سه شنبه 13 خرداد 1399 در 04:24
23 3
سه شنبه 13 خرداد 1399 در 04:24

مبانی تربیت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

حضرت امام خمینی(ره)، مربی بزرگ و معلم نمونه‌ای بود که توانست با دریافتی عمیق و ژرف از مبانی تعلیم‌وتربیت الهی، در میدانِ سختِ مجاهدۀ نفس، خود را بیازماید و مراحل سیروسلوک را با موفقیت پشت سرگذارد، و نیز به تربیت نسلی که بار اصلی انقلاب را بر دوش می‌کشد، همت گمارد

مبانی تربیت اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

     موضوع تربیت، در فرهنگ و معارف اسلامی، از منزلت و جایگاهی بس رفیع برخوردار است. بی‌تردید یکی از ابعاد فکری بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، که از بنیادی‌ترین رویکرد ایشان می‌باشد، مقولۀ تعلیم‌وتربیت و تزکیۀ نفس است، که همواره و در همۀ مراحل زندگی بدان توجه ویژه مبذول نمود و در گونه‌های مختلف تدریس، تدوین نوشته‌ها، تألیفات، سخنرانی‌ها، نامه‌ها و ... بر ضرورت و بایستگی طرح آن تأکید و پافشاری فرمود؛ از این‌رو می‌توان گفت: حضرت امام(ره) پیش از آنکه سیاست‌مداری قاطع و انقلابی باشد، یا به‌عنوان مرجعی تام، مرجعیت و زعامت دینی را معنایی تازه بخشد، مربی بزرگ و معلم نمونه‌ای بود که توانست با دریافتی عمیق و ژرف از مبانی تعلیم‌وتربیت الهی، در میدانِ سختِ مجاهدۀ نفس، خود را بیازماید و مراحل سیروسلوک را با موفقیت پشت‌ سرگذارد، و نیز به تربیت نسلی که بار اصلی انقلاب را بر دوش می‌کشد، همت گمارد.

     و بر همین اساس، غایت و فلسفۀ بعثت را تربیت بشر معرفی فرمود: «انبیاء هم که آمده‌اند از طرف خدای تبارک و تعالی برای همین تربیت بشر و برای انسان‌سازی است ... اساس عالم بر تربیت انسان است. انسان عصارۀ همۀ موجودات است و فشردۀ تمام عالم است و انبیاء آمده‌اند برای اینکه این عصارۀ بالقوه را بالفعل کنند و انسان یک موجود الهی بشود. این موجود الهی تمام صفات حق‌تعالی در او است و جلوه‌گاه نور مقدس حق‌تعالی است. [1] و تربیت‌گریزی را بسیار جدی می‌شمرد: «گرفتاری همۀ ما برای این است که ما تزکیه نشده‌ایم، تربیت نشدیم. عالِم شدند، تربیت نشدند، دانشمند شده‌اند، تربیت نشده‌اند، تفکراتشان عمیق است، لکن تربیت نشده‌اند و آن خطری که از عالِمی که تربیت نشده است و تزکیه نشده است بر بشر وارد می‌شود، آن خطر از خطر مغول بالاتر است.» [2]

     یکی از دلائل تأکید امام خمینی(ره) بر تربیت و تزکیۀ نفس آن است که نفس تزکیه شده در راستای ارزش‌های الهی قرار می‌گیرد و سر اطاعت در پیشگاه خداوند فرود می‌آورد و به قدرت‌های غیرالهی بی‌توجه است؛ از این‌رو اهتمام بر این امر را بر همۀ آحاد جامعه لازم دانسته و ضرورت آن را برای کسانی که با تربیت مردم سروکار دارند، افزون می‌شمرد. با معرفی چالش‌های پیش‌رو؛ همچون طبیبی حاذق، راه درمان علمی و عملی را نشان می‌دهد تا پس از بازشناسی تهذیب نفس، موانع را حذف نموده و فرایند تسهیل گردد.

     در بررسی موانع موردنظر در راه تزکیۀ نفس از نگاه امام خمینی(ره) موارد زیر به‌چشم می‌خورد:

1-  غفلت از گناه و کوچک شمردن آن؛ در روایات آمده است که خداوند هرگاه به بندۀ خود عنایت فرماید، او را به یاد گناهانش می‌اندازد. در اندیشۀ اسلامی احساس گناه و حالت توبه و بازگشت، یک نعمت الهی و «فقدان احساس گناه» یک زنگ خطر است.

2-  حبّ دنیا؛ در این‌باره می‌فرماید: «محبت دنیا، انسان را منتهی به هلاکت ابدی می‌کند و آن مادۀ ابتلائات و سیئات باطنی و ظاهری است. [3]

3- حب نفس؛ امام خمینی(ره) حب نفس را ریشۀ همۀ مشکلات انسان و بزرگ‌ترین مانع تزکیه می‌شمرد. به‌نظر حضرت امام(ره) نفس انسان به شیوه‌های گوناگون انسان را فریب می‌دهد؛ از این‌رو به ذکر نمونه‌های بارز حبّ نفس می‌پردازد؛ ازجمله حب جاه، مقام، همسر، فرزند، ثروت و ... است.

4- امید به سعۀ وقت؛ از موانع بزرگ تیقَظ و بیداری، که اسباب نسیان مقصد و نسیان لزوم سیر، شود و اراده و عزم را در انسان می‌میراند، آن است که انسان گمان کند وقت برای سیر وسیع است ... انسان به کلی آخرت را فراموش می‌کند و مقصد، از یاد انسان می‌رود. [4]

5- غفلت از خود و عیب‌جویی از دیگران.

6-  علم بدون ایمان.

7- مجادله؛ ایجاد تفرقه و اختلاف از موانع تزکیۀ نفس است:

     «دعواهای ما، دعوایی نیست که برای خدا باشد، ... همۀ ما از گوشمان بیرون کنیم که دعوای ما برای خداست، ما برای مصالح اسلام، دعوا می‌کنیم ... دعوای خود من و شما، و همۀ کسانی که دعوا می‌کنند، همه برای خودشان است.» [5]

8-  لذت‌گرایی؛ در این‌باره نیز هشدار می‌دهد: «بدان‌که نفس در هر حظّی که از این عالم می‌برد، در قلب اثری از آن واقع می‌شود که آن تأثر از ملک و طبیعت است و سبب تعلّق آن است به دنیا، و التذاذات هرچه بیشتر باشد، قلب از آن، بیشتر تأثر پیدا می‌کند، و تعلق و حبّش بیشتر می‌شود، تا آنکه تمام وجهۀ قلب به دنیا و زخارف آن گردد. و این، منشأ مفاسد بسیاری است؛ تمام خطاهای انسان و گرفتاری به معاصی و سیئات، برای همین محبت و علاقه است.» [6]

9- خودباختگی؛ حضرت امام(ره) در عبارتی جالب توجه می‌فرماید: «خدا نکند انسان پیش از آنکه خود را بسازد، جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند که خود را می‌بازد، خود را گم می‌کند.» [7]

10-  نسیان آخرت؛ نسیان آخرت، از اموری است که اگر ولی‌الله‌اعظم، امیرالمؤمنین(ع) بر ما بترسد از آن و از موجب آن، که طول أمل است، حق است؛ زیرا که او می‌داند این چه سفر پرخطری است و انسانی که باید آنی راحتی نداشته باشد و در هر حال مشغول جمعِ زاد و راحله باشد و دقیقه‌ای ننشیند، اگر نسیان کرد آن عالم را و به خواب رفت و نفهمید که چنین عالمی هم هست و چنین سیری هم در پیش است، چه به سر او خواهد آمد و به چه بدبختی‌هایی گرفتار خواهد شد. [8]

 

اصول تربیت از دیدگاه حضرت امام (ره)

     نظرات تربیتی امام خمینی(ره) بر اصول و قواعد استوار است، که مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:

1- تکیه بر اصلاح خود؛ امام راحل(ره) می‌فرمود: «کسانی که می‌خواهند در این عالم تربیت کنند دیگران را، قبلاً خودشان تزکیه شده باشند، تربیت شده باشند.» [9]

2- تقدم تزکیه بر تعلیم؛ امام خمینی(ره) تقدم تزکیه بر تعلیم را به‌عنوان یک اصل راهبردی بارها یادآور شده است: «کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید، قبل از اینکه تعلیم‌وتعلّم باشد. کوشش کنید که همدوش با درس خواندن و تعلیم، تربیت باشد، که او مقدم است به‌ حسبِ رتبه بر تعلیم و بر تلاوت آیات و بر تعلیم کتاب و حکمت.» [10]

     این اصل اتخاذ شده از سوی حضرت امام(ره) مستفاد از آیات قرآنی است که در سه مورد تزکیه و تربیت را بر تعلیم مقدم داشته است. [11] امام خمینی(ره) علم بدون تزکیه و تربیت را منشأ و سرآغاز بسیاری از خطرها و انحرافات می‌داند و می‌فرماید: «... مهم تربیت است. علمِ تنها فایده ندارد، علمِ تنها مضر است. گاهی این باران که رحمت الهی است وقتی به گل‌ها می‌خورد، بوی عطر بلند می‌شود؛ وقتی‌که به جای کثیف می‌خورد، بوی کثافت بلند می‌شود؛ علم هم همین‌طور است که اگر در یک قلب تربیت شده علم وارد بشود، عطرش عالَم را می‌گیرد و اگر در یک قلب تربیت نشده یا فاسد بریزد ...، این، فاسد می‌کند عالَم را ... .» [12]

3- تداوم تربیت؛ امام بزرگوار همۀ انسان‌ها را از بدو تولد تا آخرین روز زندگی نیازمند تعلیم و تربیت می‌داند و می‌فرماید:

     «همۀ جمعیت دنیا احتیاج به تعلیم‌وتربیت دارند. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که من دیگر احتیاج ندارم به اینکه تعلیم بشوم و تربیت بشوم. رسول خدا هم تا آخر احتیاج داشت، منتها احتیاج او را خدا رفع می‌کرد. ما همه احتیاج داریم.» [13]

4- اصل تکرار و تلقین؛ توجه به این اصل را می‌توان از نوآوری‌های تربیتی حضرت امام(ره) دانست. ایشان در این‌باره می‌فرماید: «اگر بخواهید یک بچه‌ای را تربیت بکنید، باید یک مسئله را چندین دفعه با چند زبان، با چند وضع، به او بخوانید. مطلب یکی باشد، لکن طرز بیان این‌ها؛ به‌طوری‌که در قلب او نقش ببندد.» [14]

5- جهت‌دار بودن تربیت؛ آیاتی که محور تعلیم‌وتربیت انبیاء را اخلاص و توجه تامّ به مبدأ هستی معرفی می‌کند، منشأ و محور تأکید فراوان امام خمینی(ره) نسبت به جهت‌دار بودن امر تعلیم‌وتربیت است؛ و از همین‌جا می‌توان گفت تفاوت اسلام با دیگر مکاتب تربیتی آن است که آن‌ها خود را محدود به هر یک از اهداف مورد نظر در مبانی تربیتی خویش می‌دانند؛ ولی اسلام حرکت تربیت را به‌سوی خدا و توجه به او معرفی می‌کند؛ از این رو در سازندگی فرد یا سازندگی و بالندگی اجتماع خود را محصور و محدود نمی‌کند.

     «... تمام انبیاء، معلم‌ هستند و تمام بشر، دانشجو. انبیاء مکتبی دارند که در آن مکتب می‌خواهند این موجود دوپایی که بدترین موجودات است و اگر رها بشود خطرناک‌ترینِ موجودات عالم است، این را به راه مستقیم، به صراط مستقیم هدایت کنند ... عالَم یک دانشگاهی است و انبیاء و اولیاء و تربیت شده‌های آن‌ها، معلم هستند و سایر بشر دانشجو ... وظیفۀ معلم، هدایت جامعه است به‌سوی الله و وظیفۀ دانشجو، تعلّم.» [15]

 

ساحت‌های تربیت

     با توجه به ابعاد گستردۀ تربیت، به مهم‌ترین آن‌ها، می‌پردازیم:

1-  تربیت معنوی؛ به‌نظر حضرت امام(ره) مهم‌ترین بُعد تربیت، بُعد معنوی آن است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان از آن با عنوان «هدف تربیتی» نیز یاد کرد:

     «آنکه اسلام می‌خواهد تمام علوم [است]؛ چه علوم طبیعی باشد و چه علوم غیرطبیعی باشد، آنکه از آن اسلام می‌خواهد، آن مقصدی که اسلام دارد، این است که تمام این‌ها مهار بشود به علوم الهی و برگشت به توحید بکند. هر علمی که جنبۀ الوهیت در آن باشد؛ یعنی انسان، طبیعت را که می‌بیند، خدا را در آن ببیند، ماده را که می‌بیند، خدا را در آن ببیند، سایر موجودات را که مشاهده بکند، خدا را در آن ببیند. آنکه اسلام برای آن آمده است؛ برای برگرداندن تمام موجودات طبیعی به الوهیت و تمام علوم طبیعی به علم الهی.» [16]

2- تربیت عقلانی؛ منظور از تربیت عقلانی؛ ایجاد زمینه‌های لازم برای پرورش قوه عاقله جهت دستیابی به قرب الهی است.

     امام خمینی(ره) نیز بر این امر تأکید می‌فرماید: «بدان‌که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق‌تعالی، «تفکر» است و بعضی از علمای اخلاق آن را در بَدایات، در مرتبۀ پنجم قرار داده‌اند و آن نیز در مقام خود صحیح است و تفکر در این مقام عبارت است از آنکه انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری ـ ولو کم هم باشد ـ فکر کند در اینکه آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده و بدن سالم و قوای صحیحه ـ که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می‌کند ـ به او عنایت کرده و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده و از طرفی هم، این همه انبیاء فرستاده و کتاب‌ها نازل کرده و راهنمایی‌ها نموده و دعوت‌ها کرده، آیا وظیفۀ ما با این مولای مالک‌الملوک چیست؟» [17]

     امام خمینی(ره) از روش‌های ویژۀ تربیتی بهره می‌جست و در گفتار و کردار از آن‌ها پیروی می‌کرد. این روش‌ها در دو بخش قابل بررسی است:

1. روش عمومی تربیت؛ 2. روش خاص تربیت کودکان.

     تربیت کودکان از نظر امام بر دو پایۀ استوار است: احترام به کودک و اختیار دادن به او، همراه اعمال محدودیت‌های کمتر در رفتار آنان، که به رشد و پرورش قدرت تفکر و شخصیت و خلاقیت وی منجر می‌شود.

به‌نظر برخی دانشمندان در فرزندپروری سه روش وجود دارد:

الف. روش استبدادی؛ به معنای اجبار در اطاعت از ارزش‌ها و باورهای والدین با محدود کردن خودمختاری کودک.

ب. روش آسان‌گیری؛ در این روش، والدین در هر چیز که به کودکی مربوط می‌شود، به کودکِ خود آزادی می‌دهند.

ج. اقتداری؛ روشی است که در آن والدین سعی می‌کنند فعالیت‌های کودک را در مسیری منطقی و مفید هدایت کنند. در این روش از یک سو به کودک امکان دخالت در تصمیم‌گیری‌ها داده می‌شود، و از سوی دیگر والدین محدودیت‌هایی را اعمال می‌کنند. [18] این روش که شیوه‌ای دوستانه و اقتداری است، بهترین روش فرزندپروری به‌نظر می‌آید و در سیرۀ عملی حضرت امام(ره) مشاهده نیز می‌شود.

     البته این سخن به معنای بی‌توجهی به مسائل مهم و اساسی و عدم حساسیت نسبت به تکالیف شرعی نیست. امام باقر(ع) می‌فرماید: «کودک در سه سالگی هفت بار لا إله إلا الله بگوید، و چون سن او به سه سال و هفت ماه و بیست روز رسید، هفت بار محمد رسول‌الله و در چهارسالگی هفت بار صلّی‌الله علی محمد و آل محمد بگوید و در پنج سالگی رو به قبله واداشته شود و سجده کند و در شش سالگی رکوع و سجود را بیاموزد و در هفت سالگی وضو بگیرد و به نماز وادار شود و در نه سالگی، به نماز فرمانش دهند و اگر نماز را ترک کرد از او بازخواست شود.» [19]

     امام خمینی(ره) که می‌کوشید تا مسائل دینی و امور شرعی در نظر فرزندان سخت و مشقت‌زا جلوه نشود؛ امّا هرگز اجازه نمی‌داد که در انجام وظایف دینی کوتاهی و اهمال صورت گیرد. یکی از فرزندان حضرت امام می‌گوید: «تازه مکلف شده و شب خوابیده بودم که آقا با اخوی وارد شدند و خیلی سرحال و خوشحال بودند. پرسیدند: نماز خوانده‌ای؟ من فکر کردم چون الآن آقا سرحال هستند دیگر نماز خواندن من هم برایشان مسئله‌ای نیست. گفتم: نه، ایشان به‌قدری تغییر حالت دادند و عصبانی شدند که ناراحتی سراسر وجودشان را فراگرفت و من خیلی ناراحت شدم که چرا با حرف و عملم مجلس به آن شادی را تلخ کردم.» [20]

     از دیدگاه امام خمینی(ره) عوامل زیر را می‌توان در جهت تربیت انسان به‌کار گرفت:

1- تفکر و اندیشه؛ که آن را شرط اول مجاهده و مبارزه با نفس و سیر إلی‌الله توصیف فرمود. [21]

2- بیداری، آگاهی، انگیزۀ الهی؛ تفکر، موجب بیداری انسان از خواب غفلت می‌شود تا جایگاه خود را در جهان هستی دریابد. حضرت امام خمینی(ره) دربارۀ انگیزۀ الهی می‌فرماید:

     «اگر ما بندۀ مخلص خداییم، چرا شیطان در ما، این‌قدر تصرف دارد ... اگر شما، مخلصید، چرا چشمه‌های حکمت، از قلب شما به زبان، جاری نشده؟ ... پس بدان، اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی‌درمان، همین‌جاست.» [22]

3- عزم و اراده؛ «آنچه اکنون لازم است بیان شود، این است که انسان تا تنبّه پیدا نکند که مسافر است و لازم است از برای او سیر، و دارای مقصد است و باید به طرف آن مقصد، ناچار حرکت کند، و حصول مقصد ممکن است، عزم برای او حاصل نشود و دارای اراده نگردد.» [23]

4- مراقبه و محاسبه؛ حضرت امام(ره) بر استفاده از این روش تأکید می‌ورزید؛ همچنان‌که خطاب به فرزند خویش فرمود: «سعی کن در این قدم اول موفق شوی که در روزگار جوانی آسان‌تر و موفقیت‌آمیزتر است. مگذار مثل پدرت پیر شوی که یا درجا بزنی، و یا به عقب برگردی. و این محتاج مراقبه و محاسبه است.» [24]

5- عبادت و نیایش؛ دائمی‌کردن نام و یاد خدا در اندیشه و اعمال و احساس حضور در محضر خدا، می‌تواند بسیار راه‌گشا و مفید باشد. با نیایش و پرورش روحیۀ تعبدی می‌توان به‌تدریج، میزان احساس حضور در محضر الهی را افزایش داد و نماز بهترین روش نیایش است؛ همان‌گونه که امام خمینی(ره) بر اهمیت نماز و تأثیر برجستۀ آن در تربیت تأکید می‌فرماید: «در اسلام از نماز هیچ فریضه‌ای بالاتر نیست. چطور در نماز اینقدر سستی می‌کنید؟ از نماز همۀ این مسائل پیدا می‌شود.» [25]

     و دربارۀ نقش تربیتی روزه فرمود: «این ضیافت، همه‌اش ترک است، ترک شهوات ازقبیل خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها و جهات دیگری که شهوات انسان اقتضاء می‌کند. خداوند دعوت کرده است ما را به این که شما باید وارد بشوید در این میهمانخانه و این ضیافت هم جز ترک، چیزی نیست؛ ترک هواها، ترک خودی‌ها، ترک منی‌ها، منیّت‌ها ... تمام این مفاسدی که در عالم حاصل می‌شود، برای این است که در این ضیافت وارد نشده‌اند ... .» [26]

4- ذکر و دعا؛ از دیدگاه حضرت امام(ره) دعا صرف‌نظر از مقولۀ عبادی، بعد تربیتی و اخلاقی دارد.

     «این‌هایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند، برای این است که نمی‌دانند، جاهلند، بیچاره‌اند، نمی‌دانند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد. این دعاهایی که از ائمۀ ما وارد شده است، مثل دعای کمیل، مثل مناجات شعبانیه، دعای عرفۀ حضرت سیدالشهدا (ع) و دعای سمات این‌ها چه جور انسان را درست می‌کند.» [27] یکی از بستگان حضرت امام(ره) می‌گوید: «یکی از مسائلی که حضرت امام(ره) روزهای آخر به من توصیه می‌کردند، خواندن دعای عهد است، که در آخر کتاب مفاتیح‌الجنان آمده است.» [28]

5- تلاوت قرآن و تفکر در آن؛ امام خمینی(ره) قرآن را کتاب آدم‌سازی و تربیتی معرفی می‌فرماید:

     «کتاب آسمانی اسلام، که آن قرآن مجید است، کتاب تربیت انسان است، انسان را به همۀ ابعادی که دارد، به بعد روحانی و به بعد جسمانی، بعدهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی ـ همۀ بعدها ـ بعد نظامی؛ این اسلام آمده است که به ما راه تربیت را نشان بدهد.» [29]

6- تعظیم شعائر مذهبی؛ به‌نظر حضرت امام(ره) یکی از ابعاد عزاداری و برپایی شعائر مذهبی، بعد اخلاقی و تربیتی آن است. ایشان در این‌باره می‌فرماید: «مجالسی که به نام روضه در بلاد شیعه به پا می‌شود ـ با همۀ نواقصی که دارد ـ باز هرچه دستور دینی و اخلاقی است و هرچه انتشار فضائل و پخش مکارم اخلاقی است در اثر همین مجالس است.» [30]

7- مبارزه عملی، یا جهاد با نفس؛ اهمیت این مجاهده چنان است که پیامبر اعظم (ص) از آن به‌عنوان جهاد اکبر و جهاد افضل یاد می‌فرماید. [31]

     به‌نظر حضرت امام(ره) جهاد با نفس تنها از راه مخالفت عملی با عادات ناپسند امکان‌پذیر است. ایشان در این‌باره می‌نویسد: «بهترین علاج‌ها که علمای اخلاق و اهل سلوک از برای این مفاسد اخلاقی فرموده‌اند، این است که هر یک از این ملکات زشت را که در خود می‌بینی در نظر بگیری و برخلاف آن تا چندی مردانه قیام و اقدام کنی، و همت بگماری برخلاف نفس تا مدتی، و بر ضد خواهش آن رذیله رفتار کنی و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب کنی که با تو اعانت کند در این مجاهده، مسلماً بعد از مدت قلیلی آن خُلق زشت رفع شده و شیطان و جُندش از این سنگر فرار کرده، جنود رحمانی به جای آن‌ها برقرار می‌شوند.» [32]

8- ستایش و تشویق؛ این اصل مهم تربیتی، مورد توجه حضرت امام(ره) بود و در تربیت فرزندان خود از آن بهره می‌گرفت. یکی از بستگان معظم‌له می‌گوید: «من هر موقع پیش امام می‌رفتم، مرا تشویق به نماز می‌کردند. یادم می‌آید که وقتی پنج‌ساله بودم وارد اتاق آقا شدم و دیدم که دارند نماز می‌خوانند، من هم پشت سر ایشان نماز خواندم. پس از نماز امام چند کتاب به من جایزه دادند.» [33]

     هنگامی‌که دفتر نقاشی کودکی، تقدیم حضرت امام(ره) شد، ایشان با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه کردند؛ به‌ویژه آنکه با دیدن تصویر پشت جلد که شامل یک تانک بود که چرخ‌های آن را مدادتراش، تنۀ آن را کتاب و لولۀ آن را یک مداد و سرنشین آن را طفل دانش‌آموز تشکیل می‌داد ـ تبسم شیرینی بر لب‌های معظم‌له نقش بست، و دستور دادند تا برای این نقاش خردسال جایزه‌ای تهیه شود.» [34]

پی‌نوشت:

[1] . صحیفه امام، ج 14، ص 153

[2] . همان، ص 391

[3] . شرح چهل حدیث، حدیث ششم، ص 122

[4] . همان، حدیث دهم، ص 172

[5] . صحیفه امام، ج 14، ص 379

[6] . شرح چهل حدیث، حدیث ششم، ص 122

[7] . جهاد اکبر، ص 22

[8] . شرح چهل حدیث، ص 175 و 176

[9] . صحیفه امام، ج 14، ص 391

[10] . همان، ج 13، ص 507

[11] . البقره: 151 و آل عمران: 164 و جمعه: 2

[12] . صحیفه امام، ج 14، ص 40

[13] . همان، ج 17، ص 237

[14] . همان، ج 10، ص 34

[15] . همان، ج 13، ص 172

[16] . همان، ج 8 ، ص 435

[17] . شرح چهل حدیث، حدیث اول، فصل 2، ص 14

[18] . مجلۀ پیوند، ش 248، ص 583

[19] . مکارم‌الاخلاق، ص 222

[20] . برداشت‌هایی از سیرۀ امام خمینی(ره)، ج 1، ص 29

[21] . شرح چهل حدیث، ص 5 و 6

[22] . همان، ص 174

[23] . همان

[24] . نقطۀ عطف، ص 17 و 18

[25] . صحیفۀ امام، ج 12، ص 392

[26] . همان، ج 21، ص 45

[27] . تفسیر سورۀ حمد، ص 150

[28] . برداشت‌هایی از سیرۀ امام خمینی(ره)، ج 1، ص 57

[29] . صحیفه امام، ج 6 ، ص 530

[30] . کشف‌الأسرار، ص 173 و 174

[31] . وسائل‌الشیعه، ج 11، ص 123 و 124

[32] . شرح چهل حدیث، حدیث اول، فصل 6 ، ص 32

[33] . برداشت‌هایی از سیرۀ امام خمینی(ره)، ج 1، ص 60 و 61

[34] . مجلۀ پیوند، ش 260، ص 14

منبع: مجموعه آثار کنگرۀ اندیشه‌های اخلاقی و عرفانی امام خمینی(ره)، ش 9، مقالات اخلاقی، ش 2

 

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

خاطرۀ شهدا را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداریم

دفاع مقدس با ستاره‌های درخشان شهدا جلوه‌نمایی می‌کند. ضمن گرامیداشت «هفتۀ دفاع مقدس»، وظیفۀ قدردانی از ایثارگران به‌ویژه شهیدان، فریضه‌ای عینی، تعینی و همیشگی است. بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدف‌ها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه‌گران مستکبر سرخم نکند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد. زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. شهیدان مظهر هدف، تلاش و تداوم هستند. ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبرو و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم. خون شهیدان تضمین‌کنندۀ استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است. خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی‌نظیر بوده است. چراغ راه آیندۀ ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست. با زبان و عملی خالصانه می‌گوییم: «شهدا! ما شما را فراموش نکرده‌ایم ... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ‌ها، حسین فهمیده‌ها و باکری‌ها، چمران‌ها، آوینی‌ها و ... فراموش شدنی هستند؟ شما در روح و باطن ما جای دارید. اندیشه و تفکر شما در روح و روان جامعۀ ایرانی جای دارد. یاد شما گرامی و راهتان پُررهرو باد.» سرداران دفاع مقدس، الگوی نسل آینده‌ساز انقلاب هستند؛ لذا سیرۀ نظری و عملی آن عزیزان فرا روی ماست که می‌بایست از آن بهره گرفت؛ از این رو، به‌منظورگرامیداشت یاد و خاطرۀ آن عزیزان در «هشت سال دفاع مقدس» و بهره‌برداری از اندیشۀ زلال آنان، بخشی از وصایا و گفته‌های تعدادی از سرداران شهید را تقدیم می‌داریم:

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

درگذشت استاد محمد علی اعتضاد رضوی

انالله و انا الیه راجعون  بسم الله الرّحمن الرّحیم درگذشت شخصیت فرهیخته، مجرب، متدین، انقلابی، مخلص والگوی عرصه تعلیم و تربیت که عمر گرانسنگ خود را در راه تربیت نسل آینده ساز هزینه نمود. دست اندرکاران کانون مدارس اسلامی کشور را اندوهگین،متاسف و متاثر ساخت.   لازم است این درگذشت را به جامعه فرهنگیان بالاخص همکاران مدارس اسلامی کشور، بیت شریف آن مرحوم و کلیه بازماندگان تسلیت عرض کنیم و از خداوند سبحان برای روح آن بزرگوار علو درجات و برای خانواده محترم به ویژه فرزندان آن عزیز که همچنان در سنگر تعلیم و تربیت فعالیت می نمایند صبرجزیل و طول عمر مسئلت می نماییم. روحش شاد و یادش گرامی باد  کانون مدارس اسلامی کشور