سه شنبه 01 بهمن 1398 در 09:19
23 3
سه شنبه 01 بهمن 1398 در 09:19

نقش معلمان در شکل‌گیری افق‌های فکری و رفتاری متعلمان

سعید زائری- دبیرکانون مدارس اسلامی اصفهان

از دیرباز نقش معلمان در جامعه نقشی کلیدی و تاثیرگذار بوده و شواهد تاریخی حاکی از آن است که دانش آموزان گفتار معلمان خود را بسیار بالاتر از کلام پدر و مادر می‌دانند و لذا نقش تربیتی این قشر از جامعه در همین جا بروز و ظهور پیدا می‌کند. این موضوع سبب می‌شود تا انتخاب و انتصاب معلمان در مدارس اهمیتی ویژه یابد که باید با وسواس و دقتی خاص صورت پذیرد. در این نوشتار کوتاه سعی بر آن شده تا با استفاده از آیات و روایات به اهمیت این تاثیرگذاری اشاره‌ای گذرا شود. درکنار استفاده از این منابع، از تجربه 40 ساله نویسنده در آموزش و پرورش نیز استفاده شده است. برای ورود به موضوع، ابتدا لازم است به تعریف علم پرداخته شود.

 نقش معلمان در شکل‌گیری افق‌های فکری و رفتاری متعلمان

تعریف علم

    علم معانی مختلفی دارد از جمله، علم دانستن است در مقابل ندانستن: "هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون" (سوره زمر آیه9). آیا آنها که می‌دانند و آنها که نمی‌دانند برابرند؟ پس علم و آموختن دو واژه نزدیک به هم بوده و عالم کسی است که به دنبال تحصیل علم و افزایش علوم خود می‌باشد. اما سوال این است که یک نفر تا کجا باید بیاموزد؟ آیا فارغ التحصیل شدن معنایی دارد؟ آیا کسی می‌تواند ادعا کند که من فارغ التحصیل شده‌ام؟ پاسخ قطعاً چنین نیست، زیرا پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: "اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه" (من لایحضره الفقیه، جلد4، صفحه394). عالم‌ترین مردم کسی است که علم دیگران را به علم خود بیفزاید.

    پس هر انسان باید در طول مدت عمر خود به تحصیل علم بپردازد و به طور دائم به دانایی‌ها و علوم خود بیفزاید. لذا فارغ التحصیل شدن در فرهنگ دینی ما جایگاهی نداشته و یک معلم شایسته کسی است که به طور دائم باید بر دانستنی‌های خود افزوده تا بتواند جدیدترین، مفیدترین و به‌روزترین مطالب را در اختیار فراگیر خود قرار دهد. معلم باید با علم و آگاهی خود به درون جان فراگیر نفوذ کرده، به او آموزش‌های لازم را ارائه دهد. در واقع دانش‌آموزان و دانشجویان، معادن طلا و نقره می‌باشند که فقط افراد دانا و توانمند قادر به نفوذ در جان آنها بوده و می‌توانند با نفوذ کلام و علم و آگاهی کافی آموزش‌های مفید و مورد نیاز متعلم را به وی ارائه نمایند.

نقش کلام معلم در متعلمان چقدر می‌باشد و تا چه اندازه تاثیرگذار است؟

    مولی الموحدین علی (ع) در این باره می‌فرمایند: "ان کلام الحکماء اذ کان صوابا کان دواء و اذ کان خطاء کان داء" (حکمت 265 نهج البلاغه). کلام حکما و دانشمندان اگر درست باشد داروی درد جامعه است و اگر نادرست باشد دردی بر جامعه می باشد. این کلام نشان می‌دهد که نقش راهنمایی و تاثیرکلام معلم تا چه اندازه برای جامعه و متعلمان بالا بوده و حتی می‌تواند مثل یک شمشیر دو لبه ایفای نقش کند که هم می‌تواند جامعه را اصلاح نموده و هم قادر است آن را به انحطاط و پستی و رذالت بکشاند تا جایی که پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: "ان مثل العلماء فی الارض کمثل النجوم فی السماء" (بحار، جلد2، صفحه 25)، خداوند علماء و دانشمندان را همانند ستارگان درخشان در شب‌های ظلمانی قرار داد تا در پیچ وخم این دنیا راهنما و هدایتگر انسان‌ها باشند.

    بنابراین معلم می‌تواند نقش راهنما و هدایت‌گری بسیار موثری را در جامعه ایفا نماید. شایان ذکر است از این نکته نباید غافل شد که تاثیرکلام معلم بر دانش‌آموزان قطعا ً تاثیر خود را در خانواده آنها نیز خواهد گذاشت و در نتیجه شاهد بروز اثرات آن در سطح جامعه نیز خواهیم بود.

ارتباط عاطفی معلم و متعلم

    معلم می‌تواند آنقدر به فراگیر خود نزدیک شود که اولا دانش‌آموز معلم را محرم اسرار خود دانسته و ثانیا کلام معلم که قطعا از روی دلسوزی و جنبه پدرانه دارد، در عمق وجود فراگیر نفوذ کرده و ماندگار بماند. او قادر است آنقدر به دانش‌آموز خود نزدیک شود که:

الف) در هر رشته‌ای که تدریس می‌کند درس یکتا پرستی و اخلاق را به دانش‌آموز خود آموزش دهد.

ب) به علایق و استعدادهای دانش‌آموز آگاهی کامل پیدا کند.

ج) با ارائه الگوهای مناسب، رفتارهای اجتماعی مطلوب را در وی ایجاد نماید.

د) موانع و مشکلات آموزشی و یادگیری دانش‌آموز را بشناسد و در رفع آن‌ها بکوشد. ذکر این نکته نیز بسیار اساسی است که این معلم است که می‌تواند علم را در نظر متعلم آنچنان زیبا جلوه دهد که انگیزه یادگیری را در وی بارور ساخته، تا او بتواند با عشق و علاقه به تحصیل علم بپردازد.

آیا انگیزه فراگیری علم، کسب ثروت است؟

     آیا علم بهتر است یا ثروت؟ آیا انگیزه فراگیری علم و تحصیل ثروت اندوزی است یا خدمت به مردم و جامعه؟ معلم می‌تواند با زبان گویای خود، از روی اعتقاد و با استناد به فرمایش حضرت علی(ع) در حکمت 147 نهج البلاغه، نسبت به پاسخ این سوال مهم اقدام نماید. سوالی که عموما درکلاس‌های درس توسط معلمان درس انشاء به عنوان یک موضوع مطرح می‌شود که: علم بهتر است یا ثروت؟ در قسمتی از این خطبه حضرت به کمیل خطاب کرده و می‌فرمایند : ای کمیل علم بهتر است یا مال؟ سپس خود پاسخ این سوال را با سه دلیل در خصوص برتری علم  بر ثروت اینچنین بیان می‌دارند:

1) علم از تو نگهداری می‌کند اما مال را تو باید نگهبانی و نگهداری کنی.

2) علم را هر چه انفاق کنی و گسترش دهی افزون‌تر می‌شود ولی مال را هر چه بیشتر هزینه کنی از مقدار آن کاسته می‌شود.

3) آنچه از مال به دست می‌آید، با زوال مال از دست می‌رود. یعنی هر مقام و موقعیتی که به واسطه مال برای انسان حاصل می شود، با از بین رفتن آن، از دست می‌رود و تنها چیزی که جاودان می‌ماند مقامات علمی و معنوی است که  همیشه خواهد ماند. مصداق این کلام در شعر سعدی نیز تبلور یافته که می‌فرماید:                                                           

 سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز         مرده آن است که نامش به نکویی نبرند                         

   شاهد بسیار زنده این مطلب در زمان فعلی ما سردار سرافراز شهید قاسم سلیمانی است که هیچ وابستگی و تعلقی به دنیا نداشت تا جایی که وقتی به او پیشنهاد کاندید شدن برای ریاست جمهوری می‌دهند می‌گوید من کاندیدای گلوله و شهادت هستم. این در حالی است که جهان شاهد آن بود که با شهادت او یک امت برای او گریستند و تمام مردم ایران و آزادی‌خواهان دنیا نام و یاد او را گرامی داشتند. پس می‌توان اذعان کرد که مقامات علمی و معنوی و اخلاقی برای همیشه جاویدان است لیکن مقامات دنیوی با از بین رفتن شخص، از بین خواهد رفت اگر چه آن فرد صاحب مال و ثروت فراوانی باشد.

     در پایان سوالی را مطرح کرده و انتظار می‌رود کارشناسان آموزش و پرورش روی آن تامل نموده، راه حل‌های علمی و عملی برای حل این مشکل ارائه کرده و مسئولان محترم آموزش و پرورش نیز در این خصوص برنامه‌های مدون و اجرایی تهیه و اعمال نمایند. سوال این است که چرا کارکردهای درونی آموزش و پرورش(نمرات، نتایج آزمون‌ها، شاخص‌ها و...) با شاخص‌های بیرونی آن (آموزش‌های ‌دینی، مهارت‌های ‌زندگی، روابط اجتماعی و......) هم‌خوانی نداشته و عموماً دانش‌آموزان ما پس از اتمام دوران تحصیلات متوسطه دوم به آن چیزی که در سند تحول آموزش و پرورش تعریف شده و صفات دانش‌آموز تراز جمهوری اسلامی محسوب می‌گردد، نائل نمی‌شوند؟!

   به امید آنکه همه مسئولان با استفاده از تجربیات ارزنده معلمان و دست اندرکاران فعلی و اسبق آموزش و پرورش راهکارهای علمی و عملی مفیدی برای این مشکل پیدا کرده و نسبت به نجات آموزش و پرورش از وضع موجود، که زائیده روزمره‌گی،‌ عدم استفاده از روش‌های علمی، عدم توجه به نتایج تحقیقات و پژوهش‌های انجام شده در این زمینه و عدم استفاده از تجربیات صاحب‌نظران و... می‌باشد، اقدامات موثرتری انجام دهند.

و من الله التوفیق

   

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور