شنبه 09 شهريور 1398 در 10:29
23 3
شنبه 09 شهريور 1398 در 10:29

عاشورا باعث تحول در انسان می‌شود

رضا فرهادیان

تحول در نگاه است که با معرفت ایجاد می‌شود و معرفت مبداء رشد است و نگاه انسان را متحول و دگرگون می‌کند

عاشورا باعث تحول در انسان می‌شود

تحول و رشد

تحول یعنی حالی به حالی شدن و این امر از طرف پروردگار متعال حاصل می‌شود؛ یا محول القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار، حول حالنا الی احسن الحال، این احسن حال، حال خوب، حال نیکوست.

بهترین حال کدام است؟

بهترین حال این است که انسان در پرتو ولایت ائمه معصومین(ع) و ولایت الهی قرار بگیرد و در محضر ربوبی غرق در دریای عبودیت و معرفت گردد و به آرامش تام دست یابد.

محرم و عاشورا باعث تحول در انسان‌ها می‌شود؛ به‌طوری‌که در طول تاریخ از ابتدای نهضت و قیام امام حسین(ع) تا به حال جمع کثیری از بشریت متحول شده و همچنان در حال تحول‌اند؛ به‌طوری‌که این جوشش که در تمام زمینیان و آسمانیان در حال وقوع و نیز اثربخشی و رشد است و همچنان رو به گسترش و فوران است. تا عصر ظهور جمع کثیری از بشریت را متحول می‌سازد و همه را برای عصر ظهور آماده می‌سازد.

این تحول در چیست؟

تحول در نگاه است که با معرفت ایجاد می‌شود و معرفت مبداء رشد است و نگاه انسان را متحول و دگرگون می‌کند. از خاک به افلاک و از زمین به آسمان و از ماده به معنا و از روزمرگی به حیات طیبه و به آزادی و آزادگی و احیاء حق و امر به معروف و نهی از منکر و احیاء و نجات بشریت از مادیت به معنویت و خوشبختی و سعادت ابدی رهنمود می‌سازد.

چگونه و از چه راهی این تحول آغاز می‌شود؟

  1. از راه تفکر و معرفت در واقعۀ عاشورا و نهضت امام حسین(ع)؛
  2. از راه ارتباط و زیارت با معصومین(ع) و امام حسین(ع)؛

کاری که امام کرد همۀ عالم را متحول ساخت. کار بزرگی بود؛ لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت ... تفکر در کار عظیم سیدالشهداء(ع) همۀ عوالم را متأثر کرده است و همه را به شگفتی و تحیّر وا داشته است؛

در بارگاه قدسی که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک همه بر آدمیان نوحه می‌کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است.

  1. تفکر صحیح باعث معرفت و رشد انسان می‌شود. قُوت روح، تفکر است؛ همان‌طور که قُوتِ جسم، خوردن غذای مناسب است. غذا باعث رشد جسم می‌شود. رشد جسم باعث توسعۀ ابعاد مختلف جسمی می‌شود. خواستۀ طفل و مطلوب او، آنی و پیش‌پاافتاده است، بزرگ که می‌شود خواسته‌هایش هم بزرگ می‌شود، کامل که می‌گردد مطلوب و خواسته‌های او متعالی می‌شود، دیگر خواسته‌های زودگذر را نمی‌خواهد و تنها دنیا را نمی‌خواهد، متقابلاً روح او هم رشد پیدا می‌کند و آینده و قیامت را هم در نظر می‌گیرد؛
  2. رشد انسان در بندگی سامان می‌یابد، هر چه انسان به معرفت و عبودیت الهی دست یازد، رشیدتر می‌شود و از غی و پستی دور می‌ماند؛ قد تبیین الرشد من الغی. عبودیت انسان در پذیرش ولایت الهی و ائمه معصومین(ع) است که تحت تابش نور ولایت امام همانند بذری، انسان رشد می‌کند و با اقتداء به مقتدای خود روزبه‌روز رشد و نمو و توسعۀ وجودی پیدا می‌کند؛
  3. قبل از اینکه، تصور صحیح و دقیقی از بندگی بخواهیم داشته باشیم، باید تصور واقعی و حقیقی از دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم داشته باشیم. در حقیقت؛ درک صحیح از بندگی منوط به درک صحیح از زندگی است؛ چون بندگی می‌خواهد در زندگی این دنیا اتفاق بیفتد، درک صحیح از زندگی در دنیا!؛
  4. همچنین قبل از اینکه تصور صحیحی از دین داشته باشیم باید تصور و تعریف دقیقی از دنیا داشته باشیم؛
  5. بدون درک سنّت حاکم بر هستی و بر دنیا و واقعیت‌های هستی انسان در زندگی، دچار آسیب‌های فراوان روحی و جسمی می‌شود (بصیرت‌یابی)؛ لذا باید بصیرت یابیم، باید بدانیم که چه سنتی حاکم بر دنیا و واقعیت‌های دنیا است و آن را خوب بشناسیم؛

دو سنّت اساسی حاکم در زندگی و دنیا برگرفته از قرآن:

  1. باید بدانیم که انسان همواره در این دنیا در رنج و سختی آفریده شده است؛ لقد خلقنا الانسان فی کبد؛
  2. حرکت او از این دنیا و در این زندگی آغاز می‌شود و در نهایت به جهان دیگر در محضر پروردگار وارد می‌شود؛ یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه؛
  3. در این دنیا سختی همراه با آسانی است، شروع هر سختی آسانی هم در بردارد؛ ان مع العسر یسرا. فان مع العسر یسرا؛
  4. واقعیت دنیا؛ دنیا بازی و بازیچه است (اگر هدف نداشته باشی) و جایگاه جاویدان انسان آخرت است؛ ان الدنیا لهو و لعب و ان الدار الاخره لهی الحیوان؛

پس دنیا با رنج و تعب و سختی پوشیده شده و در پس هر سختی، راحتی است. در هر سختی محدودی، راحتی محدودی هم در این دنیا وجود دارد؛ این‌طور نیست که سختی و رنج آن نامحدود و یا راحتی و آسانی آن نامحدود باشد، هر دو در این عالم محدودند؛ الهجران عقوبه العیش؛

  1. باید بدانیم (بصیرت)؛ که آخرت هم، با رنج و سختی بدست می‌آید این‌طور نیست که به راحتی بتوان آخرت را تصاحب کرد؛ با مبارزه با نفس و کنار زدن تمایلات نامشروع و انجام اعمال صالح و تحمل محرومیت‌های زندگی حاصل می‌شود. این‌طور نیست که به راحتی بدست بیاید. پس رسیدن به دنیا (1) و یا آخرت (2) هر دو با رنج و سختی بدست می‌آید، دنیا با طبع حیوانی انسان متمایل‌تر است و آخرت با فطرت انسانی سازگارتر ... پس انسان عاقل، آخرت پایدار را انتخاب می‌کند نه دنیای ناپایدار را؛

2.1 ان الدار الدنیا لهو و لعب.

2.2 ان الدار الاخره لهی الحیوان.

3- باید بدانیم (بصیرت)؛ که دنیا طوری طراحی شده که همواره در شرایط و موقعیت‌های مختلف زندگی انسان، بین دوست داشتنی‌هایش در شرایط مختلف فاصله می‌اندازد؛ این‌جور نیست که همۀ آنچه که انسان دوست دارد همیشه و همواره و همه جا به کام او خوش آید، نه همواره زندگی قرین رنج و الم است. لذت و درد با هم و همراه هم هستند؛

4- تعادل (بصیرت)؛ انسان با درک این واقعیت؛ حکمت حاکم بر سنت الهی در زندگی و در هستی برای زندگی و در راه رسیدن به اهداف خود و استفاده از مواهب طبیعی و ارتباطات زندگی با طبیعت و همۀ فرآورده‌های مادی و معنوی انسانی و طبیعی همه‌وهمه از اصل تعادل نباید غافل بشود والا در سراشیبی سقوط در افراط یا تفریط، اسراف یا تبذیر، رنج و غصه فرو می‌رود و لذت زودگذر او همراه با رنج و غصۀ تمام و طولانی در زندگی مواجهه خواهد شد. پس رعایت اصل تعادل در مواجهه با نعمت‌ها و نقمت‌ها (رنج‌ها)، لذت‌ها و رنج‌ها و سختی‌ها و خوشی‌ها او را به اهداف و مقاصد عالیه خودش می‌رساند و عدول از حد و تعادل (عادون) انسان را به هلاکت ابدی رهنمون می‌کند و قناعت و تعادل در استفاده از مواهب زندگی و دنیا سعادت ابدی را رقم می‌زند.

پس، تفکر حقیقی نسبت به سنّت الهی حاکم بر هستی و معرفت به امام که الگوی ما در زندگی است باعث رشد انسان می‌شود، رشد روحی، سعۀ وجودی را در بر دارد. در قرآن شدیداً کفار و ... کوبیده می‌شوند که چرا تعقل نمی‌کنید. رفتارشان نکوهش نمی‌شود بلکه خودشان مورد خطاب و نکوهش قرار می‌گیرند که چرا تعقل و تفکر نمی‌کنید. پس اصل تفکر مهم‌ترین عنصر برای تحول و رشد انسان و انسانیت است و درک قوانین و سنّت واقعی عالم، همه موجب هدایت انسان می‌شود. وجود رنج‌ها، وجود شیطان همه، انسان را به سر دو راهی که (رنجی است مهم) قرار می‌دهد. با درک قوانین و سنّت الهی حاکم بر هستی است که انسان راه نجات را می‌یابد؛

  1. شیطان و نفس اماره را به عنوان یک عامل وسوسه‌گر که همواره انسان را به طرف معصیت و تمایلات و حرص‌های نامشروع در ذهن و از طریق ذهن وسوسه می‌کند را به عنوان یک واقعیت باید درک کرد تا دنیا بر انسان غلبه پیدا نکند و انسان را به پستی و هلاکت نکشاند؛

 

 

 

راهکارهای بدست آوردن سعۀ وجودی، ضمن درک واقعیت‌های زندگی و درک قوانین و سنّت‌های الهی حاکم بر هستی و عالم:

1- با تحمل و پذیرش رنج‌های موقت و کوتاه در زندگی، انسان قدرت تحمل‌پذیری‌اش بالا می‌رود و روحیۀ بلند و بانشاط پیدا می‌کند؛

2- اصل سعۀ وجودی با اتصاف به اسماء صفات الهی و معرفت به حضرت حق حاصل می‌شود؛

انسان‌ها را با نظر حق‌بین می‌بیند .... سعۀ وجودی پیدا می‌کند، هدف را درنظر می‌گیرد؛ همانند یک کوهنورد که فقط رسیدن به قله‌ای که مطمح نظر او هست دیگر به چیز دیگری فکر نمی‌کند و تمام صعوبت‌ها و سختی‌ها و دردها و رنج‌ها را به جان می‌خرد.

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

در اثر تحمل‌پذیری و بردباری و صبر و مقاومت، انسان سعۀ وجودی پیدا می‌کند. آن سبب عزّت نفس، بزرگواری و گشادی سینه می‌شود از خودخواهی و تنگ‌نظری رها می‌شود. روح حرص و حسد و نفع‌طلبی و بدبینی و سوء‌ظن از او رخت بر می‌بندد.

عظم الخالق فی انفسهم و صغر ما دونه فی اعینهم

3- اساس سعۀ وجودی، توجه به مبداء اعلاء و ارزش‌ها با گذشتن از تمایلات حاصل می‌شود. نگاه را از چیزهای زودگذر برداریم و به اقصاء نقاط عالم و افق دورتر بیندازیم. از چیزهای پست و مادی و لذت‌های زودگذر و لذت‌های ناپایدار برداشته و به لذت‌های پایدار و ارزش‌های همیشگی و جاودان چشم بدوزیم؛

4 – این کار ممکن نیست مگر با تحمل رنج‌ها و سختی‌ها، محرومیت‌ها و درد و گرفتاری‌ها؛ پس هر چه رنج‌های بیشتری را تحمل کنیم قدرت تحمل‌پذیریمان بالا می‌رود و سعۀ وجودی بیشتری پیدا می‌کنیم. هر چه نگاه‌مان به افق دورتر بیفتد، به ارزش‌های والاتری دست پیدا کنیم و معرفت پیدا می‌کنیم، نظر ما بلندتر می‌شود و به خاطر آن، رنج‌های بیشتری را تحمل می‌کنیم. البته این امر به تدریج انجام می‌شود در عمل و کارکرد زیاد، قدرت تحمل‌پذیری ما روزبه‌روز بیشتر می‌شود و سعۀ وجودی بیشتری پیدا می‌کنیم و ظرفیت ما بالا می‌رود و کم‌کم می‌توانیم رنج‌ها و ناملایمات بزرگ‌تری را به‌خاطر پروردگار تحمل کنیم البته در این راه باید اعتماد به مبداء اعلاء و از معصوم هم کمک گرفت، تنها به تنهایی قادر نیستیم باید توسل پیدا کنیم، تمسک به معصوم پیدا کنیم تا کم‌کم قدرت تحمل‌پذیری و قبولی شدائد برای ما سهل و آسان شود؛

5- در گذشت زمان با انجام عبادات و پذیرش مشکلات و رنج‌ها کم‌کم شخصیت ما مقاوم می‌شود؛ بنابراین ما اگر بخواهیم حتی اقتصاد مقاومتی را در جامعه بوجود بیاوریم، اول باید شخصیت مقاوم‌پذیری را در خودمان و دیگران بوجود بیاوریم. تا شخصیت ما مقاوم نشود و ثبات پیدا نکند و در مقابل خواسته و درخواست‌ها و تمایلات کنترل نیابد و ارادۀ ما قوت نگیرد و ما در مقابل مشکلات و ناملایمات مقاومت نکنیم، شخصیت مقاوم و عزیز و نفوذناپذیری پیدا نخواهیم کرد و نمی‎توانیم اقتصاد مقاومتی را در جامعه شکل بدهیم. تا ما در زندگی به قناعت دست نیابیم و قناعت را پیشه خودمان نکنیم و محرومیت را به‌خاطر دیگران تحمل نکنیم نمی‌توانیم به اقتصاد مقاومتی دست یابیم. اول روحیه عزت و قناعت باید در روح و شخصیت بوجود بیاید که بیش از پیش، بیشتر از همه کار کنیم و تلاش کنیم و با مشکلات و ناملایمات و سختی‌ها دست و پنجه نرم کنیم و کمتر از همه برای خودمان استفاده کنیم تا روحیه مقاومتی پیدا کنیم و تا با تلاش بیشتر و بهره‌مندی شخصی کمتر پا به عرصۀ زندگی نگذاریم نمی‌توانیم اقتصاد مقاومتی را در جامعه شکل دهیم و پیاده کنیم؛

6- البته در گذشت زمان؛ این نگاه و دیدگاهی که ما پیدا می‌کنیم، تحولی در ما به‌خاطر هدف به‌وجود می‌آورد و مقاوم می‌شویم، کم‌کم آستانۀ تحمل ما بالا می‌رود و سختی‌های بیشتری را نیز می‌توانیم تحمل کنیم. این امر به تدریج حاصل می‌شود و در مسئله تحول، تعادل و تدریج را نباید از یاد برد.

در بیابان اگر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور

حافظا در کٌنج فقر و خلوت شب‌های تار تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

کسانی که نالان‌اند و توقع زیادی دارند و همیشه نق می‌زنند و رنج‌ها و سختی‌ها را تحمل نمی‌کنند – ظرفیتشان پایین است از سعۀ وجودی برخوردار نیستند، زود عصبانی می‌شوند، حال را می‌بینند ... دنبال راحتی بیشتر هستند، آستانۀ تحملشان پایین است. اینها نمی‌توانند مدیریت خود و جامعه را در دست داشته باشند؛ در حالی‌که کسانی که به راحتی رنج‌ها و سختی‌ها را برای ارزش‌ها و دیدن مطلوب و محبوب تحمل می‌کنند اینها آرامش بیشتری دارند و دائم از پروردگار متعال مدد می‌جویند و بالاخره به سعۀ وجودی بالا و با تحمل مشکلات به راحتی به اهداف خود دست پیدا می‌کنند؛ یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه.

 

 

 

 

خلاصه:

  1. عاشورا باعث تحول در انسان می‌شود؛
  2. تحول در اثر تفکر و معرفت و توسل و تمسک حاصل می‌شود؛
  3. در اثر تحول، نگاه ما و بینش ما در جهت حق و حقیقت معطوف می‌شود و خود را تحت ولایت الهیه و امام قرار می‌دهیم و بر اساس سبک زندگی قرآنی از امام و قرآن الگو می‌گیریم؛
  4. در اثر معرفت و شناخت صحیح و پیدا کردن بینش و نگاه درست به واقعیات، پذیرش مشکلات برای ما آسان و راحت می‌شود و ما سعۀ وجودی پیدا می‌کنیم؛
  5. در اثر تغییر نگاه و دست‌یابی به ارزش‌ها و واقعیت‌ها، ما رنج‌ها و سختی‌ها را به راحتی تحمل می‌کنیم؛
  6. در اثر تمرین و تکرار، پذیرش رنج‌ها و سختی‌ها و ناملایمات، آستانۀ تحمل ما بالا می‌رود و ظرفیت روحی ما گسترش می‌یابد و روحیۀ صبر و بردباری و استقامت در ما شکل می‌گیرد؛
  7. هر چه رنج‌ها و سختی‌های بیشتری را بپذیریم ظرفیت بیشتری پیدا می‌کنیم و رشد بیشتری نصیب ما می‌شود و به سعۀ وجودی بالاتری دست می‌یابیم؛

کسی که زود رنج باشد و سختی‌ها و رنج‌ها را آگاهانه تحمل نکند در دنیا با توقعات زیاد، رنجور و ناموفق خواهد بود و در آخرت نصیبی ندارد. کسی که بپذیرد رنج‌ها و سختی‌ها را و بردباری و صبر و صبوری را آگاهانه بپذیرد، سعۀ وجودی پیدا می‌کند و تحمل‌پذیری فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کند و در زندگی نردبان موفقیت و سعادت را طی کرده و در آخر به فلاح و رستگاری می‌رسد.

  1. در اثر پیدا کردن سعۀ وجودی، ظرفیت بالا، رنج‌هایمان کمتر خواهد شد و رشد بیشتری پیدا می‌کنیم؛
  2. پس اساس رسیدن به رشد، سعۀ وجودی است و اساس رسیدن به سعۀ وجودی، گذشتن از تمایلات و خواسته‌هاست و پذیرش سختی است. در اثر تکرار و تمرین اینها آستانۀ تحمل‌پذیری ما، بالا می‌رود و کم‌کم رنج‌هایمان کمتر می‌شود؛
  3. معرفت، مبداء رشد است. در صبر کردن است که عزم و ارادۀ انسان ظهور و قوّت می‌یابد؛
  4. همۀ عوامل عالم دست‌اندرکارند برای رشد و تحول ما و ظهور عزم و ارادۀ ما و در ارتباط با رویدادها و حوادث، ما هر چه به‌خاطر هدف بیشتر رنج بپذیریم، ظرفیت بیشتری پیدا می‌کنیم و هر چه قدرت و ظرفیت بیشتری پیدا کنیم، رشد بیشتری پیدا می‌کنیم و قدرت تحمل‌پذیری و آستانۀ تحمل‌پذیری ما بالا می‌رود و به ارزش‌ها و محبوب حقیقی خود نزدیک‌تر می‌شویم؛
  5. عاشورا آمده است به ما بگوید که به‌خاطر رضای پروردگار و احیاء حق و ارائه حق و نجات بشریت در همه وقت و در طول تاریخ و بستر زمان تا آخرین درجۀ توان می‌توان رنج‌ها و سختی‌ها را تحمل کرد و به حق واصل شد، اِن کان دَینَ محمدٍ لایستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی؛

پس عاشورا آمده کم‌کم تلقی ما را از زندگی و مرگ و حیات و رویدادها و حوادث و سختی‌ها و رنج‌های زندگی و دنیا تغییر دهد و برساند به اینکه اگر سختی‌ها و رنج‌ها در جهت احیاء حق و هدف باشد به راحتی قابل تحمل است و باعث نجات و پیروزی انسان در هر زمان خواهد شد. باعث دست‌یابی انسان به سعادت و نجات و رستگاری خواهد شد.

  1. اگر این تلقی حاصل شد دیگر اشتغال انسان به حق دائمی خواهد بود و تلقی او از مرگ و زندگی؛ سختی و راحتی؛ رنج و لذت متفاوت خواهد بود.
  2. در پرتو شعاع هدایت نبی اکرم(ص) روح ما بزرگ خواهد شد؛

أفمن کان میتاً (عن ولایتنا) و احییاناها (من ولایتنا) فجعلنا نوراً یمشی به الناس؛ (نور امام در قلب مؤمن تجلی پیدا می‌کند.) کسی که به امام و ولایت امام رسید به حیات طیبه رسیده است و حقایق را درک می‌کند و زندگی بدون هدف ارزشی را، لعب و لهو می‌داند و آخرت را دارای حیات باقی و جاودان می‌داند و با عمل صالح وارد حیات طیبه خواهد شد.

 

عوامل افزایش‌دهندۀ صبر و استقامت:

  1. و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سُبلنا ...؛
  2. و الذین و استقامو تنزل الملائکه ...؛
  3. و من یتق الله یجعل له من امره یسرا،
  4. یا ایها الذین آمنو ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ...؛
  5. ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم؛
  6. ان مع العسر یسرا؛
  7. اقوی الناس من قوی علی غضبه بحمله؛
  8. کسی که سعۀ وجودی پیدا کند برای ادای حق تحمل دارد؛
  9. سعۀ وجودی باعث بردباری و مقاوم‌سازی شخصیت در مقابل مشکلات شده و انسان پرحوصله، توانمند و باظرفیت، همۀ خیرها از او صادر خواهد شد.

 

 

 

 

جوان ترین شهید مدافع حرم

جوان ترین شهید مدافع حرم

«شهید سید مصطفی موسوی» روز پنج شنبه 18 آبان 1374 به دنیا آمد و در پنج شنبه 21 آبان ماه 1394 و تنها 3 روز پس از قدم گذاشتن به سن 20 سالگی، در سوریه، جام شهادت را نوشید. مصطفی که از نسل دهه 70 بود، بر خلاف خیلی از هم نسل‌هایش، خیلی زود راه و هدف خود را پیدا کرد و با معرفتی که با مطالعه فراوان و گوش به فرمان رهبر بودن به دست آورده بود، به خیل عظیم آسمانیانی شتافت که نزد خدا روزی می خورند. شیفته شهید بابایی بود و از وقتی با این شهید آشنا شد شوق پرواز درونش، شعله ور شد.

قطعنامه ششمین اجلاس دبیران کانون و مدیران مدارس اسلامی کشور

قطعنامه ششمین اجلاس دبیران کانون و مدیران مدارس اسلامی کشور