قسمتی از آن، واجب مستقل و عینی است [مثل معرفه ا...] و قسمت دیگر واجب مقدمی است [مثل آموختن احکام نماز]. چه کسی گفته ما دین را باید بیاموزیم؟ اسلام که نگفته دین را بیاموزید، گفته دین را عمل کنید.

ولی وقتی می‌خواهیم دین را عمل کنیم، بدون آموختنش ممکن نیست. پس باید دین را بیاموزیم تا به آن عمل کنیم. در آن وظایف دیگری هم که دین به عهدۀ ما گذاشته است [مثل تأمین پزشک موردنیاز جامعۀ اسلامی] بدیهی است که تا وظایف را نیاموزیم، نمی‌توانیم عمل کنیم، باید وظایف را بیاموزیم تا بتوانیم عمل کنیم. به‌هرحال مطلب خیلی واضح و روشن است.

     پس ما تا اینجا به دو مسئله اشاره کردیم؛ یکی اینکه در تعلیم و تربیت اسلامی به مسئلۀ رشد فکری و تعقل اهمیت فراوان داده‌شده و دیگر اینکه به خود تعلیم [نیز اهمیت داده‌شده است] و تعلیم هم یک حدود مشخص ندارد که بگوییم علم کلام چطور؟ علم اخلاق چطور؟ فیزیک چطور؟ ریاضیات چطور؟ اسلام نیامده که علوم را مشخص کند و بگوید فیزیک بیاموزید یا نیاموزید، ریاضیات بیاموزید یا نیاموزید، فلسفه بیاموزید یا نیاموزید. یک‌چیزهایی گفته که آن‌ها را باید انجام داد و آن‌ها توقف دارد به آموختن این‌ها، پس باید این‌ها را آموخت.

 

تربیت عقلانی

     در جلسات پیش بحث ما در اطراف این مطلب دور می‌زد که در اسلام، هم دعوت به علم شده است و هم دعوت به عقل (به معنی تعقل) و فرق این دو را ذکر کردیم که علم به معنی آموزش و فراگیر است، ولی تنها فراگیری کافی نیست و آنچه درزمینۀ فراگیری ضرورت دارد، مسئلۀ تفکر کردن در ماده‌های فراگرفته شده است. ابتدا در نظر داشتم که به همین خلاصه اکتفا کنیم و بگذریم، ولی بعد رجوع کردم به یادداشت‌هایی که چندین سال پیش در موضوع عقل و فکر داشتم، دیدم مسائلی هست که حیف است ولو به‌طور اجمال آن‌ها را ذکر نکنیم، گو اینکه اغلب که بر این مسائل عبور می‌کنیم خیال می‌کنیم که یک عده مسائل نظری بیان‌شده‌اند، ولی هدف از این بیان‌ها تعلیم و تربیت است و این‌ها برای آن گفته‌شده است که افراد مسلمان باید این‌جور بار بیایند. ابتدا ازآنچه که در باب عقل آمده است شروع می‌کنیم.

 

نقش عقل

     روایت بسیار معروفی داریم که در کتاب العقل و الجهل کافی، بحار و تحف العقول آمده است. [1] و روایتی است که هشام بن الحکم، متکلم معروف از حضرت موسی بن جعفر(ع) (خطاب به خود هشام) نقل کرده است که روایت بسیار مفصلی است و من قسمت‌هایی از آن را سال‌ها پیش یادداشت کردم و اکنون همان قسمت‌ها را برای شما بیان می‌کنم. در آنجا حضرت به این آیۀ قرآن که در سورۀ زمر است استناد می‌فرماید: «فبشر ... اولئک الذین هداهم ا... و اولئک هم اولوا الالباب) [2]. آیۀ عجیبی است، بشارت بده بندگان مرا، آنان که سخن را استماع می‌کنند (اینجا کلمۀ «سماع» هم نیست.) نمی‌گوید سمیع القول می‌فرماید: «یستمعون القول»؛ یعنی به سخنان گوش فرا می‌دهند. در سخنان دقت می‌کنند؛ چون سماع با استماع فرق می‌کند. (سماع یعنی شنیدن ولو اینکه انسان نخواسته باشد بشنود. استماع گوش فرادادن است.) بعد چه‌کار می‌کنند؟ آیا هرچه را شنیدند همان را باور می‌کنند و همان را به کار می‌بندند یا همه را یکجا رد می‌کنند؟

«فیتبعون احسنه»، نقادی می‌کنند، سبک‌سنگین می‌کنند، ارزیابی می‌کنند، آن را که بهتراست انتخاب می‌کنند و آن بهتر انتخاب‌شده را پیروی می‌نمایند، آن‌وقت می‌فرماید: «چنین کسانی هستند که خدا آن‌ها را هدایت کرده» (هدایت الهی و استفاده از نیروی عقل این است.) «و اولئک هم اولوا الالباب»، این‌ها به‌راستی صاحبان عقل هستند. این، دعوت عجیبی است.

     حضرت خطاب به هشام این‌طور می‌فرماید: «یا هشام! ان ا... تبارک‌وتعالی بشر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال»؛ خدا اهل عقل و فهم را بشارت داده و فرموده: «فبشر عباد ... .» از این آیه و حدیث کاملاً پیداست که یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمیز و جدا کردن است؛ جدا کردن سخن راست از سخن دروغ، سخن ضعیف از سخن قوی، سخن منطقی از سخن غیرمنطقی و خلاصه غربال کردن. عقل آن‌وقت برای انسان عقل است که به هر شکل غربال دربیاید؛ یعنی هرچه را که وارد می‌شود سبک‌سنگین کند، غربال کند، آن‌هایی را که به درد نمی‌خورد دور بریزد و به درد خورها را نگاه دارد.

 

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] . اصول کافی، ج 1، ص 14؛ تحف العقول، ص 384.

[2] .  سورۀ زمر، آیات 17 و 18.

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور