چهارشنبه 20 شهريور 1398 در 11:45
23 3
چهارشنبه 20 شهريور 1398 در 11:45

دوران اسارت؛ دورانی همراه با الگو گرفتن از تربیت اسلامی

در آستانه گرامیداشت سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى و تجلیل از مقام آن بزرگواران، مصاحبه‌اى با برادر آزاده؛ احمد دواتگر انجام‌گرفته است. امید است ارزش‌هاى وجودى این عزیزان همیشه موردتکریم و توجه قرار گیرد.

دوران اسارت؛ دورانی همراه با الگو گرفتن از تربیت اسلامی

 

  1. لطفاً خود را معرفی بفرمایید و قدری از سوابق اجرایی که تاکنون داشته‌اید را بیان نمایید؟

این‌جانب احمد دواتگر جانباز ۴۵ درصد، باسابقۀ بیش از ۶ سال حضور در هشت سال دفاع مقدس، کارشناس ارشد علوم سیاسی و دبیر علوم اجتماعی از شهرستان آمل از استان مازندران هستم که از سال ۱۳۷۰ در کسوت معلمی در مدارس این شهرستان، و از سال ۱۳۸۵ نیز در دانشگاه غیرانتفاعی شمال، موسسۀ غیرانتفاعی آمل - آمل؛ دانشگاه دخترانۀ توحید و ... این شهرستان به‌عنوان مدرس حق‌التدریس مشغول به خدمت هستم.

 

  1. لطفاً بفرمایید چه مدت در اسارت رژیم بعث عراق بودید؟

در 29/1/1367 در تک فاو در یک نبرد سخت و نفس‌گیر و نابرابر به هنگام عقب‌نشینی در داخل آب اروندرود با بدنی مجروح به اسارت دشمن بعثی درآمده و پس از تحمل ۳۰ ماه اسارت در اردوگاه‌های ۱۲ تکریت و ۱۸ بعقوبه در مورخ 24/6/1369 آزاد و به میهن عزیزم ایران بازگشتم.

 

  1. جناب‌عالی به‌عنوان یک معلم آزاده، دوران اسارت را از منظر تعلیم و تربیت اسلامی چگونه تبیین می‌فرمایید؟

اگر بخواهیم فضای حاکم در اسارت را با فلسفۀ تعلیم و تربیت اسلامی بررسی نماییم باید گفت، دوران اسارت؛ دورانی همراه با الگو گرفتن از تربیت اسلامی، آن‌هم به معنای واقعی بوده است.

اینکه یک اسیر حاضر باشد برای دوست هم‌سلولی خود، زیر شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار گیرد یا اینکه تحت هیچ شرایطی حاضر نباشد، از اصول و اعتقادات دینی و اسلامی خود دست بردارد، این امر نشان‌دهندۀ پرورش یافتن در مکتبی است که به نام فلسفۀ تعلیم و تربیت اسلامی نام‌گرفته است؛ یعنی همان چیزی که در کمتر مکاتب بشری امروز می‌توان آن را به‌صورت پویا و زنده پیدا یا جست‌وجو نمود.

در کدام جنگی سراغ داریم که اسرای حاضر در اردوگاه‌های آن حاضر باشند برای حفظ جان هم‌وطن خود تمام سختی‌های موجود را به جان خریده و حتی جان خود را نیز برای در امان ماندن هم‌بندی خود فدا نمایند؟!

من بر این اعتقادم کسی نمی‌تواند ادعا کند فضای حاکم در اسارت از فلسفۀ تعلیم و تربیت اسلامی برخوردار نبوده است. اینکه دوران اسارت را دورانی همراه با معنویتی غیرقابل‌توصیف معرفی کرده‌اند، سخنی گزاف و بیهوده نیست؛ درواقع فضای معنوی موجود در آن، فضایی بود که همچنان افسوس آن در ذهنم به یادگار باقی‌مانده است. خصوصاً افسوس همان نمازها و عباداتی که خالص برای رضای خدا خوانده می‌شد.

 

اگر ما بتوانیم معنای واقعی تزریق خون شهید به جامعه را به‌درستی درک نماییم و آن را از طریق سیستم نظام آموزشی در جامعه نهادینه کنیم بسیاری از مشکلات موجود در جامعه حل خواهد شد

 

  1. یکی از کاربردهای مهم دفاع از انقلاب اسلامی، ترویج و تبیین فرهنگ ایثار و شهادت است. جناب‌عالی سهم هر یک از متولیان را در نظام برنامه‌ریزی و اجرا چگونه تعریف می‌کنید؟

جملۀ زیبایی از استاد شهید مرتضی مطهری وجود دارد که نشان‌دهندۀ عظمت خون شهید و کاری که او انجام داده، هست وی می‌فرماید: «شهادت تنها از باب کشته شدن تقدس ندارد؛ چراکه مرگ برخی افراد به معنای نفله شدن است. شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع، این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگ‌های اجتماع، خاصه اجتماعاتی که دچار کم‌خونی هستند خون جدید وارد می‌کنند.»

به نظرم اگر ما بتوانیم معنای واقعی تزریق خون شهید به جامعه را به‌درستی درک نماییم و آن را از طریق سیستم نظام آموزشی در جامعه نهادینه کنیم بسیاری از مشکلات موجود در جامعه حل خواهد شد برای رسیدن به این هدف مقدس به فرهنگ‌سازی نیاز است و فرهنگ‌سازی در حوزۀ ایثار و شهادت نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و هدفمند هست؛ زیرا گام برداشتن در این راستا بدون برنامه‌ریزی سرانجامی نخواهد داشت.

 

  1. لطفاً بفرمایید سهم نهاد ارزشمندی همچون آموزش‌وپرورش به چه میزان است؟ در این راستا چه پیشنهاد‌هایی دارید؟

یکی از اقداماتی که می‌توان در مسیر انتقال فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه دنبال نمود همانا ورود جدی سیستم آموزش‌وپرورش در این مسیر است.

آموزش‌وپرورش بایستی بستری را فراهم نماید تا جمعیت میلیونی دانش‌آموزی در کشور در خصوص زندگی شهدا و راه و هدف آن‌ها در مسیری که گام برداشته‌اند، به تحقیق پرداخته و با الگوپذیری از شهدا به این واقعیت دست یابند که آرامش امروز ما در جامعه مدیون خون پاک شهدا و ازخودگذشتگی و ایثار جانبازان و آزادگان هست؛ یعنی همان بزرگ مردانی که برای بقا و سربلندی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و همچنین دفاع از اعتقاد مقدسشان از جان و مال خود گذشتند تا کوچه و پس‌کوچه‌های این کشور مورد تاخت‌وتاز بیگانگان قرار نگیرد.

البته بایستی به این مهم نیز اشاره داشت که جدا از نظام آموزش‌وپرورش دیگر مسئولان نهادها و وزارتخانه‌ها نیز بایستی با طرح و برنامه‌ریزی دقیق، فرهنگ ناب ایثار و شهادت را در سطوح مختلف جامعه جاری و ساری نمایند.

باید یقین داشته باشیم که هرچقدر بتوانیم در این مسیر به موفقیت‌هایی دست‌یابیم به همان میزان از شکل‌گیری بحران و آسیب‌های اجتماعی در جامعه جلوگیری کرده‌ایم.

 

  1. جناب‌عالی به‌عنوان یک معلم آزاده خاطرات فراوانی دارید که برای معلمان قابل بهره‌برداری است. لطفاً یکی دو خاطره از دوران اسارت را بیان نمایید.

یادمِ می آید دو روزی بود که از اسارتمان سپری می‌شد. شب قبل توی بصره بعثی‌ها حسابی همه را در بازجویی‌های خودشان خسته کرده بودند.

در آن شب چند منافق ایرانی وطن‌فروش نیز به همراه فرماندهان عراقی کلی اسرای تک فاو را با ابزارهای مختلف شکنجه کرده بودند تا به خیال خام خود؛ بلکه بتوانند از آن‌ها که غالبشان مجروح بوده‌اند؛ اطلاعاتی به دست آورند.

به خوبی به خاطر دارم تا صبح چند تن از بچه‌ها زیر شکنجه آن نامردها به شهادت رسیده بودند؛ خلاصه ساعات سختی را پشت سر گذاشته بودیم تا آنکه آن شب طاقت‌فرسا به صبح رسید. لحظاتی از طلوع آفتاب نگذشته بود که کامیون‌های نظامی عراقی محوطه‌ای که در آن حضور داشتیم؛ را احاطه کرده و دقایقی بعد توی هرکدام از آن خودروها ۶ اسیر را جای‌داده بودند بدون آنکه بدانیم چه سرنوشتی در انتظارمان هست.

بماند که چگونه بعضی از ما مجروحین را که توانایی راه رفتن هم نداشتیم در این خودروها جا داده بودند ... بعدازآنکه همه را سوار این کامیون‌ها کرده بودند؛ خودروهای حامل اسرای ایرانی یکی‌یکی پشت سر هم به فاصله بسیار اندک در خیابان‌های بصره به حرکت درآمدند.

هنوز از یکی دو خیابان شهر بصره عبور نکرده بودیم؛ بلندگوهایی که روی برخی از خودروهای فرماندهان عراقی نصب‌شده بود، فضای شهر را با مارش نظامی و خواندن ترانه‌های عربی تحت پوشش خود قرار داده بودند.

در این لحظات مردم جهت حضور هنگام عبور کاروان اسرای ایرانی کم‌کم در حال افزایش بود تا جایی که در برخی از خیابان‌های شهر بصره خودروهای حامل اسرا نتوانستند به حرکت خود ادامه دهند؛ لذا این موضوع خود بهانه‌ای شد تا زنان و مردان این شهر که در دو طرف آن خیابان‌ها ایستاده بودند، همانند گرگ‌های وحشی با هر وسیله‌ای که در دستشان بوده است، به سمت این خودروها حمله‌ور شوند. یکی از آن‌ها از اینکه موی اسیری را می‌کشید خوشحال بود و آن‌یکی نیز از اینکه با چوب؛ کفش و ... از اسرای بی‌رمق که دو روزی بود، نه آب چندانی خورده بودند و نه غذای درست‌وحسابی، استقبال کرده بود؛ خوشحال به نظر می‌رسید!

افرادی هم بودند که در آن جماعت به‌ظاهر خوشحال با تخم‌مرغ گندیده و حتی گوجه‌های پوسیده از شرمندگی بچه‌ها حسابی درآمده بودند تا بلکه اجر و ثواب بیشتری از این مراسم کذایی ببرند؛ اما در میان همۀ این استقبال‌کنندگان نادان، بودند کسانی که از چهرۀ آن‌ها می‌شد تشخیص داد که از مهمان‌نوازی همشهری‌های خود ناراحت و شرمنده هستند.

با همه این تفاسیر، آن روز به‌ظاهر روز سختی به نظر می‌رسید؛ روزی که اگر ذکر خدا بر لبانمان نقش نمی‌بست به‌یقین تحملش برای خیلی از بچه‌ها بسیار مشکل و رنج‌آور بود.

اگرچه در آن روز چندساعتی توی مراسم استقبال از کاروان اسرای ایرانی توی خیابان‌های بصره برخی مردم آن شهر حسابی همۀ اسرا را با توهین؛ جملات رکیک، تخم‌مرغ و گوجۀ گندیده، آب دهان و ... شرمنده خودکرده بودند؛ اما یادم نمی‌آید احدی از آن بچه‌های اسیر و ازخودگذشته کاری کرده باشند که دشمن را خوشحال نماید.

درواقع در آن روز نفس‌گیر و طاقت‌فرسا کسی در مقابل دشمن سر تسلیم و تعظیم فرود نیاورده بود؛ لذا استقامت و صبر عزیزان رزمنده به کلی اعصاب نگهبان‌هایی که توی آن کامیون‌ها قرار داشتند؛ را به‌هم‌ریخته بود.

خوب به یاد دارم پس از پایان آن مراسم بچه‌ها به یکدیگر می‌گفتند: «خدایا! چه کشیدند کاروان اسرای واقعه عاشورا که در رأس آن‌ها حضرت زینب(س) قرار داشت؛ از آن جماعت عهدشکن و بی‌وفا و ... خوب به یاد دارم وقتی با چنین صحنه‌هایی روبه‌رو شده بودیم برای اولین بار به معنای واقعی در باب مظلومیت اسرای کربلا برای دقایقی گریستیم و ... .

یادش به خیر چه حال و هوای خوشی داشتیم توی آن لحظات به‌ظاهر سخت؛ اما زیبا به لحاظ معنوی که شاید درکش نیز برای برخی‌ها سخت باشد.

 

مهم‌ترین و اصلی‌ترین عاملی که می‌تواند از دستیابی دشمن به اهداف خود در جنگ نرم جلوگیری نماید همان افزایش سواد رسانه‌ای در میان آحاد جامعه و اقشار مختلف در داخل کشور هست

 

  1. مقام معظم رهبری موضوع جبهه فرهنگی و عملیات نظام‌مند و تنظیم استراتژی و توجه و تلاش بی‌وقفه را در این حوزه مکرراً مطرح نمودند، لطفاً ضمن تبیین موضوع بفرمایید چگونه می‌توان از فرهنگ ایثار و شهادت در این جبهه فرهنگی بهره گرفت؟

اگر نگاهی گذرا به بیانات رهبر معظم انقلاب در رابطه با فرهنگ و نفوذ فرهنگی دشمن بر باورها و اعتقادات مردم کشورمان داشته باشیم، درخواهیم یافت که حضرت آقا در سال‌های اخیر تأکید ویژه‌ای بر مسئلۀ فرهنگی و شکل‌گیری یک «جناح مؤمن فرهنگی» داشته‌اند.

درواقع نگرانی و دغدغه‌های ارزشمند رهبری معظم انقلاب در باب نفوذ فرهنگی دشمن تا آنجا پیش رفت که ایشان همواره از واژه‌هایی همچون «شبیخون فرهنگی»، «تهاجم فرهنگی»، «تعامل فرهنگی» و «جهاد فرهنگی» استفاده کرده‌اند.

به‌عنوان‌مثال می‌فرمایند:

«من یک‌وقت گفتم دشمنان «شبیخون فرهنگى» مى‌زنند. این ادّعا راست است و خدا مى‌داند که راست است. بعضى نمى‌فهمند؛ یعنى صحنه را نمى‌بینند. کسى که صحنه را مى‌بیند، ملتفت است که دشمن چه‌کار مى‌کند و مى‌فهمد که شبیخون است و چه شبیخونى هم هست!»

اما قبل از پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان از فرهنگ ایثار و شهادت در این جبهۀ گستردۀ فرهنگی بهره گرفت، ضرورتاً بایستی معنای لغوی فرهنگ را توضیح داد تا به اهمیت این واژه پی ببریم. به‌طورکلی در تعریف فرهنگ آمده است: فرهنگ به مجموعه باورها، اعتقادات، ارزش‌ها؛ آرمان‌ها و ... گفته می‌شود که قابلیت انتقال از نسلی به نسل دیگر را دارا بوده و وجه تمایز انسان و حیوان نیز همین واژه هست؛ به بیانی دیگر فرهنگ مجموعه‌ای پیچیده از علوم، دانش‌ها، هنرها، افکار، اعتقادات، آداب، سنن و قوانین اجتماعی و مقررات حاکم بر جامعه است که موردپذیرش اعضای آن باشد.

با این تعریف، می‌توان بیان داشت که در تمامی جوامع بشری الگوهایی وجود دارد که درواقع آرمان‌ها، ارزش‌ها و هنجارهای بنیادین آن جامعه را شکل می‌دهند؛ ازاین‌رو هر ملتی حیات و هویت سیاسی و اجتماعی خود را در احترام به این آرمان‌ها و ارزش‌ها و انتقال آن‌ها به نسل‌های آینده جست‌وجو می‌کند.

در کشور عزیزمان و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی با الهام گرفتن از واقعۀ عاشورا از اعتبار و ارزش بسیار فراوانی در نزد مردم برخوردار گردید که نمونه بارز آن را می‌توان به حضور چشمگیر جوانان این مرزوبوم در طول هشت سال دفاع نام برد.

اگر بخواهیم از فرهنگ ایثار و شهادت در جنگ تمام‌عیار فرهنگی دشمن بهره ببریم و بر این شبیخون فرهنگی به پیروزی دست‌یابیم، بایستی در مرحلۀ اول در ایجاد شناخت معلمان و دانش‌آموزان و به‌طورکلی آحاد این جامعه در خصوص ارزش‌های اسلامی و باورهای دینی و همچنین معرفی عواملی که می‌تواند مانع از ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه شود، تلاش نماییم و این امر تحقق نمی‌یابد مگر آنکه دانایی جامعۀ هدف در این رابطه افزایش یابد و رسیدن به این هدف نیز در راستای نهادینه کردن آرمان‌ها و ارزش‌هایی است که خون هزاران شهید برای حفظ این آرمان‌ها و ارزش‌ها تقدیم شده است.

 

  1. به نظر شما جنگ نرم دشمن در چه حوزه‌ای بیشتر سرمایه‌گذاری شده است؟ برای متولیان امر تعلیم و تربیت اسلامی چه پیشنهاد‌هایی دارید؟

تا قبل از شکل‌گیری جنگ سرد در سال ۱۹۴۵ میلادی که میان دو ابرقدرت جهان، یعنی اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایالات‌متحدۀ آمریکا شکل‌گرفته بود؛ غالب جنگ‌های موجود میان کشورها از نوع جنگ سخت بود.

درواقع جنگ سرد را می‌توان به ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم لقب داد. این دوران که از سال ۱۹۴۵ میلادی تا پایان فروپاشی شوروی سابق یعنی سال ۱۹۹۱ میلادی به طول انجامید، به دوره‌ای گفته می‌شود که دو ابرقدرت شرق و غرب، در کنار تهدیدهای سخت، همواره از رویارویی مستقیم یا درگیری نظامی با یکدیگر پرهیزکرده‌اند؛ اما به‌واسطۀ مداخله در امور دیگر کشورها میلیون‌ها انسان بی‌گناه را به کام مرگ کشاندند.

هم‌زمان با فروپاشی شوروی سابق در سال ۱۹۹۱ میلادی و پایان جنگ سرد، نظریه‌پردازان آمریکا باتجربه‌ای که از دوران جنگ سرد به دست آورده بودند به این نتیجه رسیدند که می‌توان با هزینه‌ای کمتر و بدون آنکه مداخلۀ مستقیم در کشوری داشته باشند به اهداف سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود دست یابند. استراتژی که به‌مرورزمان به‌عنوان جنگ نرم در ادبیات سیاسی جهان نام گرفت.

بد نیست بدانیم آمریکایی‌ها پس از پایان جنگ سرد تا به امروز با استفاده از استراتژی جنگ نرم توانستند نظام‌های مردمی بی‌شماری را در کشورهای موردنظر تغییر دهند که ازجمله آن‌ها می‌توان به تغییر رژیم‌های سیاسی در کشورهای لهستان، قرقیزستان، اوکراین، گرجستان و ... آن‌هم بدون استفاده از جنگ و خونریزی و تنها با استفاده از ابزار قدرت نرم از طریق ماهواره، رادیو و تلویزیون، روزنامه و ... در افکار عمومی آن جامعه، نام برد.

به‌طورکلی جنگ نرم دشمن دارای اهدافی است که مهم‌ترین این اهداف عبارت‌اند از:

  1. استحاله فرهنگی:

استفاده‌کنندگان از آن می‌کوشند تا افکار عمومی داخل جامعه را با اخبار کذب کنترل و هدایت نمایند؛ یعنی همان روشی که دشمنان انقلاب اسلامی ایران همواره از آن برای دستیابی به اهداف پلید خود بهره می‌برند.

  1. استحاله سیاسی:

در این استراتژی دشمن تلاش دارد تا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را ناکارآمد نشان دهد؛ لذا برای رسیدن به این هدف از تمامی ابزارهای فرهنگی همچون؛ رادیو و تلویزیون؛ ماهواره؛ شبکه‌های اجتماعی و ... استفاده می‌کند تا آنجا که صدها کانال ماهواره‌ای روزانه میلیون‌ها مخاطب ایرانی خود را بی‌رحمانه آن‌هم به‌صورت هدفمند مورد بمباران رسانه‌ای قرار می‌دهند تا از این طریق باورها؛ افکار و اندیشه‌های مخاطبان خود را به همان سمتی هدایت نمایند که خود می‌پسندند.

  1. ایجاد شبهه و اختلاف‌افکنی در میان اقوام و پیروان مذاهب مختلف کشور:

درواقع دشمن تلاش دارد تا با این روش بتواند در میان اقوام و مذاهب مختلف در کشورمان موجبات اختلاف میان مسئولان با مردم و همچنین مردم یک منطقه با مردم منطقۀ دیگر را فراهم نموده و از این طریق به اهداف خود که همان تجزیه کشور هست دست یابد.

  1. بی‌تفاوت و بی‌انگیزه کردن نسل جوان کشور:

در این روش دشمن می‌کوشد تا با بی‌تفاوت و بی‌انگیزه کردن جوانان کشورمان نسبت به اتفاقات مهمی که در داخل کشور یا منطقه در حال وقوع هست؛ به هدف خود دست یابد.

  1. ایجاد نارضایتی در تمامی سطوح مختلف جامعه:

در این روش نیز دشمن همانند روش قبلی از تمامی امکانات رسانه‌ای خود استفاده می‌کند، البته بایستی اشاره داشت که دشمن برای رسیدن به این اهداف سعی می‌کند تا از عوامل داخلی خود نیز بهره ببرد.

اما سؤالی که در اینجا مطرح هست؛ این است که چگونه می‌توان با جنگ نرم دشمن مقابله نمود! در پاسخ بایستی بیان داشت برای مقابله با جنگ نرم دشمن بایستی بدانیم که جنگ سخت باجان انسان‌ها سروکار دارد؛ اما جنگ نرم باروح و روان و همچنین فکر و اندیشه آدمی سروکار دارد.

به نظر من مهم‌ترین و اصلی‌ترین عاملی که می‌تواند از دستیابی دشمن به اهداف خود در جنگ نرم جلوگیری نماید؛ همان افزایش سواد رسانه‌ای در میان آحاد جامعه و اقشار مختلف در داخل کشور هست.

سواد رسانه‌ای که به مردم و جوانان ما این نکته را یادآوری می‌کند؛ که هر موضوع یا خبری را که می‌شنوند بایستی درباره صحت‌وسقم آن تحقیق کنند تا از این طریق از تأثیرات مخرب و ویرانگر جنگ نرم رسانه‌ای دشمن جلوگیری نمایند.

 

  1. به نظر شما مدارس اسلامی به چه میزان می‌توانند در جبهه فرهنگی نقش‌آفرینی کنند؟

نقش معلمان در جبهۀ فرهنگی:

در تمامی کشورها نگاه ویژه‌ای به آموزش‌وپرورش وجود دارد زیرا آموزش‌وپرورش به‌عنوان اثربخش‌ترین نهاد در رابطه با توسعۀ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی هر جامعه‌ محسوب می‌شود ضمن اینکه این نهاد مقدس یکی از مهم‌ترین نهادها برای حفظ و اعتلای فرهنگ، در هر جامعه نیز شمرده می‌شود.

با نگاهی گذرا به عوامل پیشرفت در کشورهای پیشرفته درخواهیم یافت که در همه این کشورها به آموزش‌وپرورش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تولید و پیشرفت نگاه شده است و معلمان نیز به‌عنوان بازوان اصلی آن محسوب می‌شوند؛ لذا یک معلم بایستی به این یقین برسد که مدارس خصوصاً معلمان شاغل در مدارس اسلامی به‌عنوان افسران خط مقدم جبهه فرهنگی ما محسوب می‌شوند.

باید باور داشت نهاد تعلیم و تربیت به‌عنوان عظیم‌ترین نهاد فرهنگی، آموزشی و تربیتی در کشور عزیزمان، رسالت پرورش و بالندگی نسل آینده را در اختیار دارد و همان‌طور که بیان گردید معلمان به‌عنوان بانفوذترین و اثربخش‌ترین افراد، در ارتقای سطح آگاهی و انتقال فرهنگ اسلامی و ایرانی نقش زیادی در این رابطه دارند.

در اهمیت و نقش معلم، در جوامع بشری همین‌قدر بس که بدانیم پیامبران الهی خود را معلم معرفی می‌کنند. بسیاری بر این باورند که غالباً تاریخ به دست معلمان رقم‌زده می‌شود؛ ازاین‌رو، اگر نهاد آموزش‌وپرورش و در رأس آن معلمان عزیز ما شناخت کامل و عمیقی از فرهنگ ایثار و شهادت داشته باشند، می‌توانند این فرهنگ را به میلیون‌ها دانش‌آموزی که زیردست آن‌ها مشغول علم‌آموزی هستند، انتقال دهند و در تثبیت استقلال کشور و هویت دینی و ملی آینده‌سازان این کشور نقش زیادی بازی نمایند.

ازجمله مؤثرترین شیوه‌های ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و مقابله با جبهه فرهنگی دشمن در مراکز تعلیم و تربیت را می‌توان در موارد ذیل خلاصه نمود:

۱- افزایش سطح آگاهی دانش‌آموزان نسبت به فرهنگ ایثار و شهادت؛

۲- شناخت عواملی که موجب جلوگیری از انتقال فرهنگ ایثار و شهادت در مراکز تعلیم و تربیت می‌شود؛

۳- شناخت عوامل بازدارنده در کم‌رنگ نمودن ارزش‌های حاکم در انقلاب اسلامی ایران و هشت سال دفاع مقدس و نقش تهاجم فرهنگی دشمن در این رابطه؛

۴- ایجاد ذهنیت مثبت در خصوص عملکرد شهدا و ایثارگران و تلاش برای انتقال این باور ارزشمند که امنیت امروز را مدیون شهدا و کسانی هستیم که به هنگام خطر قادر بودند از جان و مالشان بگذرند؛

۵- معرفی نقش بی‌بدیل امام خمینی(ره) به‌عنوان بزرگ معمار این انقلاب؛

۶- تلاش برای برقراری ارتباط بین نسلی که در طول هشت سال دفاع مقدس نقش خود را ایفا کرده و از انقلاب مردم ایران و تمامیت ارضی و استقلال این کشور دفاع نمود، با نسلی که نه انقلاب را به چشم خود دیده است و نه جنگ را؛

۷- معرفی آرمان‌ها و ارزش‌های حاکم در دفاع مقدس به‌عنوان الگوهای مناسب به دانش‌آموزان؛

۸- آشنا نمودن دانش‌آموزان نسبت به خطراتی که به‌واسطۀ تهاجم فرهنگی دشمن متوجه جامعه و آن‌ها خواهد شد.

 

  1. به نظر شما چگونه می‌توان بین فرهنگ و اعتقادات و باورهای نسل دوران دفاع مقدس و نسل حال جامعه به ویژه دانش‌آموزان که آینده‌سازان انقلاب می‌باشند پیوند زد؟

به نظرم ما در رابطه با انتقال فرهنگ دفاع مقدس که فرهنگ ایثار و شهادت نیز بخشی از آن هست؛ با نسلی که در آن دوران در قید حیات نبوده است؛ بسیار بدعمل کرده‌ایم.

اگر می‌بینید در میان نسل جوان امروزی هستند کسانی که با بسیاری از ارزش‌های نهفته در دفاع مقدس بیگانه هستند، به دلیل این است که در حوزۀ فرهنگ دفاع مقدس کوتاهی‌های بی‌شماری شکل‌گرفته است.

ما باید بپذیریم مسئولانی که در این حوزه کار می‌کردند وظیفۀ خود را به‌درستی انجام نداده‌اند؛ زیرا اگر به‌درستی به وظیفۀ خود عمل می‌کردند هیچ‌گاه شاهد مشکلات ضد اخلاقی یا مغایر با آن ارزش‌هایی که شهدا جانشان را برای رسیدن به آن ارزش‌ها فدا کرده‌اند؛ در فضای ناهنجار موجود در جامعۀ امروزه نبودیم.

خدا می‌داند اگر حقایق و واقعیت‌های موجود در هشت سال دفاع مقدس ما در اختیار کشورهای غربی قرار داشت؛ چه تعداد فیلم یا سریال در رابطه با صحنه‌های آن می‌ساختند و با ترفندهای خاص خود آن را به مخاطبان خود انتقال می‌دادند؛ درحالی‌که در کشور خودمان هنوز برخی‌ها دنبال کار روی این موضوع مهم هستند که دو واحد درس آشنایی با ارزش‌های دفاع مقدس در دانشگاه‌ها اختیاری باشد یا اجباری؟!

باید این دو واحد درسی را دانشجو بردارد یا نباید بردارد؟

یا هنوز دنبال این می‌گردیم که اختصاص بعضی موضوعات مربوط به هشت سال دفاع مقدس در کتاب‌های درسی در مدارس باروح دانش‌آموزان ما سازگار است یا ناسازگار؟

یادمِ چند سال قبل در دانشگاهی برای تدریس درخواست داده بودم که مسئول محترم آن دانشگاه رسماً به مدیر گروه اعلان نموده بود که چرا برای بنده درس گذاشته است؟ استدلال این مسئول دانشگاه در رابطه با من برایم جالب بود؛ این که این‌جانب از بچه‌های دوران جنگ هستم؛ لذا فکر و افکار این جماعت به درد دانشگاه نمی‌خورد و ...

بدون اغراق عرض می‌کنم در جامعه ما بودند و هستند کسانی که با انتقال ارزش‌های فرهنگ ایثار و شهادت میانۀ خوبی نداشته و نخواهند داشت؛ به همین سبب سعی دارند تا به هر طریق ممکن مانع از نهادینه شدن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه شوند؛ لذا بایستی اعتراف نمود تا زمانی که این مشکل حل نشود هیچ نهاد یا سازمانی نمی‌تواند ادعا کند که توانسته است در انتقال و نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت به وظیفۀ خود عمل کرده و از شبیخون و تهاجم فرهنگی دشمن جلوگیری نموده است.

 

جوان ترین شهید مدافع حرم

جوان ترین شهید مدافع حرم

«شهید سید مصطفی موسوی» روز پنج شنبه 18 آبان 1374 به دنیا آمد و در پنج شنبه 21 آبان ماه 1394 و تنها 3 روز پس از قدم گذاشتن به سن 20 سالگی، در سوریه، جام شهادت را نوشید. مصطفی که از نسل دهه 70 بود، بر خلاف خیلی از هم نسل‌هایش، خیلی زود راه و هدف خود را پیدا کرد و با معرفتی که با مطالعه فراوان و گوش به فرمان رهبر بودن به دست آورده بود، به خیل عظیم آسمانیانی شتافت که نزد خدا روزی می خورند. شیفته شهید بابایی بود و از وقتی با این شهید آشنا شد شوق پرواز درونش، شعله ور شد.

قطعنامه ششمین اجلاس دبیران کانون و مدیران مدارس اسلامی کشور

قطعنامه ششمین اجلاس دبیران کانون و مدیران مدارس اسلامی کشور