دوشنبه 01 ارديبهشت 1399 در 05:16
23 3
دوشنبه 01 ارديبهشت 1399 در 05:16

مراحل شکل­ گیری مقررات اخلاقی در کودکان و نوجوانان

برگرفته از کتاب "تربیت برتر" نوشته­: رضا فرهادیان

احترام به قانون و مقررات و هرگونه قواعد و اصول اخلاقی، مستلزم پیدایش روح انضباط و احساس مسؤولیت است با درک این که تنها در سایه­ رعایت آنهاست که می ­توان، به ارزشمندی و احساس خوشایندی نایل آمد.

مراحل شکل­ گیری مقررات اخلاقی در کودکان و نوجوانان

درونی کردن مفاهیم اخلاقی

آموزش مفاهیم و دانستن، یک چیز است و پذیرش و عمل کردن به آن چیز دیگر. لذا آموزش اخلاقی کودکان اگر درست و صحیح انجام پذیرد تنها نصف کار انجام شده و نصف دیگر، درک و کاربرد عملی آن است. نباید گذاشت در کلاس، کار به لفاظی تمام و تصور شود کودکان چون مفاهیم اخلاقی را می­دانند پس در هنگامه­ عمل آن را نیز رعایت خواهند کرد. مهم این است زمینه­ ای فراهم گردد که کودکان از تحت اقتدار سلطه ­جویانه­ فرد یا گروه خارج شوند و با شرکت دادن آنان در بحث ­های جمعی و گروهی، چه از نظر ذهنی و عقلی و چه از نظر عملی، با مسائل و مشکلات درگیر شوند و در جوی آزاد و محبت آمیز و با حفظ احترام بر شخصیت یکدیگر، در ارتباط متقابل و تبادل افکار، در بحث و گفتگو، خود به احساس ارزشمندی برسند و عملاً به تفکر و تعقل واداشته شوند و در مباحثه­ ها و مناظره­ ها با راهنمایی و هدایت مربی عملاً ضرورت اجرای قوانین و مقررات انضباطی را درک کرده و به باور برسند و آن را درونی سازند. مدرسه و خانه باید چنین فرصت­ های سازنده ­ای را فراهم بیاورد تا کودکان به پیشرفت­ های جمعی و درک گرایش­ های اخلاقی نایل شوند و به صورت عینی و عملی، ارزش قوانین و مقررات را در موقعیت­ های گوناگون و شرایط مقتضی ادراک نمایند. کودکان و نوجوانان به دستورات و رفتار معلمان خود بسیار حساس و دقیق اند و نیز در مقابل رفتار همسالان خود تأثیرپذیر. معلمان می­ توانند با فراهم آوردن زمینه­ های مناسب، در بحث ­های گروهی وارد شده و نقش هدایت ­گر داشته باشند و دربرخوردها و مناظره ­های گروهی، بنا به اقتضای هر موقعیتی زمینه را طوری فراهم کنند که خود آنان به کشف و درک استدلال ­های آن مجهز شوند. در این صورت خود بطور سازنده ­ای در رشد منش اخلاقی و پیشرفت و تعالی خویش نقش پیدا می­ کنند.

احترام به قانون و مقررات و هرگونه قواعد و اصول اخلاقی، مستلزم پیدایش روح انضباط و احساس مسؤولیت است با درک این که تنها در سایه­ رعایت آنهاست که می ­توان، به ارزشمندی و احساس خوشایندی نایل آمد. این در حالی است که محیط به دور از هرگونه اجبار و تحمیل بوده و در تعامل و تقابل گروهی با احترام متقابل به مبادله، اطلاعات و احساسات بپردازند، به طوری که کودکان در کنار بزرگسالان احساس کنند توانایی و درک و فهم مسایل را دارند تا در عمل به آن مبادرت ورزند. تأثیر و تأثرات از طریق گروه همسال با هدایت مربی، کارایی فوق ­العاده و چشمگیری دارد.

تشویق و اثرگذاری والدین در بحث­ های گروهی و خانوادگی و دادن مسٔولیت به فرزندان در موقعیت­ های طبیعی و عملی، عامل پر قدرتی جهت کسب ارزش­ های اخلاقی و شخصیت­ دهی به آنان می­ باشد. در صحنه طبیعی زندگی، والدین و مربیان با شیوه­ های مناسب ارشادی و با ابراز نظرات اخلاقی به موقع، می توانند به تغییر یا اصلاح کنش­ های رفتاری و اخلاقی کودکان پرداخته و آنان را به مرحله­ عالی ­تر ارزشی ارتقا دهند.

رفتار مربی، الگو و نمونه ­ای برای تجربه­ عملی کودکان است و تجارب مفید ایجاد شده از سوی اطرافیان و همسالان که در محیط مدرسه و منزل، در موقعیت­ های طبیعی و شرایط ایجاد شده، دریافت می ­نمایند، موجب شکل ­پذیری شخصیت و محرک و تقویت­ کننده­ای جهت دستیابی به ارزش­ های بالاتر می­ شود. احساس رقابت سالم در همکاری و تقابل گروهی، به تجربیات مثبت و سازنده برای کودکان منجر خواهد شد. با تفسیر روشنی که توسط مربی و یا والدین از مفاهیم و ارزش ­های اخلاقی در حین کار و عمل عرضه می­ گردد، در ارتباط با گروه همسال در یک مشارکت فکری به صورت گروهی به استدلال­ های منطقی مجهز می ­گردند. البته بهتر است که مسائل، بنا به نیازها و خواسته ­های کودکان طرح و مورد بحث و مذاکره قرار گیرد. توجه به مراحل رشد و سطح فکر و منطق کودک و عنایت به عامل زمان در فراگیری و درون­ سازی تدریجی مباحث مورد بحث، از جمله نکات مهم است.

والدین و مربیان معمولاً می­ کوشند نکات و مسائل اخلاقی را در فرصتی کوتاه از طریق گفتاری مستقیم و با پند و اندرز و به صورت تذکرات مکرر، به کودکان منتقل و یا تحمیل کنند، غافل از اینکه این کودکان هستند که خود باید شخصاً این رفتار را واجد شوند، دلایل آن را بپذیرند و با رغبت آن را در صحنه عمل به کار گیرند، نه این که قواعد را ما به آنها دیکته کرده و به اجبار بقبولانیم.  

خطابه­ های لفظی فراوان در شرایط نامناسب کارساز نیست و هرگز روش استدلال منطقی را به کودک نمی ­آموزد، حتی اگر با منطق و استدلال همراه باشد. چون جنبه­ تحمیلی دارد و عامل آن اقتدار و فشار بیرون است. لذا با تغییر شرایط زمان، رفتار کودکان به حالت اول بر می­گردد. تنبیه و یا تشویق در چنین شرایطی، که مقررات به صورت اجباری و با فشار به آنها تحمیل می ­گردد، خیلی کارساز نمی­ تواند باشد، زیرا فرد خود شخصاً در سازمان­دهی ذهنی و روانی خویش دخالتی نداشته و به صورتی فعال در کشف و شناخت قضایا به دلیل و استدلال مجهز نگردیده است. لذا کودک تا زمانی که سلطه و اقتدار خارج(فردی و یا گروهی و اجتماعی) حاکم است آن هم در حضور جمع به عمل وادار می­ شود و در صورت تغییر موقعیت و عدم حضور اقتدار فرد و یا گروه، مقررات مراعات نمی­ شود.

مواجه کردن کودک با نتایج منطقی رفتار

یکی از طرق ایجاد و زمینه­ یادگیری و پذیرش آگاهانه کودک، مواجه کردن او با نتایج منطقی رفتارش است؛ مثلاً، کسی که به موقع از خواب بر نمی ­خیزد، از مدرسه ­اش جا می ­ماند؛ و کسی که تکلیفش را انجام نمی­ دهد، در مدرسه مجبور به پاسخگویی در مقابل پیامدهای حاصل از رفتار خویش است. تذکرهای پیاپی، انجام دادن کارها به جای کودک، تشویق و تنبیه­ های لحظه ­ای و آنی کارساز نیست. برای به کارگیری این روش باید صبور بود، سعه­ صدر داشت، شکیبایی پیشه کرد و قاطع و پیگیر، با مهر و محبت رفتار کرد. در کارها و اجرای مقررات انضباطی بگذارید کودک خودش بیاموزد، سعی نکنید راه ­حل های بسته­ بندی شده خود را به او دیکته کنید. هنگامی که با بدرفتاری و عکس­ العمل های نامناسب و عدم رعایت مقررات رو به رو می­ شویم نباید زود کنترل خود را از دست بدهیم، بلکه بهتر است از واکنش سریع و شدید خودداری کرده و عکس ­العمل های خود را تا زمانی که بتوان با آنان به آرامی و احترام برخورد کرد، به تعویق اندازیم.

حفظ واقع بینی و اجتناب از برخورد شدید، از عوامل بسیار مهم در فضاسازی و ایجاد زمینه برای رسیدن به نتیجه­ منطقی رفتار است. نباید بدرفتاری کودک را توهین به خود تلقی کرد. موقعی که کودکان می ­خواهند چیزی را یاد بگیرند بطور طبیعی در انجام آن، خطا و اشتباه دارند و ما باید خطا و اشتباهات آنها را، همان­طور که در مسائل آموزشی، طبیعی می ­دانیم؛ در مسائل اخلاقی و پرورشی نیز طبیعی، تلقی کنیم، زیرا هر اشتباهی برای کودکان حکم یک تجربه آموزشی را دارد نه تخطی از اختیارات و دستورات مربی و والدین. نتایج منطقی گاهی نتیجه­ تجربه­ طبیعی کودک در رابطه با موقعیتهای ذهنی و اجتماعی است که کودکان از آن درس می­ گیرند؛ چرا که کودک و نوجوان در صورتی که در برخوردها مجال کافی برای اندیشیدن بیابد، بطور منطقی رفتارش را با نتایج آن مرتبط می ­سازد. لذا باید اولیاء و مربیان در فضای خانه و مدرسه، شرایط را طوری فراهم سازند که کودکان آگاهانه به نتایج منطقی رفتارشان برسند و اصول و مقررات اخلاقی را یاد بگیرند و بپذیرند.

باید قبل از به کار بردن این روش، بر بهبود رابطه خودتان با آنان، بر اساس ایجاد دلگرمی و احترام متقابل بکوشید. لحن کلام و تن صدا نشانگر مهربانی یا عدم مهربانی مربی خواهد بود. باید با قاطعیت و مهربانی سخن گفت تا کودک در یک احساس خوشایندی که برایش فراهم می ­شود آزادانه به رفتار و عواقب کارهایش بیندیشد و به نتیجه­ اعمالش پی ببرد. در این موقعیت، کودک نباید احساس فشار و یا رنجشی بکند که بر نتیجه­ گیری منطقی و عقلی وی تأثیز منفی بگذارد و از فکر کردن باز ماند. بعضی اوقات برخوردهای تند، تأثرات روحی و عاطفی شدیدی در کودک به بار می ­آورد و او را به لجبازی و مقابله به مثل می­ کشاند و در نتیجه، مانع نتیجه­ گیری منطقی کودک می­ شود. ایجاد فضای محبت­ آمیز همراه احترام متقابل و دادن امنیت و اعتماد به نفس، زمینه­ احساس خوشایندی و آزادی کودک را فراهم می­سازد و از این رو بطور طبیعی در مورد اعمال درست و نادرست خود می ­اندیشد و به نتایج آن پی می­برد.

آنچه موجب عکس ­العمل های ناسنجیده و برخوردهای لحظه ­ای کودکان می­ گردد همان صدمه دیدن شخصیت و رنجیدگی عاطفی است. برخوردهای شدید و توهین ­آمیز والدین یا مربی سبب می­شود کودک به جای تفکر درباره­ رفتارش به موضع­ گیری دفاعی کشانیده شود و در این هنگام، دیگر مجالی برای منطقی فکر کردن او باقی نماند.

زمانی که کودک فرصت فکر کردن پیدا کند، از رفتار بد و یا خوب خود متأثر می­ شود، آثار و نتایج آن را به رفتار خود ربط می­ دهد و به نتیجه منطقی می­ رسد و در نتیجه به تشویق وی به ادامه و یا توقف از عمل می ­انجامد.

   

 

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور