دوشنبه 14 خرداد 1397 در 08:10
23 3
دوشنبه 14 خرداد 1397 در 08:10

سلسله مباحث نظام‌شناسی (دکتر زاهدی)

دکتر زاهدی

با تأدیب، دل حقیقت‌پرور شده و چشمه‌های ملکوت از قلب به زبان جاری می‌شود

سلسله مباحث نظام‌شناسی (دکتر زاهدی)

* حتی اگر مؤمن و متدین هم باشی، طایفه‌ای از شیطان می‌آیند و قلبت را محاصره می‌کنند؛ اما با توسل و شفاعت می‌توان نجات یافت
- در جلسات حضرت زهرا سلام ا... علیها باید با توسل وارد شد چراکه در غیر این صورت، نفوذ شیطان امکان‌پذیر خواهد بود. قرآن حمله شیطان را متذکر شده است، فرموده: «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون»‏ [1] مَسَّهُمْ یعنی قلب را محاصره می‌کند، حتی اگر مؤمن و متدین هم باشی، طایفه‌ای از شیطان می‌آیند و قلبت را محاصره می‌کنند. در همه‌جا هم امکان دارد، در نماز، در حرم و زیارت، در مناجات یا مجالس روضه و ... به سراغت می‌آیند. «فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون» یعنی اگر تذکر باشد، ناگهانی و در همان لحظه اهل بصیرت و نورانیت می‌شوند. این تذکر نجات‌بخش است، این تَذَکَّرُوا یعنی توسل، توسل به مادرمان حضرت زهرا(س) و حضرات معصومین(ع)، قرآن و معارف حقۀ الهی. با این تذکر، اهل بصیرت و معرفت و توبه و استغفار شده و نجات پیدا می‌کنیم.

فرشتگان از بوی تعفن قلب گناهکار و هوس آلود، متنفر هستند؛ اما اگر شفاعت شامل حال آن گناهکار شود، به فرشتگان دستور می‌رسد که بروید و او را پاک‌کنید؛ یعنی ملائکه می‌روند و متذکر می‌شوند و ناگهان انسان چشم بصیرتش باز می‌شود؛ بنابراین با شفاعت کار ما درست می‌شود. باید شفاعت حضرت زهرا(س) شامل حال ما بشود تا فرشتگان بتوانند قلب ما را پاک کنند؛ لذا خداوند در قرآن، ازیک‌طرف تسلط و حمله شیطان را به‌صورت گروهی و حزبی یادآوری می‌کند و از طرف دیگر نزول و الهامات ملائکه را در قلب انسان ذکر فرموده: «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَة» [2]

* شیاطین و ملائکه در انسان نفوذ دارند؛ اما جن نفوذ ندارد
- خداوند از وجود جنیان در قرآن خبر داده است؛ اما همان‌جا هم فرموده است که این‌ها قدرت دسترسی به انسان را ندارند درحالی‌که متأسفانه بسیاری از جاهلان حضور اجنه را در امور خود دخیل می‌دانند؛ اما با استناد خود قرآن جنیان قدرت دسترسی به انسان را ندارند. «وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدیداً وَ شُهُبا» [3]؛ اما شیاطین غیر از جنیان هستند و مأموریت نفوذ برای گمراه کردن، دارند: «إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ» [4] شیاطین چنان در کمین هستند و شنود دارند و لحظه‌لحظه‌های زندگی انسان را زیر نظر دارند؛ مثلاً شیطان در مجلس عروسی که مجلس عبادت خداوند است، سرمایه‌گذاری کرده و آن را به مراسم لهو و لعب تبدیل می‌کند و به فساد می‌کشاند. در قرآن از قول شیطان آمده که «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیم» [5] شیطان قسم‌خورده تا بزرگ‌ترین عبادات را خراب کند. درنهایت مشخص شد که شیاطین و ملائکه در انسان نفوذ دارند؛ اما جن نفوذ ندارد.

* راه‌های نفوذ شیطان در قلب انسان: ایجاد ترس، امر به فحشا، حذف یاد خدا از دل، تحریف کلام/ از فحشاهای بزرگ، دوستی، ترس یا اطاعت از آمریکاست
- شیاطین ازیک‌طرف ایجاد ترس می‌کنند و از طرف دیگر امر به فحشا می‌کنند: «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاء» [6]، یکی از فحشاهای بزرگ در عالم، اطاعت از آمریکاست. راه آمدن با دشمنان اسلام، قرآن و امام حسین(ع) عین فحشا است. ترسیدن از آمریکا، دوستی با آن، اطاعت از آن‌ها همگی فحشاست. حراج عزت ملی، فحشاست. «إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطین» [7] کسانی که عزت ملی و دستاوردهای هسته‌ای را حراج می‌کنند، همان برادران شیاطین هستند. نشانه حضور شیطان این است که انسان از یاد و ذکر خدا خوشش نمی‌آید: «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرین» [8]، هر کلام را از موضع خودش خارج می‌کنند و به‌گونه‌ای زبان می‌چرخانند که مفهوم اصلی را تحریف می‌کنند. «یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِه‏» [9]

* راه‌های نفوذ ملائکه در قلب انسان: ایجاد سکینه و آرامش، شفای قلب، صراط حمید و قول طیب، نترس بودن و افسرده نشدن
- ولی ملائکه سکینه و آرامش می‌دهند: «أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا» [10] نترسید و محزون نباشید. «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رابِیاً وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذلِکَ یَضْرِبُ ا... الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذلِکَ یَضْرِبُ ا... الْأَمْثال»‏ [11] ملائکه لحظه‌لحظه مراقب ما هستند و اگر لحظه‌ای از مراقبت ما دست‌بردارند، مرگ ما فرامی‌رسد. فرشتگان در تمام امور ما هستند. ملائکه به شفاعت حضرت زهرا(س) حرف‌های زیبا و شفابخش و نورانی در زبان می‌گذارند و قلب‌ها را شفا می‌دهند. «وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَمید» [12] قول طیب، نجات‌بخش است. صراط حمید و قول طیب نشان نزول ملائکه است. نترس بودن و افسرده نشدن از مشکلات زندگی از نشانه «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَة» است. در خانواده هم همین‌طور: «وَاجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَة» [13]؛ یعنی بیوتتان را قبله کنید، خانه خود را دانشگاه معارف انسانی کنید.

* شهدای غواص خط‌شکنی کردند و ما را از غرق شدن نجات دادند
- «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِل» مصداق قول باطل همین مذاکره با ذلت است. شهدای غواص با حضور خود خط‌شکنی کردند و ما را از غرق شدن نجات دادند. حضور پرشور و با بصیرت مردم که در دست‌نوشته‌ها و شعارنوشته‌هایشان مشخص بود، نشانه نجات‌بخش بودن حضور شهدا و باز شدن چشم بصیرت ملت بود و بشارتِ استقامت ورزیدن و نترسیدن و نابودی باطل و پس‌زده شدن کف‌های روی آب بود.

* باید تلاوت کردن قرآن، با تدبر و تمسک همراه باشد و اگر این‌گونه نباشیم بر قلب مهر و قفل می‌زنند
- قرآن می‌فرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» [14] تدبر یعنی تطبیق دادن آیات قرآن با عرصه‌های زندگی. قرآن لعنت می‌کند که چرا فقط قرائت می‌کنید و تدبر نمی‌کنید؟! یعنی چرا با عرصه‌های زندگی تطبیق نمی‌دهید؟ باید تلاوت کردن قرآن، با تدبر و تمسک همراه باشد و اگر این‌گونه نباشیم بر قلب مهر و قفل می‌زنند. اگر قرآن را در ماه رمضان چندین مرتبه هم بخوانید ولی تدبر و تمسک و عمل به آن نباشد، مهر به قلب زده می‌شود.

- این مباحث عمق مباحث تعلیم و تربیتی بود؛ اما در اینجا به سطح تعلیم و تربیت نیز خواهیم پرداخت.

* عقل ملکوتی با آیات جمال و جلال و حقایق سروکار دارد و حوزه فعالیتش در قلب است؛ اما عقل حسی، امور زندگی دنیا را بر عهده دارد و حوزه فعالیتش (ذهن) در مغز است
- حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در نامه خود به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبی(ع) فرمودند: «فَبَادَرْتُکَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ‏ لُبُّکَ‏» [15] یعنی ادب را به تو آموختم و آیات حق را به عقل ملکوتی تو عرضه کردم و چون عقل ملکوتی ریشه‌اش به‌حق اتصال دارد و نور دارد، چنین عقلی باعث روشن شدن قلب می‌شود. ولی اگر نور عقل کم شود قلب هم تاریک می‌شود. عقل ملکوتی با آیات جمال و جلال کار دارد، با حقایق کار دارد (حوزه فعالیتش در قلب است)؛ اما عقل حسی امور زندگی دنیا را بر عهده دارد و حوزه فعالیت عقل حسی (ذهن) در مغز است و باتجربه این عقل هم زیاد می‌شود. زنان در حوزه فعالیت عقل ناسوتی‌شان تفکر جامع ندارند؛ اما در حوزه فعالیت عقل ملکوتی‌شان تفکر جامع دارند و ازاین‌جهت وجود زن مأمن آرامش خانواده است که از طریق تسخیر و نفوذ در قلب‌ها و ایجاد آرامش در قلب، مأموریت خویش را انجام می‌دهند.

* در نظام فعلی تعلیم و تربیت، آموزش به معنای انتقال معلومات به ذهن است و پرورش به معنای شخصیت‌سازی ظاهری است؛ اما در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، تعلیم به معنی انتقال معلومات به قلب و باطن انسان است و تربیت، تزکیه و ادب شخصیت‌سازی درونی می‌کند
- در نظام تعلیم و تربیت فعلی ما از واژگانی همچون آموزش‌وپرورش نامبرده می‌شود. باید توجه داشت در این نظام، آموزش به معنای انتقال معلومات به ذهن است و انسان با آموزش‌ها به علم حصولی دست پیدا می‌کند. منظور از پرورش نیز، شخصیت‌سازی ظاهری است؛ درحالی‌که در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، تعلیم به معنی انتقال معلومات به قلب و باطن انسان است و تربیت و تزکیه و ادب به‌جای پرورش بوده و شخصیت‌سازی درونی می‌کند. شاخص نظام تعلیم و تربیت اسلامی، به نور و بصیرت رساندن است.
- آموزش‌ها وارد انبار ذهن می‌شود. هر نوع آموزش، در صورت بیماری‌های حوزه ذهن به فراموشی سپرده می‌شود. درصورتی‌که تعلیم با تاریک شدن قلب انسان از بین می‌رود؛ بنابراین تعلیم فراموش ناشدنی است. نتیجه آموزش، علم حصولی است؛ یعنی علمی که حاصل‌شده و ما از مربی و استاد و کتاب و ... فراگرفته‌ایم و در ذهن ما نشسته است. نتیجه تعلیم، علم حضوری است؛ یعنی علمی که در وجود ماست و از ما جدا نمی‌شود. محبت فرزند که در قلب ماست و کسی به ما یاد نداده است، علم حضوری است. نماز را باید با حضور قلب خواند. تا علم حضوری نسبت به نماز نداشته باشیم، نماز موردقبول نخواهد بود؛ مثلاً ما از طریق علم حصولی، می‌دانیم که انسان مرده، ضرری ندارد و نمی‌تواند به ما آسیب برساند؛ اما وقتی در کنار مرده قرار می‌گیریم، از او می‌ترسیم! به دلیل آنکه هنوز این موضوع برای ما علم حضوری نشده است؛ اما برای فردی که مرده‌ها را غسل می‌دهد، علم حضوری شده و ترسی از مرده ندارد.

* با تأدیب، دل حقیقت‌پرور شده و چشمه‌های ملکوت از قلب به زبان جاری می‌شود
- در ادب و تزکیه، با قلب سروکار داریم. در قرآن واژه تزکیه بارها بیان‌شده که حوزه عمل آن بالاتر از تأدیب است. در تأدیب، مربی باید با فرد کار کند؛ اما در تزکیه خداوند فرموده مأموران ما نظر می‌کنند و شفاعت می‌کنند. در یزکیهم، اهل‌البیت رسول خدا علیهم‌السلام باید شفاعت کنند. اگر شفاعت آن‌ها نباشد با 200 سال نمازخواندن، از این افراد فقط عضو داعش ساخته می‌شود! تزکیه یافته‌ها نشانی دارند: انسان به‌یقین می‌رسد. محل قرار گرفتن یقین در قلب است. عقل ملکوتی با یقین و حقایق و آیات جمال و جلال و ارزش‌ها سروکار دارد. ذهن با یقین آشنایی ندارد.
- تعلیم، یاددادن یقینیّات است ولی با آموزش فقط می‌توان المپیادی شد؛ به‌عنوان‌مثال اگر در پزشکی، تربیت و تزکیه باشد، پزشک کار را با بسم ا... شروع می‌کند و خود را وسیله درمان بیمار می‌داند و اول و آخر کار را به خدا می‌سپارد؛ اما اگر پزشک فقط آموزش‌دیده باشد، صرفاً فقط به فکر منافع خود است و قبل از عمل می‌پرسد که آیا بیمار پول زیرمیزی را واریز کرده یا نه! شیک حرف زدن، شیک رفتار کردن، تولد را تبریک گفتن و ... همۀ این‌ها حاصل پرورش خوب است؛ اما با این پرورش، انقلاب نجات پیدا نمی‌کند. بلکه با تأدیب، دل حقیقت‌پرور شده و چشمه‌های ملکوت از قلب به زبان جاری می‌شود. در تزکیه و تربیت، خوف و حزن وجود ندارد: «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون» [16] رسیدن به بِرّ و مقام ابرار برای این افراد است: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون» [17] «إِنَّ الْأَبْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُورا * عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ ا... یُفَجِّرُونَها تَفْجیرا» [18] این مقام با تزکیه حاصل می‌شود.

- جمع‌بندی:
آموزش= انتقال معلومات به ذهن
پرورش= شخصیت‌سازی ظاهری
تعلیم= نور و انوار است. یاددادن حقایق، ارزش‌ها، یقینیات، آیات جمال و جلال
تزکیه، تأدیب= شخصیت‌سازی باطنی و ملکوتی

پی‌نوشت‌ها:

[1] . (سورۀ اعراف، آیۀ 201)

[2] . (سورۀ فصلت، آیۀ 30)

[3] . (سورۀ جن، آیۀ 8)

[4] . (سورۀ اعراف، آیۀ 27)

[5] . (سورۀ اعراف، آیۀ 16)

[6] . (سورۀ بقره، آیۀ 268)

[7] . (سورۀ اسرا، آیۀ 27)‏

[8] . (سورۀ زخرف، آیۀ 36)

[9] . (سورۀ مائده، آیۀ 13)

[10] . (سورۀ فصلت، آیۀ 30)

[11] . (سورۀ رعد، آیۀ 17)

[12] . (سورۀ حج، آیۀ 24)

[13] . (سورۀ یونس، آیۀ 87)

[14] . (سورۀ محمد، آیۀ 24)

[15] . (نهج‌البلاغه)

[16] . (سورۀ یونس، آیۀ 62)‏

[17] . (سورۀ آل‌عمران، آیۀ 92)

[18] . (سورۀ انسان، آیات 5-6)

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور