شنبه 19 خرداد 1397 در 13:09
23 3
شنبه 19 خرداد 1397 در 13:09

جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود

گزیده‌ای از راز و نیازهای دست‌نوشته شهید دکتر مصطفی چمران

جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود

در آستانه سالروز شهادت دکتر چمران، ضمن بازخوانی پیام بنیانگذار جمهوری اسلامی، گزیده ای از راز و نیازهای آن شهید بزرگوار را تقدیم می داریم. امید است مفید واقع شود. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

پیام حضرت امام ‏خمینی(ره)

به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران

بسم ‏ا... الرحمن الرحیم

انا ... و انّا الیه راجعون

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض می‏کنم. تسلیت ازآن‌رو، که ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد، که در جبهه‏های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریک ازآن‌رو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‏ها و توده‌های مستضعف می‏کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‏دهد. مگر چنین نیست که زندگی عقیده و جهاد درراه آن است؟

چمران عزیز باعقیده پاک خالص غیر وابسته به دسته‌ها و گروه‏های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را درراه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و درراه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به‌حق رسید.

هنر آن است که بی‏هیاهوهای سیاسی و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش به خیر.

و اما ما می‏توانیم چنین هنری داشته باشیم، باخداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.

من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملت‏های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان درراه حق و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز، تسلیت عرض می‏کنم؛ و از خداوند تعالی رحمت برای او و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.

اول تیرماه شصت

روح ‏ا... ‏الموسوی‏ الخمینی

نیایش

بسم ‏ا... الرحمن الرحیم

این‌ها را به نیت آن ننوشته‏ام که کسی بخواند و بر من رحمت آورد، بلکه نوشته‏ام که قلب آتشینم را تسکین دهم و آتش‌فشان درونم را آرام کنم.

هنگامی‌که شدت درد و رنج طاقت‏فرسا می‏شد و آتشی سوزان از درونم زبانه می‏کشید و دیگر نمی‏توانستم آتش‌فشان وجود را کنترل کنم، آنگاه قلم‌به‌دست می‏گرفتم و شراره‏های شکنجه و درد را، ذره‏ذره از وجودم می‏کندم و بر کاغذ سرازیر می‏کردم ... و آرام‏آرام به سکون و آرامش می‏رسیدم.

آنچه در دل داشتم بر روی کاغذ می‏نوشتم و در مقابلم می‏گذاشتم و در اوج تنهایی، خود با قلب خود راز و نیاز می‏کردم، آنچه را داشتم به کاغذ می‏دادم و انعکاس وجود خود را از صفحه مقابلم دریافت می‏کردم و از تنهایی به درمی‌آمدم.

اینجا، قلب می‏سوزد، اشک می‏جوشد، وجود خاکستر می‏شود و احساس سخن می‏گوید.

اینجا، کسی چیزی نمی‏خواهد، انتظاری ندارد، ادعایی نمی‏کند ... فریاد ضجه‏ای است که از سینه‏ای پردرد به آسمان طنین‏ انداخته و سایه‏ای کم‏رنگ از آن فریادها بر این صفحات نقش بسته است.

چه زیباست؛ راز و نیازهای درویشی دل‏سوخته و ناامید در نیمه‏شب، فریاد خروشان یک انقلابی ازجان‌گذشته دردهان اژدهای مرگ.

اعتراض خشونت‏بار مظلومی، زیر شمشیر ستمگر.

اشک سرد یأس و شکست بر رخساره زرد دل‏شکسته‏ای در میان برادران به خاک و خون غلتیده.

فریاد پرشکوه حق، از حلقوم ازجان‌گذشته‌ای علیه ستمگران روزگار.

چه خوش است؛ دست از جان شستن و دنیا را سه‏طلاقه کردن.

از همه قیدوبند اسارت حیات آزاد شدن.

بدون بیم و امید علیه ستمگران جنگیدن.

پرچم حق را درصحنه خطر و مرگ برافراشتن.

به همه طاغوت‏ها نه گفتن.

با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن.

جایی که دیگر انسان مصلحتی ندارد تا حقیقت را برای آن فدا کند، دیگر از کسی واهمه نمی‏کند تا حق را کتمان نماید …

آنجا، حق و عدل، همچون خورشید می‏تابد و همه قدرت‏ها و حتی قداست‏ها فرومی‌ریزند و هیچ‏کس جز خدا –فقط خدا- سلطنت نخواهد داشت.

من آن آزادی را دوست دارم و از اینکه در دوره‏های سخت حیات آن را تجربه کرده‏ام خوشحالم و به آن اخلاص و سبکی و ایثار و لذت روحی و معراج که در آن تجربه‏ها به آدمی دست می‏دهد حسرت می‏خورم.

خدایا! ما را ببخش، گناهانی که ما را احاطه کرده و خود از آن آگاهی نداریم، گناهانی را که می‏کنیم و با هزار قدرت عقل توجیه می‏کنیم و خود از بدی آن آگاهی نداریم.

خدایا! سال‏ها دربه‏در بودم، به خاطر مستضعفان دنیا مبارزه می‏کردم، از همه‌چیز خود چشم پوشیده بودم و آرزو می‏کردم که روزی به ایران عزیز برگردم و همه استعدادهای خود را به کار اندازم.

خدایا! به انقلابی‏های مصر و الجزایر و کشورهای دیگر توجه می‏کردم که رهبران انقلاب بعد از پیروزی به جان هم می‏افتند، همدیگر را می‏کوبند، دشمنان را خوشحال می‏کنند و عدم رشد انقلابی و انسانی خود را نشان می‏دهند و من آرزو می‏کردم که در روزگاران آینده، انقلاب مقدس ایران به وجود بیاید که، رهبرانش باهم متحد باشند، خود را فراموش کنند، منیت‏ها را کنار بگذارند، وحدت کلمه خود را حفظ کنند و به انقلابیون دنیا نشان دهند که انقلاب اسلامی ایران، آن‏چنان انقلابی است که برخلاف همه انقلاب‏ها و همه مکتب‏ها و همه کشورها، خدا و مکتب و هدف، بر خودخواهی‏ها و غرورها غلبه دارد و نمونه‏ای بی‏نظیر در سلسله تکاملی انسان‏ها به شمار می‏آید.

خدایا! آرزو می‏کردم که کشورم آزاد گردد و من بتوانم بی‏خیال از زور و تزویر و دروغ و تهمت و دشمنی و خباثت، در فضای آن به سازندگی پردازم و هرچه بیشتر به تو تقرب بجویم.

خدایا! تو می‏دانی که تاروپود وجودم با مهر تو سرشته شده است. از لحظه‏ای که به دنیا آمده‏ام، نام تو را در گوشم خوانده‏اند و یاد تو را بر قلبم گره‌زده‌اند.

تو می‏دانی که در سراسر عمرم، هیچ‏گاه تو را فراموش نکرده‏ام، در سرزمین‏های دوردست، فقط تو در کنارم بودی، در شب‏های تار، فقط تو انیس دردها و غم‏هایم بودی، درصحنه‌های خطر، فقط تو مرا محافظت می‏کردی، اشک‏های ریزانم را فقط تو مشاهده می‏نمودی، بر قلب مجروحم، فقط یاد تو و ذکر مرهم می‏گذاشت.

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور