یکشنبه 18 شهريور 1397 در 13:28
23 3
یکشنبه 18 شهريور 1397 در 13:28

دوران اسارت؛ دورانی همراه با الگو گرفتن از تربیت اسلامی

مهم‌ترین و اصلی‌ترین عاملی که می‌تواند از دستیابی دشمن به اهداف خود در جنگ نرم جلوگیری نماید همان افزایش سواد رسانه‌ای در میان آحاد جامعه و اقشار مختلف در داخل کشور هست

 دوران اسارت؛ دورانی همراه با الگو گرفتن از تربیت اسلامی

... ادامه از شماره قبل

 

مقام معظم رهبری موضوع جبهه فرهنگی و عملیات نظام‌مند و تنظیم استراتژی و توجه و تلاش بی‌وقفه را در این حوزه مکرراً مطرح نمودند، لطفاً ضمن تبیین موضوع بفرمایید چگونه می‌توان از فرهنگ ایثار و شهادت در این جبهه فرهنگی بهره گرفت؟

اگر نگاهی گذرا به بیانات رهبر معظم انقلاب در رابطه با فرهنگ و نفوذ فرهنگی دشمن بر باورها و اعتقادات مردم کشورمان داشته باشیم، درخواهیم یافت که حضرت آقا در سال‌های اخیر تأکید ویژه‌ای بر مسئلۀ فرهنگی و شکل‌گیری یک «جناح مؤمن فرهنگی» داشته‌اند.

درواقع نگرانی و دغدغه‌های ارزشمند رهبری معظم انقلاب در باب نفوذ فرهنگی دشمن تا آنجا پیش رفت که ایشان همواره از واژه‌هایی همچون «شبیخون فرهنگی»، «تهاجم فرهنگی»، «تعامل فرهنگی» و «جهاد فرهنگی» استفاده کرده‌اند.

به‌عنوان‌مثال می‌فرمایند:

«من یک‌وقت گفتم دشمنان «شبیخون فرهنگى» مى‌زنند. این ادّعا راست است و خدا مى‌داند که راست است. بعضى نمى‌فهمند؛ یعنى صحنه را نمى‌بینند. کسى که صحنه را مى‌بیند، ملتفت است که دشمن چه‌کار مى‌کند و مى‌فهمد که شبیخون است و چه شبیخونى هم هست!»

اما قبل از پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان از فرهنگ ایثار و شهادت در این جبهۀ گستردۀ فرهنگی بهره گرفت، ضرورتاً بایستی معنای لغوی فرهنگ را توضیح داد تا به اهمیت این واژه پی ببریم. به‌طورکلی در تعریف فرهنگ آمده است: فرهنگ به مجموعه باورها، اعتقادات، ارزش‌ها؛ آرمان‌ها و ... گفته می‌شود که قابلیت انتقال از نسلی به نسل دیگر را دارا بوده و وجه تمایز انسان و حیوان نیز همین واژه هست؛ به بیانی دیگر فرهنگ مجموعه‌ای پیچیده از علوم، دانش‌ها، هنرها، افکار، اعتقادات، آداب، سنن و قوانین اجتماعی و مقررات حاکم بر جامعه است که موردپذیرش اعضای آن باشد.

با این تعریف، می‌توان بیان داشت که در تمامی جوامع بشری الگوهایی وجود دارد که درواقع آرمان‌ها، ارزش‌ها و هنجارهای بنیادین آن جامعه را شکل می‌دهند؛ ازاین‌رو هر ملتی حیات و هویت سیاسی و اجتماعی خود را در احترام به این آرمان‌ها و ارزش‌ها و انتقال آن‌ها به نسل‌های آینده جست‌وجو می‌کند.

در کشور عزیزمان و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی با الهام گرفتن از واقعۀ عاشورا از اعتبار و ارزش بسیار فراوانی در نزد مردم برخوردار گردید که نمونه بارز آن را می‌توان به حضور چشمگیر جوانان این مرزوبوم در طول هشت سال دفاع نام برد.

اگر بخواهیم از فرهنگ ایثار و شهادت در جنگ تمام‌عیار فرهنگی دشمن بهره ببریم و بر این شبیخون فرهنگی به پیروزی دست‌یابیم، بایستی در مرحلۀ اول در ایجاد شناخت معلمان و دانش‌آموزان و به‌طورکلی آحاد این جامعه در خصوص ارزش‌های اسلامی و باورهای دینی و همچنین معرفی عواملی که می‌تواند مانع از ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه شود، تلاش نماییم و این امر تحقق نمی‌یابد مگر آنکه دانایی جامعۀ هدف در این رابطه افزایش یابد و رسیدن به این هدف نیز در راستای نهادینه کردن آرمان‌ها و ارزش‌هایی است که خون هزاران شهید برای حفظ این آرمان‌ها و ارزش‌ها تقدیم شده است.

به نظر شما جنگ نرم دشمن در چه حوزه‌ای بیشتر سرمایه‌گذاری شده است؟ برای متولیان امر تعلیم و تربیت اسلامی چه پیشنهاد‌هایی دارید؟

تا قبل از شکل‌گیری جنگ سرد در سال ۱۹۴۵ میلادی که میان دو ابرقدرت جهان، یعنی اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایالات‌متحدۀ آمریکا شکل‌گرفته بود؛ غالب جنگ‌های موجود میان کشورها از نوع جنگ سخت بود.

درواقع جنگ سرد را می‌توان به ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم لقب داد. این دوران که از سال ۱۹۴۵ میلادی تا پایان فروپاشی شوروی سابق یعنی سال ۱۹۹۱ میلادی به طول انجامید، به دوره‌ای گفته می‌شود که دو ابرقدرت شرق و غرب، در کنار تهدیدهای سخت، همواره از رویارویی مستقیم یا درگیری نظامی با یکدیگر پرهیزکرده‌اند؛ اما به‌واسطۀ مداخله در امور دیگر کشورها میلیون‌ها انسان بی‌گناه را به کام مرگ کشاندند.

هم‌زمان با فروپاشی شوروی سابق در سال ۱۹۹۱ میلادی و پایان جنگ سرد، نظریه‌پردازان آمریکا باتجربه‌ای که از دوران جنگ سرد به دست آورده بودند به این نتیجه رسیدند که می‌توان با هزینه‌ای کمتر و بدون آنکه مداخلۀ مستقیم در کشوری داشته باشند به اهداف سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود دست یابند. استراتژی که به‌مرورزمان به‌عنوان جنگ نرم در ادبیات سیاسی جهان نام گرفت.

بد نیست بدانیم آمریکایی‌ها پس از پایان جنگ سرد تا به امروز با استفاده از استراتژی جنگ نرم توانستند نظام‌های مردمی بی‌شماری را در کشورهای موردنظر تغییر دهند که ازجمله آن‌ها می‌توان به تغییر رژیم‌های سیاسی در کشورهای لهستان، قرقیزستان، اوکراین، گرجستان و ... آن‌هم بدون استفاده از جنگ و خونریزی و تنها با استفاده از ابزار قدرت نرم از طریق ماهواره، رادیو و تلویزیون، روزنامه و ... در افکار عمومی آن جامعه، نام برد.

به‌طورکلی جنگ نرم دشمن دارای اهدافی است که مهم‌ترین این اهداف عبارت‌اند از:

استحاله فرهنگی:

استفاده‌کنندگان از آن می‌کوشند تا افکار عمومی داخل جامعه را با اخبار کذب کنترل و هدایت نمایند؛ یعنی همان روشی که دشمنان انقلاب اسلامی ایران همواره از آن برای دستیابی به اهداف پلید خود بهره می‌برند.

استحاله سیاسی:

در این استراتژی دشمن تلاش دارد تا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را ناکارآمد نشان دهد؛ لذا برای رسیدن به این هدف از تمامی ابزارهای فرهنگی همچون؛ رادیو و تلویزیون؛ ماهواره؛ شبکه‌های اجتماعی و ... استفاده می‌کند تا آنجا که صدها کانال ماهواره‌ای روزانه میلیون‌ها مخاطب ایرانی خود را بی‌رحمانه آن‌هم به‌صورت هدفمند مورد بمباران رسانه‌ای قرار می‌دهند تا از این طریق باورها؛ افکار و اندیشه‌های مخاطبان خود را به همان سمتی هدایت نمایند که خود می‌پسندند.

ایجاد شبهه و اختلاف‌افکنی در میان اقوام و پیروان مذاهب مختلف کشور:

درواقع دشمن تلاش دارد تا با این روش بتواند در میان اقوام و مذاهب مختلف در کشورمان موجبات اختلاف میان مسئولان با مردم و همچنین مردم یک منطقه با مردم منطقۀ دیگر را فراهم نموده و از این طریق به اهداف خود که همان تجزیه کشور هست دست یابد.

بی‌تفاوت و بی‌انگیزه کردن نسل جوان کشور:

در این روش دشمن می‌کوشد تا با بی‌تفاوت و بی‌انگیزه کردن جوانان کشورمان نسبت به اتفاقات مهمی که در داخل کشور یا منطقه در حال وقوع هست؛ به هدف خود دست یابد.

ایجاد نارضایتی در تمامی سطوح مختلف جامعه:

در این روش نیز دشمن همانند روش قبلی از تمامی امکانات رسانه‌ای خود استفاده می‌کند، البته بایستی اشاره داشت که دشمن برای رسیدن به این اهداف سعی می‌کند تا از عوامل داخلی خود نیز بهره ببرد.

اما سؤالی که در اینجا مطرح هست؛ این است که چگونه می‌توان با جنگ نرم دشمن مقابله نمود! در پاسخ بایستی بیان داشت برای مقابله با جنگ نرم دشمن بایستی بدانیم که جنگ سخت باجان انسان‌ها سروکار دارد؛ اما جنگ نرم باروح و روان و همچنین فکر و اندیشه آدمی سروکار دارد.

به نظر من مهم‌ترین و اصلی‌ترین عاملی که می‌تواند از دستیابی دشمن به اهداف خود در جنگ نرم جلوگیری نماید؛ همان افزایش سواد رسانه‌ای در میان آحاد جامعه و اقشار مختلف در داخل کشور هست.

سواد رسانه‌ای که به مردم و جوانان ما این نکته را یادآوری می‌کند؛ که هر موضوع یا خبری را که می‌شنوند بایستی درباره صحت‌وسقم آن تحقیق کنند تا از این طریق از تأثیرات مخرب و ویرانگر جنگ نرم رسانه‌ای دشمن جلوگیری نمایند.

به نظر شما مدارس اسلامی به چه میزان می‌توانند در جبهه فرهنگی نقش‌آفرینی کنند؟

نقش معلمان در جبهۀ فرهنگی:

در تمامی کشورها نگاه ویژه‌ای به آموزش‌وپرورش وجود دارد زیرا آموزش‌وپرورش به‌عنوان اثربخش‌ترین نهاد در رابطه با توسعۀ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی هر جامعه‌ محسوب می‌شود ضمن اینکه این نهاد مقدس یکی از مهم‌ترین نهادها برای حفظ و اعتلای فرهنگ، در هر جامعه نیز شمرده می‌شود.

با نگاهی گذرا به عوامل پیشرفت در کشورهای پیشرفته درخواهیم یافت که در همه این کشورها به آموزش‌وپرورش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تولید و پیشرفت نگاه شده است و معلمان نیز به‌عنوان بازوان اصلی آن محسوب می‌شوند؛ لذا یک معلم بایستی به این یقین برسد که مدارس خصوصاً معلمان شاغل در مدارس اسلامی به‌عنوان افسران خط مقدم جبهه فرهنگی ما محسوب می‌شوند.

باید باور داشت نهاد تعلیم و تربیت به‌عنوان عظیم‌ترین نهاد فرهنگی، آموزشی و تربیتی در کشور عزیزمان، رسالت پرورش و بالندگی نسل آینده را در اختیار دارد و همان‌طور که بیان گردید معلمان به‌عنوان بانفوذترین و اثربخش‌ترین افراد، در ارتقای سطح آگاهی و انتقال فرهنگ اسلامی و ایرانی نقش زیادی در این رابطه دارند.

در اهمیت و نقش معلم، در جوامع بشری همین‌قدر بس که بدانیم پیامبران الهی خود را معلم معرفی می‌کنند. بسیاری بر این باورند که غالباً تاریخ به دست معلمان رقم‌زده می‌شود؛ ازاین‌رو، اگر نهاد آموزش‌وپرورش و در رأس آن معلمان عزیز ما شناخت کامل و عمیقی از فرهنگ ایثار و شهادت داشته باشند، می‌توانند این فرهنگ را به میلیون‌ها دانش‌آموزی که زیردست آن‌ها مشغول علم‌آموزی هستند، انتقال دهند و در تثبیت استقلال کشور و هویت دینی و ملی آینده‌سازان این کشور نقش زیادی بازی نمایند.

ازجمله مؤثرترین شیوه‌های ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و مقابله با جبهه فرهنگی دشمن در مراکز تعلیم و تربیت را می‌توان در موارد ذیل خلاصه نمود:

۱- افزایش سطح آگاهی دانش‌آموزان نسبت به فرهنگ ایثار و شهادت؛

۲- شناخت عواملی که موجب جلوگیری از انتقال فرهنگ ایثار و شهادت در مراکز تعلیم و تربیت می‌شود؛

۳- شناخت عوامل بازدارنده در کم‌رنگ نمودن ارزش‌های حاکم در انقلاب اسلامی ایران و هشت سال دفاع مقدس و نقش تهاجم فرهنگی دشمن در این رابطه؛

۴- ایجاد ذهنیت مثبت در خصوص عملکرد شهدا و ایثارگران و تلاش برای انتقال این باور ارزشمند که امنیت امروز را مدیون شهدا و کسانی هستیم که به هنگام خطر قادر بودند از جان و مالشان بگذرند؛

۵- معرفی نقش بی‌بدیل امام خمینی(ره) به‌عنوان بزرگ معمار این انقلاب؛

۶- تلاش برای برقراری ارتباط بین نسلی که در طول هشت سال دفاع مقدس نقش خود را ایفا کرده و از انقلاب مردم ایران و تمامیت ارضی و استقلال این کشور دفاع نمود، با نسلی که نه انقلاب را به چشم خود دیده است و نه جنگ را؛

۷- معرفی آرمان‌ها و ارزش‌های حاکم در دفاع مقدس به‌عنوان الگوهای مناسب به دانش‌آموزان؛

۸- آشنا نمودن دانش‌آموزان نسبت به خطراتی که به‌واسطۀ تهاجم فرهنگی دشمن متوجه جامعه و آن‌ها خواهد شد.

به نظر شما چگونه می‌توان بین فرهنگ و اعتقادات و باورهای نسل دوران دفاع مقدس و نسل حال جامعه به ویژه دانش‌آموزان که آینده‌سازان انقلاب می‌باشند پیوند زد؟

به نظرم ما در رابطه با انتقال فرهنگ دفاع مقدس که فرهنگ ایثار و شهادت نیز بخشی از آن هست؛ با نسلی که در آن دوران در قید حیات نبوده است؛ بسیار بدعمل کرده‌ایم.

اگر می‌بینید در میان نسل جوان امروزی هستند کسانی که با بسیاری از ارزش‌های نهفته در دفاع مقدس بیگانه هستند، به دلیل این است که در حوزۀ فرهنگ دفاع مقدس کوتاهی‌های بی‌شماری شکل‌گرفته است.

ما باید بپذیریم مسئولانی که در این حوزه کار می‌کردند وظیفۀ خود را به‌درستی انجام نداده‌اند؛ زیرا اگر به‌درستی به وظیفۀ خود عمل می‌کردند هیچ‌گاه شاهد مشکلات ضد اخلاقی یا مغایر با آن ارزش‌هایی که شهدا جانشان را برای رسیدن به آن ارزش‌ها فدا کرده‌اند؛ در فضای ناهنجار موجود در جامعۀ امروزه نبودیم.

خدا می‌داند اگر حقایق و واقعیت‌های موجود در هشت سال دفاع مقدس ما در اختیار کشورهای غربی قرار داشت؛ چه تعداد فیلم یا سریال در رابطه با صحنه‌های آن می‌ساختند و با ترفندهای خاص خود آن را به مخاطبان خود انتقال می‌دادند؛ درحالی‌که در کشور خودمان هنوز برخی‌ها دنبال کار روی این موضوع مهم هستند که دو واحد درس آشنایی با ارزش‌های دفاع مقدس در دانشگاه‌ها اختیاری باشد یا اجباری؟!

باید این دو واحد درسی را دانشجو بردارد یا نباید بردارد؟

یا هنوز دنبال این می‌گردیم که اختصاص بعضی موضوعات مربوط به هشت سال دفاع مقدس در کتاب‌های درسی در مدارس باروح دانش‌آموزان ما سازگار است یا ناسازگار؟

یادمِ چند سال قبل در دانشگاهی برای تدریس درخواست داده بودم که مسئول محترم آن دانشگاه رسماً به مدیر گروه اعلان نموده بود که چرا برای بنده درس گذاشته است؟ استدلال این مسئول دانشگاه در رابطه با من برایم جالب بود؛ این که این‌جانب از بچه‌های دوران جنگ هستم؛ لذا فکر و افکار این جماعت به درد دانشگاه نمی‌خورد و ...

بدون اغراق عرض می‌کنم در جامعه ما بودند و هستند کسانی که با انتقال ارزش‌های فرهنگ ایثار و شهادت میانۀ خوبی نداشته و نخواهند داشت؛ به همین سبب سعی دارند تا به هر طریق ممکن مانع از نهادینه شدن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه شوند؛ لذا بایستی اعتراف نمود تا زمانی که این مشکل حل نشود هیچ نهاد یا سازمانی نمی‌تواند ادعا کند که توانسته است در انتقال و نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت به وظیفۀ خود عمل کرده و از شبیخون و تهاجم فرهنگی دشمن جلوگیری نموده است.

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور