یکشنبه 11 شهريور 1397 در 12:02
23 3
یکشنبه 11 شهريور 1397 در 12:02

روبان آبی

روبان آبی

آموزگارى دانش‌آموزانش را یکى‌یکى به جلوى کلاس ‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها را بر خودش بازگو ‌کرد. آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ ‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود: «من آدم تاثیرگذارى هستم.»   سپس  تصمیم گرفت پروژه‌اى را در کلاس به اجرا در آورد.  او به هر دانش‌آموز سه روبان آبى داد و از آن‌ها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه کنند.
یکى از بچه‌ها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامه‌ریزى شغلى به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبان‌هاى آبى را به پیراهنش زد و دو روبان دیگر را به او داد و گفت: ما در حال انجام یک پروژه هستیم. از شما خواهش می‌کنم کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینه‌اش قدردانى کنید. مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رئیسش -که به بدرفتارى با کارمندان زیر دست شهرت داشت- رفت و به او گفت که صمیمانه وی را به خاطر  نبوغش تحسین می‌کند! رییس ابتدا خیلى متعجب شد. اما وقتی مدیر جوان از او اجازه گرفت تا روبان آبى را روى سینه‌اش بچسباند، با خوشحالی گفت: “البته که می‌پذیرم.” مدیر جوان یکى از روبان‌هاى آبى را روى یقه کت رئیسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت: “لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید.”
آن شب، رییس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١۴ ساله‌اش نشست و به او گفت: “امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد.” و ماجرا را برای او تعریف کرد. بعد گفت: “می‌توانى تصور کنی؟… او فکر می‌کند که من یک نابغه هستم!”  سپس ادامه داد: “او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه می‌آمدم، به این فکرکردم که این روبان را به چه کسى بدهم. به فکر تو افتادم. بله، من می‌خواهم از تو  قدردانى کنم.  مشغله من زیاد است و وقتى شب‌ها به خانه می‌آیم توجه زیادى به تو نمی‌کنم. من به خاطر نمراتت که زیاد خوب  نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد می‌کشم.  امّا امشب، می‌خواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بوده‌اى. تو در کنار مادرت، مهم‌ترین افراد در زندگی من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و  من دوستت دارم.”  آن گاه روبان آبى را به پسرش داد. پسرک که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. او که نمی‌توانست جلوى گریه‌اش را بگیرد و تمام بدنش می‌لرزید، به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزانی گفت: “پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم که در آن برایتان توضیح دادم که چرا میخواهم به زندگیم خاتمه دهم و از شما خواستم مرا ببخشید. من می‌خواستم امشب پس از آن که شما خوابیدید، خودکشى کنم.”
پدر از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را در اتاق او پیداکرد.
فردا که رییس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان داد نمی‌زد و طورى رفتار می‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بوده‌اند.
مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر در برنامه‌ریزى شغلى کمک کرد. یکى از آن‌ها پسر رئیسش بود.
به علاوه، بچه‌هاى کلاس،درس با ارزشى آموختند: « انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تاثیرگذار باشد.»

منبع: تأملات یک تربیت‌پژوه

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور