چهارشنبه 10 مرداد 1397 در 19:30
23 3
چهارشنبه 10 مرداد 1397 در 19:30

پیش از آخرین اذان

پیش از آخرین اذان

دلش مسجدی می‌خواست. با گنبدی فیروزه‌ای و مناره‌ای نه خیلی بلند و پیرمردی که هر صبح و هر روز و هر شب بر بالای آن الله اکبر بگوید.

دلش یک حوض کوچک لاجوردی می خواست. و شبستانی که گوشه‌کوشه‌اش مهر و تسبیح و چادرنماز است.

دلش هوای محله ای قدیمی را کرده بود. با پیرزنهایی ساده و مهربان که منتظر غروب‌اند و بی تاب حی علی الصلوه.

اما محله شان مسجد نداشت...

 

فرشته‌ها که خیال نازک و آرزوی قشنگش را می‌دیدند، به او گفتند: حالا که مسجدی نیست، خودت مسجدی بساز.

او خندید و گفت: چه محال زیبایی. اما من که چیزی ندارم. نه زمینی دارم و نه توانی و نه ساختن بلدم.

فرشته ها گفتند: این مسجد از جنسی دیگر است. مصالحش را تو فراهم کن، ما مسجدت را می‌سازیم. او تنها آهی کشید.

و نمی‌دانست هر بار که آهی می‌کشد، هر بار که دعایی می‌کند، هر بار که خدا را زمزمه می‌کند، هر بار که قطره اشکی از گوشه چشمش می‌چکد، آجری بر آجری گذاشته می‌شود. آجر همان مسجدی که او آرزویش را داشت.

 

و چنین شد که آرام آرام

با کلمه، با ذکر، با عشق و با دعا با راز و نیاز، با تکه‌های دل و پاره‌های روح مسجدی بنا شد، از نور و از شعور. مسجدی که مناره‌اش دعایی بود و هر کاشی آبی‌اش، قطره اشکی. او مسجدی ساخت سیال و باشکوه و ناپیدا، چونان عشق. و هر جا که می‌رفت، مسجدش با او بود.

پس خانه مسجدی شد و کوچه مسجدی شد و شهر مسجدی.

آدم‌ها همه معمارند. معمار مسجد خویش، نقشه این بنا را خدا کشیده است. مسجدت را بنا کن، پیش از آن‌که آخرین اذان را بگویند.

 

منبع: پیامبری از کنار خانه ما رد شد، عرفان نظرآهاری

ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مبارک باد

ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مبارک باد

نامه به جوانان عراقی

نامه به جوانان عراقی

نامه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به جوانان عزیز عراقی منتشر شد. متن و ترجمه این نامه که به زبان عربی نوشته شده است به این شرح است: