شنبه 03 شهريور 1397 در 01:11
23 3
شنبه 03 شهريور 1397 در 01:11

سلام بر هادی دل‌ها

سلام بر هادی دل‌ها

نوری تازه در آسمان ولایت می درخشد. کودکی از تبار پاکان چشم می گشاید. امام هادی علیه السلام، پیشوای دهم شیعیان، در نیمه ذی الحجه 212، دنیا را با تولد خود روشنایی می بخشد. فرشتگان، دل به حضور او مسرور می دارند. او تسبیح می گوید و عالم خلقت در این تسبیح گویی با او همراه می شود که: «پاک است خدای جاودانی که در پرده فراموشی فرو نمی رود. پاک است خدای استواری که به بازی در نمی افتد. پاک است آن خدای دارا و بی نیازی که به نیازمندی فرو نمی افتد. پاک و منزّه است خدای من و ستایش از آن اوست.»

امام هادی علیه السلام، دهمین ستاره آسمان امامت، در سنین کودکی، زمانی که تنها هشت سال از عمر شریفش می گذشت، به امامت رسید.

 

احساس خطر خلافت عباسی از امام هشت ساله

همه ما امام هادی(ع) را به عنوان دهمین امام شیعیان در تاریخ اسلام می‌شناسیم. شخصیتی که احتمالاً می‌توان گفت به خاطر قرار گرفتن در دوره خلافت عباسیان و حبس شدن ایشان در بازداشت خانگی و در منطقه و پادگان نظامی کمتر اطلاعاتی درباره زندگی ایشان در دست است. شخصیتی که بعد از شهادت امام جواد(ع) در هشت سالگی به امامت رسید. جالب است بدانید که «سمانه» مادر امام هادی (ع) زنی از دیار مغرب بود مادری که خود امام هادی (ع) از او به عنوان عارف بر حقش یاد می‌کند از  طرفی در زمانه خودش جزو راویان حدیث به شمار می‌رود. طبق تاریخ، دوران حیات امام علی النقی(ع) را مصادف با دوران ضعف عباسیان می‌دانند. تا جایی که بعد از شهادت امام جواد(ع)  معتصم عباسی که از حضور امام هادی(ع) احساس خطر می‌کرده بود برای جلوگیری از این کار در همان دوران کودکی به حاکم مدینه دستور داد تا برای امام معلمی از میان علمای مخالف اهل بیت انتخاب کند تا او از باورهای شیعه دور بماند؛ اما طبق روایات گویا این اقدام نتیجه‌ای عکس داشت تا جایی که در میان مطالب موجود درباره این موضوع این گونه نوشته‌شده: « الجنیدی برای این مأموریت انتخاب شده، اما اغلب روایت می‌کرد که امام هادی(ع) چنان هوش و ذکاوتی داشت و چنان دید عمیقی از ادبیات عرب و ظاهر و باطن قرآن از خود نشان می‌داد که از یک پسر بچه بعید به نظر می‌رسید، مگر اینکه ارتباطی با سرچشمه علم ماورایی داشته باشد. گفته می‌شود که الجنیدی بعد از این ماجرا نتیجه دشمنی‌اش را با اهل بیت کنار گذاشته ‌است.»

 

حیاتی که در پادگان نظامی گذشت

بخشی از امامت امام هادی (ع) با دوران حکومت منصور عباسی و واثق مصادف می‌شد که تا آن زمان امام در شهر مدینه زندگی می گرد و حتی مشغول تربیت شاگردانی از سرزمین‌های عراق، مصر، ایران و... بود که از جمله شاگردان او می‌توان به حضرت عبدالعظیم حسنی؛ حسن بن راشد و عثمان بن سعید عمری(نخستین نایب امام زمان"عج") اشاره کرد؛ ولی با به حکومت رسیدن متوکل عباسی و احساس خطر وی از حضور این امام تصمیم گرفت تا ایشان را از مدینه به سامرا منتقل کند تا بیش از پیش او را زیر نظر بگیرد تاجایی که زندگی ایشان در سامرا همواره با بازداشت و زندگی در پادگان نظامی سپری شد. شاید برای همین به امام هادی هم مثل امام یازدهم، عسکری و به هردوی ایشان لقب امامین عسکریین می‌دهند.

 

زندگی به سبک پیشوای دهم شیعیان

یکی از ویژگی‌های اخلاقی که به امام دهم شیعیان نسبت می‌دهند. تلاش و سخت کوشی مادام این حضرت بود. تا جایی که در بخشی از روایات درباره این خصلت امام هادی(ع) این طور آمده است.« امام علی النقی(ع) پیشوای بزرگ شیعیان و بزرگ خاندان هاشم بود. درآمدهای اسلامی همه به دست او می‌رسید و می‌توانست از آن بهره‌مند شود؛ چرا که حق او بود، ولی همچون پدران خود دوست داشت از حاصل دسترنج خود بهره گیرد و نیازهای زندگی‌اش را با زحمت خود فراهم آورد. "علی بن حمزه" می‌گوید ابوالحسن(ع) را دیدم که به سختی مشغول کشاورزی است؛ به گونه ای که عرق از سر و رویش جاری است. از ایشان پرسیدم: فدایت شوم! کارگران شما کجایند [که شما این گونه خود را به زحمت انداخته اید]؟در پاسخ فرمود: ای علی بن حمزه! آن کس که از من و پدرم برتر بود، با بیل زدن در زمین خود روزگار می‌گذراند. دوباره عرض کردم: منظورتان کیست؟ فرمود: رسول خدا، امیر مؤمنان و همه پدران و خاندانم خودشان کار می‌کردند. کشاورزی ازجمله کارهای پیامبران، فرستادگان، جانشینان آن‌ها و شایستگان درگاه الهی است.» تا جایی که در کنار همین خصلت او می‌شد  به ساده زیستی زندگی امام هادی(ع) هم اشاره کرد.« از دنیا چیزی در بساط زندگی نداشت. بنده‌ای وارسته از دنیا بود. در آن شبی که به خانه‌اش هجوم آوردند، او را تنها یافتند با پشمینه‌ای که همیشه بر تن داشت و خانه‌ای که در آن هیچ اسباب و اثاثیه چشم‌گیری دیده نمی‌شد. کف خانه‌اش خاک پوش بود و بر سجاده حصیری خود نشسته، کلاهی پشمین بر سر گذاشته و با پروردگارش مشغول نیایش بود»

 

یک شخصیت علمی بلامنازع در مناظرات

یکی از ویژگی‌هایی برجسته‌ای که به امام هادی(ع) نسبت می‌دهند علم و دانش این حضرت در زمینه‌های مختلف بود تا جایی که می‌گویند امام هادی(ع) به زبان ایرانیان، اسلاوها، هندوها و... مسلط بود.برای همین هم شخصیت علمی این شخصیت در بیشتر مواقع منجر به مناظره‌های جدی در زمینه های مختلف با این حضرت می‌شد. بحث‌هایی که همگی در راستای برطرف کردن شبهات دینی و اعتقادی اتفاق می‌افتاد. در نقل قول و روایت یکی از این مباحثات این طور آمده:« یحیی بن اکثم عالم دیگری بود که به وسیله متوکل دعوت شده بود تا امام هادی(ع) را امتحان کند. گفته می‌شود که وقتی ایشان به همه سؤالات یحیی پاسخ داد، یحیی به متوکل رو کرده اظهار داشت که بعد از سؤال‌های من دیگر هیچ سؤالی از این مرد نپرس که آشکار شدن دانش او باعث تقویت هر چه بیشتر رافضی‌ها (شیعیان) در بین مردم خواهد شد. یکی از سؤالات یحیی و پاسخ هادی به شرح زیر بود. یحیی پرسید:"چرا علی (امام اول شیعیان) در جنگ صفین همه افراد دشمن را، چه آن‌ها که فرار می‌کردند و چه کسانی که حمله می‌کردند، می‌کشت اما در جنگ جمل دستور داد هر که در خانه‌اش پناه بگیرد در امان خواهد بود. اگر تصمیم اول درست بود پس تصمیم دوم غلط خواهد بود" هادی(ع) پاسخ داد در جنگ جمل سران لشکر مقابل کشته شده بودند و افراد لشکرِ مقابل رهبری نداشتند تا به او مراجعه کنند، اما در جنگ صفین افراد مقابلِ علی به لشکر مجهزی تعلق داشتند با رهبری که آن‌ها را به انواع تجهیزات مجهز کرده، زخم‌هایشان را مداوا کرده با هدایا و دستمزد فراوان دوباره آن‌ها را به میدان جنگ می‌فرستاد.»

 

منبع: خبرگزاری مهر

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

نامه به جوانان عراقی

نامه به جوانان عراقی

نامه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به جوانان عزیز عراقی منتشر شد. متن و ترجمه این نامه که به زبان عربی نوشته شده است به این شرح است: