چهارشنبه 14 شهريور 1397 در 14:29
23 3
چهارشنبه 14 شهريور 1397 در 14:29

تعلیم و تربیت اسلامی در اندیشه¬های شهیدان رجائی و باهنر

غلامحسین حیدری معاون اسبق وزرات آموزش‌وپرورش و دبیر کانون مدارس اسلامی استان خراسان رضوی

سریع¬ترین راه و کم هزینه¬ترین شیوه برای ساختن جامعۀ مطلوب، بستر عظیم و آماده آموزش‌وپرورش هست

 تعلیم و تربیت اسلامی در اندیشه¬های شهیدان رجائی و باهنر

در این نوشتار تلاش می­شود دیدگاه این دو معلم گرانقدر و اسوه را در مورد جایگاه وزارت آموزش‌وپرورش در نظام مقدس جمهوری اسلامی، نقش بی­نظیر و بی بدیل معلمان و مربّیان در ساختن دولت و ملت اسلامی، آموزش اولیا برای همراهی و هم­رأیی با معلمان و مربیان، بازنگری دقیق و عمیق در محتوای تمام کتب درسی و پالایشِ کامل آنان از فرهنگ ضد انسانی سکولاریسم، غرب­زدگی و مادیگری و در نهایت تغییر و تحول در تقویم و برنامه­های آموزشی و درسی مورد بررسی قرار گیرد.

وزارت آموزش‌وپرورش مهم­ترین نهاد برای ساختن جامعه اسلامی

در سنگرهای مختلفی که دو شهید وارد شدند بارها وزارت آموزش‌وپرورش را در رأس و در اولویت همه امور قرار می­دادند. آن دو بزرگوار به این حقیقت عمیقاً معتقد بودند که سریع­ترین راه و کم هزینه­ترین شیوه برای ساختن جامعۀ مطلوب، بستر عظیم و آماده آموزش‌وپرورش هست.

مثلاً شهید رجائی در زمان نخست­وزیری خود در این مورد چنین فرمودند: «من نخست­وزیر شدم که وزارت آموزش‌وپرورش را حفظ کنم، معتقد هستم بدون وزارت آموزش‌وپرورش نمی­توانم مملکت را حفظ کنم. من هرگز به ارتش به آن شکل فکر نمی­کنم، به کشاورزی به آن شکل فکر نمی­کنم ... چونکه نخست­وزیر شایسته را آموزش‌وپرورش تربیت می­کند.؛چون ارتش باایمان را آموزش‌وپرورش تربیت می­کند. انقلابی مسلمان را آموزش و پرورش تربیت می­کند ... می­گویم وزارت آموزش‌وپرورش ما در وزارت­ خانه­هاست ... ملاقات­هایی که با برادران و به‌خصوص با امام داشتم، مسئله را تأکید کردم که هر وقت مسئله نخست­وزیری به عهده دیگری واگذار شد، یک راست، به وزارت آموزش‌وپرورش برمی­گردم.

نه تنها به عنوان وزیر بلکه به عنوان مدیر یک مدرسه هم برایش اهمیت قائل هستم. معتقدم که محیط آموزش‌وپرورش ارزش عمر صرف کردن را دارد.»

در این راستا شهید باهنر در نماز جمعه تهران چنین می­فرمود:

«آموزش‌وپرورش نهادی است گسترده و وسیع به­طوری که یک چهارم جمعیت کشور در داخل کلاس درس و فضای مدرسه زندگی می­کنند. مجموع کادر و مسئولان اداری آموزش‌وپرورش به تنهایی یک و نیم برابر مجموع کارمندان دیگر وزارت خانه­هاست.» ([1]) در یکی دیگر از سخنرانی­ها خود در این مورد فرمود: «رسالت دیگری که در آموزش و پرورش ما مطرح است ... رسالت انقلابی است. در جمهوری اسلامی مسئله آموزش و خواندن و حساب کردن و خواندن علم و آموزش شخص­ها نیست. بلکه این نظام رسالت سازندگی افکار مغزها، تشکیل دادن شیارهای شخصیت و برآوردن و بار آوردن انسان­های متعهد و انقلابی و متناسب با نظام شکوهمند اسلام و جمهوری اسلامی را به عهده دارد.» ([2])

با عنایت به چنین اعتقادات انقلابی و تحول آفرین، شهید رجائی و شهید باهنر در سنگرهای سرنوشت­ساز مدارس اسلامی، سازمان پژوهش و برنامه­ریزی آموزشی، مشاور وزیر، وزیر آموزش‌وپرورش وارد و تحولات شگفت­آوری را به وجود آوردند. پذیرفتن نخست­وزیری و ریاست جمهوری اسلامی نیز با هدف در اولویت قرار دادن آموزش و پرورش فرزندان انقلابی میهنِ اسلامی ما بوده است. آن‌ها در عمل هم این شعار را آویزه گوش قرار دادند که «در همه چیز صرفه­جویی کنید برای آموزش و پرورش.»

نقش بی­نظیر معلمان و مربیان در ایجاد دولت و ملت اسلامی

هر دو شهید بزرگوار، معلمان و مربیان را مهم­ترین و مؤثرترین عامل در تحول فرهنگی و علمی ملت­ها می­دانستند. آن‌ها معتقد بودند که این معلم است که می­تواند فرزند یزید را بایزید کند و او را نیز متحول سازد.

اگر هم معلم فاسد و فاسق باشد این قدرت را دارد که بایزید را با یزید سازد. رهنمود امام خمینی(ره) را نیز در این مورد تکرار فرمودند که «سعادت و شقاوت ملت دست فرهنگیان است.» شهید رجائی و مخصوصاً شهید باهنر در مطالعات، تحقیقات و مشاهدات خود درباره کشورهای مختلف به این واقعیت واقف شده بودند که رمز پیشرفت برخی از آنان در صـدر برنامه­های خود قرار دادن آموزش و پرورش و تربیت معلم هست. در این راستا تجارب کشورهای ژاپن، فرانسه و کره شمالی بسیار آموزنده هست. دولت­های کشورهای مذکور آموزش و پرورش و تربیت معلم را در اولویت تمامی برنامه­ های فرهنگی و اقتصادی خود قرار دادند و زودتر و با هزینه کم­تری؛ به اهداف مطلوب نظام فرد نائل شدند. در این کشورها جاذبه­های معنوی و مادی شغل معلمی را به نحوی ارتقا دادند که مستعدترین و تیزهوش­ترین فارغ ­التحصیلان مدارس ابتدا در آزمون تربیت معلم شرکت می­کنند. در صورتی که آنان در این آزمون قبول شوند آن را بزرگ­ترین موفقیت در زندگی خود به حساب می­آورند و جشن می­گیرند. اگر چنین توفیقی رفیق آن‌ها نشود، به سراغ رشته­های پزشکی، مهندسی و حقوق می­روند.

با چنین اعتقاداتی شهید رجائی و شهید باهنر ابتدا به تأسیس مراکز تربیت معلم در سراسر کشور همت گماشتند. باری تحقق این امر تحول آفرین و حیات­بخش، در همان روزهای آغازینِ مسؤلیتِ خود به عنوان وزیر آموزش و پرورش، در جلسات متعددی مدیران کل آموزش و پرورش استان­ها و ستادی را توجیه می‌کردند؛ مثلاً در همایشی که نگارنده هم افتخار حضور داشتم شهید باهنر تأکید کردند که لااقل هفتاد درصد کار مدیران کل در استان­ها فقط و فقط تربیت معلم هست. اگر ما در این امر بسیار مهم و سرنوشت­ساز موفق شویم که می­شویم، موفقیت در سایر زمینه­ های تعلیم و تربیت قطعی و حتمی خواهد بود.

توصیه و دستور مهم دیگر ایشان این بود که بهترین و مناسب­ترین ساختمان­ها و امکانات در استان­ها برای تربیت معلم در نظر گرفته شود. همچنین برجسته­ترین و مهم­ترین اساتید و مدرسان نیز برای تعلیم و تربیتِ معلمان مورد استفاده قرار گیرند. برگزاری دوره­ های متعدد ضمن خدمت برای اساتید و مدرسان نیز در اولویت برنامه­ها قرار گرفت. در برنامه ­ها و کتب درسی هم تغییرات وسیعی صورت داده شد.

با شناخت دقیق و عمیقی که از جوِ دانشگاه­ها در آن زمان داشتند آن دو بزرگوار تأکید می­کردند که آزمون­های تربیت معلم و اداره مراکز تربیت تعلیم می­بایستیِ فقط توسط آموزش‌وپرورش صورت گیرد. در گزینش دانشجویان تربیت معلم نیز متعهد و متخصص و تعلق داوطلبان می­بایستی با دقت کامل بررسی و احراز شود. پس از گزینشِ تمامی دانشجویان باید در مراکز تربیت معلم به­طور شبانه­روزی زیر نظر متعهدترین و متخصص­ترین اساتید و مدرسان پرورش یابند. پس از ورود به مدارس تمامی فارغ­التحصیلان تربیت معلم می­بایستی در دوره­های مستمر ضمن خدمت شرکت نمایند و کارایی خود را در تربیت و تعلیم تقویت نمایند.

در تکمیل طرح انقلابی و تحول آفرین تربیت معلم، شهید باهنر حوزه­های علمیه کشور را نیز وارد این عرصه نمودند. ابتدا به تأسیس مدرسه عالی قضایی و تربیتی در قم همت گماشتند. از بسیاری از روحانیون و طلاب متعهد و متخصص حوزه­های علمیه هم دعوت کردند که در سنگر مدارس و مراکز تربیت معلم حضور یافته و معلمان و مربیان را در تعلیم و تربیت یاری نمایند.

البته پاک­سـازی و تصفیه آمـوزش‌وپرورش از افراد ناصالح و ضد انقلاب نیز در اولویت برنامه­های آن‌ها بود. دو شهید بزرگوار در طرح و اخراج کارکنان فاسد و مفسد این وزارتخانه ذره­ای تسامح و تساهل نداشتند.

در قالب مثالی جالب شهید باهنر طرح انقلابی خود را در پاک­سازی این­گونه تشریح می­نمود: «وزارت آموزش و پرورش شبیه استخر آبی است که در آن لجن هم مشاهده می­شود. ابتدا با کشیدن زیر آب باید آن لجن ها را بیرون ریخت. سپس با وارد کردن آب زلال و تمیز استخر را پر آب نمود.» ([3]) شهید در یکی از سخنرانی­های خود در نماز جمعه تهران در پاسخ به سؤالی در مورد پاک­سازی در آموزش‌وپرورش چنین بیان نمود: «من می­­خواهم بگویم پاسخ این سؤال را از توده مردم به پا خاسته باید گرفت. از خون شهیدان و عزیزان باید گرفت (تکبیر نمازگزاران) آیا این توده عظیم و مسلمان و متعهد به ما اجازه می­دهند که کودکان معصوم خود را به دست افرادی تربیت بشوند که دارای افکار انحرافی، طاغوتی و افکار وابسته الحادی و شیطانی قرار گیرند. کسانی که بخواهند در خدمت بیگانه باشند باید خویش را ببینند دیر یا زود ... به شدت تصفیه می‌شوند.»([4]) در جلسه­ای خصوصی هم به نگارنده که عازم آموزش‌وپرورش استان زنجان بودم فرمود: «در تصفیه آموزش‌وپرورش از کارکنان ضد انقلاب فاسد و مفسد ذره­ای تسامح و تساهل نشان ندهید در این مورد با قاطعیت عمل کنید. در این حرکت انقلابی به شما اختیارات و نیرو داده­ام.»

تأسیس نهاد امور تربیتی

در تداوم و تقویت طرح­ها و برنامه­های تحوّل آفرین و انقلابی خود دو شهید گرانقدر معاونت پرورشی و نیروی انسانی را در وزارت آموزش‌وپرورش ایجاد نمودند. هر دو بزرگوار معتقد بودند که وظیفه اصلی و اساسی تمامی معلمان، مدیران و کارکنان در مدارس ابتدا پرورش سپس آموزش و دانش­آموزان میهن اسلامی هستند. البته جهت تداوم و تکمیل برنامه­های پرورشی مدارس، مربیان امور تربیتی نیز باید حضور فعال و سازنده­ای را به عهده گرفته و تمامی دانش­آموزان را در طول روز و سال زیر پوشش برنامه­های انقلابی خود قرار دهند.

در اهمیت این موضوع می­فرمود: «مسئله امور تربیتی را خدمت امام عرض کردیم که ما احساس کردیم علاوه بر آموزش که در مدارس هست و هر فرد معلم مسؤل است که دانش­آموزان را به خوبی رشد بدهد و استعدادهایشان را شکوفا بکند و آن‌ها را با تربیتِ پاک آشنا کند، علاوه بر این کسانی هم اگر در مدارس بروند که این‌ها در مسائل فوق برنامه تربیتی فعالیت­های اجتماعی و اسلامی و تربیتی بتوانند آنجا کار بکنند لازم و ضروری است.»

براساس همین اعتقاد معاونت پرورشی و نیروی انسانی و اداره کل امور تربیتی در این معاونت تشکیل گردید. در تمامی ادارات کل و ادارات مناطق نیز پست­های مناسبی برای این منظور ایجاد شد. هر دو شهید به کرامت تأکید می­کردند که بر اساس «بهترین­ها از بیشترین­ها» از میان دانشجویان و معلمان، مربیان متعهد و متخصص انتخاب و پس از گذراندن دوره­های مستمر آموزشی و پرورشی در این نهاد سرنوشت­ساز فعالیت نمایند.

در همین راستا اداره کل تربیت بدنی نیز در کنار امور تربیتی و زیر نظر معاونت پرورشی در وزارت و استان­ها و مناطق به وجود آمد. دو شهید الگو معتقد بودند نسل نوجوان و جوان در میهن اسلامی هم به لحاظ بصیرت و هم به لحاظ سلامتی جسم، می­بایستی توانایی­های لازم را کسب نمایند تا بتوانند از عهده وظایف انقلابی خود به خوبی برآیند.

تأمین تشکل­های دانش­آموزی و دانشجویی در قالب انجمن اسلامی دانش­آموزان و بسیج نیز در اولویت برنامه­های پرورشی آن‌ها قرار گرفت. با اشراف و شناخت کامل از روانشناسی نوجوانان و جوانان، هر دو معلم شهید به خوبی می­دانستند که دانش­آموزان در دوران بلوغ علاقه خاصی به دوستان، همسالان و هم­کلاسی­های خود دارند و تلاش می­کند با آن‌ها همراه و هم‌رأی شوند. از همه مدیران و مسؤلان می­خواستند با تشکیل و تقویت این تشکل­های انقلابی و اسلامی زمینه را برای پرورش نیروی انسانی انقلابی ، متعهد و متخصص هموار نمایند؛ مثلا در نمازهای جمعه تهران در سال 1359 شهید باهنر چنین فرمود: «بعضی­ها سؤال می­کنند آیا تبلیغات اسلامی در مدارس آزاد است یا نه؟ آیا تشکیل انجمن­هایی که در خط اسلام، تبلیغات در خط امام فعالیت می­کنند آزاد است یا نه؟ من پاسخم این است که بروید جوابش را از 98 درصد مردمی که به نظام جمهوری اسلامی «بله» گفتند بپرسید. اگر تبلیغات اسلامی و اگر ایجاد تشکیلات که دقیقاً در خط اسلام و انقلاب باشد در مدارس جایز نباشد، پس در کجا جایز باشد؟ آن‌ها باید این مدارس و آموزشگاه‌ها را برای اسلام، انقلاب، نظام جمهوری اسلامی و خون شهیدان حفظ کنند. ([5])

انجمن اولیا و مربیان

تحول و تقویت انجمن اولیا و مربیان در مدارس نیز مورد عنایت ویژه این دو شهید قرار گرفت. با توجه به تجارب طولانی هر دو شهید در مدارس اسلامی، ایجاد هماهنگی بین اولیا و دانش­آموزان و معلمان و مربیان را مخصوصاً در مسائل پرورشی بسیار ضروری می­دانستند. آن دو بزرگوار به این اعتقاد دقیق و عمیق رسیده بودند که برای تربیت نسلی انقلابی و در تراز آرمان­های نظام مقدس اسلامی ابتدا بایستی به سراغ مادران و پدران دانش­آموزان رفت و آن‌ها را در اجرای طرح­های آموزشی و مخصوصاً پرورشی همراه و هم‌رأی نمود. در این مورد به سخنان گهربار شهید باهنر گوش فرا می­دهیم که می­فرمود: «بین خانه و مدرسه باید همکاری باشد. مدرسه طرح­های تربیتی دارد، خانواده باید اگر می­بیند این طرح­ها غلط است تذکر دهند و اگر درست است جهت این طرح­ها همکاری می­کنند تا بچه گرفتار تضاد تربیتی نشود. همچنین در طرح­های آموزشی مدرسه همکاری کنند. مدرسه نمی­تواند انجام تکالیف بچه­ها را در مدرسه بخواهد به ناگزیر تعدادی از تکالیف مدرسه باید در خانه انجام شود در خانه باید مراقبت کنند.

اگر در خانه هر شب میهمانی باشد، دعوا باشد، انواع مسائل دیگر باشد، بچه نمی­تواند تکالیفش را درست انجام دهد. اولیا باید از طریق مختلف با مدرسه در تماس باشند. خودمان را در مدرسه مسئول بدانیم.» ([6] )

تحول در کتب درسی و مجلات آموزشی و پرورشی

دو معلم شهید ما به کتب درسی و مجلات آموزشی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اشراف کامل داشتند. آن‌ها نیز می­دانستند که در مدرسه پس از معلم و مربی کتاب­های درسی و مجلات آموزشی در تربیت انقلابی و اسلامی دانش­آموزان از نقش بسیار سازنده­ای برخوردار هست. این واقعیت تلخ را هم به خوبی دریافته بودند که کتب درسی و مجلات آموزشی در دوران شهنشاهی توسط اکثر مؤلفان و مترجمان تألیف شده بود که فرهنگ ذلّت­بار استعماری را تبلیغ و تزریق می­نمودند. اشـاعه بی­حـجابی، بی­بند و باری، بی­دینی، بی­هـویتی، مادیگری، پول پرستی، مصرف­زدگی، شاه پرستی، وطن پرستی منفی (ملی گرایی) و غرب­زدگی در اکثر مطالب نشریات مذکور موج می­زد.

آن اساتید با بصیرت در گفتارها و نوشتارهای خود به چنین توطئه­ای در کتب درسی و مجلات آموزشی به شدت اعتراض می­کردند و ترفندهای استعمارگران را برملا می­ساختند. زمانی هم که توفیق اداره وزارت آموزش‌وپرورش رفیق آن‌ها شد تغییر و تحول در کتب و نشریات مذکور را در صدر برنامه­های خود قرار دادند. در یکی از سخنرانی­ها شهید باهنر؛ برای مثال، می­گفت: «دیگر ادبیات ما، ادبیات پوچ، ادبیات بی­محتوا و بی­تفاوت نسبت به این کتاب­ها در دوران طاغوت به شکلی نبود که به درد آرمان­ها و زندگی و هدف­های دانش­آموزان بخورد».([7]) در جایی دیگر می­فرمود: «کتب درسی باید تحول یابد و منطبق باشد با نیاز جامعه و زبان جامعه، ما چه کنیم که دانش­آموز گمشده خود را در کتاب و در کلاس بیابد و از آن بیگانه نباشد. کتاب باید گویا و آشنا باشد. زبان انقلاب باشد.» ([8])

تغییر و تحول در کتب علوم تجربی نیز مورد عنایت آن دو معلم شهید قرار گرفته بود. آن‌ها به‌خوبی می­دانستند کتب مذکور ترجمه کتب غربی در این موارد است.

در این کتاب­ها فرهنگ سکولاریسم، مادیگری و غربزدگی در ذهن و فکر دانش­آموزان تزریق می­گردید. در این کتب دانشمندان غربی به کرّات و مراّت بزرگنمایی می­شد. از دانشمندان بزرگ اسلامی و ایرانی مانند ابن­سینا، زکریای رازی، ابوریحان و خواجه نصیرالدین طوسی مطلب مهمی بیان نمی­شد تا گذشته پرافتخار فرهنگ و تمدن اسلامی به فراموشی سپرده شود. آن بزرگواران به‌خوبی می­دانستند که علما در حوزه­های علمیه «کلام ا...» را تفسیر می­کنند و معلمان علوم تجربی باید فضل ا... را تشریح نمایند. متأسفانه «خلقت» به «طبیعت» تبدیل شد و در هیچ کجا خالق این طبیعت که سراسر آیات خداوند متعال است مورد توجه قرار نگرفت؛ در همین مورد شهید باهنر؛ برای مثال می­فرمود: «دیگر فیزیک و شیمی و زیست­شناسی و پزشکی و مهندسی­ها پر محتواند، غنی­تر و پربارتر در خدمت جمهوری اسلامی و در عین حال متعهد و مسؤل است. یک پزشک و مهندس ما، مهندس و پزشک مسؤل شهید و مسلمان است.» ([9])

بازنگری و تحول در تقویم آموزشی و پرورشی مدارس

از مصائبی که شهید رجائی و شهید باهنر را بسیار رنج می­داد، وجود تحصیلات بیش از حد در مدارس کشور بود که مدارس را به «دارالتحلیل» تبدیل نموده بود. آن‌ها از یک سو شوق و ذوق تحسین برانگیز کثیری از طلاب و روحانیون را می­دیدند که چگونه شبانه‌روز به تحصیل و تعلیم و تحقیق می­پردازند.

مثلاً علامه طباطبائی را می­دیدند که در سال فقط یک روز، روز عاشورا، از تحصیل و تعلیم جدا می­شوند. علامه حسن­زاده نیز در سال فقط دو روز را تعطیل می­فرمودند؛ روز عاشورا و 28 سفر، آیت ا... مرعشی را مشاهده می­کردند که هفتاد سال شبانه روز 18 ساعت به تحصیل علم و تبلیغ می­پرداختند. علامه امینی را نیز ملاقات می­کردند که 40 سال شبانه روز 18 ساعت از عمر خود را عاشقانه صرف تألیف کتاب کبیر «الغدیر» نمودند.

این بزرگواران، پرکاری و مجاهدت و دانش­آموزان و دانشجویان کشورهای چین کمونیست، ژاپن، کره جنوبی و... را نیز دقیقاً مطالعه و برخی را مشاهده کرده بودند. در چین کمونیست؛ برای مثال دانش­آموزان 300 روز کامل، صبح و بعدازظهر در کلاس­های درس حاضر می­شوند و مشتاقانه تحصیل می‌کنند. آن‌ها در زمستان یک ماه و در تابستان نیز یک ماه تعطیل هستد؛ ولی همه آن‌ها در این دو ماه نیز به کار و تلاش برای عمران و آبادی کشور می­پردازند. در ژاپن و کره جنوبی نیز دانش­آموزان حداقل 240 روز کامل، صبح و بعدازظهر در مدارس به تحصیل علم و فراگیری فنون می­پردازند. در اوقات تعطیلی نیز در کلاس­های مختلف درسی و فنی و حرفه­ای شرکت می‌کنند تا خود را برای ساختن کشوری پیشرفته در علم و صنعت آماده سازند.

کشور آلمان نیز در جنگ جهانی اول با شکست سنگینِ مواجه می­شود و بسیاری از جمعیت فعال و زیربناهای خود را نابود شده می­بیند. در این دوران بحرانی فیلسوفی وطن­پرست به نام «فیخته» صدر اعظم آلمان می­شود. این دانشمند راه نجات آلمان از تمامی آن مصائب بعداز جـنگ را در آمـوزش‌وپرورش کودکان و نوجـوانان می­بیند. برحسب دستورات او مـدارس شبانه­روزی در سراسر آلمان ایجاد می­شود. در این مدارس دانش­آموزان به طور شبانه‌روزی تربیت می­شوند. در تمامی برنامه­های این مدارس کار و تلاش، توأم با انضباط کامل، فداکاری و ایثارگری و وطن­پرستی در اولویت برنامه­ها قرار می­گیرد. با اعمال این سیاست حکیمانه خیل عظیم نیروی انسانی کارآمد توانست تمامی خرابی­ها و ویرانی­های ناشی از جنگ را از بین برده و جامعه­ای نسبتاً والا در علم و صنعت به جهانیان عرضه نماید.

با عنایت به چنین مشاهدات و مطالعاتی که در مورد تقویم آموزشی و پرورشی در فرهنگ­ها و تمدن­های مختلف داشتند هر دو معلم شهید به تعطیلات بیش از حد در مدارس کشور به شدت معترض بودند و آن را توطئه­ای استعماری علیه استقلال و پیشرفت سرزمینی می­دانستند؛ مثلاً در پاییز 1359 در یکی از سخنرانی‌های خود به مسئله پرفاجعه تعطیلات در مدارس اعتراض نموده و می­گفتند: «این تعداد نفر که ایرانی، که مسلمان هستند و سرمایه­ای عظیم است؛ اما این سرمایه را بر باد می­دادند و این سرمایه را به صورت پوچ و بی محتوا در می­آوردند. این برای ما فاجعه­آمیز است. ما و جوِ جمهوری اسلامی نمی­توانیم تحمل کنیم که بچه­ها در سال سه، چهار ماه که رسماً تعطیل است. سه ماه تابستان تعطیل از 15 خرداد و اوائل خرداد که مقدمات امتحان فراهم شود، به این بهانه تعطیل شود. آن طرف هم از اول مهر یک تعدادی بگذرد و هنر و مدرسه شروع نشده باشد. بعد هم به اصطلاح نوروز 13 روز و 14 روز و 15 روز تعطیل بکنند. بعد هم بعضی جاها پنج­شنبه را هم تعطیل بکنند. بعضی ماه‌ها اصلاً سه نوبت است این‌ها برای ما ضایعه­آمیز است. ما دیگر نمی­توانیم تحمل بکنیم». ([10])

با چنین باورهای عمیق هر دو شهید در طول مسؤلیت خود در نظام مقدس جمهوری اسلامی تلاش نمودند اولاً تعطیلات موجود را به حداقل برسانند. ثانیاً اوقات فراغت دانش­آموزان در طول تعطیلات مخصوصاً در تابستان را با برنامه­های متنوع پرورشی و اردویی غنی سازند. در این مورد بسیار مهم، مثلاً شهید باهنر فرمود: «در جمهوری اسلامی، باید سطح علم جامعه را بالا ببریم و به تحرک واداریم. در تابستان امسال باید در کارهای اردویی کِلاس­های تقویتی و ایدئولوژیکی، آموختن برنامه­های رزمی، امدادی و هنری دانش­آموزان را یاری می­دهیم و در برنامه­های جهاد، بسیج، جبهه­ها و فعالیت­های اجتماعی، با هماهنگی نهادها همکاری لازمه را به عمل آوریم.»

کلام آخر

چندین سال پس از شهادت این دو وزیر متعهد انقلابی به تدریج زمام امور این وزارت حیات بخش و سرنوشت­ ساز به دست وزارتی با گرایش کارگزاران و اصلاح طلب افتاد. برخی از آن‌ها نیز به علت جهالت یا غربزدگی و دور بودن از تعلیم و تربیت اسلامی و آرمان­های شهید باهنر و شهید رجائی ضربات مهلک و ویران کننده بر آن نظام تعلیم و تربیت مطلوب وارد نمودند. از یک سو، تربیت معلم که اصلی­ترین عامل تحول در جامعه اسلامی هست به‌تدریج به دست فراموشی سپرده شد. در نتیجه اعمال این سیاست خائنانه سیل معلمان حق­التدریس سرازیر مدارس شدند که متأسفانه هنوز هم ادامه دارد. از سویی دیگر برنامه­های پرورشی نیز مورد عنایت لازم قرار نگرفت. تعطیلات مدارس هم هر سال بیشتر و بیشتر شد.

متأسفانه اخیراً هم پیشنهاد تعطیلات زمستانی را مطرح کرده­اند امید است وزیر محترم کنونی وزارت آموزش‌وپرورش که از تجارب خوبی برخوردار هست و وزرای آینده این خطاهای بزرگ و جبران‌ناپذیر را به پایان رسانده و با سرمشق قراردادن رهنمودهای شهید رجائی و باهنر، وزارت آموزش‌وپرورش را مجدداً در جایگاه بلند و رفیع خود قرار دهند. ان­شاءا...

 

ارجاع‌ها و پی نوشت‌ها:

 

[[1]] . فرهنگ خوزستان، هفتم شهریور 1376.

[[2]] . فروغ اندیشه، ص 375.

[[3]] . یادداشت­ها نویسنده

[4] . فروغ اندیشه، ص 275.

[5] . فروغ اندیشه، ص 275.

[[6]] . باهنر، محمد جواد، مسئله تعلیم و تربیت در اسلام، ص 62.

[7] . الگوی هنر مقاومت، ج م ، ص 95.

[[8]] . فروغ اندیشه، ص 274.

[[9]] . فروغ اندیشه، ص 274.

[10] . فروغ اندیشه، ص 286.

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور