دوشنبه 06 آبان 1398 در 09:18
23 3
دوشنبه 06 آبان 1398 در 09:18

روش‌های آموزش و تربیت دینی در سیرۀ عملی پیامبر اعظم(ص)

حمیدرضا سروریان

گاه حضرت رسول(ص) مطلب خود را با یک عکس‌العمل و رفتار مناسب به مخاطب می‌فهماند؛ یعنی به‌جای سخن گفتن، با یک موضع‌گیری مشخص و مناسب پیام خود را می‌رساند که این شیوه آموزشی و تربیتی در جایگاه مناسب خود بسیار مؤثر است

روش‌های آموزش و تربیت دینی در سیرۀ عملی پیامبر اعظم(ص)

اشاره

در این نوشتار دربارۀ شیوه‌های آموزشی و تربیتی حضرت رسول اعظم(ص) بحث می‌کنیم. آنچه در این مقاله موردنظر است نشان دادن شیوه‌های متنوع آموزشی و تربیتی حضرت در امر تعلیم‌وتربیت است. شیوه‌هایی که هرکدام در جایگاه مناسب خود می‌تواند در امر تعلیم‌وتربیت مهم تلقی شود. شیوه‌های موردبحث عبارت‌اند از: آموزش به روش غیرمستقیم، آموزش به شیوۀ تکرار، آموزش به شیوۀ عکس‌العمل مناسب، آموزش به شیوۀ پرسش و پاسخ، آموزش به شیوۀ تمثیل، آموزش به شیوۀ رفتاری نه‌تنها رهنمود گفتاری، آموزش به شیوۀ خطابه، آموزش به شیوۀ استفاده از وسایل کمک‌آموزشی، آموزش به شیوۀ عینی و تجربی، آموزش به روش نمایش خودعمل.

 

مقدمه:

همۀ قراین حاکی از آن است که پیامبر اعظم(ص) به امر آموزش به‌صورت عام و آموزش و تربیت دینی به‌صورت ویژه بسیار اهمیت می‌داد؛ اما آنچه در آموزش و تربیت دینی با توجه به ویژگی خاص آموزه‌های دینی و مسائل تربیتی اهمیت دارد، استفاده از روش‌هایی است که بتوان به اهداف تعیین‌شده نائل آمد. امروزه بسیاری از معلمان و استادان امور دینی و تربیتی نسبت به آموزش و تربیت مخاطبان، توفیق چندانی ندارند. آنچه در مرحلة اول بر اساس یک تجربۀ عام از علت این ناکامی می‌توان سخن به میان آورد استفاده نکردن از روش‌های متنوع آموزشی و تربیتی در بعد دینی است. آنچه امروزه بیشتر در امر آموزش و تربیت دینی استفاده می‌شود روش خطابه و یک‌طرفه است؛ گویی یک نفر می‌خواهد به دیگران بگوید: چه چیزی خوب است و چه چیزی بد و تو باید به خوب عمل کنی و از بد اجتناب نمایی؛ درحالی‌که برای رسیدن به اهداف الهی شیوه‌های آموزشی و تربیتی متنوعی متصور است. آنچه در این مقاله به آن پرداخته‌شده است بررسی شیوه‌های آموزش و تربیت دینی در سیرۀ عملی پیامبر اسلام(ص) است. در این مقاله نشان خواهیم داد که چگونه حضرت رسول اکرم(ص) از شیوه‌های بسیار جذاب و موفق برای آموزش و تربیت دینی استفاده می‌کرد و به‌طورقطع این امر یکی از عوامل موفقیت حضرت در امر مذکور بوده است. استفاده از این شیوه‌ها در این زمان می‌تواند در موفقیت اهداف آموزش و تربیت دینی تأثیر زیادی داشته باشد.

 

۱. آموزش به شیوة غیرمستقیم

گاه در مواردی آموزش غیرمستقیم اثر بیشتری در متعلم می‌گذارد؛ یعنی اگر به متعلم مستقیماً گفته شود که فلان امر خوب یا بد است یا آن کار باید انجام بشود یا نه ممکن است او موضع‌گیری نماید و خیلی توجه نکند و این امر در مسائل اخلاقی و ارزشی و مذهبی بسیار مهم است که همیشه به‌صورت مستقیم آموزش داده نشود گرچه تأثیر آموزش مستقیم در جای خود بسیار زیاد است. ولی در مواردی آموزش غیرمستقیم مؤثرتر است. حضرت رسول(ص) در مواردی به‌صورت غیرمستقیم، حقایق عالی الهی را تفهیم می‌کرد. ابو مسعود انصاری می‌گوید: «غلامی داشتم که او را کتک می‌زدم. از پشت سر خود صدایی شنیدم که می‌فرمود: ابا مسعود! بدان خداوند تو را بر او توانایی داده است. (او را بنده تو ساخته) برگشتم دیدم رسول خدا(ص) است. به رسول خدا(ص) گفتم: من او را درراه خدا آزاد کردم! پیامبر(ص) فرمود: اگر این کار را انجام نمی‌دادی، آتش تو را فرامی‌گرفت». [1[

در این داستان، پیامبر اکرم(ص) به‌صورت مستقیم از ابتدا نفرمود که تو به این بنده ظلم می‌کنی و جایگاه تو آتش است بلکه مطلب را به‌صورت غیرمستقیم و کنایی به او فرمود و این آموزش چنان در ابو مسعود اثر گذاشت که آن بنده را درراه خدا آزاد کرد. نوع بیان در آموزش‌های ارزشی و دستورالعمل‌های رفتاری بسیار مهم است. باید بیان به‌گونه‌ای باشد که در قلب مخاطب فرونشیند.

از امام علی(ع) روایت است که فرمود: «هرگاه فردی در نزد پیامبر(ص) دروغ می‌گفت ایشان تبسم می‌نمود و می‌فرمود: حرفی است که او می‌گوید». [2[

طبق این روایت پیامبر اعظم(ص) به‌صورت غیرمستقیم می‌فهماند که دروغ بد است و نزد حضرت(ص) جایگاهی ندارد؛ یعنی تعبیر اینکه «حرفی است که او می‌گوید» کنایه است که موردقبول من نیست و نباید دروغ گفت.

پیامبر اعظم(ص) می‌خواست بفهماند که مردگان پس از مردن نابود نمی‌شوند بلکه ارواح آن‌ها دارای ادراک هستند. پیامبر اکرم(ص) می‌توانست این امر را مستقیماً بیان کند اما با شیوه‌ای غیرمستقیم، پس‌ازاینکه مطلب خود را در ذهن مخاطب وارد می‌کند و سؤالی برای او مطرح می‌شود نهایتاً حرف آخر را به‌صورت مستقیم بیان می‌کند. در حدیث معروفی آمده است که پیامبر(ص) در جنگ بدر دستور داد اجساد کفار را بعد از پایان جنگ در چاهی بیفکنند سپس آن‌ها را صدا زد و فرمود: «آیا شما آنچه را که خدا و رسولش وعده داده بود به‌حق یافتید من که آنچه را خداوند به من وعده داده بود به‌حق یافتم». در اینجا عمر اعتراض کرد و گفت ای رسول خدا چگونه با اجسادی سخن می‌گویی که روح در آن‌ها نیست. پیامبر(ص) فرمود: «شما سخنان مرا از آن‌ها بهتر نمی‌شنوید چیزی که هست آن‌ها توانایی پاسخ گوئی ندارند»؛ [3] یعنی اینکه پیامبر اسلام(ص) با مردگان سخن می‌گوید و به‌صورت غیرمستقیم بیان می‌کند که آن‌ها درک دارند.

 

۲. آموزش به شیوۀ تکرار

تکرار یکی از روش‌های آموزشی و پرورشی پیامبر اسلام(ص) بود که حضرت در شرایط مناسب از آن برای نشان دادن اهمیت موضوع و نهایتاً هضم آن در ذهن مخاطب استفاده می‌کرد. در زمان حضرت رسول(ص) مردی بود که شغل مناسبی نداشت و از بیکاری در تنگنا زندگی می‌کرد. روزی همسرش او را راضی کرد که برای گرفتن کمک نزد پیامبر(ص) برود. او نیز راهی خانۀ پیامبر(ص) شد وقتی در حضور پیامبر(ص) نشست لب به سخن نگشود. پیامبر(ص) به وی گفت: «هرکس از ما یاری بخواهد او را یاری می‌کنیم ولی اگر بی‌نیازی بورزد خدا او را کمک می‌کند». مرد مأیوس برگشت. روز بعد برای بار دوم به نزد پیامبر(ص) رفت. باز پیامبر(ص) همان جمله را به وی گفت بار سوم وقتی مرد همان جمله را شنید تازه فهمید که پیامبر(ص) از او چه می‌خواهد و چه درسی به او داده است. بلافاصله یک تبر برداشت و به صحرا رفت و با هیزم‌هایی که به دست آورده بود درآمد خوبی پیدا کرد آنگاه خدمت پیامبر(ص) آمد و گزارش داد که چگونه برای سؤال آمد و چه از پیامبر(ص) شنید: پیامبر(ص) فرمود: «من که به تو گفتم هرکه از ما سؤال کند به او عطا کنیم و هرکه بی‌نیازی جوید خدایش بی‌نیاز کند». [4 [

در این داستان، اگر پیامبر(ص) به بار اول اکتفا می‌کرد مرد متوجه نمی‌شد؛ اما با تکرار مطلب، شخص متوجه پیام تربیتی و آموزشی حضرت(ص) شد.

در روایتی از ابو الدرداء آمده است: روزی دربارة مسئله‌ای دینی در حال جدال و مراء بودیم که پیامبر(ص) بر ما وارد شد و با دیدن این حالت (مراء و جدال) به‌قدری خشمگین شد که سابقه نداشت سپس فرمود: «همانا پیش از شما، مردم به خاطر مراء و جدال هلاک شدند. مراء و جدال را کنار بگذارید؛ چراکه مؤمن، مراء نمی‌کند. مراء را رها کنید؛ چراکه اهل مراء زیانکارند. مراء را رها کنید؛ چراکه من روز قیامت مراءکننده را شفاعت نمی‌کنم. مراء را کنار بگذارید همانا من سه خانه در ابتدا، وسط و بالای بهشت برای کسی که صادقانه مراء را رها کند ضامن هستم. مراء را رها کنید؛ زیرا پس از پرستش بت‌ها، اولین چیزی که پروردگارم مرا از آن نهی کرده مراء است». [5[

روزی یکی از اصحاب از پیامبر(ص) خواست که به وی اندرز بدهد. پیامبر(ص) از او سه بار قول گرفت و او را متوجه اهمیت مطلبی که می‌خواهد بگوید کرد. به او فرمود: «قبل از انجام هر کاری در عاقبت آن بیندیش. اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است آن را دنبال کن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است از تصمیم خود صرف‌نظر نما». [6[ ابن عباس گفت: «هرگاه پیامبر(ص) سخنی را می‌فرمود یا در مورد چیزی از ایشان سؤال می‌شد سه مرتبه تکرار می‌کرد تا ‌سخن آن شخص کاملاً روشن شود و دیگران نیز بفهمند». [7] نکتۀ قابل‌توجه این است که تکرار مضامین الهی در گفتار پیامبر اسلام(ص) خلاصه نمی‌شود بلکه گاه به علت اهمیت موضوع پیامبر(ص) به تأکید و تکرار عملی بر یک فعل می‌پرداخت؛ مانند آنکه پیامبر(ص) پس از نزول آیۀ تطهیر چندین ماه در خانۀ علی(ع) و فاطمه(ع) می‌آمد و همراه با سلام کردن به اهل خانه، آیۀ تطهیر را تلاوت می‌نمود. [8]

 

 

 

۳. آموزش به شیوۀ عکس‌العمل مناسب

گاه حضرت رسول(ص) مطلب خود را با یک عکس‌العمل و رفتار مناسب به مخاطب می‌فهماند؛ یعنی به‌جای سخن گفتن، با یک موضع‌گیری مشخص و مناسب پیام خود را می‌رساند که این شیوۀ آموزشی و تربیتی در جایگاه مناسب خود بسیار مؤثر است.

پیامبر(ص) روزی وارد خانة حضرت فاطمه(ع) شد و دید فاطمه(ع) دستبندی از نقره، به دست دارد و یک پرده الوان هم آویخته است. پیغمبر با آن علاقة مفرطی که به حضرت زهرا(س) داشت بدون آنکه حرفی بزند برگشت. حضرت زهرا(س) احساس کرد که پدرش این مقدار را هم برای ایشان نمی‌پسندد چون دورة اهل صفه است. فوراً آن دستبند نقره را از دستش بیرون آورد و پردة الوان را هم پایین کشید و به همراه کسی خدمت رسول اکرم(ص) فرستاد. آن شخص آمد عرض کرد: «یا رسول‌الله! این‌ها را دخترتان فرستاده و عرض می‌کند به هر مصرفی که صلاح می‌دانید برسانید». آن‌وقت چهرة پیامبر(ص) شکوفا شد و فرمود پدرش به قربانش باد. [ 9]

آن حضرت مالی را میان اصحاب خود تقسیم کرد، یکی از اعراب گفت: «در این قسمت خدا را ملاحظه نکرد». چون این خبر به رسول‌الله(ص) رسید رخسارش سرخ شد - حضرت با این عکس‌العمل به دیگران فهماند که آن عرب چه گفتار ناشایستی گفته است- سپس فرمود خدا رحمت کند برادرم موسی را بیش از این اذیت دید و صبر کرد. [10[

 

۴. آموزش به شیوة پرسش و پاسخ

پیامبر اکرم(ص) درروند آموزش و تعلیم خود موارد زیادی سؤال می‌کرد تا جواب سؤال یا به‌واسطه خود فراگیران به دست آید یا به جواب سؤال نزدیک شود یا حداقل زمینۀ بهتر، جهت پاسخ صحیح توسط خود پیامبر(ص) فراهم آید. در این روش پیامبر(ص) ضمن بیرون کشیدن اطلاعات مخاطبان و ارزیابی وسعت دایرة اطلاعات آن‌ها متناسب با آن، جواب می‌داد. نکته جالب آن است که پرسش‌های پیامبر(ص) کاملاً به‌صورت دقیق و متناسب با موقعیت و در فاصله‌های زمانی مشخصی بود تا مخاطب خود شخصاً درگیر موضوع شود و فرصت تفکر را بیابد. البته گاهی پیامبر(ص) ابتدا خود پرسش می‌کرد و گاه زمینه را طوری فراهم می‌نمود که مخاطب در ذهنش سؤال ایجاد شود و با توجه به اینکه آن سؤال محصول ذهن مخاطب بود جواب پیامبر(ص) چنان برای او قابل‌تفهیم بود که بهتر از آن امکان نداشت. در روایتی پیامبر(ص) به اصحاب خود فرمود: «برادر خود را یاری کنید، چه مظلوم باشد چه ظالم». بلافاصله یکی از صحابه سؤال کرد: «یا رسول‌الله! اگر او مظلوم باشد یاری‌اش می‌کنم؛ اما بفرمایید چگونه می‌توانم یک ظالم را یاری دهم». پیامبر(ص) جواب داد: «در آن صورت او را از بی‌عدالتی بازدار! چراکه کمک واقعی، بازداشتن او از ظلم است». [11[

این روایت به‌خوبی روشن می‌نماید که یک جملۀ دقیق چگونه ذهن مخاطب را تحریک می‌کند و چه سؤال زیبایی برای او مطرح می‌شود و چه زیباتر حضرتش(ص) پاسخ می‌دهد.

خدمت رسول خدا(ص) از مردی ستایش کردند تا آنجایی که همة خصال خوب را برایش شمردند. رسول خدا(ص) فرمود: «عقل او چگونه است»؟ عرض کردند: «ای رسول خدا! ما به شما از کوشش وی در عبادت و کارهای خیر او گزارش می‌دهیم، شما از عقلش پرسش می‌نمایید»؟! حضرت(ص) فرمود: «به‌راستی احمق به خاطر کم‌خردی‌اش به‌مراتب بیشتر از بدکردار، گرفتار فسق و فجور شود. فردای قیامت مردم تنها به عقلی که دارند به درجات بالا و به قرب پروردگار خود می‌رسند». [12[

در این روایت زیبا حضرت رسول(ص) برای مشخص کردن جایگاه عقل در اسلام چگونه با سؤال و سپس جواب اصحاب، آموزۀ خویش را بیان می‌کند.

این شیوه علاوه بر آنکه موجب نشاط مخاطب می‌گردید - زیرا او را درگیر مطلب می‌نماید- باعث می‌شد که مطلب در ذهن و قلب مخاطب بهتر فرونشیند.

 

۵. آموزش به شیوۀ تمثیل

در امر آموزش، استفاده از مثال‌های زیبا، در فرایند یادگیری و تنوع و نشاط آن سهم زیادی دارد. پیامبر اسلام(ص) همانند قرآن مجید از مثال‌های زیادی در مناسبت‌های گوناگون برای رساندن پیام الهی و یاددادن حقایق معنوی استفاده نموده است. استفاده از تمثیل موجب می‌شود که مخاطب مطلب را ساده‌تر بیاموزد. پیامبر اسلام(ص) برای آنکه بفمهاند که دین اسلام، دین منطقی و معتدلی است و نباید انسان‌ها با فشار آوردن و سختگیری بیش‌ازحد، فکر کنند که زودتر به مقصد می‌رسند بلکه این امر چه‌بسا موجب شود که اصلاً به مقصد نرسند. خطاب به جابر فرمود: «ای جابر! دین اسلام دین بامتانتی است. با خودت با مدارا رفتار کن. ای جابر! انسان‌هایی که خیال می‌کنند با فشار آوردن و سختگیری بر خود زودتر به مقصد می‌رسند، اشتباه می‌کنند آن‌ها اصلاً به مقصد نمی‌رسند. مَثل آن‌ها، مَثل آدمی است که مرکبی به او داده‌اند که از شهری به شهر دیگر برود. او خیال می‌کند که هر چه بیشتر بر مرکب فشار بیاورد زودتر می‌رسد. منزل اول و دوم و سوم را ممکن است در ظرف یک روز برود؛ اما ناگاه متوجه می‌شود که حیوان بیچاره را زخمی کرده است و حیوان هم از راه مانده است در اینجا به مقصد که نرسیده است هیچ، مرکب خویش را هم ناقص کرده است». ]13]

در حدیث گویا و بیدارکننده‌ای از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «رسول خدا(ص) وارد زمین بی‌آب‌وعلفی شد به یارانش فرمود هیزم بیاورید عرض کردند ای رسول خدا(ص) اینجا سرزمین خشکی است که هیچ هیزم در آن نیست فرمود: بروید هرکدام هر مقدار می‌توانید جمع کنید. هریک از آن‌ها مختصر هیزم یا چوب خشکیده‌ای با خود آورد همه را پیش روی پیغمبر(ص) روی‌هم ریختند. سپس پیامبر(ص) فرمود: این‌گونه گناهان کوچک روی‌هم متراکم می‌شوند. (و شما به تک‌تک آن‌ها اهمیتی قائل نیستید) سپس فرمود: بترسید از گناهان کوچک که هر چیزی طالبی دارد و طالب آن‌ها آنچه را از پیش فرستادند آنچه را از آثار باقی گذاشته‌اند می‌نویسد و همه‌چیز را در کتاب مبین ثبت کرده». [14]

این حدیث تکان‌دهنده ترسیمی است گویا از تراکم گناهان کم‌اهمیت و آتش عظیمی است که از مجموع آن‌ها زبانه می‌کشد. [15]

در این سیره، پیامبر(ص) برای عینی کردن این حقیقت که گناه گرچه کم و کوچک باشد ولی در اثر تکرار، زیاد و بزرگ می‌شود؛ اصحاب را برای جمع‌آوری هیزم در بیابان خشک و بی‌آب‌وعلف مأمور ساخت تا این حقیقت را به‌صورت عینی و محسوس به آنان نشان دهد.

 

۶. آموزش به شیوۀ رفتاری نه‌تنها رهنمود گفتاری

حضرت رسول(ص) در آموزش و تربیت دینی به گفتار تنها بسنده نمی‌کرد بلکه او قبل از هر سخن تربیتی خود اسوۀ عملی آن بود. آنچه به آموزش‌های دینی ویژگی خاص می‌دهد اهمیت عمل و رفتار است که شخص معلم باید بدان پایبند باشد تا در هدف خود موفق شود. از نمونه‌های سیرۀ عملی حضرت رسول(ص) در راستای شرکت در ساخت اولین مسجد امت اسلام است که حضرت(ص) دوش‌به‌دوش اصحاب کار می‌کرد و هنگامی‌که اصحاب گفتند اجازه دهید ما خودمان کار کنیم و شما استراحت نمایید پیامبر نپذیرفت. [16]

این رفتار، مهم‌ترین اثر آموزشی و تربیتی را به همراه داشت که تمام افراد باید در امور جمعی سهیم باشند و هریک در اهداف جمعی تعیین‌شده سهمی مثبت داشته باشند.

 

۷. آموزش به شیوۀ خطابه

پیامبر اسلام(ص) در مناسبت‌ها و شرایط گوناگون خطابه‌هایی جذاب و دل‌نشین ارائه می‌کرد. در بعضی از شرایط با زبان ملاطفت و نرمش نمی‌توان، پیام حق را رساند بلکه آنجا جایگاه زبان برنده و گویا است تا پیام حق رسانده شود. آنجا باید احساسات افراد را در جهت حق شکوفا کرد گرچه فن خطابه می‌تواند در جهت منفی یعنی القای اهداف غیرالهی هم استفاده شود؛ اما آنچه مهم است اثربخشی این فن و این شیوۀ آموزشی و تربیتی در بین انسان‌هاست و پیامبر اسلام(ص) از این شیوه در مناسبت‌های گوناگون استفاده می‌کرد.

خطابه‌های نخستین پیامبر اکرم(ص)، پیرامون اصول و پایه‌های تربیت دینی بود؛ چنان‌که می‌توان گفت اولین خطابۀ حضرت رسول(ص) پس از بعثت زمانی بود که بر فراز کوه صفا مردم را به خداپرستی دعوت کرد و بعد این خطابه‌ها متناسب با رشد مردم، در راستای نیازمندی‌های فردی و اجتماعی مردم، صورت می‌گرفت.

مرد انصاری خانۀ جدیدی دریکی از محلات مدینه خرید و به آنجا منتقل شد. تازه متوجه شد که همسایۀ ناهمواری نصیبش شده است. به حضور رسول اکرم(ص) آمد و عرض کرد: «در فلان محله، میان فلان قبیله، خانه‌ای خریده‌ام و به آنجا منتقل‌شده‌ام. متأسفانه نزدیک‌ترین همسایگان من شخصی است که نه‌تنها وجودش برای من خیروبرکت و سعادت نیست از شرش نیز در امان نیستم. اطمینان ندارم که موجبات زیان و آزار مرا فراهم نسازد». رسول اکرم(ص) چهار نفر؛ علی، سلمان، ابوذر و شخصی دیگر را ـ که گفته‌اند مقداد بوده است ـ مأمور کرد، با صدای بلند در مسجد بر عموم مردم از زن و مرد ابلاغ کنند که؛ «هرکس همسایگانش از آزار او در امان نباشند ایمان ندارد.» این اعلان در سه نوبت تکرار شد. بعد رسول اکرم(ص) درحالی‌که با دست خود به چهار طرف اشاره می‌کرد فرمود: «از هر طرف تا چهل خانه، همسایه محسوب می‌شوند». [17]

در این روایت، پیامبر اکرم(ص) به جهت اهمیت و درک موضوع چند نفر را امر فرمود تا همگی به‌صورت خطابی جمله‌ای که دربردارندة پیام مهم حقِ همسایه است را از مکانی عمومی اعلام کنند تا مردم به اهمیت آن پی ببرند.

روزی سه نفر از زن‌ها، به حضور رسول اکرم(ص) آمدند و از شوهران خود شکایت کردند. یکی گفت: «شوهر من گوشت نمی‌خورد». دیگری گفت: «شوهر من از بوی خوش اجتناب می‌کند». سومی گفت: «شوهر من از زنان دوری می‌کند». رسول خدا(ص) بی‌درنگ درحالی‌که به علامت خشم ردایش را به زمین می‌کشید، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فریاد کرد: «چه می‌شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده‌اند؟! همانا من خودم، هم گوشت می‌خورم و هم بوی خوش استعمال می‌کنم و هم از زنان بهره می‌گیرم، هرکس از روش من اعراض کند از من نیست». [18]

 

۸. استفاده از وسایل کمک‌آموزشی

پیامبر اسلام(ص) متناسب با امکانات موجود از وسایل کمک‌آموزشی برای رساندن پیام‌های الهی و تربیتی خود استفاده می‌نمود و این امر علاوه بر کمک به بهتر فهمیدن، از یکنواختی در امر آموزش جلوگیری می‌کرد و با ایجاد تنوع و جذابیت، امر آموزش و تربیت را سهل می‌نمود. جابربن عبدالله می‌گوید: «پیامبر(ص) بر روی زمین جلوی خود، خطی مستقیم کشید و فرمود: این راه خداست سپس خطوطی مورب به آن خط وصل کرد و فرمود این‌ها همه راه‌هایی است که بر سر هر یک شیطانی قرار دارد که به آن دعوت می‌کند. سپس دست خود را روی خط مستقیم گذاشت و این آیه را تلاوت کرد: این راه مستقیم من است از آن پیروی کنید و از راه‌های پراکنده پیروی نکنید که شمارا از راه حق دور می‌سازد این چیزی است که خداوند شمارا به آن سفارش می‌کند شاید پرهیزکاری پیشه کنید.» [19[ پیامبر اکرم(ص) با استفاده از ابزار در اختیار به یاران خود فهماند که راه حق همیشه واحد است؛ اما راه‌های باطل زیادی که برای هر یک از آن‌ها شیطانی است که گمراهان را به آن‌سو می‌کشاند. [20]

پیامبر(ص) سه چوب را در فواصل مختلف یکی را جلوی خود دومی را کنار آن و سومی را دورتر قرارداد و فرمود: «آیا می‌دانید این چوب‌ها چیست‌اند»؟ عرض کردند: «خدا و رسولش داناترند». پیامبر(ص) فرمود: «این چوب (اولی) انسان است و آن (دومی) اجل و مرگ او و آن دیگری آرزوی اوست که فرزند آدم را گرفتار خود سازد و پیش از رسیدن به آرزو، مرگ او را فراگیرد». [21]

پیامبر اکرم(ص) با استفاده از این ابزار آموزشی ساده به زیبایی این حقیقت را که انسان باید بفهمد که به مرگ چقدر نزدیک است و نباید در تخیل نیل به آرزوهای نامحدود که با مانعی همچون مرگ روبه‌روست فرورود.

 

۹. استفاده از شیوۀ عینی و تجربی در امر آموزش

یکی از شیوه‌های جذاب آموزشی و تربیتی پیامبر اسلام(ص) توجه به امور عینی در امر آموزش بود؛ یعنی حضرت تنها به گفتارهای صرفاً نظری و عقلانی در حوزه‌های مختلف بسنده نمی‌کرد. بلکه در آموزش از امور ملموس و محسوس که قابل احساس برای مخاطبان است استفاده می‌کرد؛ زیرا برای انسان درک امور محسوس به‌مراتب از درک امور معقول و نظری آسان‌تر است و پیامبر(ص) از امور محسوس و قابل تجربه و طبیعی انسان‌ها را به امور غیرمحسوس و ماوراءِ طبیعی هدایت می‌نمود.

حضرت(ص) برای نشان دادن علاقة بسیار خویش به نماز از تشبیه معقول به محسوس استفاده فرمود و خطاب به ابوذر فرمود: «ای اباذر! خداوند نور چشم مرا در نماز قرارداد و میل به آن را در من به‌مانند میل گرسنه به غذا و میل تشنه به آب قرارداد. با این تفاوت که گرسنه هرگاه غذا میل کند سیر می‌شود و تشنه هرگاه آب بیاشامد سیراب می‌شود ولی من از نماز ـ هرگز ـ سیر نمی‌شوم.» [22[

در این روایت زیبا پیامبر(ص) در امر آموزش و تربیت، ذهن‌ها را به سمتی سوق می‌دهد که مردم هرروز با آن ارتباط دارند و آن توجه به امور عینی است که بستر بهتر فهمیدن مخاطب را فراهم می‌نماید.

 

۱۰. آموزش به شیوۀ نمایش خودعمل

پیامبر اکرم(ص) تنها به آموزش نظری اکتفا نمی‌کرد بلکه از آموزش‌های عملی به‌صورت انجام دادن خودعمل (هدف) نیز استفاده می‌نمود. این شیوه که از بهترین شیوه‌های آموزشی و تربیتی است بسیار در تحقق اهداف آموزشی و تربیتی مؤثر است؛ یعنی یک‌بار گفته می‌شود که چگونه باید وضو گرفت و یک‌بار وضو گرفته می‌شود تا دیگران یاد گیرند. پیامبر(ص) گاهی در بین مردم وضو می‌گرفت و می‌پرسید: «چه کسانی مثل من وضو می‌گیرند»؟

از ابن‌مسعود روایت است که حضرت(ص) در هنگام نماز دست خود را بر روی شانه‌های ما قرار می‌داد و می‌فرمود: «صاف و منظم بایستید، کج نایستید که بین دل‌هایتان اختلاف می‌افتد» [23] و در کتاب نهایه علامه آمده است که پیامبر(ص) هرگاه در روز عید فطر و قربان خارج می‌شد با صدای بلند تکبیر می‌گفت. این آموزش‌های عملی در سیرۀ حضرت(ص) بسیار است به‌گونه‌ای که سیرۀ عملی خود حضرت(ص) جزءِ سنت مسلمانان قرارگرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] . مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 142، ح 12.

[2] . طباطبائی، سنن النبی، ص 130.

[3] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 18، ص 233.

[4] . کلینی، الکافی، ج 2، ص 139، ح 7، باب القناعه.

[5] . مجلسی، بحارالانوار، ج 2، ص 138، ح 54.

[6] . حر العاملی، وسایل الشیعه، ج 2، ص 457، به نقل از مطهری، مجموعۀ آثار، ج 18، ص 365.

[7] . طباطبائی، سنن النبی، ص 13.

[8] . العسکری، معالم المدرستین، ج 1، ص 290.

[9] . مطهری، سیرۀ نبوی، ص 58.

[10] . نراقی، علم اخلاق اسلامی، ص 376.

[11] . البخاری، صحیح بخاری، کتاب المظالم و الغصب، ص 585، ح 2444.

[12] . مجلسی، بحارالانوار، ج 77، ص 160، ح 144.

[13] . مطهری، سیرۀ نبوی، ص 121.

[14] . کلینی، الکافی، ج 3، ص 394.

[15] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 18، ص 334.

[16] . ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج 1، ص 185.

[17] . کلینی، الکافی، ج 2، ص 666، باب حق الجوار، به نقل از مطهری، داستان راستان، ج 1، ص 225.

[18] . مطهری، مجموعۀ آثار، ج 19، ص 104.

[19] . انعام / 153.

[20] . الصالحی الشامی، سبل الهدی و الرشاد، ج 9، ص 400.

[21] . ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج 1، ص 280.

[22] . طباطبائی، سنن النبی، ص 324.

[23] . همان، ص 322.

 

جگر سوخته

جگر سوخته

نفس‌های زخم، اندک اندک درختان را کدر کرد و گندمزاران از اندوهی که بر شانه‌های آن بهار غمگین روییده بود، آهسته‌آهسته شوره‌زار شدند. مرد دیگر خسته بود. صدایش پر از مه بود و تمام دلگیری‌اش از کائنات در لخته‌های خون جگر بر زبان آمد، بر صورت تاریخ شتک زد. دلش را، این راز سر به مهر سالیان را در ناله‌ای جان‌گداز فاش کرد تا همۀ روزگار تا ابد بدانند او نیز ادامۀ غم‌های پدران خویش بود. آفتابِ صورتش را ابر غم پوشاند. پنجره‌های خانه را رو به توفانِ در راه بست و همچون شمعی رو به وفات، سوسوی خویش را پنهان کرد. شهر رسول خدا چنین روزی را در یاد دارد. غیر از مردم شهر، اهالی سرزمین‌های دور و نزدیک هم به مدینه آمده‌اند. خبر در همه جا پیچیده است: «حسن بن علی به شهادت رسید.»

منع مذاکره؛ اقتدار ایران اسلامی و شکستن ابهت پوشالی آمریکا در عرصه بین الملل

منع مذاکره؛ اقتدار ایران اسلامی و شکستن ابهت پوشالی آمریکا در عرصه بین الملل

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت 13 آبان