یکشنبه 15 بهمن 1396 در 05:23
23 3
یکشنبه 15 بهمن 1396 در 05:23

تربیت عقلانی | سلسله مباحث بینش مطهر

جهل غالباً در احادیث در مقابل علم نیست، در مقابل عقل است؛ یعنی بی‌فکری نه بی‌عملی

تربیت عقلانی | سلسله مباحث بینش مطهر

برای جهالت انسان همین بس که هرچه می‌شنود نقل کند (خوش‌باوری). بعضی‌ها خاصیت ضبط‌صوت و گرامافون رادارند؛ کانّه هرچه دیگران می‌گویند پر می‌شوند و بعد هم در جای دیگر تحویل می‌دهند، بدون آنکه تشخیص بدهند که آنچه می‌شنوند [صحیح است یا غلط.] خیلی چیزها انسان می‌شنود، کمی از آن را باید قابل قبول و قابل نقل بداند. قبلاً هم‌ عرض کردیم بعضی از عالم‌ها هستند (عالم‌های خیلی عالم) که کمتر ازآنچه که عالم‌اند عاقل‌اند (عقلی که در اینجا می‌گوییم، معیارش یکی همین است). عالم‌اند به معنای اینکه اطلاعات بسیار وسیعی دارند. کمتر عاقل‌اند برای اینکه هرچه را از هر جا دیدند جمع می‌کنند و برایشان فرق نمی‌کند، همه را هم پس می‌دهند بدون اینکه فکر بکنند که این [با واقع] جور درمی‌آید یا جور درنمی‌آید. عجیب این است که بااینکه ما در روایت خودمان داریم که راوی باید نقّاد باشد و هرچه را که می‌شنود روایت نکند، مع‌ذلک می‌بینیم که در میان همین روایان و محدثان یا مورخان خودمان فراوان دیده می‌شوند [افرادی که این اصل را رعایت نمی‌کنند.]

نقش تفکر در برداشت از تاریخ
     ابن خلدون در مقدمۀ تاریخ خودش یکی از نقدهایی که بر بعضی از مورخان می‌کند این است که می‌گوید این‌ها در نقل تاریخ‌ها، فقط دنبال صحت سند هستند که این تاریخ را فلان کس نقل کرده و او آدم معتبری است. می‌گوید قبل از این باید به دنبال صحت مضمونی رفت، اول باید فکر کرد که اصلاً خود مطلب با منطق جور درمی‌آید یا جور درنمی‌آید. بعد مثال می‌زند، می‌گوید این‌ها نوشته‌اند که وقتی قوم موسی از دریا عبور کردند و فرعونی‌ها آن‌ها را تعقیب می‌نمودند،250 هزار مرد جنگی بودند. آخر این را باید حساب کرد که اولاد اسرائیل همه اولاد یعقوب و فرزندان یک نفر بودند و پنج شش نسل هم بیشتر نگذشته بود (164 سال، 400 سال هم نوشته‌اند.) گیرم که چهارصد سال گذشته باشد، وقتی می‌گوییم 250 هزار مرد جنگی، اقلاً باید بگوییم یک‌میلیون جمعیت این‌ها بوده که 250 هزار مرد جنگی داشته‌اند، بااینکه فرعون پسرهای این‌ها را می‌کشت [1] بااین‌همه بچه کشی که از این‌ها بوده، آیا عقلاً چنین چیزی ممکن است؟
ابن خلدون می‌گوید مورخان به این نکته اصلاً فکر می‌کردند که آیا [واقعه‌ای که نقل می‌کنند] با منطق جور درمی‌آید یا جور درنمی‌آید.
     یک‌وقتی از یک واعظ خیلی مشهور که می‌خواست بگوید بنی امیه چگونه منقرض شدند و خداوند چگونه به فرزندان امام حسین(ع) برکت داد، شنیدم که گفت: از امام حسین(ع) در روز عاشورا یک فرزند بیشتر باقی نماند که حضرت علی بن الحسین بود و از او این‌همه سادات حسینی، موسوی و رضوی که آن‌ها هم باز حسینی هستند باقی‌مانده است و از بنی امیه کسی باقی نماند. آن‌وقت راجع به بنی امیه این‌جور می‌گفت که در سال 61 هجری که حادثۀ کربلا اتفاق افتاد دوازده هزار گهوارۀ زرین در خانه‌های بنی امیه بود. حالا باید حساب کرد که چقدر باید بنی امیه باشند، چقدر گهواره در خانه‌های این‌ها باشد و از این گهواره‌ها چقدر گهواره زرین باشد!
     مرحوم آقای خوانساری یک‌وقت این‌گونه نقل‌ها را مسخره می‌کرد و به‌صورت تمسخرآمیز می‌گفت: «بلی، یک‌وقتی هرات آن‌قدر بزرگ بود که 21 هزار احمد یک‌چشم کله‌پز داشت. حالا شما حساب کنید که چقدر کله‌پز بوده، در میان کله‌پزها چقدر اسمشان احمد بوده و در بین آن‌ها چقدر احمد یک‌چشم بوده که در میان آن احمدهای یک‌چشم، 21 هزار احمد یک‌چشم کله‌پز بوده است!» و نظیر این‌ها ـ البته نه به این رسوایی ـ در تاریخ می‌بینیم.
     یک‌وقت من در همین کتاب‌های تاریخ معمولی خودمان که یک اشخاص خیلی بزرگی هم نوشته‌اند، خواندم که در واقعۀ حرّه که آمدند و مدینه را قتل‌عام کردند (در نقل این‌گونه وقایع، گویندگان مبالغه و اغراق هم کرده‌اند. ازجمله در اغلب کتاب‌هایشان این مطلب را نوشته‌اند.)، رفتند به خانۀ یکی از اهل مدینه که از انصار بود (و خانوادۀ فقیری بودند) و زنش تازه وضع حمل کرده و هنوز در بستر بود و بچه هم در گهواره، یک مرد شامی وارد شد که از این خانه چیزی ببرد. هرچه گشت تا یک‌چیز دندان‌گیر به دست آورد و ببرد چیزی به دستش نیامد. از اینکه می‌بایست دست‌خالی برود خیلی عصبانی شد. آمد [که جنایتی بکند.] این زن به التماس افتاد که من زن فلان کس - صحابی پیغمبر- هستم. من و شوهرم هر دو در بیعه الرضوان با پیغمبر بیعت کردیم و ما از اهل بیعه الرضوان هستیم، التماس می‌کرد که این مرد شامی را منصرف بکند که آخرش هم منصرف نشد و بچه را از گهواره برداشت و پای او را به دست گرفت و دور سرش چرخ داد و بعد هم چنان به دیوار کوبید که مغز بچه متلاشی شد. این را زیاد نقل کرده‌اند. آیا همین می‌تواند درست باشد؟ یعنی زنی که با شوهرش در بیعه الرضوان با پیغمبر بیعت کرده، می‌تواند در سنۀ 63 هجری وضع حمل کرده باشد، با حدود پنجاه‌وهشت سال فاصله؟ اگر ما فرض کنیم در آن‌وقت این زن دختری ده‌ساله بوده که تازه شوهر کرده و رفته با پیغمبر بیعت نموده، در این هنگام زنی است که 68 سال دارد. آیا زن 68 ساله می‌تواند تازه وضع حمل کرده و در بستر خوابیده باشد؟! پس این‌یک ذره حساب کردن می‌خواهد. اگر یک مقدار انسان فکر کند، می‌فهمد که دروغ است. این همان غربال کردن است. پیغمبر فرمود: «کفی بالمرء جهلا ان یحدث بکل ما سمع». جهل غالباً در احادیث در مقابل علم نیست، در مقابل عقل است؛ یعنی بی‌فکری نه بی‌عملی. برای بی‌فکری و حساب نکردن انسان کافی که هرچه را می‌شنود باور و نقل کند.


پی‌نوشت‌ها:
[1] . (سورۀ اعراف، آیۀ 141)

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور