پنجشنبه 21 تير 1397 در 23:05
23 3
پنجشنبه 21 تير 1397 در 23:05

تربیت دانش آموز فکور و پژوهنده

دکتر رضا ساکی

بدون تفکر، ما قادر به یادگیری نخواهیم بود و بدون یادگیری، تغییر و تحول مثبتی اتفاق نخواهد افتاد

 تربیت دانش آموز فکور و پژوهنده

یکی از هدف­­های اصلی تدریس، پرورش دانش ­آموزانی فکور و پژوهنده است که بتوانند در جامعه نقش­های خود را به‌درستی ایفا کنند. در این یادداشت ضرورت توجه به تربیت دانش­آموز فکور و پژوهنده موردبحث قرار می­گیرد که می­توان با آن به پرورش شهروندانی پژوهنده در جامعه دست‌یافت. تفکر چیست و چگونه مبنای پژوهش دانش­ آموزی قرار می­گیرد؟ رویکردها و روش­های تربیت دانش­آ موز فکور و پژوهنده کدم‌اند؟ در این نوشتار همچنین نقش و اهمیت و راه­های عمل در مسیر طراحی و اجرای یادگیری مبتنی بر پژوهش مطرح می­شود.

انسان­ها ذاتاً کنجکاو هستند؛ اما ذاتاً متفکران خوبی نیستند مگر آنکه شرایط مناسب آن فراهم شود. در شرایط عادی ما از تفکر اجتناب می­کنیم. تفکر سخت­ترین کار است و به همین دلیل است که افراد اندکی آن را درست انجام می­دهند. [1]

ضرورت توجه به موضوع

تربیت دانش­ آموز مهم‌ترین وظیفه مدرسه است که در ابعاد مختلف صورت می­پذیرد. تربیت علمی - پژوهشی در دانش ­آموزان نیز به‌عنوان یک ضرورت اساسی در نظام آموزش مطرح است که باید از همان سال­های ابتدای تحصیل موردتوجه قرار گیرد. این تربیت پی­ ساخت سایر ابعاد تربیتی در برمی­گیرد و به تقویت ابعاد مختلف رشد یک انسان کمک می­کند. خمیرمایه روحیه علمی - پژوهشی دانش ­آموزان از دوران کودکی و نوجوانی و عمدتاً در محیط­های آموزشی شکل می­گیرد و در دوره ­های دیگر به شکوفایی و باروری می­رسد.

مدارس به‌عنوان محیط­ های آموزشی - فرهنگی مهم­ترین نقش را در تربیت علمی - پژوهشی دانش ­آمـوزان برعهده‌گرفته‌اند. مـدارس رسـالت دارند تا با هـدایت روحـیه کـنجکاوی و جست­وجوگری در دانش­ آموزان، در مسیر دستیابی به انسان توسعه‌یافته و برای ساختن جامعه توسعه‌یافته قدم بردارند. تربیت علمی، تربیت برای مدیریت حل مسائل اساسی زندگی است و ازاین‌رو است که مهارت­های پژوهشگری جزو مهارت­های اساسی زندگی فردی و اجتماعی نیز محسوب می­شوند.

تربیت علمی - پژوهشی دانش­ آموزان اهمیت اساسی دارند زیرا:

تربیت علمی، تربیت بخشی از مهارت­های اساسی موردنیاز زندگی است؛ و سهم به سزایی در شکل­ گیری شخصیت سالم دارد. این تربیت در پیوند با سایر ابعاد تربیت است؛

تربیت علمی یکی از هدف­های اساسی آموزش‌وپرورش در دوره ­های مختلف است؛

تربیت علمی ضامن استمرار و عمق­بخشی یادگیری در موضوعات مختلف است (یادگیری مداوم و مادام­العمر)؛

- موقعیت علمی در هیچ کشوری سامان نخواهد یافت، مگر اینکه پژوهش به‌عنوان یک اصل از دوران کودکی و از دبستان موردتوجه قرار گیرد.

1. پرورش تفکر محور برنامه تربیت دانش­ آموز پژوهنده

شگفت­ انگیز است که ما انتظار داریم که دانش ­آموزان یاد بگیرند اما بندرت آموزشی درباره یادگیری و تفکر به آن‌ها می­دهیم. [2]

اگر پرسش شود که مهم‌ترین عنصر سازنده در یک فعالیت پژوهشی چیست بدون تردید عنصر تفکر در میان عناصر احتمالی بیان‌شده، بیش از سایر عناصر خودنمایی خواهد کرد. فرایند تفکر، فرایند حل مسئله، خلاقیت و فرایند پژوهش است؛ بنابراین معلم برای نیل به دانش ­آموز پژوهنده و پیش­تر از آن مدرسه فکور و یادگیرنده باید بیش از هر چیز به ایجاد و تقویت زیرساخت­های فکری و مهارتی موردنیاز برای انجام پژوهش همت گمارد. پیداست با توجه خاصی که معلم به این زیرساخت­ها خواهد داشت، پیامد آن ظهور دانش­ آموزان پژوهندۀ بی­شماری خواهد بود که عملاً با تکیه‌بر توان فکری خود جلوه­های شگفت ­­آوری از تجربه ­های ممتاز پژوهشی را در مدارس به نمایش خواهند گذاشت. به همین دلیل تأکید ما در این بخش ‌بر ذات اصلی پژوهش یعنی تفکر و چگونگی پرورش آن در مسیر پژوهش و در سطح کلاس­های درس خواهد بود. هدف اساسی تعلیم و تربیت و اولویت آشکار مدارس امروزی کمک به دانش­ آموزان است که یاد بگیرند چگونه مؤثرتر فکر کنند. مدرسه نیز اصولاً بر بنیاد تفکر آفرینی پایه­ گذاری شده است.

اهمیت تفکر

تفکر، وجه تمایز انسان از سایر موجودات و موضوع و دستور کار اصلی تعلیم و تربیت و در همۀ دوران از دیرباز تاکنون، محل بحث ادیان، صاحب‌نظران، فلاسفه و دانشمندان بوده است. مهم­ترین امتیاز انسان بر سایر موجودات، داشتن فکر و اندیشه است.

در دین مـبین اسلام نیز تفکر جـایگاه رفـیعی دارد. قرآن کریم در توصیف اندیشمندان می­فرمایند:

«... و یتفکَّرون فی خلق السموات و الارض ...»؛ [3]

آنان در خلقت آسمان­ها و زمین می­اندیشند.

«... أفلا یتدَّبرون القرآن»؛ [4]

پس آیا در قرآن تدبر و اندیشه نمی­کنند؟

«... اولم یتفکروا فی انفسهم ...»؛ [5]

آیا آنان دربارۀ خویشتن نمی­اندیشند.

«...افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها ...»؛ [6]

آیا در زمین سیر نمی­کنند تا آثار گذشتگان را با دیدۀ دل بنگرند و بدان تعقل کنند.

«قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکَّر اولو الالباب»؛ [7]

بگو: آیا آنان که می­دانند (خداشناسان) و آنان که نمی­دانند (کافران) با یکدیگر برابرند؟ تنها خردمندان پند می­پذیرند.

مولوی در شعر معروف خود، حقیقت انسان را همان اندیشۀ او دانسته است که اگر اندیشه را از او بگیرند، جز مشتی پوست و گوشت و استخوان از او چیزی باقی نخواهد ماند و در زمرۀ سایر حیوانات روی زمین قرار خواهد گرفت:

ای برادر تو همه اندیشه­ای
 

مابقی خود استخوان و ریشه­ای
 

گر بود اندیشه­ات گل، گلشنی
 

گر بود خاری، تو هیمه گلخنی
 

بدون تفکر، ما قادر به یادگیری نخواهیم بود و بدون یادگیری، تغییر و تحول مثبتی اتفاق نخواهد افتاد.

نظریه­ه ای مختلف یادگیری حامی تفکر هستند

همۀ نظریه­های تربیتی و یادگیری، حامی تفکر و نقش کلیدی آن در تدریس و یادگیری هستند. درواقع در حوزۀ یادگیری نظریه­ای را نمی­توان یافت که در آن به تفکر بی­توجهی شده باشد. ازجملۀ آن­ها نظریه معروف سازنده گرایی در یادگیری به­عنوان یک رویکرد اساسی پشتیبان تفکر در تدریس قابل‌درک است. در این رویکرد، دانش­آموز نه‌تنها دریافت‌کنندۀ محض اطلاعات، بلکه آفرینندۀ ساختارهای شناختی خویش به شمار می­رود. او باید ضمن دریافت اطلاعات، آن­ها را پردازش کند، به تجربه­های پیشین مرتبط سازد، آموخته‌هایش را سازمان دهد و آن­ها را برای حل کردن مسائل واقعی زندگی و مسائل پیچیده در موقعیت­های تازه به کار ببرد. [8]

تفکر چیست؟

اینکه تفکر چه چیزی است، چه اشکال و ماهیتی دارد، چگونه رخ می­دهد و پیامدهای آن برای هر فرد چیست، همواره موردتوجه بسیاری از افراد بوده است و در مورد آن تعابیر و تفاسیر گوناگونی ارائه‌شده است. شعبانی (1371) تفکر را فعالیت جهت­دار ذهن برای حل مسئله تعریف می­کند. سولو (1990) تفکر را فرایندی تعریف می­کند که از طریق آن یک بازنمایی ذهنی جدید به‌وسیله تبدیل اطلاعات و تعامل بین خصوصیات ذهنی، قضاوت، انتزاع، استدلال و حل مسئله ایجاد می­شود. [9]

تفکر فرایند تعادل یابی ذهنی است

ازنظر ژان پیاژه تفکر برای تعادل یابی ذهنی است. اگر فرد در برخورد با موقعیتی تازه، نتواند با آن درست برخورد کند تعادلش به هم می­خورد. به همین دلیل فرد در مسیر تغییر ساختار شناختی خود حرکت می­کند تا تعادل خود را بازیابد. درواقع تفکر محصول تلاقی بین دانایی و جهالت است جایی که عدم تعادل صورت می­گیرد. برآیند تفکر و تعادل یابی شناختی، ایجاد رضایت و آرامش و همچنین گسترش دانایی برای فرد خواهد بود. [10]

بر اساس دیدگاه فورث و واچز (1974) اصولاً نظریه رشد شناختی پیاژه مبتنی بر ماهیت تفکر است که با توجه به آن می­توانیم تفکر را به مدرسه ببریم. در تفکر پیاژه، هوش و تفکر مترادف تلقی می­شوند. تفکر در مسیر استفاده مؤثر از هوش عمل می­کند و هوش ابزار اصلی تفکر است. ویگوتسکی نظریه‌پرداز بزرگ روسی نیز در خصوص تفکر و شرایط آن دیدگاهی مؤثر را ارائه نموده است. وی معتقد است تفکر در محدوده مجاور رشد کودکان جریان می­یابد. بر این اساس تکالیفی در محدوده منطقه مجاور رشد قرار دارند که کودک با دانش کنونی خود قادر به انجام آن‌ها نیست. چنین موقعیتی برای فرد قدری چالش و دغدغه ایجاد می­کند که پیامد آن زایش تفکر و کوشش در جهت حل تکالیف ارائه‌شده هست. درواقع شرایط تفکر ارائه تکالیفی است که قدری از دانش­ موجود فرد فراتر است. [11]

ارکان فعالیت­ها برای توسعه تفکر

ادی (1382) با استفاده از نظریات موجود، برای توسعه تفکر دانش­آموزان چند رکن در نظر گرفته است. رکن اول تعارض شناختی است. این تعارض زمانی صورت می­گیرد که دانش­آموز با مسائلی مواجه می­شود که خود او نمی­تواند به‌سادگی آن را حل کند؛ اما با کمک دقیق و ساخت‌یافته یک فرد بزرگ‌تر قادر به حل آن یا لااقل شناخت ماهیت آن می­شود به‌طوری‌که احتمال حل آن در آینده افزایش می­یابد. اصل تعارض شناختی به شکلی در نظریه پیاژه و ویگوتسکی نیز ارائه‌شده بود. بر اساس دیدگاه ویگوتسکی یادگیری خوب آن است که جلوتر از مرحله رشد حرکت کند؛ به‌عبارت‌دیگر، یادگیری­هایی که به‌طور کامل در حیطه توانایی کودک قرار می­گیرند چالشی را که موجب تسریع در رشد شناختی او بشود ایجاد نمی­کند. در این بحث تأکید اصلی بر ساخت و ایجاد روش­های تفکر سطح بالا توسط خود دانش­ آموز است. معلم می­تواند تجارب و راهنمایی­های لازم را، از طریق پرسش­های دقیق ارائه کند؛ اما نمی­تواند توانایی تفکر سطح بالا را به‌طور مستقیم در ذهن دانش­آموز جای دهد. دانش ­­آموز باید خود این تفکر را برای خود بسازد و این ساختن باید در یک فرایند آهسته صورت پذیرد. اصل ساختن توسط خود دانش ­آموز، دومین رکن در فرایند توسعه تفکر به شمار می­آید.

سومین رکن تقویت فراشناخت است. فراشناخت در تعریفی ساده، تفکر دربارۀ نحوه تفکر خود است. ما تنها وقتی می­توانیم تفکر سطح بالا را در خود ایجاد کنیم که کنترلی بر تفکر خود داشته باشیم، به معنای دیگر از تفکر خودآگاه باشیم.

رکن چهارم، آماده­ سازی عینی است. شما نمی­توانید به دانش­ آموزان یک مسئله بدهید و انتظار داشته باشید که با ایجاد تعارض شناختی، کار تمام شود. قبل از انجام این کار لازم است یک مرحله آماده­ سازی پیش­بینی شود که در آن زبان مسئله، همراه با ابزار مورداستفاده و زمینه­ای که مسئله در آن مطرح‌شده است معرفی گردند.

رکن آخر پل زدن است. پل زدن، مرحله متصل کردن روش تفکر به سایر زمینه­ ها و تجربیات زندگی واقعی است.

شکل 17 ارتباط بین این پنج رکن را نشان می­دهد:

شکل 17 – فراشناخت

ارتباط بین تعارض شناختی و ساختن، ارتباط مستقیمی نیست. هنگامی‌که ما با یک مسئله فکری در هر سطح از دشواری روبه‌رو می­شویم و راه­حل آن را نمی­دانیم، به‌طور طبیعی دنبال راه­حل آسانی برای آن می­گردیم. در تجزیه‌وتحلیل کامل مسئله میان‌بُر می­زنیم تا به انطباقی که پاسخگوی نیازهای فوری آن موقعیت است دست‌یابیم. دانش­ آموزان به‌ندرت به دنبال شناخت کامل مسئله می­روند و اغلب مایل‌اند به کمترین پاسخی که نیازهای آنی مطرح‌شده در آن موقعیت را مرتفع می­سازد اکتفا نماید؛ به‌عنوان‌مثال، در رویارویی با مسئله تعیین عوامل مؤثر در زنگ زدن آهن و اینکه چرا یک میخ که در آب است زودتر از یک میخ که در خشکی است زنگ می­زند، دانش­آموزان به این پاسخ که آب باعث زنگ زدن آهن می­شود، اکتفا می­کنند بدون آنکه به اثرات احتمالی هوا توجه نمایند؛ لذا تعارض شناختی به‌خودی‌خود منجر به بازسازی مفاهیم و رسیدن به یک شناخت کامل نمی­شود. تعارض شناختی باید ساخته شود و این ساختن تنها از طریق پرسشگری معلم امکان­پذیر است. این حقیقت، رهنمودی درباره ماهیت آموزش موردنیاز برای سرعت بخشی شناختی ارائه می­کند.

 

مفروضات اساسی برای توسعه تفکر:

همه کودکان استعداد خلاقیت، تفکر و یادگیری را دارند

از دیدگاه ویگوتسکی همه کودکان استعداد خلاقیت، تفکر و یادگیری را دارند و دائماً در این مسیر در حرکت‌اند. [12] ویگوتسکی ضرورت آموزش تفکر و تأمل و نفی آموزشِ صرفِ «حفظ کردن» را مورد تأکید قرار می­دهد. برای کودکان کافی نیست که فقط آنچه را که به آن‌ها گفته می­شود به حافظه سپرده و سپس به یاد بیاورند، بلکه آن‌ها باید موضوع موردنظر را آزموده و تجزیه تحلیل کنند. درست همان­طور که فرایند تفکر، پردازش اموری است که کودکان دربارۀ جهان و از طریق حواسشان یاد می­گیرند، آن‌ها نیز باید دربارۀ آنچه در مدرسه می­گیرند، بیندیشند. حفظ کردن مطالب، یک مهارت فکری کم‌ارزش و سطح پایینی است؛ به کودکان باید مفهوم­سازی، داوری و تمیز امور از همدیگر، استدلال و اموری از این قبیل را یاد داد.

تفکر دارای مراحلی است

ازجمله پیشروان دیگری که توجه زیادی به ماهیت تفکر به‌ویژه در جریان تعلیم و تربیت نمود می­توان به جان دیویی؛ ارائه‌کننده رویکرد حل مسئله اشاره کرد. دیویی جریان تفکر را شامل مراحلی می­داند که دو مرحله اصلی را در برمی­گیرد. مرحله اول مرحله شک و ابهام است و آن زمانی است که انسان با یک موقعیت پیچیده روبه‌رو شده و درصدد یافتن پاسخی برای مسئله و مشکل ایجادشده است و مرحله نهایی زمانی است که فرد از شک و ابهام بیرون آمده و به نتیجه موردنظر دست‌یافته است. برای رسیدن به این مرحله فرد باید مراحل دیگری را طی کند.

درواقع، پژوهشگر به‌وسیله فرضیه، توضیح آزمایش نشده­ای یا راه­حل آزمون نشده­ای را برای مسئله فراهم می­سازد. برای اینکه فرضیه مستند و بر یافته علمی استوار باشد، پژوهشگر باید پیشینه تحقیق را دقیقاً موردمطالعه قرار دهد. سپس با توجه به دلایلی که فرضیه بر اساس آن‌ها تدوین‌شده است نتیجه­گیری می­کند (استدلال قیاسی)؛ به این معنی که اگر فرضیه درست باشد، چه رویدادی باید مشاهده شود. پس از جمع­آوری داده­ها، عمل تجزیه‌وتحلیل شروع می­شود؛ که آیا پژوهشگر دلایل کافی برای تأیید فرضیه ارائه می­دهد.

دیویی روش حل مسئله را به‌عنوان روش تعلیم و تربیت معرفی می­کند و معتقد است تعلیم و تربیت باید بر اساس نمونه واقعی زندگی دانش­آموز با مشکلاتش سازمان یابد. روش حل مسئله می­تواند دانش­آمـوز را برای زندگی طبیعی بپروراند. برخـورداری از توانایی لازم برای حل موفقیت­آمیز مسائل موجب می­شود تا اعتمادبه‌نفس و احساس خود کارآمدی در فرد بیشتر شده و احساس ارزشمندی بیشتری پیدا کند. فرایند حل مسئله به‌صورت مختصر در شکل 18 ارائه‌شده است.

 

فرایند حل مسئله:

 

شکل 18- فرایند حل مسئله

بر اساس نکات فوق، تفکر بستر لازم را برای پژوهش ایجاد می­کند و آن‌گونه که مورگان [13] بیان می­کند فرایند حل مسئله و خلاقیت (به‌عنوان روش و رویکرد حاکم بر پژوهش) هر دو درون تفکر و به‌عنوان اشکالی از آن ساخته‌وپرداخته می­شوند. با استفاده از سطوحی از تفکر است که ما به حل مسائل و خلق پدیده‌ای تازه نائل می­شویم.

آموزش تفکر با ایجاد انگیزه و علاقه ممکن است

بدون علاقه، رشد فکری امکان نخواهد داشت، علاقه جزء لاینفک توجه و درک کردن است [14] باید برای جلب علاقه دانش­آموزان مطالبی مطرح شود که متضمن شوک شگفتی فکر است. نباید توقع داشت بدون ارائه افکار برجسته و جالب‌توجه بتوان توانایی واقعی و خودانگیختگی شاگردان را برانگیخت. [15]

آموزش تفکر، آموزشی فعال است،

تفکر انتقادی تفکر عقلانی است و پایه­ای برای درست اندیشیدن در هر عرصه­ای است؛ به عبارتی، تفکر عقلانی پایه مهارت اندیشیدن است. تفکر بدون فعالیت پویای ذهنی ممکن نیست. خمیرمایه تفکر انتقادی، تکاپوی ذهنی و جست­وجو در اندیشه­ ها جهت دستیابی به نتیجه ­­ای معتبر و مفید است. این‌گونه تفکر آمیزه­ای از تفکر خلاق، تفکر منطقی و تفکر مسئله‌گشاست. پائولو فریره در نظریه یادگیری خود با انتقاد از روش­های موجود، آموزش رایج را مکانیکی می­داند که طی آن دانش­آموز بدون هیچ دخل و تصرفی، پذیرنده منفعل معلومات معلم است. در چنین وضعیتی دانش­آموز دریافت اطلاعات را نه به‌مثابه یادگیری فردی بلکه به‌عنوان دریافتی از خزانه بانکی معلم فرض می­کند و ازاین‌رو آن را در مسیر دانشی خود درونی نمی­کند. یادگیری واقعی زمانی صورت می­گیرد که دانش دریافتی فعالانه دریافت، نقد و ارزیابی شود و سپس پذیرفته شود؛ به عبارتی یادگیرنده با رویکردی انتقادی در مسیر یادگیری قدم برمی‌دارد. [16]

مالکوم نالس [17] معتقد است که به‌منظور تحولات اجتماعی روزافزون، مربیان تعلیم و تربیت باید درباره نقش خود دوباره فکر کنند و فعالیت­های خود را بر آموزش مهارت­ها و روش­هایی متمرکز نمایند که شاگردان برای تحقیق مستقل بدان نیاز دارند. بعضی از مربیان و متخصصان تعلیم و تربیت حتی مدت‌ها پیش‌ازاین روش­های منفعل کنونی آموزش‌وپرورش را مورد نکوهش قرار داده­اند.

پرورش تفکر خلاق و حل مسئله مستلزم ترکیبی هنرمندانه است

دربیانی دیگر در برخی منابع، پرورش تفـکر خـلاق و حل مسئله را مستلزم ترکیب چندین حوزه دانسته­اند:

الف) حـوزه نگرش­ها و رویکردهای فرد: مانند رشد مداوم، کنجکاوی، حساسیت، پشتکار، واقع­بینی، بی­تعصبی، صداقت عقلانی؛

ب) ارزش­ها: انصاف، عدالت، استقلال، سندیت، عقلانیت، خود انتقادی، حقیقت­طلبی؛

پ) مهارت­ها: پیش­بینی، تشریح، استنباط، پژوهش، تجزیه‌وتحلیل، ترکیب، قضاوت و داوری، خلاصه کردن، توان مشاهده، توان خواندن، توان گوش کردن؛

ت) دانش: دانش موضوعات و هنرها، دانش عملی، دانش در مورد خود، دانش نیازها، تجربیات و احساسات دیگران، دانش­ اخلاقی.

در فرایند ترکیب این موارد مفهوم‌سازی، پژوهش علمی، حل مسئله، تحلیل منطقی و ترکیب صورت می­گیرد که عمدتاً با یکدیگر همپوشانی داشته و دارای نقطه اشتراک وسیعی هستند.

3. تفکر انتقادی بستر رشد مهارت­های پژوهشی

تفکر انتقادی مهم‌ترین سطح از تفکر به شمار می­آید. در این سطح از تفکر، فضای برانگیزاننده پژوهش، خلاقیت و یادگیری ایجاد می­شود که مهم‌ترین بستر برای پرورش پژوهشگران نوآور است. به همین دلیل در این بخش عمدتاً به طرح مفهوم و جایگاه و استلزامات تفکر انتقادی در سطح کلاس­های درس و مدارس می­پردازیم.

بر اساس مطالعه کاتن (1991)، آموزش تفکر انتقادی توان پژوهشی، توان خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان را به‌طور معنی­داری افزایش می­دهد. [18] تفکر انتقادی، تفکر خلاق و تفکر حل مسئله را با یکدیگر دارای همپوشانی و اشتراکات فراوان ذکر می­کند که به صورتی یکپارچه و درهم‌تنیده عمل و در راستای تکمیل یکدیگر، تعامل و حرکت می­کنند.

پی نوشت‌ها و ارجاعات:

[1] . (والینگهام، 2009)

[2] . (نورمن، به نقل از شفرمن، 1980)

[3] . سورۀ آل‌عمران، آیۀ 191.

[4] . سورۀ نساء، آیۀ 82.

[5] . سورۀ روم، آیۀ 8.

[6] . سورۀ حج، آیۀ 46.

[7] . سورۀ زمر، آیۀ 9.

[8] . (پراوات و فولدن، 1994 به نقل از پاشا شریفی، 1384)

[9] . (به نقل از حسینی، 1383)

[10] . (کوهن و رایپر 1992)

[11] . (اسلاوین، 1387)

[12] . (محب، 1385)

[13] . (1984 به نقل از سیف 1368)

[14] . (وایت هد 1967 به نقل از مایرز، 1383)

[15] . (ماتیو لیپمن، 1976 به نقل از مایرز، 1383)

[16] . (فریره، 1368)

[17] . (به نقل از مایرز، 1374)

[18] . (روز بولت، 2009)

 

منبع: شماره 85 نشریه اندیشه تربیت

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور