دوشنبه 01 مهر 1398 در 12:49
23 3
دوشنبه 01 مهر 1398 در 12:49

سه‌ گام بلندی که آموزش و پرورش برای تحول باید بردارد

محمود فرشیدی

روشن است یکی از بهترین اهداف سند تحول، خودشناسی و هویت یابی نسل آینده در راستای دستیابی به حیات طیبه است

سه‌ گام بلندی که آموزش و پرورش برای تحول باید بردارد

همزمان با هفته دفاع مقدس در ایام ماه محرم، زنگ ده‌ها هزار مدرسه در گستره پهناور ایران اسلامی نواخته می‌شود و سال تحصیلی ۹۹-۹۸ آغاز می‌گردد و بیش از ۱۴ میلیون دانش آموز با شور و نشاط واحد، زندگانی دانش آموزی خود را در مدرسه از سر می‌گیرند تا از حضور معلمان گرانقدر، درس علم و اخلاق فرا گیرند و تحولی در میان و اندیشه شان پدید آید.
تحولی که دامنه ضرورتش سال‌هاست که به نظام آموزشی کشور نیز کشیده شده و به تدوین سند تحول بنیادین منجر شده است، هرچند در پیچ و خم نظام اداری، فریاد تحول خواهی این سند هنوز در مدارس انعکاس نیافته و از شعله آن آبی گرم نشده است و لذا چه بسا ضرورت داشته باشد که بموازات دست و پا زدن سند در نظام اداری پیام تحول خواهانه آن به گوش مدرسه نیز رسانده شود و حرکت تحول خواهانه در مدرسه نیز جوانه بزند.
روشن است یکی از بهترین اهداف سند تحول، خودشناسی و هویت یابی نسل آینده در راستای دستیابی به حیات طیبه است و از آنجا که شناسایی استعدادها و ظرفیت های هر دانش آموز پیش نیاز خودشناسی است، تنوع بخشی و ایجاد فرصت های گوناگون برای فعالیت دانش آموزان ضروری می نماید.

البته طی سال های گذشته بر اساس همین نیاز ، قالب ها و راهکارهایی ایجاد گردیده که دستاوردهای ارزشمندی نیز در زمینه رشد و پرورش استعداد دانش آموزان به ارمغان آورده است که از جمله آنها می توان به شوراهای دانش آموزی، سازمان و مجلس دانش آموزی، بسیج دانش آموزی، اتحادیه انجمن های اسلامی، هلال احمر، همیاران پلیس، اردوهای سازندگی و موارد دیگر اشاره کرد.
اما انتظار آن است که هیچ دانش آموزی نباشد مگر آنکه در یک یا چند عرصه از فعالیت های پرورشی، حضور یافته و فعالیت کند و همینطور با توجه به جامعیت نسبی سند تحول، باید برای تمامی ساحت‌های آن، قالب ها و راهکارهایی طراحی و پیش بینی شود از عرصه اجتماعی سیاسی و اقتصادی و علمی - پژوهشی گرفته تا عرصه زیستی و اعتقادی و اخلاقی.
به تعبیری شفاف تر، مدرسه باید پاسخگوی نیازهای فطری و روز همه دانش آموزان باشد و فرصت های متنوع و متعددی برای کشف و پرورش استعدادهای تمامی دانش آموزان فراهم سازد. در غیر اینصورت دیگران به این نیازها پاسخ هایی منحرف کننده می‌دهند و استعداهای نسل آینده را به بیراهه می‌کشانند.
مدرسه ای که به این توانایی و جامعیت دست یابد و نگاهی جامع به نسل آینده داشته باشد. همان مدرسه زندگی است، یعنی مدرسه ای که زنده و پویاست، مدرسه ای که دانش آموز در آن زندگی می کند و مدرسه ای که دانش آموزان را برای زندگی آینده تربیت می کند .
برای حرکت به سوی مدرسه زندگی ،وزارت آموزش و پرورش باید سه گام بلند بردارد.
گام نخست تببین اهداف متعالی سند تحول و ارائه کلیات و اصول و راهبردهای برنامه های تنوع بخش در چارچوب سند و برنامه درس ملی، برای کلیه همکاران به ویژه مدیران محترم مدارس.
گام دوم تعیین محدوده استقلال مدرسه و خطوط قرمز
و گام سوم هدایت و نظارت دقیق و کارشناسانه بر عملکرد مدارس و برخورد با آشفته بازار برنامه های سلیقه ای و متعارض با اهداف سند تحول که توسط برخی مدارس خود خوانده و خویش فرما به اجرا در می‌آید.
متاسفانه طی سال های اخیر، دغدغه های تامین بودجه و کاهش مشکلات معیشتی فرهنگیان گرانقدر برای وزرای آموزش و پرورش، فرصت چندانی باقی نگذاشته است تا به تحول و «مدرسه زندگی »بیاندیشند، امید است رییس جمهور محترم و هیات دولت با حمایت های مالی رفاهی خود این فرصت را برای وزیر جدید آموزش و پرورش فراهم آورند.

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

او به همراه حضرت قائم(عج) می‌آید

امام علی(ع) دربارۀ حضرت عیسی(ع) فرمودند: « نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد، مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دستش.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت قائم به بیت‌المقدس بر می‌گردد و برای مردم در نماز، امامت می‌کند و چون روز جمعه نماز اقامه گردد، عیسی(ع) همراه هفتاد هزار فرشته نزول کند و او عمامه بر سر دارد و شمشیر آویخته، بر اسب سوار و حربه‌ای در دست دارد و چون به زمین نزول کند منادی فریاد بر کشد، ای گروه‌های مسلمانان، حق آمد و باطل از میان رفت.» رسول اکرم (ص) فرمودند: «عیسی(ع) بر گردنۀ کوهی به نام افیق نزول می‌کند و به بیت‌المقدس می‌آید در حالی‌که مردم آماده برای نماز صبح باشند، امام یعنی حضرت مهدی(عج) عقب می‌رود، عیسی(ع) او را به جلو می‌برد و در پشت سرش به آیین شریعت محمد(ص) نماز می‌خواند و می‌گوید: شما اهل‌بیت را هیچ‌کس مقدم نمی‌شود.» یکی از ویژگی‌های اخلاقی حضرت عیسی(ع)، زهد آن پیامبر بزرگ است. او همچون پیامبران دیگر خود را از تشریفات و زیبایی‌های دنیا و نعمت‌های رنگارنگش دور نگه می‌داشت و ابا داشت که کارهای خود را به عهدۀ دیگران واگذارد. در این‌باره، حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بالشتش سنگ و لباسش خشن و غذایش ناگوار بود. خورشتش گرسنگی و چراغش در شب، ماه و سایبانش در روز، شرق و غرب زمین بود. میوه و سبزی‌اش، گیاهانی بود که در مناطق مختلف می‌رویید.» امام صادق(ع) فرمودند: «حضرت مسیح(ع) دائماً می‌گفت: در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید؛ کسانی که زیاد حرف می‌زنند، دل‌هایشان دچار قساوت شده ولی خودشان نمی‌دانند.» حضرت رضا(ع) فرمودند: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم به غیر از عیسی‌بن‌مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید ...» امام صادق(ع) فرمودند: «حواریون کنار [حضرت] عیسی(ع) جمع شدند و عرض کردند ای آموزگار نیکی[ها] ما را هدایت فرما. پس آن حضرت فرمود: [حضرت] موسای کلیم‌الله به شما امر کرد که به خدای متعال قسم دروغ نخورید و من به شما امر می‏کنم که چه راست و چه دروغ، به خدای متعال قسم دروغ نخورید.» امام صادق(ع) فرمودند: «عیسى‌بن‌مریم[علیه السلام] به قریه ‏ای رسید که اهل آن و پرنده ‏ها و جاندارانش یک جا مرده بودند. فرمود: هان! اینها به خشم و عذاب (خدا) هلاک شده‏ اند و اگر به مرگ[طبیعی] و جدا جدا مرده بودند حتماً یکدیگر را به خاک می‏سپردند. حواریون عرض کردند: یا روح اللَّه از خدا بخواه اینها را براى ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده (که باین عذاب گرفتار شده‏ اند) تا ما از آن دورى کنیم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] از پروردگار خود خواست. پس از جانب فضا به او ندا شد: که آنان را صدا بزن. پس عیسى [علیه السلام] شب هنگام بر تپه‏ ای از زمین برآمد و فرمود: اى مردم این ده! یک تن از میان آنها پاسخ داد: بلى اى روح خدا و کلمۀ خدا! فرمود: واى بر شما کردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت و دوستى دنیا همراه با ترس اندک (از خدا) و آرزوى دور و دراز و غفلت در سرگرمى و بازى. [حضرت] عیسى [علیه السلام] فرمود: محبت شما به دنیا چگونه بود؟ عرض کرد: مانند دوستى کودک به مادرش که هر گاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می‏ شدیم و چون از ما روی می گرداند گریان و غمناک می‏ شدیم‏. فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض کرد: گنهکاران را فرمانبرى داشتیم. فرمود: سر انجام کار شما به کجا کشید؟ عرض کرد: شبى را به خوشى به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم. فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد: سجین است. فرمود: سجین چیست؟ عرض کرد: کوه‏ هایى از آتش گداخته است که تا روز قیامت بر ما فروزان است. فرمود: پس شما چه گفتید و به شما چه گفتند؟ عرض کرد: گفتیم: ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می‏گویید. فرمود: واى بر تو چه شد که جز تو کس دیگرى از این جمع با من سخن نگفت؟ عرض کرد: اى روح خدا! همۀ آنها با دهنه و لگام آتشین مهار شده‏ اند و به دست فرشتگان سخت‏گیر و تند‏خو گرفتارند و من در میان آنها به سر می‏بردم ولى از آنها نبودم تا آن هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان در برگرفت پس من به تار مویى بر لبۀ دوزخ آویزان هستم و نمی ‏دانم که آیا به رو در آن بیفتم و یا از آن رهایى بیابم. پس [حضرت] عیسى [علیه السلام] ، رو به حواریون کرده فرمود: اى دوستان خدا، خوردن نانى خشک با نمکى زبر و خوابیدن بر مزبله‏ ها خیری زیاد است در صورتى که با عافیت در دنیا و آخرت همراه باشد. امام صادق(ع)‏ از پدرش و او از پدرانشان نقل کرده که رسول خدا(ص) فرموده است: «روزى حضرت عیسى(ع) سر قبرى رسید که صاحبش در عذاب بود. سال بعد دوباره سر آن قبر آمد؛ اما دید که صاحبش در عذاب نیست. عرض کرد: خداوندا سال گذشته بر این قبر برخوردم دیدم صاحبش معذب است ولى‏ امسال که آمده ‏ام می بینم معذب نیست. علت این امر چیست؟ خداوند به حضرت عیسى وحى فرمود: اى روح‌ اللَّه! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت و به یتیمى جا داد. این است که من به خاطر عمل فرزندش از گناه این شخص صرف‌نظر کردم‏.»

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی