چهارشنبه 06 تير 1397 در 02:15
23 3
چهارشنبه 06 تير 1397 در 02:15

پیشبرد انقلاب اسلامی با تربیت نسل خودباور میسر است

محمود فرشیدی

چیزی که شهید مطهری را ‌از خیلی از افراد متمایز کرد، عشق به مردم و مردم‌دوستی بود

پیشبرد انقلاب اسلامی با تربیت نسل خودباور میسر است

خدمت حضار محترم، همکاران گران‌قدر، شخصیت‌های ارزشمند آموزش‌وپرورش کشور سلام عرض می‌کنم. با توجه به محدودیت وقت من مطالبم را به‌طور اجمال بیان می‌نمایم.

امسال روز معلّم با روز ولادت امام زمان(عج) تقارن پیداکرده است؛ لذا می‌طلبد توجه خاص و ویژه‌ای به این روز داشته باشیم. در سال‌های گذشته روز معلم به خاطر روز شهادت شهید مطهری نام‌گذاری شده بود که خوب است به پاسداشت این روز یک بازخوانی در سیره شهید مطهری داشته باشیم و در این فرصت محدود از معنویات این شهید بزرگوار بهره بگیریم.

بحمدا... اندیشۀ شهید مطهری در جامعۀ کنونی ما پس از گذشت سال‌ها فراگیر شده است؛ امّا جای یک سؤال در مورد شهید مطهری همیشه باقی است که چرا و چگونه شد که شهید مطهری، مطهری شد. در میان علمای متعدد، ایشان چه ویژگی برجسته‌ای داشت که او را به این درجه و مقام رساند!

من فکر می‌کنم که شهید مطهری دو خصوصیت داشتند که مجموعاً او را به این درجه رساند. یکی اینکه دوستی و عشق به دین و دین‌باوری داشت که خیلی از علمای ما این‌ها رادارند و خیلی از مردم ما عشق به اسلام دارند؛ امّا آن چیزی که شهید مطهری را ‌از خیلی از افراد متمایز کرد، عشق به مردم و مردم‌دوستی بود. این باوری‌ را که خودش به آن رسیده بود را می‌خواست به همه مردم برساند. هرکجا جمعی بودند شهید مطهری خود را به آن‌ها می‌رساند و سعی می‌کرد پیام اسلام را به آن جمع برساند. ایشان اگر در حوزۀ علمیه می‌ماند یک مجتهد و یک مرجع تقلید می‌شد؛ اما آن حجاب و هاله‌ای را که تقدّس دور انسان ایجاد می‌کند مطهری آن را شکافت و در میان مردم آمد؛ همان‌گونه که قرآن می‌فرماید: «برای اینکه مردم را هدایت کنی می‌خواهی خودت را بکشی!» و شهید مطهری واقعاً جلوه‌ای از آن انگیزه‌ها را داشت و این عشق و علاقه که از حضور و ارتباط با سینما گرفته تا مجلاتی که در آن زمان چاپ می‌شد؛ به‌عنوان نمونه فیلم مُخلِلْ را که یکی از آن سوژه‌های واقعاً دشوار دفاع از منابع اسلامی است شهید مطهری بر آن نقد نوشت و از ارزش‌های اسلامی علیه آن کارگردانی که علیه مخلل فیلم تهیه‌کرده بود دفاع کرد، یا مجلۀ زن روز که یکی از مجلات وابسته به رژیم بود ایشان در آن مطلب نوشت. مطهری در دفاع از جنبه‌های اعتقادی – اجتماعی اسلام ابایی نداشت که در نقش مقاله‌نویس در مجلۀ زن روز در دوران حکومت محمدرضا شاه ظاهر شود. مطهری در این مجله به مسائل زنان پرداخت. در محیط‌های دانشگاهی که ایشان سر کلاس‌های دانشگاه می‌رفتند و پس از مطهری، آقای آریانپور سر کلاس می‌رفت - که او ازنظر ایدئولوژی فکری و ازنقطه‌نظر فلسفی مارکسیسم بود - همه صحبت‌های مطهری را به تمسخر می‌گرفت. مبارزه با الحاد و نفوذ اعتقادی مارکسیسم یکی دیگر از جنبه‌های کلامی مطهری را تشکیل می‌داد. در محیط‌های دانشگاه آن زمان وقتی مطهری حاضر می‌شد محیط‌های پوشیده از جو خفقان بود. من شاهد بودم ایشان یک جلسه که تشریف آورده بودند دانشگاه شیراز، واقعاً با یک عشق و علاقه‌ای حضور یافتند البته برایشان تبعاتی نیز داشت؛ یعنی وقتی می‌آمدند برای سخنرانی، سرود شاهنشاهی پخش می‌شد؛ این چیزهایی است که برای یک فرد مقدس تحملش دشوار است؛ امّا ایشان این ناملایمات را تحمّل می‌کرد تا پیامش را به مردم برساند. ایشان به خاطر مسائل سیاسی از سوی رژیم تحت‌فشار بود و از طرفی تحت‌فشار منافقین و مجاهدین خلق بود که می‌گفتند کتاب‌های ایشان را نخوانید زیرا افکار سرمایه‌داری پیدا می‌کنید. از سوی دیگر تحت‌فشار بعضی افراد متحجّر بود که این نگرانی بیش‌تر از همه بود. به‌هرحال این فشارها و ناملایمات را ایشان تحمّل فرمودند تا پیام خود را برساند.

شخصیت ایشان یک شخصیت برجسته است و به همین دلیل است که عدّه‌ای تلاش می‌کنند الگوی شهید مطهری را به‌عنوان روز معلّم از ما بگیرند. یک عدّه‌ افراد نفوذی در خود آموزش‌وپرورش می‌گویند روز «ترور خان علی» یا «روز جهانی معلّم» را به‌عنوان روز معلّم در ایران اعلام کنید و ما باید نسبت به این مسئله با هوشیاری لازم برخورد کنیم.

ان‌شاءا... بتوانیم عشق و علاقه به مردم که همانا خدمت به آحاد مردم است و حقیقتاً شما فرهیختگان مدرسه دار، بر اساس همین باور و اعتقاد است که به این شغل روی آورده‌اید و امیدوارم خداوند این شوق و علاقه را در شما تقویت کند؛ راه میانبر برای تکامل شناخت و معنویات را دریافته باشید که همان خدمت به مردم است.

نکته دومی که باید به‌عنوان خدمتگزار کانون مدارس اسلامی خدمتتان عرض کنم یک گزارش مختصری از فعالیت‌های کانون مدارس اسلامی و اقدامات و اهدافی که تاکنون داشته است هست. مستحضرید که ما در چهل سال پس از پیروزی انقلاب به این باور رسیده‌ایم که آموزش‌وپرورش به‌تنهایی از عهده ایفای مسئولیت سنگین خودش که تربیت دانش‌آموز- انسان - تراز نظام اسلامی است برنمی‌آید.

دیدگاه‌هایی در زمان دولت اوّل بود که به‌نوعی متأثر از سوسیالیسم بود؛ یعنی اینکه باید همه‌چیز دولتی شود تا همه‌چیز درست شود. یک‌وقتی امام در همین ارتباط پیام دادند و در آن به لفظ زالوصفتان دولت و بازار اشاره کردند؛‌ یعنی امروز هم ما شاهد فسادهایی در برخی قسمت‌های دولتی هستیم؛ بنابراین بیمه نمی‌کند که هر کاری دولتی باشد. دریکی از اعیاد فطر امام فصل الخطاب دادند که مردم را در فرهنگ مشارکت بدهید، کارشکنی نکنید و ازآنجا کانون مدارس غیردولتی تصویب شد. اگرچه هنوز که هنوز است این فضایی که هر مدرسۀ غیردولتی الزاماً سرمایه‌داری است به دلیل بد اجراشدنش و به دلیل نگاه تنگ‌نظرانه‌ای که در رسانه‌ها حاکم است به‌هرحال وجود داشت ولی به هر صورت امام تصویب و تأیید کردند که مردم باید در کار فرهنگ مشارکت داده شوند و مشارکت داشته باشند البته در این خصوص نظارت لازم است. بعدازاین دیدگاهی که حضرت امام(ره) ارائه فرمودند که بهتر است بگوییم: «مسابقۀ مدارس غیردولتی یا اسلامی»، به بعد از انقلاب مشروطیت برمی‌گردد. هرزمانی که فشار روی سر ملّت ایران کم شد افراد متدین و علاقه‌مند احساس مسئولیت کردند و مدرسه راه انداختند؛ یک‌بارِ آن، در این مقطع زمانی بود و بار دیگر هم بعد از شهریور ۱۳۲۰ بود که رضاخان تبعید شد؛ فرصتی فراهم شد که مردم مدرسه راه بیندازند. آخری هم بعد از پیروزی انقلاب بود که بحمدا... به مدارس اجازه تأسیس داده شد و به نظر من مدارس اسلامی، آن الگوی موردنظر برای نظام اسلامی هستند؛ چون این بحثی که برای مشارکت داده می‌شود نوعاً به آن باانگیزه‌ سودآوری به آموزش‌وپرورش و مشارکت دادن نگاه می‌شود؛ درحالی‌که در هر عرصه‌ای اگر قرار باشد ما مشارکت را افزایش بدهیم باید جنس انگیزه با جنس آن موضوع و عرصه یکی باشد. اگر ما بخواهیم در اقتصاد مشارکت را افزایش بدهیم انگیزۀ سودآوری را مطرح می‌کنیم؛ یعنی هرکسی پول بیش‌تری می‌خواهد بیاید اینجا.

اگر در سیاست بخواهیم مشارکت در انتخابات را افزایش بدهیم تنوع سلیقه‌ها را تبلیغ می‌کنیم. اگر در آموزش‌وپرورش بخواهیم مشارکت را افزایش دهیم، نمی‌توانیم باانگیزه‌ سود یا انگیزه سیاسی این نوع مشارکت را افزایش دهیم بلکه باانگیزه تعلیم و تربیت و فرهنگ و هرکسی دغدغه نسل آینده را دارد بیاید ما او را برای مشارکت وکیل خودمان می‌کنیم البته ممکن است خیلی از این‌ها توان مالی نداشته باشند؛ امّا با حمایت می‌توانند در درازمدت درزمینۀ اقتصادی هم کمک کنند، امّا الآن بحث بیشتر این است که اگر الآن آمدی مجوز بگیری و مدرسه راه بیندازی امکانات مالی‌ات، چیست؟ به دلیل همین نگاه غلط و اجرای غلط است که مشخص نیست به چه افرادی مجوز داده می‌شود و چه نظارتی می‌شود! نظارت‌ها معمولاً به‌جای اینکه اوّل روی مسائل پرورشی باشد بعد آموزشی، بعد مالی اداری، نظارت‌ها نوعاً روی همین مسائل آموزشی و احیاناً مالی و اداری و دفتر انجمن و این‌ها شده است و نتیجه آن این شده است که مدارس غیردولتی الآن به چند دسته تقسیم‌شده‌اند. یکی مدارس معمولی که باید تکلیفشان را بین سایر مدارس مشخص کنند، یا مدارسی که سیاسی‌اند یا غیرانقلابی‌اند و الگوهای غربی و مونته سوری و مدرسه طبیعت و این‌ها را دنبال می‌کنند. یک مدارسی هستند که کاسب‌کارند و تجاری‌اند و یک مدارسی هم هستند که الگوی اسلامی دارند. در حقیقت این‌ها به آن مدارس صالح سند تحول بنیادین نزدیک‌ترند و امیدواریم از تجارب این‌ها استفاده بشود.

همان‌طور که عرض کردم در ارتباط با مدارس اسلامی با آن سوابقی که بود و پیشکسوتانی که آن مدارس را راه‌اندازی کردند؛ مثل شهید بهشتی که مدرسه دین و دانش را در قم راه‌اندازی کردند. شهیدان رجایی و باهنر مدرسه رفاه و مدرسه کمال و ... را. به‌هرحال این تجربیات که هر مدرسه‌ای هم به‌عنوان یک سرمایۀ گران‌قدر بود شاید به این‌که یک عده‌ای به‌عنوان دفتر ارتباطات این مدارس، به‌عنوان روابط عمومی بین این مجموعه‌های گران‌قدر و به‌عنوان کارپرداز این دوستان عزیز و مجموعه‌های عزیز تلاش ‌کنند و این سرمایه‌ها را مستند ‌کنند، احتیاج داشت. با این نگاه، کانون مدارس اسلامی در سال ۱۳۸۸ تأسیس شد. همان‌طور که عرض کردم هدفِ دفتر هماهنگی، ایجاد ارتباط بین مدارس اسلامی بود. مستندسازی و انعکاس تجربیات این مدارس و دفاع از مدرسۀ الگوی ایرانی- اسلامی در برابر تبلیغات مختلفی که حتی بعضاً مسلمان‌ها را تحت شعاع قرار می‌دهند، ما را وادار می‌کند تا به سراغ الگوهای همکاری و هم‌افزایی برویم. همان‌طوری که در شعار این مدارس هم نوشته است؛ «تعامل، توسعه و تعالی» در حقیقت درزمینۀ تربیت معلّم، درزمینۀ حقوقی، در زمینه‌های اقتصادی می‌شود با این مدارس همکاری و هم‌افزایی داشته باشند و درمجموع ارتقاءِ تعلیم و تربیت کشور در راستای ارزش‌های انقلاب باشد. با این نگاه و با این هدف بعضی از فعالیت‌هایی که کانون داشته است را عرض می‌کنم؛ جلسات هیئت‌مدیره ما معمولاً هر سه‌شنبه تشکیل می‌شود که تابه‌حال حدود سیصد جلسه داشته‌ایم و نشریه «زمزمه» که کارش این است که تجربیات این نوع مدارس را به سراسر کشور حتی به مدارس دولتی، مدوّن و مستند کند. به‌هرحال یک تجربیاتی اینجا هست، هرکسی هم که بخواهد استفاده کند به‌خصوص مدارس دولتی ما استقبال می‌کنیم. بحمدا... زمینه‌هایی هم بوده است درجاهایی که دوستان مسئول آموزش‌وپرورش استقبال کردند ما هم باکمال افتخار - حتی تفاهم‌نامه‌ای بین کانون و آموزش‌وپرورش تهران امضا شد – از آن‌ها استقبال کردیم.

ازجمله فعالیت‌های کانون مدارس اسلامی که در ذیل می‌خوانید بدین شرح است:

یکی از کارهای کانون در این ایّام، چاپ نشریه اندیشه تربیت بوده است که ۸۳ شمارۀ آن تاکنون با همۀ محدودیت‌ها چاپ‌شده است؛ چون می‌دانید که کانون هیچ منبع مالی از هیچ جایی ندارد؛

یکی دیگر از بحث‌ها، پایگاه اطلاع‌رسانی کانون است (kanoonmadares.com) که سعی می‌کنیم که همۀ مدارسی که علاقه‌مند و مرتبط هستند در این مجموعه نقش و سهم ایفا کنند؛

یکی دیگر از کارهای کانون انتشار کتاب بوده است که ازجمله آن‌ها کار پژوهشی بود که بین حدود هشتاد مدرسه در چند موضوع ولایت‌فقیه و نماز و حجاب و قرآن و ... یعنی در هفت موضوع یک پژوهی انجام گرفت و دستاوردهای این مدارس مدون شد - شما چه می‌کنید که دانش‌آموز در هرکجای جهان هم که می‌رود با عشق حجاب خودش را حفظ می‌کند و به قرآن علاقه‌مند و مأنوس می‌شود - این‌ها مدون شد و ما تابه‌حال توفیق پیدا کردیم: قرآن در آیینه مدارس، ولایت‌فقیه در آیینه مدارس، حجاب در آیینه ‌مدارس و نماز در آیینه مدارس را چاپ کنیم که امیدواریم در بقیۀ موارد نیز به توفیق لازم دست پیدا کنیم؛

از دیگر کارهای کانون جلسات هم‌اندیشی با مدیران مدارس سراسر کشور بوده است. تاکنون شش مورد بوده است که بعضی از آن‌ها در مشهد و بعضی در تهران تشکیل‌شده است و سعی کرده‌ایم که از همۀ مدارس که در حدود شش‌صد مدرسه می‌شوند - بیش از چهارصد مدرسه در سراسر کشور مرتبط هستیم - برای حضور در جلسات هم‌اندیشی دعوت داشته‌ باشیم؛

این همایش‌ها جنبۀ تجلیل دارند که سعی می‌کنیم کسانی که در حوزۀ تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس تلاش‌ کرده‌اند به‌عنوان وظیفه از ایشان قدردانی کنیم البته خیلی کار دشواری است معمولاً این بزرگواران به دلیل آن کرامت معلّمی خیلی امتناع می‌کنند و ما مجبوریم از بزرگانی که به رحمت خدا رفته‌اند تجلیل کنیم یا باواسطه از آن‌ها دعوت کنیم. این مشکلات را داشته‌ایم ولی به‌هرحال در این سر و شوری که خدمتتان تقدیم شده است، بعضی از این مواردی که تابه‌حال انجام‌شده است و ما می‌خواهیم به‌عنوان الگوی تعلیم و تربیت کشور معرفی کنیم هست؛ مثلاً استاد پرورش، دکتر علی قائمی، در عرصه‌های مختلف ایثار و شهادت و موارد مختلف که امروز هم شاهد برخی از مواردش خواهیم بود فعالیت دارند. دوستانی داریم که ساختار کانون را در بیش از بیست استان، با این اندیشه همکاری و همفکری می‌کنند. تهران را هم به چهار منطقه تقسیم کرده‌ایم که جلساتی دارند؛ غرب تهران‌، شمال و جنوب و مرکز تهران که با مدارس منطقه خودشان ارتباط برقرار می‌کنند؛

یک نکتۀ دیگر بحث ارتباطات بین‌المللی است. کانون تلاش می‌کند در حقیقت باید بگویم مدارس تلاش می‌کنند - همان‌طور که عرض کردم کانون، کارپرداز است - که با مؤسساتی که در عرصه بین‌المللی برای دفاع از انقلاب و الگوی انقلاب در عرصۀ مدرسه داری کار می‌کنند، ارتباط برقرار کنند البته‌ با این نوع نهادها ارتباطاتی داریم و درنتیجه مثلاً یک مجتمع حمایت می‌کند از مدارس در عراق و یکی دیگر از مدارس در یک کشور اسلامی دیگر و این هم یکی دیگر از کارهایی بوده است که کانون به سهم خودش تلاش کرده است که تسهیل کند و در حقیقت پیام نظام اسلامی را به بقیه کشورهای اسلامی ارائه کند.

من مجدداً و صمیمانه از حضور یکایک شما بزرگواران و اساتید و سروران تشکر می‌کنم. امیدوارم که با حمایت شما بتوانیم خواسته‌های مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) و امام عزیزمان را که همانا پیشبرد اسلام و انقلاب اسلامی است در این شرایط در جهان، باتربیت نسل خودباور به انجام برسانیم و در حقیقت برابر این امواجی که نظام سلطه به مردم جهان و جهان سوم تحمیل می‌کند گاهی فضای سایبری را به‌گونه‌ای جلوه می‌دهند که در برابرش هیچ مقاومتی ممکن نیست و در موارد دیگری گاهی به‌زور متوسل می‌شوند؛ امیدواریم نسل خودباوری را تربیت کنیم که این‌ها زمینه پیروزی و حاکمیت اسلام و ظهور حضرت مهدی(عج) را فراهم کنند.

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

نامه به جوانان عراقی

نامه به جوانان عراقی

نامه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به جوانان عزیز عراقی منتشر شد. متن و ترجمه این نامه که به زبان عربی نوشته شده است به این شرح است: