یکشنبه 28 مرداد 1397 در 10:37
23 3
یکشنبه 28 مرداد 1397 در 10:37

رانندگی در زمان

دوازده نکته برای مدیریت زمان

رانندگی در زمان

زندگی ما یک مدت محدودی دارد و روزی به پایان می‌رسد

زندگی ما یک مدت محدودی دارد و روزی به پایان می‌رسد. با این‌وجود، کلی کار در زندگی‌مان هست که می‌خواهیم انجام دهیم؛ ولی وقت کافی برای انجام بسیاری از کارها را نداریم و باید طوری رفتار کنیم که بتوانیم بیشترین بهره را از زمان ببریم. برنامه‌ریزی آن چیزی است که می‌تواند تعادل را میان فعالیت‌های مختلف ما در خانه، مدرسه، کار و دغدغه‌های شخصی برقرار کند تا بتوانیم با رانندگی درست در زمان، به هدف‌هایمان برسیم. دوازده نکته که خوب است قبل از برنامه ریختن برای هر کاری آنها را بدانید:

 

 روز یا هفته خودتان را چطور می‌گذرانید؟

1. باید ببینید روز یا هفته خودتان را چطور می‌گذرانید. قبل از اینکه برنامه‌ریزی کنید، باید بدانید زمانتان را به چه کارهایی اختصاص داده‌اید؛ از درس تا بازی، از مسجد رفتن تا مدرسه و... .

 

زمان‌های پرت و بلا استفاده‌تان را هم مشخص کنید

2. زمان‌های پرت و بلا استفاده‌تان را هم مشخص کنید؛ مثلاً زمان‌های رفت‌وآمدتان از خانه به مدرسه یا زمان‌هایی که در خانه احساس می‌کنید کار خاصی ندارید که انجام دهید. باید سعی کنیم با خلاقیت و ایجاد فعالیت‌های ساده مثل خواندن کتابچه‌های کوچک و رمان، این زمان‌ها را زنده کنیم.

 

3. کارهایی که به نظرتان بر روی سایر فعالیت‌هایتان اثر می‌گذارند را مشخص کنید؛ مثلاً بازی‌های ویدئویی این ویژگی را دارند که بر روی فعالیت‌های بعدی اثر بگذارند. معمولاً بعدازاین بازی‌ها، زیاد حوصله انجام کارهای دیگر را نداریم! در ادامه باید تلاش کنیم که زمان و تأثیر این فعالیت‌ها را به حداقل برسانیم.

 

ببینید هدفتان از برنامه یا برنامه‌هایی که می‌ریزید چیست

4. باید ببینید هدفتان از برنامه یا برنامه‌هایی که می‌ریزید چیست. باید جلوی برنامه تان یک«چرا؟» بگذارید؛ یعنی به چه چیزهایی می‌خواهید برسید؛ این می‌شود همان هدف‌گذاری.

 

 به دنبال نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی هم بروید و مشورت بگیرید

5. بهتر است به یادداشت کردن و نوشتن کارها، یادآوری‌ها، برنامه‌ریزی‌های مقطعی و فوریعادت کنیم. مغز قدرت زیادی دارد؛ اما بگذارید برخی چیزها بر روی کاغذ بیایند تا هم از فراموشی و خطا مصون باشند و هم قدرت پردازش مغز و تمرکزش بر روی کارهای اصلیتر کم نشود.به دنبال نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی هم بروید و مشورت بگیرید. رایانه و گوشی می‌توانند بخشی از کار شما را در عمل به برنامه‌تان، راحت کنند.

 

برنامه‌ریزی‌تان باید انعطاف هم داشته باشد

6. برنامه‌ریزی‌تان باید انعطاف هم داشته باشد؛ چون اگر برنامه تان بسیار سفت‌وسخت باشد، در صورت بروز هر اتفاقی، همواره خودتان را سرزنش خواهید کرد. بعد ممکن است از برنامه‌ای که ریخته‌اید ولی نمی‌توانید بهطور مطلوب انجامش دهید، کم‌کم سرخورده شوید. البته برنامه را نباید در خوش‌بینی تنظیم کرد؛ باید کمی هم سختگیری به خرج داد. روی انجام برنامه تان اصرار داشته باشید.

 

اولویت‌بندی بین کارها را فراموش نکنید

7. هیچ‌وقت اولویت‌بندی بین کارها را فراموش نکنید. به‌مرور هم توانایی و مهارتتان درتشخیص اولویت‌هایتان افزایش پیدا می‌کند.

 

 به اشکال مختلف، از خودتان گزارش بگیرید
8. خودتان را بازخواست کنید و به اشکال مختلف، از خودتان گزارش بگیرید. کم‌کم بعد از چند ماه، به مسیری که در برنامه تان طی کرده‌اید، نگاه کنید. وقتی تاحدقابل‌قبولی موفق شده باشید، لذت خوبی خواهید برد و همین به ادامه مسیر و گسترش و قوت برنامه تان نیز کمک خواهد کرد.

 

هر کاری، نیاز به برنامه‌ریزی دارد

9. اگر فکر می‌کنید فقط پروژه‌ها یا کارهای بزرگ نیاز به برنامه‌ریزی دارند، سخت در اشتباه هستید! هر کاری، نیاز به برنامه‌ریزی دارد؛ یا آن‌قدر کوچک است که فقط در ذهنمان است و مربوط به یک روز می‌شود یا مربوط به زندگی و درس خواندنمان است که مربوط به چندین سال می‌گردد.
تلاش کنید برای هر فعالیتی برنامه داشته باشید؛ ولو کوچک و جزئی. این کار به شما کمک میکند که به مرور بتوانید فعالیت ذهن خود را با برنامه ریزی تنظیم کنید.

 

10. وقتی برنامه می‌ریزید، گوشه ذهنتان به فکر یک برنامه و طرح جایگزین هم باشید.اولین برنامه، بهترین برنامه نیست. شاید لازم باشد برنامه‌هایتان را برای بهتر شدن، تغییر بدهید. این هم بدانید که معمولاً یک برنامه به‌طور صددرصدی انجام نمی‌شود؛ بابت این هم خیالتان راحت باشد و خودتان را اذیت نکنید! فقط تلاش کنید تا می‌توانید به برنامهوفادار باشید و نگران اندک بخش‌هایی که انجام نشده است نباشید...

 

گه‌گاهی خودتان را تشویق کنید!

11. گه‌گاهی خودتان را تشویق کنید! مثلاً برای خودتان یک پاداش در نظر بگیرید. برنامه باید شما را ترغیب کند تا انجام دادنش را باور کنید. اگر برنامه دست‌نیافتنی باشد، به انجامش نیز ترغیب نمی‌شوید.

 

قیمت و ارزش هرکس، به اندازة همت و تلاش اوست...
12. این‌همه از برنامه‌ریزی گفتیم، ولی بدانید که داشتن برنامه به‌تنهایی نمی‌تواند ما را در رسیدن به هدف‌هایمان کمک کند! همچنان که ما با درست کردن یک املت، آشپز نمی‌شویم؛ با خواندن چند کتاب هم عالم نمی‌شویم و... آنچه حتی از خود داشتن برنامه مهم‌تر است،داشتن تلاش و پشتکار است.حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در همین باره فرموده اند: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ...؛ قیمت و ارزش هرکس، به اندازه همت و تلاش اوست...» بخشی از حکمت 47 نهج‌البلاغه
همت بلند دار که نزد خدا و خلقباشد به قدر همت تو اعتبار تو...

منبع: سایت نوجوان+

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

امام علی(ع) دربارۀ حضرت عیسی(ع) فرمودند: « نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد، مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دستش.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت قائم به بیت‌المقدس بر می‌گردد و برای مردم در نماز، امامت می‌کند و چون روز جمعه نماز اقامه گردد، عیسی(ع) همراه هفتاد هزار فرشته نزول کند و او عمامه بر سر دارد و شمشیر آویخته، بر اسب سوار و حربه‌ای در دست دارد و چون به زمین نزول کند منادی فریاد بر کشد، ای گروه‌های مسلمانان، حق آمد و باطل از میان رفت.» رسول اکرم (ص) فرمودند: «عیسی(ع) بر گردنۀ کوهی به نام افیق نزول می‌کند و به بیت‌المقدس می‌آید در حالی‌که مردم آماده برای نماز صبح باشند، امام یعنی حضرت مهدی(عج) عقب می‌رود، عیسی(ع) او را به جلو می‌برد و در پشت سرش به آیین شریعت محمد(ص) نماز می‌خواند و می‌گوید: شما اهل‌بیت را هیچ‌کس مقدم نمی‌شود.» یکی از ویژگی‌های اخلاقی حضرت عیسی(ع)، زهد آن پیامبر بزرگ است. او همچون پیامبران دیگر خود را از تشریفات و زیبایی‌های دنیا و نعمت‌های رنگارنگش دور نگه می‌داشت و ابا داشت که کارهای خود را به عهدۀ دیگران واگذارد. در این‌باره، حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بالشتش سنگ و لباسش خشن و غذایش ناگوار بود. خورشتش گرسنگی و چراغش در شب، ماه و سایبانش در روز، شرق و غرب زمین بود. میوه و سبزی‌اش، گیاهانی بود که در مناطق مختلف می‌رویید.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت مسیح(ع) دائماً می‌گفت: در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید؛ کسانی که زیاد حرف می‌زنند، دل‌هایشان دچار قساوت شده ولی خودشان نمی‌دانند.» حضرت رضا(ع) فرمودند: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم به غیر از عیسی‌بن‌مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید ...» امام صادق(ع) فرمودند: «حواریون کنار [حضرت] عیسی(ع) جمع شدند و عرض کردند ای آموزگار نیکی[ها] ما را هدایت فرما. پس آن حضرت فرمود: [حضرت] موسای کلیم‌الله به شما امر کرد که به خدای متعال قسم دروغ نخورید و من به شما امر می‏کنم که چه راست و چه دروغ، به خدای متعال قسم دروغ نخورید.» امام صادق(ع) فرمودند: «عیسى‌بن‌مریم[علیه السلام] به قریه ‏ای رسید که اهل آن و پرنده ‏ها و جاندارانش یک جا مرده بودند. فرمود: هان! اینها به خشم و عذاب (خدا) هلاک شده‏ اند و اگر به مرگ[طبیعی] و جدا جدا مرده بودند حتماً یکدیگر را به خاک می‏سپردند. حواریون عرض کردند: یا روح اللَّه از خدا بخواه اینها را براى ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که باین عذاب گرفتار شده‏ اند) تا ما از آن دورى کنیم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] از پروردگار خود خواست. پس از جانب فضا به او ندا شد: که آنان را صدا بزن. پس عیسى [علیه السلام] شب هنگام بر تپه‏ ای از زمین برآمد و فرمود: اى مردم این ده! یک تن از میان آنها پاسخ داد: بلى اى روح خدا و کلمۀ خدا! فرمود: واى بر شما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت و دوستى دنیا همراه با ترس اندک (از خدا) و آرزوى دور و دراز و غفلت در سرگرمى و بازى. [حضرت] عیسى [علیه السلام] فرمود: محبت شما به دنیا چگونه بود؟ عرض کرد: مانند دوستى کودک به مادرش که هر گاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می‏ شدیم و چون از ما روی می گرداند گریان و غمناک می‏ شدیم‏. فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض کرد: گنهکاران را فرمانبرى داشتیم. فرمود: سر انجام کار شما به کجا کشید؟ عرض کرد: شبى را به خوشى به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم. فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد: سجین است. فرمود: سجین چیست؟ عرض کرد: کوه‏ هایى از آتش گداخته است که تا روز قیامت بر ما فروزان است. فرمود: پس شما چه گفتید و به شما چه گفتند؟ عرض کرد: گفتیم: ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می‏گویید. فرمود: واى بر تو چه شد که جز تو کس دیگرى از این جمع با من سخن نگفت؟ عرض کرد: اى روح خدا! همۀ آنها با دهنه و لگام آتشین مهار شده‏ اند و به دست فرشتگان سخت‏گیر و تند‏خو گرفتارند و من در میان آنها به سر می‏بردم ولى از آنها نبودم تا آن هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان در برگرفت پس من به تار مویى بر لبۀ دوزخ آویزان هستم و نمی ‏دانم که آیا به رو در آن بیفتم و یا از آن رهایى بیابم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] ، رو به حواریون کرده فرمود: اى دوستان خدا، خوردن نانى خشک با نمکى زبر و خوابیدن بر مزبله‏ ها خیری زیاد است در صورتى که با عافیت در دنیا و آخرت همراه باشد. امام صادق(ع)‏ از پدرش و او از پدرانشان نقل کرده که رسول خدا(ص) فرموده است: «روزى حضرت عیسى(ع) سر قبرى رسید که صاحبش در عذاب بود. سال بعد دوباره سر آن قبر آمد؛ اما دید که صاحبش در عذاب نیست. عرض کرد: خداوندا سال گذشته بر این قبر برخوردم دیدم صاحبش معذب است ولى‏ امسال که آمده ‏ام می بینم معذب نیست. علت این امر چیست؟ خداوند به حضرت عیسى وحى فرمود: اى روح‌ اللَّه! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت و به یتیمى جا داد. این است که من به خاطر عمل فرزندش از گناه این شخص صرف‌نظر کردم‏.»

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی