سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 در 15:20
23 3
سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 در 15:20

راهی به‌سوی عاقبتِ خیر

دکتر غلامعلی حداد عادل

اگر روزی فرارسد که بهترین دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل از دبیرستان‌های ما معلّم شوند؛ آن‌ها می‌توانند به‌نوبۀ خود بهترین‌های بهتری تحویل جامعه دهند و این فرآیند اگر استمرار پیدا کند طی دو نسل می‌تواند به جهش علمی و فکری و صنعتی و اقتصادی در کشور منجر شود

راهی به‌سوی عاقبتِ خیر

 

ادامه شماره قبل ...

معلم مهم‌ترین عنصر در مجموعه و منظومۀ آموزش‌وپرورش است. اهمیت دیگر عوامل مؤثر در آموزش از قبیل برنامه و کتاب و ساختمان و تجهیزات و قوانین و مقررات به‌هیچ‌روی قابل‌مقایسه بااهمیت «معلّم» نیست. آن‌ها همه بی‌روح‌اند و معلّم ذی‌روح و همین معلّم ذی‌روح است که می‌تواند به بقیّه عوامل و اجزا روح ببخشد و آن‌ها را زنده و موثّر و با طراوت سازد.

حقیقت این است که «معلّم خوب» عیب و نقص بقیّه عوامل آموزشی را می‌فهمد و می‌شناسد و در حدّ توانایی خود تا حدود زیادی، آن عیوب را می‌پوشاند و آن نقص‌ها را جبران می‌کند؛ اما «معلّم بد» همۀ آن دیگر عوامل را ـ اگر هم خوب و بی‌عیب باشند ـ ضایع می‌کند.

نقش معلّم در مدرسه و در آموزش‌وپرورش، از بعضی جهات، شبیه نقش راننده در حمل مسافر است. رانندۀ ماهر و باتجربه، نه‌تنها خودرو را به‌درستی هدایت می‌کند که از عیب و نقص احتمالی آن نیز با خبر می‌شود و گاهی حتّی به قیمت تأخیر دررسیدن به مقصد، از بروز خطر برای مسافران جلوگیری می‌کند. باید بپذیریم که از زیرِ دست معلّمان سطح پایین و متوسّط شاگردان برجسته و والا بیرون نمی‌آید و آموزش‌وپرورشی که معلّمان درجۀ یک نداشته باشد سبب پیشرفت ملت نخواهد شد.

اکنون، پس از مقدمۀ مختصر، این حقیقت تلخ را به‌صراحت یادآوری می‌کنم که سال‌هاست استعدادهای درجۀ اول جذب آموزش‌وپرورش نمی‌شوند و معلّمی را به‌عنوان شغل آیندۀ خود انتخاب نمی‌کنند. در حدود یک قرن پیش، یعنی در اوایل ورود آموزش‌وپرورش جدید به ایران، معلّمی شغل پردرآمد و پرجاذبه‌ای بود. به‌تدریج که اساس اقتصاد کشور دگرگون شد و درآمد نفتی کشور صرف خرید مصنوعات غربی و عقد قراردادهای کلان با شرکت‌های صنعتی و بازرگانی غربی شد، آموزش‌وپرورش که در این چرخۀ اقتصادی جایی نداشت از رونق افتاد و بی‌جاذبه شد و به دستِ فلجی شبیه شد که چون خون در آن جریان پیدا نمی‌کند به‌تدریج لاغر و لاغرتر می‌شود. فهمیدن علّت علاقۀ دانش‌آموزان خوش استعداد به رشته‌هایی مثل مهندسی مخابرات یا فناوری اطلاعات کار دشواری نیست. کافی است میزان سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها را با سرمایه‌گذاری در آموزش‌وپرورش مقایسه کنیم. واقعیت تأسّف‌انگیز این است که امروزه حتّی بسیاری از کسانی که عمر خود را صرف آموزش‌وپرورش کرده‌اند راضی نیستند فرزندانشان معلّم شوند بسیاری از معلّمان دل‌خوش‌اند به اینکه اگر خودشان از درآمد کافی برخوردار نیستند، بچه‌هایشان در آینده زیر نظر آن‌ها خوب درس بخوانند و دکتر و مهندس بشوند. تفاوت حقوق معلمان با اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها در ایران بسیار زیاد است. بیست سال پیش در ژاپن از یک استادیار شیمی که در کنار یک دبیر شیمی دبیرستان نشسته بود پرسیدم که هرکدام ماهانه چه مبلغ حقوق می‌گیرند. استادیار چهارصد و بیست هزار ین و دبیر چهارصد هزار ین حقوق می‌گرفت.

اگر روزی فرارسد که بهترین دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل از دبیرستان‌های ما معلّم شوند؛ آن‌ها می‌توانند به‌نوبۀ خود بهترین‌های بهتری تحویل جامعه دهند و این فرآیند اگر استمرار پیدا کند طی دو نسل می‌تواند به جهش علمی و فکری و صنعتی و اقتصادی در کشور منجر شود؛ اما اگر برعکس باشد، چنان‌که هست، معلوم است چه آینده‌ای در پیش خواهد بود. هر کشاورزی برای کشت آیندۀ مزرعۀ خود از بهترین بذری که در اختیار دارد استفاده می‌کند و آن را تکثیر می‌کند. آیا ما نیز در آموزش‌وپرورش از بهترین استعدادها برای تربیت معلّم استفاده می‌کنیم؟ البته آنچه گفتم نباید به معنای نادیده گرفتن معلمان بااستعداد و باسواد و باانگیزه‌ای که هم‌اکنون فراوان‌اند و در آموزش‌وپرورش خدمت می‌کنند تلقّی شود. من می‌خواهم توجّه سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران را به یک‌روند تحوّل اقتصادی و اجتماعی جلب کنم و اثر منفی آن را بر جذب معلّم، در مقیاس کلان، نشان دهم.

در اینجا اندکی توضیح لازم است تا معلوم شود علّت این‌همه تأکید بر ضرورت «تربیت معلّم» چیست. اگر خواهان پیشرفت علمی در کشور هستیم باید معلّم خوب تربیت کنیم. ایرانی‌ها در استعداد کمتر از بقیّه ملّت‌ها نیستند. هوش و استعداد ایرانی هم در طول تاریخ و هم امروز به اثبات رسیده است. در سی سال گذشته، رتبۀ ایران در همۀ المپیادهای دانش‌آموزی، به‌طور متوسّط، ده درصد بالای کشورهای جهان بوده است. در آسیا، غیر از چین، از همه برتر بوده‌ایم. نکتۀ مهم این است که بدانیم و از دل‌وجان و از عمق فهم و فکر خود باور کنیم که «معلّم بودن» با «عالم بودن» فرق دارد. هر معلّمی باید عالم باشد؛ اما هر عالمی نمی‌تواند معلم باشد. معلم عالمی است که نه‌تنها علم دارد، بلکه راه آموختن صحیح علم خود را به دیگران نیز می‌داند. تخصّص و مهارت اصلی معلم در آموختن است. هنر معلم این است که روش تدریس بلد است. دشوارترین نوع معلمی و ظریف‌ترین نمونۀ آن معلمی کلاس اول ابتدایی است. معلم کلاس اول ابتدایی به دانش‌آموزان فقط خواندن و نوشتن ساده می‌آموزد؛ اما آیا هرکسی که خواندن و نوشتن بلد است می‌تواند معلم کلاس اول شود؟ اینجاست که به‌خوبی معلوم می‌شود فرق میان «معلّم بودن» و «عالم بودن» چیست. حال از همین مثال و نمونه قیاس کنید وضع بقیّه معلمان را در رشته‌های مختلف و در پایه‌های مختلف درسی، برای اینکه کسی معلم خوب ریاضی یا فیزیک در دبیرستان باشد تنها دانستن ریاضی و فیزیک کافی نیست بلکه او باید علاوه بر آن، روش یاددادن ریاضی و فیزیک به دانش‌آموزان را بداند. اهمیت تربیت معلم، ازجمله، در این است که به معلمان «روش درست تدریس» می‌آموزد.

چرا بسیاری از مردمی که سابقاً به مکتبخانه می‌رفتند ازآنجا فراری می‌شدند و بی‌سواد می‌ماندند؟ علّت این بود که مکتب دارها روش درست تدریس را نمی‌دانستند. امروزه هم علّت ضعف بسیاری از دانش‌آموزان در ریاضی و بیزاری آن‌ها از این درس ضعف معلمان ما در آموختن درست ریاضی است. باید بدانیم و بپذیریم که «روش تدریس» خود یک «علم» است که باید آن را برای «معلّم شدن» آموخت. اگر معلمان ما هم «عالم» و هم «معلم» باشند و در کلاس‌های درس دانش‌آموزان را با استفاده از جدیدترین و بهترین روش‌های تدریس مواد مختلف درسی آشنا کنند در آن صورت دانش‌آموختگان مدارس و دانشگاه‌های ما هم یقیناً می‌توانند در علم به همان نوآوری‌ها و پیشرفت‌های کشورهای پیشرفته دست پیدا کنند. آدم‌های غربی از سیاره‌ای دیگر نیامده‌اند که ساختمان ذهنی قوی‌تری از ما داشته باشند؛ معجزه‌ای هم در کار نیست؛ بلکه آن‌ها را معلمانشان درست هدایت کرده‌اند و به آن‌ها با شیوۀ صحیح درس داده‌اند و راه فکر کردن را به آن‌ها آموخته‌اند. ما هم اگر معلم خوب تربیت کنیم، همان نتایج عایدمان خواهد شد.

دانشگاه تربیت معلم (یا بگوییم دانشگاه فرهنگیان که من البته، به قیاسی با دانشگاه تربیت مدرس، نام تربیت معلم را برای آن ترجیح می‌دهم) فرقش با دانشگاه‌های دیگر باید این باشد که مرتباً در بالاترین سطوح درزمینۀ علوم تربیتی و به‌ویژه روش‌های تدریس تحقیق کند و قوی‌ترین استادان را در آموختن روش‌های تدریس در همۀ دروس و ازجمله درس‌هایی مانند درس دینی و تاریخ و جغرافیا و علوم اجتماعی و هنر و ورزش (که هیچ‌کس از اهمیت روش تدریس در آن‌ها حرفی نمی‌زند) داشته باشد. سال‌ها پیش که در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش‌وپرورش مسئولیت داشتم، همایشی دریکی از کشورهای اروپای شرقی (بلغارستان یا مجارستان) در موضوع «روش تدریس ریاضی» برگزارشده بود. از سراسر دنیا پنج هزار نفر در آن همایش شرکت کرده بودند؛ اما از ایران ما حتّی یک نفر هم شرکت نکرده بود. این واقعیت تلخ البته بسیار تأسف‌آور است؛ اما به‌هیچ‌وجه تعجب آور نیست؛ چون در همۀ کشور ما تعداد استادان ریاضی یا فیزیک که درروش تدریس این مواد تخصصی دارند به تعداد انگشتان یکدست هم نمی‌رسد؛ اما اگر فقط به فکر توسعۀ دانشگاه‌های خود در علوم پایه و مهندسی باشیم ولی از تقویت و توسعۀ دانشگاه تربیت معلم غفلت کنیم و به روش تدریس به‌عنوان یک تخصّص و یک دانش بینا رشته‌ای بی‌اعتنا باشیم و درنتیجه معلم متخصّص برای مدرسه‌ها تربیت نکنیم، یقیناً به هیچ جا نخواهیم رسید. دانشگاه تربیت معلّم را نباید در عرض و در ردیف بقیّۀ دانشگاه‌ها به‌حساب آورد بلکه باید آن را بالاتر دانست و تقویت و توسعۀ آن را شرط موفقیت در بقیّۀ دانشگاه‌ها محسوب کرد. متأسفانه امروز در کشور ما چنین درکی وجود ندارد و جایگاه دانشگاه فرهنگیان یا همان دانشگاه تربیت‌معلم به‌هیچ‌وجه تناسبی با آنچه ما برای کشورمان در آینده آرزو می‌کنیم ندارد. باید با صدای بلند بگوییم ملتی که معلمان بزرگ نداشته باشد بزرگ نخواهد شد.

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور