دوشنبه 28 مرداد 1398 در 09:18
23 3
دوشنبه 28 مرداد 1398 در 09:18

غدیر، چشمه‌ای است که تا پایان هستی می‌جوشد

سیّد امیرحسین کامرانی راد

بزرگ‌ترین خطر برای نظام و حکومتی مثل نظام و حکومت ما که بانام اسلام به وجود آمده، این است که ما فراموش کنیم الگوی حکومت ما، امیرالمؤمنین(ع) است؛ به الگوی رایج دنیا و تاریخ نگاه کنیم و خود را با آن‌ها مقایسه کنیم.

غدیر، چشمه‌ای است که تا پایان هستی می‌جوشد

شخصیت امیرالمؤمنین(ع) ترکیبی از عناصری است که هرکدام به‌تنهایی یک انسان عالی‌مقام را اگر بخواهد به اوج آن برسد، به‌زانو درمی‌آورد. معنویت امیرالمؤمنین(ع) و دین و اخلاق و فضیلت او ازیک‌طرف، آن بینش عمیق و شجاعت و فداکاری و عواطف رقیق انسانی در کنار صلابت و استحکام معنوی و روحی از طرف دیگر؛ همه این‌ها ناشی از عصمت است؛ چون خداوند متعال او را به مقام عصمت برگزیده است و گناه و اشتباه در کار او وجود ندارد؛ اگر چنین کسی در رأس جامعه باشد، اوج مطلوب همه رسالت‌هاست؛ این معنای غدیر است.

بزرگ‌ترین خطر برای نظام و حکومتی مثل نظام و حکومت ما که بانام اسلام به وجود آمده، این است که ما فراموش کنیم الگوی حکومت ما، امیرالمؤمنین(ع) است؛ به الگوی رایج دنیا و تاریخ نگاه کنیم و خود را با آن‌ها مقایسه کنیم؛ امروز در جمهوری اسلامی اگر بخواهیم سعادت این کشور تأمین شود باید همان خط را دنبال کنیم و دین و دنیای خود را از روی آن حکومت، الگو بگیریم.

مسئله غدیر، صرفاً یک مسئله‌ای که ما جمع شیعه به آن اعتقادداریم و یک عده از مسلمان‌ها هم به آن اعتقاد ندارند، این نیست. در نگاه تاریخى به اسلام و در تحلیل تاریخى حوادث صدر اسلام، موضوع غدیر - یعنى نصب جانشین - یک ضرورتى بود که اگر آن‌چنان‌که تدبیر شده بود - تدبیر رحمانى و الهى و تدبیر نبوى - عمل مى‌شد، بدون تردید مسیر تاریخ بشر عوض مى‌شد و امروز ما در جایگاه بسیار جلوترى از تاریخ طولانى بشریت قرار داشتیم.
آنچه در ماجراى غدیر مى‏شود فهمید، مضمون این نصب الهى در باب کیفیت ادارۀ کشور و گزینش انسان‌های صالح براى مسئولیت‌های بزرگ است. البته کسانى که اهل بینش عالىِ عرفانىِ حق‌شناسانه هستند و دلشان به منابع نور و معرفت متّصل است، ای‌بسا حقایق دیگرى را نیز در این ماجرا مى‏فهمند. آنچه ما در این ماجرا احساس مى‏کنیم، این است که با نصب امیرالمؤمنین(ع) در روز غدیر، پیغمبر اکرم(ص) به دستور پروردگار، این حقیقت را از اسلام آشکار کرد که مسئولیت بزرگِ اداره جامعه در نظام اسلامى، چیزى نیست که نسبت به معیارهاى اسلامى، بشود درباره آن از موردى صرف‌نظر کرد. در این کار بزرگ، صد درصد باید معیارها و ارزش‌های اسلامى در نظر گرفته شود.
مسئلۀ غدیر و تعیین امیرالمؤمنین(ع) به‌عنوان ولی امر امت اسلامى از سوى پیامبر مکرم اسلام(ص) یک حادثۀ بسیار بزرگ و پُرمعناست؛ در حقیقت دخالت نبى مکرم در امر مدیریت جامعه است. معناى این حرکت که در روز هجدهم ذى‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، این است که اسلام به مسئلۀ مدیریت جامعه به چشم اهمیت نگاه مى‌کند. این‌طور نیست که امر مدیریت در نظام اسلامى و جامعه اسلامى، رها و بى‌اعتنا باشد. علت هم این است که مدیریت یک جامعه، جزو اثربخش‌ترین مسائل جامعه است. تعیین امیرالمؤمنین(ع) هم - که مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداکارى و عدل در میان صحابه پیغمبر است - ابعاد این مدیریت را روشن مى‌کند. معلوم مى‌شود آنچه از نظر اسلام در باب مدیریت جامعه اهمیت دارد، این‌هاست. کسانى که امیرالمؤمنین(ع) را به جانشینىِ بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداکارى او براى حق و عدل، تردید ندارند؛ این موردِ اتفاق همۀ مسلمین و همه‌کسانی است که امیرالمؤمنین(ع) را مى‌شناسند.

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

امام علی(ع) دربارۀ حضرت عیسی(ع) فرمودند: « نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد، مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دستش.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت قائم به بیت‌المقدس بر می‌گردد و برای مردم در نماز، امامت می‌کند و چون روز جمعه نماز اقامه گردد، عیسی(ع) همراه هفتاد هزار فرشته نزول کند و او عمامه بر سر دارد و شمشیر آویخته، بر اسب سوار و حربه‌ای در دست دارد و چون به زمین نزول کند منادی فریاد بر کشد، ای گروه‌های مسلمانان، حق آمد و باطل از میان رفت.» رسول اکرم (ص) فرمودند: «عیسی(ع) بر گردنۀ کوهی به نام افیق نزول می‌کند و به بیت‌المقدس می‌آید در حالی‌که مردم آماده برای نماز صبح باشند، امام یعنی حضرت مهدی(عج) عقب می‌رود، عیسی(ع) او را به جلو می‌برد و در پشت سرش به آیین شریعت محمد(ص) نماز می‌خواند و می‌گوید: شما اهل‌بیت را هیچ‌کس مقدم نمی‌شود.» یکی از ویژگی‌های اخلاقی حضرت عیسی(ع)، زهد آن پیامبر بزرگ است. او همچون پیامبران دیگر خود را از تشریفات و زیبایی‌های دنیا و نعمت‌های رنگارنگش دور نگه می‌داشت و ابا داشت که کارهای خود را به عهدۀ دیگران واگذارد. در این‌باره، حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بالشتش سنگ و لباسش خشن و غذایش ناگوار بود. خورشتش گرسنگی و چراغش در شب، ماه و سایبانش در روز، شرق و غرب زمین بود. میوه و سبزی‌اش، گیاهانی بود که در مناطق مختلف می‌رویید.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت مسیح(ع) دائماً می‌گفت: در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید؛ کسانی که زیاد حرف می‌زنند، دل‌هایشان دچار قساوت شده ولی خودشان نمی‌دانند.» حضرت رضا(ع) فرمودند: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم به غیر از عیسی‌بن‌مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید ...» امام صادق(ع) فرمودند: «حواریون کنار [حضرت] عیسی(ع) جمع شدند و عرض کردند ای آموزگار نیکی[ها] ما را هدایت فرما. پس آن حضرت فرمود: [حضرت] موسای کلیم‌الله به شما امر کرد که به خدای متعال قسم دروغ نخورید و من به شما امر می‏کنم که چه راست و چه دروغ، به خدای متعال قسم دروغ نخورید.» امام صادق(ع) فرمودند: «عیسى‌بن‌مریم[علیه السلام] به قریه ‏ای رسید که اهل آن و پرنده ‏ها و جاندارانش یک جا مرده بودند. فرمود: هان! اینها به خشم و عذاب (خدا) هلاک شده‏ اند و اگر به مرگ[طبیعی] و جدا جدا مرده بودند حتماً یکدیگر را به خاک می‏سپردند. حواریون عرض کردند: یا روح اللَّه از خدا بخواه اینها را براى ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که باین عذاب گرفتار شده‏ اند) تا ما از آن دورى کنیم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] از پروردگار خود خواست. پس از جانب فضا به او ندا شد: که آنان را صدا بزن. پس عیسى [علیه السلام] شب هنگام بر تپه‏ ای از زمین برآمد و فرمود: اى مردم این ده! یک تن از میان آنها پاسخ داد: بلى اى روح خدا و کلمۀ خدا! فرمود: واى بر شما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت و دوستى دنیا همراه با ترس اندک (از خدا) و آرزوى دور و دراز و غفلت در سرگرمى و بازى. [حضرت] عیسى [علیه السلام] فرمود: محبت شما به دنیا چگونه بود؟ عرض کرد: مانند دوستى کودک به مادرش که هر گاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می‏ شدیم و چون از ما روی می گرداند گریان و غمناک می‏ شدیم‏. فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض کرد: گنهکاران را فرمانبرى داشتیم. فرمود: سر انجام کار شما به کجا کشید؟ عرض کرد: شبى را به خوشى به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم. فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد: سجین است. فرمود: سجین چیست؟ عرض کرد: کوه‏ هایى از آتش گداخته است که تا روز قیامت بر ما فروزان است. فرمود: پس شما چه گفتید و به شما چه گفتند؟ عرض کرد: گفتیم: ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می‏گویید. فرمود: واى بر تو چه شد که جز تو کس دیگرى از این جمع با من سخن نگفت؟ عرض کرد: اى روح خدا! همۀ آنها با دهنه و لگام آتشین مهار شده‏ اند و به دست فرشتگان سخت‏گیر و تند‏خو گرفتارند و من در میان آنها به سر می‏بردم ولى از آنها نبودم تا آن هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان در برگرفت پس من به تار مویى بر لبۀ دوزخ آویزان هستم و نمی ‏دانم که آیا به رو در آن بیفتم و یا از آن رهایى بیابم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] ، رو به حواریون کرده فرمود: اى دوستان خدا، خوردن نانى خشک با نمکى زبر و خوابیدن بر مزبله‏ ها خیری زیاد است در صورتى که با عافیت در دنیا و آخرت همراه باشد. امام صادق(ع)‏ از پدرش و او از پدرانشان نقل کرده که رسول خدا(ص) فرموده است: «روزى حضرت عیسى(ع) سر قبرى رسید که صاحبش در عذاب بود. سال بعد دوباره سر آن قبر آمد؛ اما دید که صاحبش در عذاب نیست. عرض کرد: خداوندا سال گذشته بر این قبر برخوردم دیدم صاحبش معذب است ولى‏ امسال که آمده ‏ام می بینم معذب نیست. علت این امر چیست؟ خداوند به حضرت عیسى وحى فرمود: اى روح‌ اللَّه! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت و به یتیمى جا داد. این است که من به خاطر عمل فرزندش از گناه این شخص صرف‌نظر کردم‏.»

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی