شنبه 19 اسفند 1396 در 15:07
23 3
شنبه 19 اسفند 1396 در 15:07

انقلابی‌نماها به دنبال چه هستند؟

انقلابی‌نماها سعی می‌کنند با ایجاد شایعه، شبهه و سیاه نمایی ، در دل مردم و جامعه، «ناامیدی» به وجود آورده و نسبت به راهی که انتخاب کرده‌اند، تشویش ایجاد کنند

انقلابی‌نماها به دنبال چه هستند؟

     حکومت پیامبر(ص) در مدینه، فصل دوم رسالت ایشان بود. پیش‌تر پیامبر(ص) در مرحلۀ سیزده‌سالۀ مکه، شالوده‌های اولیۀ نظام اسلامی را پی‌ریزی کرده بود و حالا در ده سال مدینه، وقت نظام سازی و جامعه‌سازی بود؛ برای همین، دشمنی با پیامبر(ص) در این مرحله، هم بیشتر و هم پیچیده‌تر شده بود. از یک‌سو، دشمنان بیرونی چون کفار مکه یا یهودیان مدینه، جنگ‌هایی را بر پیامبر(ص) تحمیل می‌کردند و از سویی دیگر، دشمنان درون جامعۀ اسلامی، در بزنگاه‌های حساس و سرنوشت‌ساز، موجب تحمیل هزینه‌های زیادی به حکومت نوپای پیامبر(ص) می‌شدند. از این حیث، می‌توان افراد موجود در جامعۀ پیامبر(ص) را به سه دسته تقسیم کرد.

     دسته اول، اصحاب راستین: این دسته از افراد کسانی بودند که تا آخرین لحظه و قطرۀ خون، از پیامبر(ص) و دین اسلام دفاع ‌کردند، آن‌ها همان‌هایی بودند که قرآن در وصفشان چنین می‌فرماید: «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا ا... عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ و َمِنهُم مَن ینتَظِرُ و َما بَدَّلوا تَبدیلًا». امیرالمؤمنین(ع)، عمار و سلمان، نمونه‌هایی از این افراد هستند.

     دسته دوم، ضعیف‌الایمان‌ها: افرادی که اگرچه ایمان آورده و به پیامبر(ص) گرویده بودند؛ اما ازآنجاکه ضعف در ایمان داشتند، در حوادث و شداید، ممکن بود پایشان بلرزد و از راه به درشوند. این‌ها همان کسانی بودند که در ماجرای جنگ احد که پیامبر(ص) دستور مراقبت از تنگه را به آن‌ها داده بود، به هوای جمع‌آوری غنائم، مأموریت خود را رها کرده و سرنوشت جنگ را تغییر دادند. «مسلمان‌ها اول پیروز شدند، بعد یک عده‌ای مأموریت‌ها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنیمت جمع‌کردن؛ دشمن هم توانست نیروهای اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادی از آن‌ها را بکشد، آن‌ها را منهزم کند.» روش پیامبر(ص) با این گروه، روش «تربیت و تزکیه و تعلیم» بود.

     دسته سوم، انقلابی‌نماها: کسانی که «ظاهراً» ایمان آورده و ادعای اسلام می‌کردند، اما رفتار آن‌ها، دقیقاً برخلاف ادعای آنان بود. اینان کسانی بودند که با کارهای خود مانند انتشار شایعه، دروغ یا سیاه نمایی از وضع موجود، موجب تضعیف نظام اسلامی و ایجاد تشویش در گروه دوم می‌شدند؛ مثلاً در ابتدای جنگ احد، پیامبر(ص) مانند همیشه از اصحاب خواستند که نظر خود را دربارۀ چگونگی جنگ بیان کنند. عده‌ای معتقد به جنگ در درون مدینه و عده‌ای موافق جنگ در خارج از مدینه بودند. بالاخره تصمیم به جنگ در خارج از مدینه گرفته شد و پیامبر با سپاه هزارنفری خود، از مدینه خارج شدند تا در مقابل سپاهی چند برابری قرار گیرند؛ اما در میانۀ راه، انقلابی‌نماها به بهانۀ آنکه پیامبر(ص) حرف آنان را گوش نکرده و در درون مدینه نجنگیده است، ساز مخالفت با پیامبر زده و ۳۰۰ نفر از او جدا شدند.

     انقلابی‌نماها در جریان جنگ احزاب هم‌ چنین کردند. «در جنگ احزاب، همۀ قبائل مشرک مکه و غیر مکه و ثقیف و غیره متحد شدند؛ ده هزار نفر نیروی رزمنده فراهم کردند؛ یهودی‌هایی هم که همسایۀ پیغمبر بودند و امان‌یافتۀ پیغمبر بودند، خیانت کردند؛ این‌ها هم با آن‌ها همکاری کردند ... یک جنگ احزاب درست کردند؛ جنگ احزابی که دل‌ها را خیلی ترساند.» آن هنگام که پیامبر بشارت پیروزی مسلمانان بر ابرقدرت‌های آن روز دنیا (روم و ایران و یمن) را داد، این افراد با تمسخر یا ایجاد ابهام در سخنان او، این حرف‌ها را کذب و نادرست خواندند. آن‌ها سپس با ایجاد تشویش و اضطراب در جامعۀ اسلامی (مثلاً اینکه می‌گفتند راهی که پیامبر(ص) انتخاب کرده اشتباه است و این جنگی است که در آن، شکست حتمی است) سعی کردند افراد را از گرداگرد پیامبر(ص) جدا کرده و آن‌ها را از جنگیدن منصرف کنند. قرآن دربارۀ این افراد می‌فرماید: «قَدْ یعْلَمُ ٱ... ٱلْمُعَوِّقِینَ مِنکُمْ وَ ٱلْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَینَا وَلَا یأْتُونَ ٱلْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا؛ خداوند کسانی را به‌خوبی می‌شناسد که مردم را از جنگ بازمی‌داشتند و کسانی را که به برادران خود می‌گفتند به‌سوی ما بیایید و خود را از معرکه بیرون بکشید و جز مقدار کمى -آن‌هم از روى اکراه یا ریا- به سراغ جنگ نمى‌روند.» پیامبر(ص) البته با این جریان تا آنجا که می‌شد مماشات کرده و مانند سایر افراد با آن‌ها رفتار می‌کرد و حتی سهم آنان از بیت‌المال را نیز پرداخت می‌کرد؛ اما آنگاه‌که این افراد تبدیل به یک «جریان سازمان‌یافتۀ معاند» شدند، پیامبر نیز به‌شدت با آن‌ها برخورد کرد.
 
انقلاب اسلامی و مواجهه با این دسته از افراد 
     ۱۴ قرن بعد از انقلاب نبوی، انقلاب اسلامی ایران نیز در مرحلۀ دولت سازی و جامعه‌سازی، با همین سه دسته از افراد مواجه است: «اصحاب راستین انقلاب اسلامی» که با باور تام و تمام به خط انقلاب، در همۀ شرایط، در کنار «رهبران انقلاب اسلامی» قرار گرفتند و با کار و تلاش شبانه‌روزی، کار انقلاب را به‌پیش بردند؛ «ضعیف‌الایمان‌هایی» که به دلیل هوای نفس، دنیاطلبی یا ترس از دشمن، در رخدادها و حوادث تاریخی، پایشان لرزید یا دست از انقلابی گری برداشته و تبدیل به یک انسان خنثی شدند، یا حتی به سمت دشمن، میل پیدا کردند؛ و «انقلابی‌نمایی‌هایی» که شعار انقلاب داده و می‌دهند و عکس آن عمل می‌کنند. «کسی خیال نکند که مسئلۀ نفاق مربوط به صدر اسلام یا مربوط به اوج انقلاب بود، نه همۀ ما، من و شما در معرض این امتحان در تمام حالات هستیم، یک حقیقتی مطرح می‌شود که این حقیقت ممکن است با گوشه‌ای از احساسات و دریافت‌های ما ناسازگار باشد: یا با خودپرستی ما، یا با ادعاهای درونی ما، یا با علمی که برای خودمان قائلیم، یا برای سابقه‌ای که برای خودمان می‌شناسیم، مثلاً با سابقۀ مبارزه، یا با توقعی که نسبت به شخصیت خودمان داریم، این ناسازگار است، در مقابل این حقیقت چه‌کار خواهیم کرد؟ هم می‌توان پا گذاشت روی این احساس غلط و درک باطل و تسلیم شد و حرکت کرد و درراه این حقیقت رفت و هم می‌توان تسلیم نشد، بلکه تسلیم آن احساسات غلط درونی شد که اگر این کار انجام گرفت آن‌وقت: «فزاد هم ا... مرضا» دائم این حالت دومی یعنی نفرت و جدایی، ایجاد می‌شود و کار را به‌جاهای بسیار دشوار خواهد رساند.»

     انقلابی‌نماها سعی می‌کنند با ایجاد شایعه، شبهه، سیاه نمایی و لجن‌پراکنی، در دل مردم و جامعه، «ناامیدی» به وجود آورده و نسبت به راهی که انتخاب کرده‌اند، تشویش ایجاد کنند. این جریان را باید شناخت و نسبت به حربه‌های آنان آگاه بود. هرچند که «مردم قبول نمی‌کنند این را. حالا ممکن است کسی خیال کند که در مردم تأثیر می‌گذارد؛ نه مردم آگاه‌اند، می‌فهمند، نمی‌پذیرند این حالت را.»

 

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور