چهارشنبه 18 بهمن 1396 در 17:18
23 3
چهارشنبه 18 بهمن 1396 در 17:18

زندگی‌نامه مبارزاتی شیخ عباسعلی اسلامی بنیان‌گذار مدارس جامعۀ تعلیمات اسلامی

مدرسه اسلامی تاسیس نمود تا زمینه تربیت نسل استکبارستیز بیش از پیش فراهم گردد

زندگی‌نامه مبارزاتی شیخ عباسعلی اسلامی بنیان‌گذار مدارس جامعۀ تعلیمات اسلامی

جناب‌عالی و خانوادۀ اسلامی متأثر نباشید این گرفتاری‌ها به‌زودی ان‌شاءا... رفع می‌شود و بزرگواری و «نیک‌نامی» برای آقای اسلامی باقی می‌ماند. (جوابیه امام خمینی(ره) به فرزند شیخ عباسعلی اسلامی دربارۀ حبس پدرش توسط نیروهای ساواک، 1343)
     پس از سقوط رضاشاه و در سال‌های نخست دهۀ 20، اوضاع‌واحوال سیاسی و فرهنگی کشور به‌گونه‌ای بود که ناخشنودی دین‌داران، به‌خصوص علما و روحانیون را سبب شده بود. نفوذ عوامل و نیروهای هوادار دولت‌های خارجی، به‌خصوص متفقین در ارکان مملکت و اقدامات احزاب و گروه‌ها در قالب چاپ و نشر روزنامه و نیز درج مطالب مخالف دستورات و فرمان‌های مذهبی از سوی آن‌ها؛ همچنین فعالیت برخی از افراد که به‌طور آشکار علیه مقدسات تشیّع مطالبی در مطبوعات چاپ می‌کردند، ازجمله عوامل ناخشنودی مذکور بود و در این میان سنت الهی است که قهرش هر بار از آستین مردی بیرون می‌آید و کفر و ظلم را در آن دیار برنمی‌تابد.
     شیخ عباسعلی اسلامی مردی است که دغدغه امربه‌معروف و نهی از منکر و اشاعه بی‌حجابی از سوی حکومت پهلوی، آتش درون وی را شعله‌ور کرد و تعصب دینی و غیرت مذهبی‌اش سکوت در برابر فساد و فضای حاکم بر فرهنگ کشور را برنتافت و در هر محفلی که حاضر شد صدای عدالت‌خواهی خود را به گوش حکومت رساند. ارتباط بسیار نزدیک وی با آیت‌ا... کاشانی و نواب صفوی ایشان را بیشتر به تودۀ مردم نزدیک کرد. تا جایی که به توصیه آیت‌ا... کاشانی به شهرهای مختلف سفر می‌کرد و با سرزنش رضاشاه در مورد واقعۀ کشف حجاب و تغییر لباس، زمامداران کشور را نوکران آمریکا و انگلیس معرفی می‌نمود.
     مردی که به گواه سازمان امنیت پهلوی بیش از 4 دهه فعالیت مبارزاتی در شهرهای مختلف و به‌خصوص در تهران داشته است.
     سال 1275 (هـ . ش) در شهر سبزوار نوزادی پا به عرصۀ حیات می‌گذارد که بعدها علَم مبارزه با حکومت ستم‌شاهی در دوران پهلوی اول و پس‌ازآن پهلوی دوم را به دست می‌گیرد. هرچند در خانواده‌ای کم‌بهره از علوم روز متولد می‌شود؛ اما سعی وافی پدر و مادر در تربیت وی و استفاده از محضر علما و بزرگان آن زمان و بهره‌مندی از مجالست با ایشان، عباسعلی اسلامی را عالمی توانمند و خطیبی زبردست می‌سازد. پس از فراگیری علوم اولیه در شهر سبزوار، شوق وصل و دیدار بزرگان و تلمذ علوم اسلامی از محضر ایشان او را به تکاپو و حرکت در مسیر ایشان می‌اندازد تا جایی که از محضر استادان و عالمان بزرگی همچون آیت‌ا... میرزا مهدی اصفهانی، آیت‌ا... آقازاده کفایی، آیت‌ا... حاج‌آقا حسین قمی در حوزۀ علمیه شهر مشهد کسب فیض می‌کند و پس از پایان دوران تحصیل در مشهد برای نشر آنچه از مجالست با این بزرگان به دست آورده به زادگاه خود شهر سبزوار بازگشته و کلاس‌های آموزش قرآن و تبلیغ معارف اسلامی را تشکیل می‌دهد. 
      برگزاری مجالس وعظ و خطابه در این سال‌ها آغاز می‌شود و با گذر زمان، در سال 1305 (هـ . ش) راهی دیار عراق می‌شود تا از محضر بزرگان به‌ویژه شیخ آقابزرگ تهرانی بهره جوید. در نجف، آشنایی با نجم العلما روحانیِ مشهور شهر لکهنوی هندوستان سبب شد که به پیشنهاد وی برای تقویت مدارس مذهبی هندوستان و افزایش آگاهی خود و کسب تجربه، در سال 1313 (هـ . ش) به کشورهای هندوستان و برمه سفر کند و با کوله باری از تجربه و افزایش اندوخته‌های خود در سال 1318 (هـ . ش) به ایران بازگشت و در تهران اقامت گزید. 
     اقامت در تهران و همکاری بازاریان با وی و تشکیل جلسه‌های امربه‌معروف و نهی از منکر و مبارزه با بدحجابی و تبلیغ علیه مظاهر فساد باعث شکل‌گیری جلسه‌های «جمعیت پیروان قرآن» شد. آشنایی و صمیمیت شیخ با سید مجتبی نواب صفوی باعث گردید فدائیان اسلام به تبلیغ فعالیت‌های جمعیت پیروان قرآن بپردازد. 
     مجموعه سخنرانی‌های او دربارۀ حجاب با استقبال کم‌نظیر مردم مواجه شده بود و با کمک فدائیان اسلام به فعالیت‌های خود وسعت بخشید تا جایی که بازاریان تهران هم به این امر واکنش نشان داده و با ایشان همراهی نمودند. 
     نخستین کلاس‌های «جمعیت پیروان قرآن» در منزل شیخ عباسعلی اسلامی برگزار شد. جلسه‌های جمعیت پیروان قرآن به‌طور دائمی در منازل افراد تشکیل می‌شد تا جایی که کسبه و بازاریان با مشاهده تلاش‌ها و زحمت‌های طاقت‌فرسای وی خدمات مالی فراوانی را جهت اعتلای اندیشه‌هایش اهدا کردند. گذشت زمان‌بر رونق کلاس‌هایش افزود و خانواده‌های بسیاری را علاقه‌مند نمود تا فرزندانشان را در این کلاس‌ها بسپارند. با سرمایه برخی بازاریان ابتدا چند اتاق و پس‌ازآن چند خانه اجاره گردید. استقبال مردم، او را به این فکر واداشت که مجوز یک مدرسه غیردولتی را کسب کند و سرانجام در سال 1328 (هـ . ش) توانست امتیاز یک مدرسه را از سوی وزارت فرهنگ دریافت کند و نخستین مدرسه با عنوان مدرسۀ جعفری اسلامی را در میدان وحدت اسلامی تأسیس کرد. اگرچه جامعه تعلیمات اسلامی فعالیت رسمی خود را از سال 1328 (هـ . ش) با تأسیس مدرسه جعفری آغاز کرد؛ اما همچنان که در اساسنامه آن آمده است، آغاز به کار واقعی آن از سال 1322 (هـ . ش) است.

  تأسیس و راه‌اندازی جامعۀ تعلیمات اسلامی ازجمله اقدامات اساسی و بنیادین عباسعلی اسلامی بود. باز شدن دروازه‌های تمدن به‌زعم رژیم طاغوت و ورود فرهنگ غربی و حذف تربیت و اخلاق اسلامی و مذهبی از نهاد آموزشی کشور او را به عزم خویش مصمم کرد تا با گنجاندن اصول اسلامی و دینی در دروس خود و تدوین کتاب‌ها و جزوه‌های درسی در راستای تعالیم دین و حاکم ساختن فضای مذهبی بر مدارس جامعه تعلیمات که اکنون با گذر زمان به 180 مدرسه رسیده بود خلأ جایگاه علوم اسلامی در دروس مدارس آن زمان را پر کند. چه تا آن زمان وجود دروس دینی و تعالیم مذهبی در مدارس دولتی جایگاهی نداشت و این امر از سوی شیخ عباسعلی اسلامی قابل‌گذشت نبود. تدریس کتاب‌های فنی و علمی در این مدارس همان بود که به تصویب وزارت فرهنگ رسیده بود؛ اما تدوین کتاب‌های درسی بر مبنای تعالیم اسلامی و نگرش تعلیم و تربیت بر مبنای تعالیم تشیّع از نیازهای فرهنگی آن زمان به شمار می‌رفت که توسط خود جامعۀ تعلیمات اسلامی چاپ می‌شد. 

     تلاش‌های مجاهدانه و شبانه‌روزی شیخ عباسعلی اسلامی در ایجاد فضا و فرهنگ دینی در مدارس تا بدان جا بود که سبب استقبال خانواده‌های متدین و مذهبی از این مدارس شد. انتخاب دروس و گزینش معلمان مدارس طبق معیارهای جامعۀ تعلیمات اسلامی که با نگرش مذهبی همراه بود صورت می‌گرفت. تا آنجا که عالم ربانی علامه محمدحسین طباطبائی به تألیف کتاب‌های دینی سال پنجم و ششم ابتدایی مدارس برحسب نیاز آن زمان برای مدارس جامعۀ تعلیمات اسلامی می‌پردازد. کتاب تربیت و تعلیم دینی که به قلم شهید حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد باهنر و حجت‌الاسلام علی غفوری تدوین‌شده بود از دیگر منابع مورداستفاده در مدارس جامعۀ تعلیمات اسلامی بود. 

     حضور بزرگان و علمای درجه اول آن زمان در این مجموعه سبب بالا رفتن کیفیت آموزش در این مدارس گردیده بود. اغلب مبارزان و انقلابیون که سرسختانه با رژیم پهلوی در ستیز بودند از دانش‌آموزان و فارغ‌التحصیلان جامعۀ تعلیمات اسلامی بودند و این مسئله از چشم ساواک مخفی نبود و دائماً با سنگ‌اندازی در مسیر حرکت این مجموعه سعی در براندازی و تغییر ماهیت این مدارس داشتند. گزارش‌های متعدد شهربانی و ساواک بیانگر این مسئله است؛ اما مدارس جامعۀ تعلیمات اسلامی با همه مخالفت‌های آشکار و پنهان که در مسیر آن وجود داشت به حرکت خود ادامه می‌داد.

     کارنامه مبارزاتی شیخ عباسعلی اسلامی سراسر وعظ و خطابه علیه رژیم پهلوی است. وی با روشنگری‌های خود چه قبل از تشکیل جامعۀ تعلیمات اسلامی و چه بعدازآن دائماً تحت نظر ساواک بوده است و در نطق‌های تند و آتشین خود در مساجد و منابر مختلف با صراحت کلام به شاه و درباریان حمله می‌کند. اسناد به‌جای مانده از ساواک گویای این مطلب است که وی بارها و بارها دستگیرشده و باتحمل حبس یا سپردن تعهد از سخنرانی منع گشته؛ اما به‌محض آزادی مجدداً در مسیر قبلی خود طی طریق می‌نماید و در این راه تردیدی به خود راه نمی‌دهد.

     اولین دستگیری عباسعلی اسلامی به دنبال تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران در بهمن‌ماه 1327 (هـ . ش) صورت گرفت. اسلامی که باوجود سوابق مبارزاتی بسیار موردتوجه ساواک بود به ظن دست داشتن در این سوءقصد دستگیر شد و مدتی بازداشت بود. در این میان تعدادی از وعاظ معروف تهران برای وساطت و مرخص نمودن شیخ عباسعلی اسلامی نزد شاه می‌روند و شاه اظهار می‌دارد که: «سه کیلو وزن پرونده حاج شیخ عباسعلی است که روی منبر به من فحاشی نموده و ناسزا گفته است.»

 

دستگیری مجدد

     جمعی از متدینین شهر بندر انزلی در بهمن‌ماه سال 1341 (هـ . ش) از آقای شیخ عباسعلی اسلامی دعوت نمودند جهت وعظ و ارشاد اهالی به آن شهر مسافرت نماید. وی دعوت آن‌ها را اجابت و در آن ایام که مصادف با ماه مبارک رمضان بود به ایراد سخنرانی در مسجد قائمیه آن شهر پرداخت. ایشان در سخنرانی خود سیاست‌های اعمال‌شده از طرف رژیم شاه را به‌شدت موردانتقاد قرارداد. مأموران امنیتی سراسیمه اقدام به دستگیری و بازداشت وی نمودند. وی پس از حدود یک ماه آزاد می‌شود و پس از آزادی در روز عید فطر همان سال به محضر امام خمینی(ره) شتافت و هنگام سخنرانی حضرت امام خمینی(ره) در کنار ایشان حضور داشت. امام خمینی(ره) در این سخنرانی، ابتدا نمایش رفراندوم شاه را موردانتقاد قرارداد، سپس در ادامه سخنان خود فرمود: «... سران مملکت بیدار شوند و در سیاست‌های خود تجدیدنظر کنند. به‌جای قانون‌شکنی و به زندان کشیدن علما و محترمان، به‌جای سرنیزه و قلدری در مقابل درخواست مردم تسلیم شوند ... اگر آقای اسلامی (شیخ عباسعلی اسلامی) را نگذاشتند در تهران منبر برود، دیدند که ایشان در بندر پهلوی (انزلی) منبر رفتند و حقیقت را در آنجا بیان داشتند. اگر در بندر پهلوی از ادامه سخنان ایشان جلوگیری کردند، شک نداشته باشند که ایشان سخنان خود را در جای دیگر دنبال خواهد کرد و هر جا که فرصت پیدا کنند، مطالب را به گوش مردم خواهد رساند ...» [1] 

     دهه 1330 شمسی برای حاج شیخ عباسعلی اسلامی، دورۀ سخنرانی‌های آتشین در مساجد تهران علیه وضعیت آشفته فرهنگی کشور و فضای ضد مذهبی آن بود. مساجد از بزرگ‌ترین کانون‌های دفاع از فرهنگ اسلام در آن زمان به شمار می‌رفت و شیخ عباسعلی اسلامی از این ظرفیت به‌خوبی بهره می‌جست و با نطق‌های کوبنده و صراحت کلام به دفاع از مقدسات اسلامی در برابر توطئه‌ها و نغمه‌های ضد دینی می‌پرداخت و همین امر باعث تحریک ساواک و تهدید وی می‌گردید.

     «اشخاص پست در این مملکت اشراف و بزرگان مملکت می‌باشند که دین ندارند و فکر دین نیستند، ما باید خودمان به فکر خودمان باشیم و نگذاریم یک شخص لاابالی بر ما حکومت کند، وای بر مردمی که زمام امور مملکت و زندگی‌شان به دست شخص بی‌پدرومادری بیفتد ...» [2] 

     شیخ عباسعلی اسلامی در بازجویی‌های دائمی ساواک مبنای گفتارش در سخنرانی‌ها را کلامی جز کلام قرآن و روایات نمی‌داند و با صراحت این مسئله را در بازجویی‌های خود عنوان می‌نماید.

     بنا بر گزارش‌های ساواک و اسناد موجود در مرکز بررسی اسناد وزارت اطلاعات، تلاش‌های مستمر و بی‌وقفه شیخ عباسعلی اسلامی در اعتراض به تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال 1341 (هـ . ش) با سخنرانی در محافل مختلف علیه این مصوبه و نیز یاری جستن و دعوت از جامعه وعاظ تهران ازجمله مرحوم حجت‌الاسلام فلسفی در تبیین یک اعلامیه مشترک اعتراض خود را نسبت به این لایحه اعلام و سرانجام تلاش ایشان به بار نشسته و دولت مجبور به لغو این لایحه می‌شود. 

     حضور پررنگ شیخ در قیام پانزده خرداد باعث دستگیری وی در پانزده خرداد 1342 (هـ . ش) می‌شود و پس شش هفته آزاد می‌گردد و در اوایل مردادماه به دیدار مرادش حضرت امام خمینی(ره) می‌رود. 

     در آستانۀ انقلاب بااینکه هشتادودو سال از عمر ایشان می‌گذشت همراه مردم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌نمود و پس از انقلاب با شروع جنگ تحمیلی در جبهه‌های جنگ حضور می‌یابد. طعم روزهای پیروزی پس از تلاش‌های مجاهدانه خود را تنها در هفت سال آخر عمر خود می‌چشد. یک‌عمر تلاش و مجاهدت ایشان در راستای تحقق اهداف عالی اسلامی در کنار بزرگانی همچون آیت‌ا... کاشانی، نواب صفوی و امام خمینی(ره) و دیگران نشان از روحیه بلند این شیخ «نیک‌نام» است. 

     ایشان با تأسیس مدارس جامعۀ تعلیمات اسلامی و فراگیر نمودن آن در کل کشور پرچمی را برافراشت که بنا به فرمودۀ رهبر معظم انقلاب «از مدارس پیشرو و پیش‌قراول در دوران غربت اسلام بوده است».

بر آستان جانان گر سر توان نهادن                           گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

20 فروردین 1364 (هـ . ش) مردی سر بر آستان جانان می‌نهد که سینه‌اش پر از رازهای ناگفته است و خاک، میزبان پیکری می‌شود که صدای گام‌های او را هرلحظه بر تن خود می‌شنفت ... .

 

 

 

 

 

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] . قسمتی از سخنرانی حضرت امام خمینی(ره)، سال 1341.

[2] . سخنرانی شیخ عباسعلی اسلامی در مسجد لرزاده، 7/9/1338.

 

گردآوری و خلاصه‌سازی شده از منابع:

1- کتاب حجت‌الاسلام حاج شیخ عباسعلی اسلامی به روایت اسناد ساواک - مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

2- کتاب جامعۀ تعلیمات اسلامی - مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

 

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور