چهارشنبه 01 اسفند 1397 در 13:10
23 3
چهارشنبه 01 اسفند 1397 در 13:10

مسئولان باید بدانند هر هزینه‌اى که در آموزش‌وپرورش می‌کنند هزینۀ سرمایه‌اى است

مسئولان باید بدانند هر هزینه‌اى که در آموزش‌وپرورش می‌کنند هزینۀ سرمایه‌اى است

 

▪این‌هایى که وارد وادى معلمى می‌شوند شاید خیلی‌هایشان - حالا نگوییم همه‌شان؛ بسیارى از این‌ها وقتى شما بااخلاص کار می‌کنید، هر کدام از این نوجوان‌ها و جوان‌هایى که زیرِ دست شما هستند، می‌توانند آینده‌اى براى این کشور بسازند که این آینده مایۀ سعادت جاودانۀ شما بشود که معلم او هستید؛ ولو کسى شما را نشناسد. معلم‌هاى امام بزرگوار را – آن‌هایى که در بچگى او را درس دادند - کسى نمى‌شناسد؛ اما آثار امام در نامۀ عمل آن‌ها هم نوشته می‌شود که این مرد را این‌جورى تربیت کردند، این‌جورى بار آوردند.

▪ گفتیم اخلاص؛ این خطاب به شما بود؛ [اما] معنایش این نیست که حالا چون جامعۀ معلمى اخلاص دارد و قناعت دارد، پس مسئولان کشور از مسائل مادى معلمان غافل بمانند؛ نه بارها گفتیم، بارهاى دیگر هم خواهیم گفت؛ مسئولان باید بدانند هر هزینه‌اى که در آموزش‌وپرورش می‌کنند هزینۀ سرمایه‌اى است، هزینۀ محض نیست؛ پولى که آنجا خرج می‌شود، در واقع، سرمایه‌گذارى می‌شود؛ به این چشم به آموزش‌وپرورش نگاه کنند، به این چشم بودجه‌گذارى کنند، به این چشم امکانات معیشتى فراهم کنند. بعضى از بدخواهان هم هستند که از مشکلاتِ معیشتىِ جامعۀ معلمان، سوءاستفاده می‌کنند؛ بنده شنیده‌ام بعضى حتى در داخل خود آموزش‌وپرورش این سوءاستفاده‌ها را می‌کنند؛ وضعِ معیشتىِ داراى کمبودِ جامعۀ معلمى، موجب می‌شود کسانى سوءاستفاده کنند. تا امروز، به توفیق الهى، جامعۀ معلم خودش را سالم و پاکیزه نگه داشته، لکن بعضى‌ها دارند کار می‌کنند و تلاش می‌کنند که از این حرکت‌هاى ناسالم بوجود بیاورند.

▪ عزیزان من! شما یک نسلى را می‌خواهید تربیت کنید؛ کشور شما و آیندۀ شما به چگونه نسلى نیاز دارد؟ این مهم است. این‌جور هم نیست که ما در یک میدان خالى بخواهیم کار کنیم؛ نخیر. فرض کنید که یک‌وقت یک نفر جودوکار یا کونگ‌فوکار در میدان خالى مدام بنا می‌کند حرکات جودوکارى انجام دادن، کسى هم در مقابلش نیست، خب راحت است؛ یا [کسى‌] در میدان خالى شمشیربازى می‌کند و ضربه می‌زند، کسى هم در مقابلش نیست؛ اما گاهى در مقابل شما یک حریفى وجود دارد، ضربۀ شما را خنثى می‌کند، مانع وارد آمدن ضربه به خودش می‌شود و متقابلاً ضربه می‌زند؛ ما امروز با یک‌چنین حریفى مواجهیم. حریف کیست؟ نظام سلطۀ بین‌المللى. حالا بعضى‌ها ممکن است تعجب کنند که [مگر] آموزش‌وپرورش ما با نظام سلطۀ بین‌المللى مواجه است؟ بله. نظام سلطۀ بین‌المللى که امروز مظهرش حکومت آمریکا است، سرمایه‌دارهاى بزرگ صهیونیست‌اند و بعضى از دولت‌هاى مستکبر دیگر؛ این‌ها نمایندگان و نمادهاى نظام سلطۀ بین‌المللى هستند. من مفصل این نظام سلطه را در صحبت‌هاى عمومى مطرح کرده‌ام و معنا کرده‌ام که نظام سلطۀ بین‌المللى یعنى چه؟ این نظام سلطۀ بین‌المللى براى ملت‌ها - نه فقط ملت ما، [بلکه‌] براى هر ملتى که بتواند - برنامه دارد؛ او هم می‌خواهد نسلى که آیندۀ این کشور را و این کشورها را می‌سازد، با یک قواره‌اى و با یک شاکله‌اى تربیت بشود که براى او مفید باشد؛ نسلى در کشورها تربیت بشود که فکر او را داشته باشند، فرهنگ او را داشته باشند، نگاه و سلیقۀ او را به مسائل جهانى داشته باشند. این نسل تربیت می‌شود، البته باسواد هم می‌شود، محقق هم می‌شود، سیاستمدار هم می‌شود و در کشورهاى مختلف [جزو] مسئولان کشور هم می‌شوند. براى یک مجموعۀ استعمارگر چه ‌چیزى بهتر از اینکه مسئولان یک کشور، صاحب‌نظران یک کشور و صاحبان رأى در یک کشور، مثل آن‌ها فکر کنند و مثل آن‌ها عمل بکنند! براى آن‌ها کار را آسان می‌کند. این برنامۀ استعمارىِ فرهنگى است. البته مال امروز هم نیست؛ شاید ده‌ها سال است که این برنامه در حال انجام است.

▪ متفکران سیاست غربى بارها گفته‌اند به‌جاى اینکه ما مثل دوران استعمار قرن نوزدهمى برویم کشورگشایى کنیم و حاکم نظامى بگذاریم و پول خرج کنیم و اسلحه بفرستیم و جنگ و جدال راه بیندازیم، بهتر از آن و آسان‌تر از آن و کم‌هزینه‌تر از آن، این است که نخبگان و زبدگان آن‌ها را بیاوریم فکر خودمان را به آن‌ها تزریق کنیم، آن‌ها را بفرستیم به کشورشان، آن‌ها می‌شوند سربازهاى بى‌جیره و مواجب ما؛ همانى که او می‌خواهد، این عمل می‌کند. شما امروز چنین دولت‌هایى سراغ ندارید؟! در منطقۀ ما از این دولت‌ها کم‌اند؟ [که‌] همان حرفى را می‌زند که آمریکا می‌خواهد بزند، همان کارى را می‌کند که او می‌خواهد بکند؛ خرجش را هم متحمل می‌شود، هزینه‌اش را هم متحمل می‌شود، [اما] براى او کار می‌کند. نه فقط از او امتیاز نمی‌گیرد و پول نمی‌گیرد، بلکه پول هم خرج می‌کند؛ امتیازش فقط این است که استکبار مانع سقوط او به دست عوامل مخالف می‌شود و او را نگه می‌دارد. یک برنامۀ این‌جورى دارند براى نسل ما؛ براى همین دانش‌آموزى که زیر دست شما است همین برنامه را دارند. حالا چقدر بتوانند یا نتوانند بحث دیگرى است؛ اما این برنامه هست. فکر خودشان را ترویج می‌کنند، فرهنگ خودشان را ترویج می‌کنند، زبان خودشان را ترویج می‌کنند.

▪ ما اول ‌چیزى که لازم است براى دانش‌آموز خودمان در نظر بگیریم، این است که در او هویت مستقل ملى و دینى بوجود بیاوریم؛ این اولین چیز؛ هویت مستقل و با عزت. جوانمان را جورى بار بیاوریم که دنبال سیاست مستقل باشد، دنبال اقتصاد مستقل باشد، دنبال فرهنگ مستقل باشد؛ وابستگى، رُکون به دیگران، اعتماد به دیگران و تکیۀ به دیگران در وجود او به‌عنوان یک روحیه رشد نکند. ما از این جهت دچار آسیبیم؛ شما مى‌بینید یک کلمۀ فرنگى که وارد کشور می‌شود، فوراً بزرگ و کوچک و عمامه‌اى و غیرعمامه‌اى و مانند این‌ها، همه این کلمه را به‌کار می‌برند. چرا ما این‌قدر مشتاقیم و تشنه‌ایم که تعبیرات فرنگى به‌کار ببریم؟! چرا؟! این همان حالتى است که به ارث براى ما گذاشته‌اند. این همان حالت دوران طاغوت است که دوران جوانى خود ما است. بنده یادم هست؛ من خودم هم آن وقتى‌که جوان بودم، کأنّه مسابقه گذاشته بودیم که از این تعبیرات فرنگى استفاده کنیم. هر که از این تعبیرات بیشتر استفاده می‌کرد، نشان‌دهندۀ این بود که روشنفکرتر است و آگاه‌تر است و مانند این‌ها. این غلط است. هویت مستقل، اولین چیزى است که ما بایستى در جوان خودمان، در نوجوان خودمان رشد و پرورش بدهیم. بعد آن‌وقت اقتصاد مقاومتى معنا پیدا می‌کند. این‌جور نیست که بعد ما براى اینکه بخواهیم اقتصاد مقاومتى انجام بگیرد، مسئولان بالاى دولتى بیایند بنشینند صد جلسه پشت‌سرهم تشکیل بدهند و مرتب آئین‌نامه، مرتب بخشنامه، مرتب فلان؛ آخرش هم حالا به آن صورتى که کامل است انجام نگیرد. الان خوب دارند تلاش می‌کنند که این اقتصاد مقاومتى تحقق پیدا کند. وقتى روحیه، روحیۀ استقلال و مقاومت و ایستادگىِ در مقابل دیگران نیست، سخت است. وقتى عادت می‌کنیم که یک ذخیره‌اى را - که در خانه‌ها معمولاً خانواده‌هاى عاقل و بافکر ذخیره‌هایى نگه می‌دارند براى خودشان؛ ما هم یک ذخیرۀ خداداد داریم و آن نفت است - مرتب بیاوریم و بفروشیم، بدون ارزش افزوده؛ یک‌وقت این را تبدیلش می‌کنیم به یک چیزى که داراى ارزش افزوده است، خیلى خوب، قابل قبول است؛ اما نخیر، بدون هیچ ارزش افزوده‌اى، همین [فقط] درمى‌آوریم و می‌فروشیم. بعضى از این رؤساى کشورها که آمده‌اند پیش ما، گله کرده‌اند که ما تراز تجاریمان با شما همسان نیست، شما به ما بیشتر می‌فروشید و کمتر می‌خرید، بنده مکرر به چندین نفر از این‌ها گفته‌ام که آنچه شما می‌خرید، عمده‌اش نفت است؛ نفت یعنى پول، نفت یعنى طلا؛ ما ارزش افزوده‌اى از نفت بدست نمى‌آوریم؛ ثروتمان را از زیر خاک درمى‌آوریم و به شما می‌دهیم. این را نمی‌شود در حساب تراز تجارى قرار داد. این‌ها مهم است. هویت مستقل وقتى بود، از این‌جور زندگى کردن انسان دور می‌شود؛ آن‌وقت اقتصاد مقاومتى معنا پیدا می‌کند، اقتصاد بدون نفت معنا پیدا می‌کند، فرهنگ مستقل معنا پیدا می‌کند.

▪ ما باید شاخص‌هاى ممتاز و برجسته را در دانش‌آموزمان زنده کنیم؛ بله در همین سوگندنامه هم بود که فطرت خداداد او را فعال کنیم؛ بله درست است؛ در همۀ من و شما، خداى متعال یک مایه‌اى قرار داده که این مایه قابل رشد پیدا کردن است و می‌شود از آن استفاده کرد. این را در این بچه‌ها فعال کنید، رشد بدهید.

▪ این شاخص‌ها این‌ها است؛ حالا عمده‌اش مفاهیم جریان ساز. در او مفاهیم جریان ساز و عمل ساز را تولید کنیم و به راه بیندازیم و زنده کنیم؛ ایمان؛ اندیشه‌ورزى، یاد بگیرد فکر کند؛ مشارکت اجتماعى، دورى از انزواهاى اجتماعى نامطلوب؛ تکافل اجتماعى که یک معناى خیلى والاى اسلامى دارد.

▪ اصلاح الگوى مصرف؛ این حقیر، بارها راجع به اصلاح الگوى مصرف صحبت کرده‌ام - در سخنرانى‌هاى اول سال، با مسئولان، در جلسات خصوصى، در جلسات عمومى- اما الگوى مصرف ما هنوز اصلاح‌نشده؛ ما بد مصرف می‌کنیم. همین مسئلۀ جنس خارجى که من چند روز قبل اینجا در حسینیه، با جمعى در میان گذاشتم، از همین قبیل است. این قاچاق‌هاى ده‌ها و صدها میلیاردىِ وسایل لوکس، از همین قبیل است. این بچه‌بازی‌های داخل خیابان‌ها - که بچه ‌پول‌دارهاى نوکیسه، با آن خودروهاى کذائى دائم راه می‌روند، دائماً رژه می‌روند، دائماً پُز می‌دهند - به خاطر همین چیزها است؛ اصلاح الگوى مصرف. این را باید از کودکى به این جوان و نوجوان یاد داد.

▪ تحمل مخالف؛ بله تا یک کسى یک مختصر تنه‌اى زد به ما، ما برگردیم با مشت به سینه‌اش بکوبیم؛ این عدم تحمل است. اسلام این را از ما نمی‌خواهد؛ اسلام عکس این را از ما می‌خواهد؛ رُحَمآءُ بَینَهُم.

▪ ادب؛ مؤدب بودن. حالا خیلى از شما قاعدتاً با فضاى مجازى آشنایید؛ واقعاً در فضاى مجازى ادب رعایت می‌شود؟ حیا رعایت می‌شود؟ خب نمی‌شود دیگر؛ یا در بخش مهمی [رعایت] نمی‌شود. این‌ها را باید در نوجوان و جوان رشد داد.

▪ تدیّن؛ اشرافى بار نیامدن؛ زندگى اشرافى را بر این‌ها تزریق نکردن. البته حالا اگر بخواهم من اینجا فهرست کنم و بنویسم و بخوانم، یک‌چند صفحه می‌شود؛ یک ‌مقداریش این‌ها است.

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور