دوشنبه 11 آذر 1398 در 08:42
23 3
دوشنبه 11 آذر 1398 در 08:42

تربیت به سبک رسول مهربانی ها

علی فاطمی پور طلبه سطح 4 حوزه علمیه قم

توجه به نیازها و خواسته ‏های کودکان از اصول اولیه‌ی‏ تربیت است

تربیت به سبک رسول مهربانی ها

گروهی از کودکان مشغول بازی بودند.

ناگهان با دیدن پیامبر خدا(صلوات الله علیه وآله) که به مسجد می‏رفت، دست از بازی کشیدند و به سوی ایشان دویدند و اطرافش را گرفتند. آن‏ها دیده بودند پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله)، حسن و حسین(علیهم‌السلام) را به دوش خود می‏گیرد و با آنها بازی میکند. به این امید، هریک دامن پیامبر را گرفته و می‏گفتند: «شتر من باش!»

پیامبر می‌خواست هرچه زودتر خود را برای نماز جماعت به مسجد برساند، اما دوست نداشت دل پاک کودکان را هم برنجاند. بلال در جستجوی پیامبر از مسجد بیرون آمد. وقتی جریان را فهمید، خواست بچهها را تنبیه کند تا پیامبر را رها کنند. آن حضرت وقتی متوجه منظور بلال شد، به او فرمود: «تنگ شدن وقت نماز برای من از اینکه بخواهم بچهها را ناراحت کنم، بهتر است.» پیامبر خدا از بلال خواست برود و از منزل چیزی برای کودکان بیاورد. بلال رفت و با چند دانه گردو برگشت. رسول خدا گردوها را بین بچهها تقسیم کرد. آن‏ها از دیدن گردوها آنقدر خوشحال شدند که سرگرم بازی کردن با گردوها شدند و حضرت توانستند برای نماز به مسجد بروند.[1]

*

توجه به نیازها و خواسته ‏های کودکان از اصول اولیه‌ی‏ تربیت است.

پیامبر خدا در این روش، علاوه بر تأمین خواسته و نیاز کودکان و احترام به نظر آنان، به کودکان شخصیت دادند. تأمین خواسته و نیاز کودکان محبت می‏آورد و بدین طریق است که والدین و مربیان می‏توانند در امر تربیت موفق باشند.[2]

بر اساس این داستان می‏توان گفت تأمین نیازهای کودکان از جهات مختلف حائز اهمیت می‏باشد:

1.‌ کودکان احساس ارزشمندی میکنند.

کودکی که والدین به خواستههایش توجه ندارند و در راستای رفع نیازهای منطقی[3] او تلاشی نمیکنند، خود را بی‏ارزش می‏پندارد. او تصور می‏کند اطرافیان برایش ارزشی قائل نیستند که به نیازهایش توجهی نمیشود و این می‏تواند اوج حقارت و کوچک شدن برای کودک باشد. تمام خواسته‏های کودک را باید شنید و تنها به خواسته‏های منطقی او پاسخ گفت. از خواسته‏های منطقی کودک به عنوان نیاز تعبیر می‏کنیم؛ چون واقعی است و ریشه در واقعیت دارد و اگر فراهم نشود، می‏تواند شخصیت و احترام کودک را پایین بیاورد.

خودتان را تصور کنید که گرسنه‏اید و خوابتان میآید و در این حال میبایست مقداری مطالعه کنید و برای امتحانی که دارید، آماده شوید. اگر نیازهای اولیهی شما که خوراک و استراحت و... است، برطرف نشود، بر کارهای شما بسیار تأثیر خواهد گذاشت و اثر آنها را پایین خواهد آورد. از طرفی آرامش شما را به هم میزند که این در روند زندگی شما اختلال زیادی ایجاد خواهد کرد.

والدین، مهم‌ترین شخصیتهای ذهنی یک کودک هستند که توجه یا عدم توجهشان به کودک، پیامدهای بسیاری در پی دارد. یکی از مواردی که در کودکی میبایست ایجاد گردد تا در آینده از میوه‏های آن بهره ببریم، احساس ارزشمندی است؛ از این‌رو توجه به خواسته‏های کودک و برطرف کردن نیازهای منطقی او از مواردی است که احساس ارزشمندی را در کودک تقویت می‏کند و این احساس ارزشمندی، آیندهی روشنی را در مقابل او قرار میدهد.[4]

2.‌ زندگی کودک همراه با آرامش میشود.

کودکی که به خواستهها و نیازهایش توجهی نمیشود و با بیاعتنایی دیگران مواجه میگردد، دچار به همریختگی ذهنی و روانی خواهد شد. از آنجایی که همه‌ی دنیای کودکان، اطرافیانشان هستند و همه‌ی آمال و آرزوهای خود را در توجه دیگران میبینند، توجه به آنها بسیار مهم است؛ همانطور که به ما توصیه شده است که مهربانی شما به کودکان در سالهای ابتدایی زندگی، مهربانی خداوند را برای آن‏ها به تصویر میکشد و کودک در سالهای بعدی زندگی، مفهوم رحمانیت و رحیمت خداوند را بسیار راحت‏‎تر از سایر همسالان خود درک و باور می‏کند.

با توجه به اهمیت والدین در نظر کودک، عدم توجه آن‏ها می‏تواند تبعات جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد. کودکی را تصور کنید که یکی از نیازهایش را بارها از مادر یا پدر خود درخواست می‏کند؛ به‌عنوان نمونه از آنجایی که اکثر کودکان در این دوره هم‏بازی مناسبی ندارند و خانواده‏ها به دلایل مختلف، بسیاری از اوقات روز بچه‏ها را در خانه نگه می‏دارند و توقع دارند که کودک تنها با اسباب‌بازی‌هایش مشغول باشد و شیطنتی نکند.[5] بعد از مدت زمانی که کودک از بازی با وسایلی که در اختیار دارد یا بعد از انجام تکالیفش خسته شد، به هوای ارضای نیاز به همزبان و دوست، به والدین مراجعه می‏کند ولی اغلب اوقات پاسخ مثبتی دریافت نمی‏نماید. این عدم دریافت پاسخ مثبت با ناراحتی کودک همراه می‏شود و از نظر روانی او را دچار آشفتگی و اضطراب میکند. در این حالت، کودک دو گونه می‏تواند عمل کند:

  • ناراحتیاش را در درون خود نگه دارد و به اتاقش برود. اینکه کودک ناراحتی‌اش را در درون خودش بریزد و عکس‌العملی نشان ندهد، آسیبهای بسیاری بر روان کودک می‌گذارد که یکی از آن‌ها عُقدهای بار آمدن اوست؛ پس بهتر است عکس‌العملی نشان بدهد تا این ناراحتی تخلیه شود و به عقده و کینه‏ای در درون کودک تبدیل نگردد.[6]
  • اما اگر بخواهد ناراحتیاش را بروز بدهد یا باید چیزی را پرتاب کند و یا داد بزند و حرف بدی بر زبان بیاورد که پدر و مادرها به محض این اتفاقات، ژِست تربیتی به خود میگیرند و میخواهند فرزند خود را از بیادبی و پرخاشگری نجات دهند و به گمان خودشان تربیت کنند، غافل از آنکه خود، عامل اصلی این اتفاق بوده‏اند و در صحبت با کارشناس هم قسم یاد می‏کنند که من و همسرم اهل پرخاشگری و حرف بد زدن نیستیم، ولی نمی‏دانیم چه شده که فرزندمان این کارها را انجام میدهد. آقای دکتر لطفاً به دادمان برسید!

در هر صورت با این اتفاقات، آرامش روانی کودک از دست می‌رود و تبدیل به روحیه‌ی پرخاشگری و عصبی مزاج میشود.

البته بگذریم از اینکه شکل‌گیری این روحیه در فرزند ما می‌تواند نسل او را نیز بر اساس عامل تربیتی وراثت، با همین روحیه تثبیت کند و با همین اتفاقاتی که به سادگی از کنارش میگذریم، آینده‌ی یک نسل به خطر بیافتد.

 

[1]. نفایس الاخبار، ص286.

[2]. این قاعده: «تأمین نیاز کودکان، محبت می‏آورد» آنقدر واضح است و نیاز به اثبات ندارد که اگر حتی کمی شک دارید، کافی است یک بار امتحان کنید. همین الآن هدیه‏ای به دست بگیرید و به فرزندتان تقدیم کنید و یا اینکه به محض مواجه شدن با اولین نیازش، بدون منت آن را برآورده نمایید و نتیجه‏اش را به تماشا بنشینید. لبخندی سرشار از عشق و علاقهی فرزندتان است که در جواب کارتان نصیب شما می‏گردد و بعد هم لبخندی از خداوند مهربان است که شیرینی‏اش در دلتان حس می‏شود.

[3]. به قیدی که برای خواستهها زدهام، دقت کنید! ما از خواسته‏های منطقی به نیاز تعبیر میکنیم و خواستههای غیرمنطقی را با عنوان خواسته یا نیاز کاذب مطرح می‌نماییم. دقت در انتخاب واژههاست که شیرینی دلچسبی از متن به مذاقتان مینشاند و کامتان را تا مدتها گوارا میگرداند.

[4]. احساس ارزشمندی در کودکی یکی از مهمترین مباحثی است که در تربیت اسلامی مطرح می‏گردد.

[5]. اکنون که اینها را بر صفحه حک میکنم، دلم میلرزد و با خود میگویم: ما چه توقع زیادی از کودکان معصوم خود داریم. کودکانی که تمام عشق و علاقهشان، تفریح، بازی، شادی و نشاط است و ما از آن‏ها دریغ می‏داریم. مگر کودکی خودمان را از یاد بردهایم که در خانههای بزرگ و سنتی بسیار زیبا ساعتها در باغ و باغچه مشغول بازی بودیم و دنیایمان با دنیای همه‌ی آدمها فرق میکرد، چرا که همهی لذتها برایمان در خاک بازی و بازیهای دیگر کودکی خلاصه میشد.

چقدر حیف که آن خانههای زیبا و بزرگ جای خود را به آپارتمانهای دلگیر و کوچک دادهاند که کودکمان با کوچکترین حرکت و راه رفتنی، صدای پیامک گوشی ما را درمی‌آورد که همسایه چه خبر است؟ کمی مراعات کن!

باز هم همسایه پایینی است که پیام داده: رسم همسایه‌داری این نیست، لطفاً کمی مراعات حال ما را هم بکنید...

به روی چشم! من کودکم را با داد و فریادها و قید و بندهایم محدود می‏کنم و به این زندگی خسته‌کننده و تکراری ادامه میدهم که من موری هستم بیآزار و کاری با کسی ندارم‏.

یا در پاسخ به نیاز بازی و تفریحش سکوت میکنیم یا تفسیر غلطی از شادی و نشاط ارائه مینماییم و کار را از اول هم خرابتر میکنیم. گمان میکنیم اگر کودکمان دقایقی به تماشای ماهواره بنشیند یا کمی با موسیقیهایی که از روی موبایلمان برایش میگذاریم، برقصد یا لبخندی بزند، این همان شادی و نشاط است و به یکباره همه‌ی مشکلاتش را آن هم به تنهایی و در کمترین زمان حل کردهایم و شادی و نشاط را به خانوادهی خود بازگردانده‌ایم.

[6]. در روایات نیز به این مسئله توجه شده است که نباید ناراحتی‏ را در درون نگه داشت و راهکارهایی متناسب با افراد مختلف و بر اساس روحیههای مختلف توصیه کرده است که هر فرد به دلیل داشتن روحیه‌ی متفاوت با دیگران، برای حل این مسئله نیاز به مشورت با کارشناسان تربیت اسلامی دارد. به عنوان نمونه، برای برخی تغییر حالت از ایستاده به نشسته، از نشسته به خوابیده، خط‌خطی کردن روی کاغذ، آب گوارا نوشیدن جهت آرام شدن و ... پیشنهاد شده و راهکارهای تفصیلی به شناخت از روحیهی خود واگذار شده است، لکن حل شدن این مسئله در بزرگسالی و برای افرادی که با این مسئله مواجهاند، نیاز به گفتگوی مفصل دارد که بهترین کار، پیشگیری از این اتفاق در کودکی است.

جگر سوخته

جگر سوخته

نفس‌های زخم، اندک اندک درختان را کدر کرد و گندمزاران از اندوهی که بر شانه‌های آن بهار غمگین روییده بود، آهسته‌آهسته شوره‌زار شدند. مرد دیگر خسته بود. صدایش پر از مه بود و تمام دلگیری‌اش از کائنات در لخته‌های خون جگر بر زبان آمد، بر صورت تاریخ شتک زد. دلش را، این راز سر به مهر سالیان را در ناله‌ای جان‌گداز فاش کرد تا همۀ روزگار تا ابد بدانند او نیز ادامۀ غم‌های پدران خویش بود. آفتابِ صورتش را ابر غم پوشاند. پنجره‌های خانه را رو به توفانِ در راه بست و همچون شمعی رو به وفات، سوسوی خویش را پنهان کرد. شهر رسول خدا چنین روزی را در یاد دارد. غیر از مردم شهر، اهالی سرزمین‌های دور و نزدیک هم به مدینه آمده‌اند. خبر در همه جا پیچیده است: «حسن بن علی به شهادت رسید.»

منع مذاکره؛ اقتدار ایران اسلامی و شکستن ابهت پوشالی آمریکا در عرصه بین الملل

منع مذاکره؛ اقتدار ایران اسلامی و شکستن ابهت پوشالی آمریکا در عرصه بین الملل

اطلاعیه کانون مدارس اسلامی به مناسبت 13 آبان