دوشنبه 26 خرداد 1399 در 03:31
23 3
دوشنبه 26 خرداد 1399 در 03:31

چگونه با دانش‌آموزان برخورد کنیم

نویسنده: نسرین نجّاری

هیچ‌گاه قرار نیست معلم به مطالبی اشاره کند و دانش‌آموز بی‌چون‌وچرا بپذیرد چه اگر این‌طور باشد کلاس بی‌روح است، در صورتی‌که کلاس درس باید محیطی شاداب و زنده باشد

چگونه با دانش‌آموزان برخورد کنیم

مقدمه:

     بعضی وقت‌ها معلم سرکلاس با تمام علم و آگاهی و معلوماتی که دارد در کلاس درس با نحوۀ برخورد با شاگردان دچار سردرگمی می‌شود؛ مثلاً با دانش‌آموزی که درس نمی‌خواند یا مشکلات ویژۀ یادگیری دارد نمی‌داند که چه‌کار باید بکند!

     در این کتاب، گردآورنده مشکلاتی که در یک کلاس درس پیش می‌آید را با ذکر دلایل آن و راهکارهایی برای رفع این مشکلات ارائه داده تا شاید تعلیم‌وتربیت معلم اثر بهتری داشته باشد.

 

آشنایی با تفاوت‌های فردی کودکان:

     همۀ ما اطلاع داریم که برخی از کودکان زودتر از بعضی دیگر راه می‌افتند، در سخن گفتن، دندان در آوردن و سایر توانایی‌های جسمی نیز بین آن‌ها تفاوت‌هایی است. همین‌طور هم باید قبول کنیم که رشتۀ ذهنی کودکان نیز یکسان پیش نمی‌رود. همان‌طورکه ما نمی‌توانیم دو نفر را پیدا کنیم که از نظر شکل ظاهری مثل هم باشند. وانگهی تفاوت‌های افراد از نظر استعدادهای ذهنی به‌مراتب بیشتر از تفاوت‌های آن‌ها از نظر شکل ظاهری، سخن گفتن یا راه رفتن است.

     معلمان باید بدانند که استعدادهای کودکان متفاوت است یعنی ممکن است یک کودک برای برخی از کارها استعداد خوبی داشته باشد؛ اما برای برخی دیگر توانایی نشان ندهد ...

دانش‌آموزانی که مشکلات درسی دارند:

     ما معلمان در کلاس درس با دانش‌آموزانی روبه‌رو می‌شویم که درس نمی‌خوانند و تکالیف خود را انجام نمی‌دهند. چنین دانش‌آموزانی یا بی‌انضباط هستند یا گوشه‌گیر و یا کم‌فعالیت. این‌گونه دانش‌آموزان در همۀ کلاس‌ها وجود دارند و کمتر کلاسی پیدا می‌شود که همۀ دانش‌آموزان آن ممتاز و عالی باشند البته با تلاش و پشتکار یک معلم فداکار می‌شود چنین کلاسی داشت ....

 

شما معلمان عزیز با دانش‌آموزانی که درس نمی‌خوانند چگونه برخورد می‌کنید؟

    برای تنبیه کردن او را از کلاس بیرون نکنید زیرا وقتی که بیرون از کلاس است از آنچه در کلاس می‌گذرد بی‌خبر می‌ماند. هیچ‌وقت دانش‌آموز را برای تنبیه به دفتر مدرسه نفرستید این امر نشان آن است که شما قادر نیستید مشکل کلاس را حل کنید.

     دانش‌آموزی که درس نمی‌خواند حتماً مشکلاتی دارد که مانع درس خواندن او می‌شود. او را نزد خود فراخوانید، دوستانه مشکل او را بپرسید، از خانواده و وضع زندگی آن‌ها اطلاع پیدا کنید. فقدان یکی از والدین یا مرگ باعث تغییر رفتار در دانش‌آموز می‌شود. به او اطمینان دهید که رازدار هستید. شاید در خانواده رفتار خوبی با او ندارند. فقر مالی، کمبود و یا نداشتن محبت در خانواده او را خشن و بدرفتار می‌کند. ممکن است در خانوادۀ پرجمعیتی زندگی می‌کند. بی‌توجهی پدر و مادر به فرزندان و درس آن‌ها به وضع مسکن و خوراک آن‌ها باعث می‌شود که رفتار متعادلی نداشته باشند.

     باید به چنین دانش‌آموزانی بهتر و بیشتر توجه شود. با والدین او تماس داشته باشید آن‌ها را راهنمایی کنید تا توجه بیشتری به فرزند خود داشته باشند. مطمئناً آن‌ها هم با شما همکاری می‌کنند. به آن‌ها گوشزد کنید اختلافات خانوادگی و نزاع در خانواده بیشتر از همه به فرزند آن‌ها لطمه خواهد زد.

     با این‌گونه دانش‌آموزان با محبت رفتار کنید. علاقۀ خود را به او نشان دهید. به او مسئولیت بدهید. از او بخواهید در ساکت کردن دانش‌آموزان همکاری کند. دفتر چند دانش‌آموز را به او بدهید تا بررسی کند این کار باعث می‌شود که خودش را در انجام تکالیف مسئول بداند و با طریق نوشتن دیگران آشنا شود. به او بگویید اگر جلسۀ آینده تکالیف خود را مرتب انجام دهد دفترهای بیشتری از دانش‌آموزان را می‌تواند بررسی کند. تکالیف شب را در حضور خودش تصحیح کنید، اگر درست نوشته بود او را تشویق کنید، تشویق شما باعث اعتمادبه‌نفس دانش‌آموز می‌شود. هرگز تکالیف او را به علت بدخطی پاره نکنید. او برای نوشتن آن‌ها خیلی زحمت کشیده است. بهترین راه، تذکر دادن است. یکی از دلائلی که دانش‌آموز تکالیف خود را بدخط می‌نویسد زیاد بودن آن‌هاست ....

 

اجتناب از رفتن به مدرسه:

     این بخش اشاره به داستان دانش‌آموزی دارد که تازه به کلاس اول می‌رفت. او تا درب مدرسه می‌آمد ولی داخل حیاط مدرسه نمی‌رفت. او هر روز کارش همین بود. اولیاء مدرسه تلاش زیادی برای رفتن او به داخل مدرسه انجام دادند؛ ولی او هرگز راضی نمی‌شد که داخل مدرسه برود. یک‌ماه از سال تحصیلی گذشته بود ولی کسی نمی‌توانست او را راضی کند، حتی زور هم کارساز نبود و با مشاور روانشناس صحبت کردند ولی فایده‌ای نداشت؛ اما فقط با صبر و حوصله و اندیشۀ یک معلم او راضی به رفتن به مدرسه شد به‌طوری‌که پس از ورود به مدرسه علاقۀ او به آنجا دوچندان شده بود. توضیح کامل اینکه چگونه او راضی شد تا به مدرسه برود را می‌توانید در کتاب رنج و گنج یک معلم بخوانید.

 

اجتناب از انجام تکالیف شب:

     اگر دانش‌آموز تکلیف شب خود را کامل نمی‌کند والدین باید بررسی کنند شاید تکالیف برای فرزند آن‌ها خیلی مشکل و یا زیاد است. اگر چنین باشد باید با آموزگار او صحبت کنند؛ ولی اگر تکالیف برای دانش‌آموز مناسب است باید والدین به او کمک کنند و او را تحت نظر داشته باشند. او را در زمان انجام دادن راهنمایی کنند و زمان مشخصی را برای انجام تکالیف در نظر بگیرند. بهتر است بازی را به بعد از انجام دادن تکالیف موکول کنند. زمان انجام دادن تکالیف نباید زیاد باشد مخصوصاً وقتی که کودک کند است، در این صورت بهتر است انجام تکالیف به دو جلسه تقسیم شود ....

 

چرا دانش‌آموزان تقلب می‌کنند؟

     کودکان برای مقابله با عدم موفقیت، از شیوۀ تقلب استفاده می‌کنند. در ابتدا معلم و والدین باید مطمئن شوند که کاری را که کودک انجام می‌دهد فراتر از توان وی نباشد. وقتی والدین متوجه می‌شوند که فرزند آن‌ها تقلب کرده است باید دلیل کار او را بفهمند؛ زیرا گاهی اوقات دانش‌آموز یا کودک بدون آنکه بداند معنی این کار چیست آن را انجام می‌دهد. شاید او تقلب کردن را آسان‌ترین راه بداند یا در بسیاری از موارد دانش‌آموز مطالب درسی را اصلاً نمی‌فهمد و نمی‌داند چگونه باید مطالعه کند؛ بنابراین تقلب می‌کند.

     والدین باید به‌طور مرتب به فرزند خود یادآوری کنند که ارائۀ کار سالم و درست بسیار با ارزش است و همین‌طور صداقت و درستکاری در کوچک‌ترین مسائل نیز با اهمیت است.

     والدین خود الگوی فرزندان خود هستند. اگر پدر یا مادری در مقابل فرزندش، تقلب خود در کاری را به‌عنوان زرنگی مطرح کند این احساس را در او ایجاد می‌کند که تقلب هم یک نوع زرنگی است؛ بنابراین کودک می‌آموزد اگر پدر یا مادر آن را انجام می‌دهند پس اشکالی ندارد که من هم انجام دهم! و ....

 

چگونگی برخورد با تقلب:

     معلم باید برخورد ویژه داشته باشد تا دانش‌آموزان به تقلب ترغیب نشوند. هرگونه فشار از سوی معلم می‌تواند باعث گرایش دانش‌آموزان به تقلب شود. برای دانش‌آموز ضعیف کلاس تقویتی برگزار کنند یا والدین چند جلسه از معلم خصوصی استفاده کنند. در برخورد با دانش‌آموز متقلب، شخصیت او را کوچک نکنند بلکه به او بیاموزند که بچه‌ها باید تلاش کنند تا درستکار باشند. در آخر هم معلم و هم والدین نباید فراموش کنند که دانش‌آموز نیاز به تکرار نصایح دارد ....

 

آموزش حرفۀ معلمی

     معلمی مهارتی است کاملاً آموختنی که مستلزم استعداد، عشق و ذوق است. معلمی هم علم است و هم فلسفه و هم هنر؛ معلمی تدبیر است؛ تلاشی است هدف‌مند و نظام‌دار برای مدیریت حساس افراد بشر؛ مدیریت هم‌زمان مغزها و دل‌ها، یعنی مدیریت معلمی، مدیریت یادگیری، مدیریت آموزشی، مدیریت موفقیت و هرچند غیرمستقیم مدیریت خانواده. حرفۀ معلمی بسیار دشوار است و دشوارتر از آن بی‌توجهی و یا کم‌توجهی به معلمی و معلمان است. به یاد داشته باشیم که امروزِ معلم، فردایِ دانش‌آموزان و فردایِ دانش‌آموزان، فردایِ جهان و جهانیان است.

      ما باید باور کنیم که آدمی پیوسته در حال تغییر یا در حال «شدن» است. همین استعداد خدادادی یعنی «استعداد شدن» یا استعداد «سیرورت»، تغییر رفتار را در شرایط ممکن می‌کند، پس می‌توان چنین مدیران و معلمان را البته نه به یک میزان تربیت کرد. این چنین مدیرانی و معلمانی را تنها در مراکز تربیت معلم می‌توان آموزش داد.

 

چگونه معلمی حرفه‌ای باشیم؟

     اغلب، تصور می‌کنیم که معلمان باتجربه و برخوردار از دانش و اطلاعات سطح بالا، لزوماً معلمان حرفه‌ای هستند. چه بسا، معلمانی را سراغ داریم که در رشته‌ای که تدریس می‌کنند سوابقی بس طولانی دارند، اما نتوانسته‌اند همچون معلمی حرفه‌ای در جلب توجه و علاقۀ دانش‌آموزان و مدیریت کلاس عمل کنند. همچنین با معلمانی مواجه بوده‌ایم که از لحاظ میزان دانش و مدرک تحصیلی در وضعیت مطلوبی قرار داشته‌اند؛ اما به هیچ‌وجه نتوانسته‌اند کلاس جذابی را برای فراگیران فراهم آورند. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چه عواملی سبب شده است تا این‌گونه افراد نتوانند همچون معلمی حرفه‌ای عمل کنند؟

     ابتدا لازم است برای روشنی اذهان خوانندگان گرامی در مورد تعریف تدریس فعال و غیرفعال و ملاک تدریس فعال و غیرفعال بودن آنها مطالبی بیان شود.

تدریس فعال: تدریسی است که دانش‌آموز چه از نظر جسمی و چه از نظر ذهنی با موضوع درگیر بود و محیط کار برای او لذت‌بخش باشد.

تدریس غیرفعال: تدریسی است که میزان درگیری دانش‌آموز با موضوع مورد تدریس بسیار کم بوده و تحمل محیط کلاس برای او بسیار دشوار باشد. همان‌طورکه از این تعریف‌ها استنباط می‌شود، ملاک فعال و غیرفعال بودن تدریس، میزان فعالیت و درگیری هدف‌مند دانش‌آموز با موضوع تدریس است نه طبقه‌بندی روش‌های تدریس. این هنر معلم است که می‌تواند حتی روش‌های تدریس به‌ظاهر غیرفعال همچون روش سخنرانی را به روش فعال تبدیل کند. برخی فعال و غیرفعال بودن تدریس را در ذات روش‌های تدریس می‌دانند در حالی‌که این برداشت نمی‌تواند پایه و اساس علمی داشته باشد.

 

با آمادگی سر کلاس حاضر شوید

     از بیان خوب، بجا و مناسب استفاده کنید. برای نمونه، هنگام ارائۀ یک نکتۀ مهم ابتدا چند لحظه به دانش‌آموزان نگاه کنید، سپس مطلب خود را قدری بلندتر از حد معمول بیان کنید. هنگام تدریس از مثال‌های ملموس و مرتبط با زندگی واقعی دانش‌آموزان استفاده کنید.

     در تدریس سؤالاتی را برای دانش‌آموزان مطرح کنید که لزوماً نیاز به پاسخگویی از جانب آنها نباشد، بلکه با طرح آن مخاطبان خود را وادار به تفکر کنید، مثل: آیا می‌دانید مشکل ما در ارائۀ یک روش فعال چیست؟

     با بیان مطالب دست اول علمی، اجتماعی و اقتصادی و ... ذهن دانش‌آموزان را تهییج کنید. از نکات ادبی، شعر و مطالب ارزنده دیگر که مرتبط با موضوع تدریس شماست و می‌تواند کلاس شما را جذاب کند بهره گیرید.

     در یک جلسه از روش تدریس واحدی پیروی نکنید، بلکه تلفیقی عمل کنید؛ یعنی به فراخور حال، از روش‌های توضیحی، بارش مغزی، نمایشی، همیاری و ... استفاده کنید تا موجب خستگی دانش‌آموزان نشوید.

 

تحول در کلاس

     اصولاً قرار نیست معلم بگوید و دانش‌آموز بپذیرد. بلکه ممکن است معلم بگوید و دانش‌آموز نپذیرد. یا ممکن است معلم بگوید؛ اما آن مطلب مورد نقد دانش‌آموز قرار بگیرد و یا دانش‌آموزی موضوعی را مطرح کند و مورد نقد معلم و دیگر دانش‌آموزان قرار بگیرد. معلم بیشتر نقش راهنما و هدایت‌گر را دارد.

     ممکن است قانون کلاس درس در آینده به این صورت باشد که معلم در چارچوبی (محتوایی) که قبلاً به وسیله شورای برنامه‌ریزی و تعیین محتوای درسی مشخص شده،  تدریس را شروع کند و از اینکه مطالب ارائه شده‌اش مورد نقد و بررسی دانش‌آموزان قرار می‌گیرد نه تنها ناراحت نشود بلکه به شادی وصف‌ناپذیری برسد که توانسته است تفکر همۀ دانش‌آموزان را درگیر موضوع تدریس کند و با این تفکر وارد کلاس شود که موضوعی مطرح شود تا پایان تدریس، به کمک دانش‌آموزان به یک یا چندین جواب و راه حل برسد و ابداً انتظار نداشته باشد که دانش‌آموزان نیز تنها همان جوابی را که مد نظر اوست مطرح کنند بلکه از اینکه آنان هر لحظه جواب‌های متنوعی مطرح می‌کنند بر خود ببالد و به دانش‌آموزانش افتخار کند و به آنها بگوید که در کلاس درس شما، من به جواب‌هایی رسیدم که هرگز به تنهایی به فکرم نمی‌رسید و من آمده‌ام سر کلاس تا با اتکاء به دیدگاه شما موضوع درس را نقد و بررسی کنیم.

     هیچ‌گاه قرار نیست معلم به مطالبی اشاره کند و دانش‌آموز بی‌چون‌وچرا بپذیرد چه اگر این‌طور باشد کلاس بی‌روح است، در صورتی‌که کلاس درس باید محیطی شاداب و زنده باشد و معلم زندگی را با دانش‌آموزان تجربه کند، آن هم زندگی متغیر و نوشونده. چه بسا، اگر تغییر و نوشدگی در زندگی انسان‌ها نبود موجودات و انسان‌ها در بعد کالبدی و مصنوعی می‌مردند. از این رو، زندگی هر لحظه در حال شدن است و از آنجایی‌که انسان نیز جزئی از هستی است نمی‌تواند خود را از تنوع و تغییر رها کند؛ بنابراین در حال تغییر و بالندگی است.

 

 

ارتباط کلامی مؤثر

فنون روان‌شناختی مؤثر در کیفیت تدریس

چگونه گفتن

     می‌گویند معلم ناتوان داد می‌زند و معلمی که ادارۀ کلاس را در دست دارد نیازی به داد زدن ندارد. آن کس که بلند می‌گوید، مخاطبانش می‌شنوند. او که آرام سخن می‌گوید، مخاطبانش گوش می‌دهند. شنیدن و گوش دادن هم مانند دیدن و نگریستن تفاوت بسیار دارند.

     شنیدن عمل غیرارادی است. ما هر صدایی را که در محدوده شنوایی‌امان قرار دارد می‌شنویم؛ اما به‌طور انتخابی آن صدایی را که دوست داشته باشیم تصمیم می‌گیریم که گوش دهیم؛ پس بهتر است شرایط کلاس را به‌گونه‌ای مهیا کنید که مستلزم گوش دادن بچه‌ها باشد نه شنیدن.

     ما ناخودآگاه دوست داریم پای صحبت افرادی خاص بنشینیم در این نکته رازی نهفته است! این افراد با استفاده از ابزار کلام، کلام خود را به‌گونه‌ای آرایش می‌دهند که قابلیت ایجاد تصور در ذهن شنونده را داشته باشد. ابزار اثربخشی کلام می‌تواند برای مثال: قصه، ضرب‌المثل، شعر، طنز، خاطره و یا شاه‌بیت‌هایی از آثار ادبی جهان باشد. اگر کلام و گفتار شما قابلیت ایجاد تصور داشته باشد، علاوه بر ثبت در بخش شنیداری حافظه در بخش تصویری نیز ثبت می‌شود.

     قوی‌ترین ابزار در برقراری ارتباط عاطفی، کلام است. کلام راز بقای انسان است که در طول زمان با مکتوب شدن، حرمت خود را حفظ می‌کند و جاودانه گوهری است که انسان از خود به یادگار می‌گذارد.     آرایش کلام از خود کلام مهم‌تر است. برخی افراد لحن تند و ناخوشایندی دارند. هر چند که آنها درون مهربان و خوش قلبی دارند؛ اما چون نمی‌دانند چگونه باید بگویند، معمولاً در برقراری ارتباط و تعاملات اجتماعی ناموفق‌اند؛ بنابراین چگونه گفتن هنری است که بر شمار دوستان می‌افزاید و فراگیران را به گوش دادن به شما علاقه‌مند می‌کند.

 

برخی عوامل از جمله این عوامل از تأثیر مطلوب کلام می‌کاهند:

  1. یکنواختی در ارائه پیام:  

     اگر بدون تغییر در آهنگ صدا، سخن بگویید اندک‌اندک صدایتان یکنواخت می‌شود و اثر آن کاهش می‌یابد. با تُن صدا بازی کنید، صدای خود را از یکنواختی خارج کنید. اگر از زبانِ دیگری، سخن می‌گویید بکوشید صدا و لهجه او را تقلید کنید.

     این کار بر جذابیت صحبت شما می‌افزید. فقدان یکنواختی در ارائۀ مطلب از فسیل شدن کلام جلوگیری می‌کند و آن را صیقل می‌دهد. کلام صیقل‌یافته جذاب‌تر و دلنشین‌تر است. نگاه‌ها و حرکات فراگیرندگان و یا مخاطبان در زمان سخنرانی شما بهترین بازخورد برای آگاهی از میزان یکنواختی صدا و کلام است. دقت در نگاه‌ها و حرکات آنان می‌تواند سخنران را متوجه حالات و صدا و کلام خود کند.

 

  1. نامناسب بودن کلام با میزان درک مخاطب

     شنونده معمولاً مطابق با تجربیات و سوابق ذهنی خود پیام را تعبیر و تفسیر می‌کند. آگاهی از سوابق ذهنی مخاطبان از موضوع، برای سخنران اهمیت خاصی دارد.

     معلمانی که از شهری به شهر دیگر منتقل می‌شوند، بنا به عادت خود سخن می‌گویند غافل از اینکه میزان درک و پذیرش مخاطبان جدید تا چه اندازه است؟ بنابراین معلم موظف است در زمان انتقال به مکانی جدید به این نکته توجه کند.

 

  1. پیام های مستقیم

     از ارائۀ مطالب به‌ خصوص پیام‌های امری به شکل مستقیم پرهیز کنید؛ چه ارائه پیام به‌طور مستقیم از اثربخشی و کارآیی آن می‌کاهد. برای درک بهتر تفاوت پیام‌های مستقیم و غیرمستقیم به این مثال توجه کنید:

     فرض کنید مهمانی به خانۀ شما آمده است که یک بچۀ کوچک دارد. شما هم فرزند کوچک داری، سپس برای سرگرم شدن بچۀ میهمان، اسباب‌بازی‌های فرزند خود را به او می‌دهید تا بازی کند. در بین اسباب‌بازی‌ها یکی از همه بهتر است به‌طوری که هم فرزند شما آن را می‌خواهد هم فرزند مهمان‌، وقتی فرزند شما اسباب‌بازی را بردارد و به بچۀ مهمان ندهد صدای گریۀ او بلند می‌شود و اگر شما اسباب‌بازی را از فرزند خود گرفته و به بچۀ مهمان بدهید صدای گریۀ فرزند شما بلند می‌شود و شما با اعتراض به او می‌گویید: «یک ماه است که به این اسباب‌بازی دست نمی‌زنی امروز که مهمان آمده لج کرده‌ای؟ و شروع به پرخاشگری می‌کنید. او نیز می‌گوید: «نمی‌دهم اسباب‌بازی خودم است» این اتفاق بارها برای خانواده‌ها پیش آمده است.

     زمانی که مهمان با کودک خود از راه می‌رسد باید احتمال بدهید چنین پیشآمدی رخ می‌دهد! همین که بچه‌ها با هم شروع به بازی کردند و وسیلۀ خاصی برای دو طرف جلب توجه کرد، شما دست به کار شوید. به‌گونه‌ای که بچه‌ها بشنوند رو به مهمان خود کرده، بگویید: «نمی‌دانی چقدر فرزندم (نامش را ببرید) خوب شده است؟! این قدر عاقل شده است که نگو! به راحتی اسباب‌بازی‌های خود را به دوستانش می‌دهد مخصوصاً وقتی مهمان داریم اسباب‌بازی که خودش خیلی دوست دارد، آن را به بچۀ مهمان می‌دهد. در این لحظه در فرزند شما غرور دلنشینی به‌وجود می‌آید و برای تایید تعریف و تمجیدی که از او کرده‌اید او دو دستی اسباب‌بازی مذکور را به فرزند مهمان تقدیم می‌کند و همه چیز به خوشی پایان می‌یابد.

 

  1. تکرار نکات مهم

     تکرار، یکی از اصولی‌ترین روش‌های انتقال اطلاعات از حافظۀ کوتاه‌مدت به حافظۀ بلندمدت است؛ بنابراین شرایط مهم یادگیری تکرار مطالب است. بر این اساس، هر قسمت را که توضیح می‌دهید، کمی مکث و نکات مهم آن را مرور کنید حتی می‌توانید نکات مهم را در گوشۀ تختۀ کلاس یادداشت کنید تا ذهن فراگیران را برای یادگیری ادامۀ مطلب آماده نگه دارید. چنانچه مطالب مهم و نکات کلیدی تکرار نشوند، صحبت معلم یا ارائۀ مطلب تأثیر لازم را بر فراگیرنده ندارد و یادگیری کاهش می‌یابد.

 

بحثی هم در مورد کلاس اولی‌ها داشته باشیم

کار معلم‌های کلاس اول نسبت به معلمان دیگر پایه‌ها، بسیار حساس‌تر و سخت‌تر است. آنها باید بدانند که برداشت همة بچه‌ها از مدرسه، یکی نیست. بچه‌ها با افکار متفاوتی از مدرسه و معلم، به مدرسه می‌آیند. شما باید نظر آنها را نسبت به خود جلب کنید و به خاطر داشته باشید که بچه‌ها، اولین روزِ مدرسه را هیچ‌وقت از یاد نمی‌برند. در واقع، بچه‌های کلاس اول هیچ‌وقت، معلم خود را فراموش نمی‌کنند. حتی حرف‌ها و حرکات شما در تمام طول سال در ذهن آنها می‌ماند و هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود. آگاه باشید که شما بذر علاقه و دانش را در وجود آنها می‌کارید. شما با رفتار خود می‌توانید این علاقه را در کودک به‌وجود آورید که او از مطالعه و درس خواندن در سال‌های بعد لذت ببرد. پس سعی کنید از همان روزهای نخست، با صبر و حوصله و لبخند با بچه‌ها رفتار کنید. بچه‌های کلاس اول، خیلی جالب حرف می‌زنند. حرف‌ها و حرکات آن‌ها شیرین است. آن‌ها شما را دوست دارند و در غیاب شما، از شما طرفداری می‌کنند.

سخنی با والدین کلاس اولی‌ها

* والدین باید حضور در مدرسه، برقراری ارتباط با کارکنان مدرسه و تماس تلفنی با معلم فرزندشان را مدّنظر داشته باشند. از تدریس کتاب‌های درسی قبل از تدریس و بعد از تدریس معلم خودداری کنند تا فرزندشان در فرآیند یادگیری دچار تعارض نشود.

* از نوشتن تمرینات و تکالیف به‌عنوان کمک به فرزندشان به‌طور جدی خودداری کنند و فقط نقش راهنما را ایفا نمایند.

* اجازه دهند فرزندشان فکر کند، بنویسد، پاک کند، اشتباهاتش را کشف و اصلاح کند تا سرانجام یاد بگیرد. از این طریق عضلات دست او تقویت شده و آمادگی کافی برای نوشتن در آینده را کسب کند.

* به چپ‌دست بودن فرزندشان و نیز نمره بیست گرفتن، حساسیت نشان ندهند.

* موقع خرید وسایل مدرسه و لوازم تحریر سعی کنند وسایل ساده را انتخاب کنند تا در کلاس برای دیگران دل‌مشغولی ایجاد نشود.

* در جلد کردن کتاب‌ها و دفاتر سعی کنند از پلاستیک‌های ساده و سفید استفاده کنند تا نام دانش‌آموز روی جلد کتاب‌ها و دفاتر، برای فرزند کلاس اولی‌ا‌شان کاملاً قابل مشاهده باشد.

* خودکار، ماژیک، مداد فشنگی، مداد فشاری و مداد شمعی به هیچ‌وجه در کلاس اول کاربرد ندارند؛ زیرا مشکل پاک کردن، بدخطی، تقویت نشدن عضلات دست و زود خسته شدن در آینده و نیز از بین رفتن دفاتر و کتاب‌ها را در پی دارد.

* شایسته است در کلاس اول فقط‌وفقط از مدادهای معمولی و HB و در درس‌های نقاشی و تمرینات ریاضی نیز مدادهای رنگی معمولی استفاده شود.

* نام و نام خانوادگی فرزندشان را روی یک تکه کاغذ بنویسند و آن را با نوار چسب بر روی کلیۀ وسایل او اعم از کتاب‌ها، دفترها، مدادها، مداد پاکن، مداد تراش، جامدادی و ... بچسبانند.

* به وقتِ خوابِ فرزندشان اهمیت دهند و تاکید کنند. بهتر است فرزندشان اول شب بخوابد و صبح‌ها یک ساعت قبل از رفتن به مدرسه بیدار شود. مقدار خواب برای دانش آموز 8 ساعت است.

* فرزند خود را به خوردن صبحانه عادت دهند، همچنین مقداری خوراکی از قبیل: نان و پنیر و گردو و خرما یا کشمش به همراه داشته باشد و او را از خوردن تنقلاتی چون پفک، چیپس، لواشک و مانند آن منع کنند.

* فرزندشان را عادت دهند که در اول هر شب، با توجه به برنامۀ هفتگی و روزانۀ کلاس وسایلش را جمع‌وجور کند و بدین ترتیب فردی منظم باشد.

* کلیة اوراق امتحانی آزمون‌ها و دفاتری را که تمام می‌شوند در داخل یک کیسة پلاستیکی یا یک پوشه بایگانی کنند و هر ماه پیشرفت فرزندشان را با خودش بسنجند و مقایسه کنند.

* هیچ‌گاه توانایی و دانایی فرزند دلبندشان را با هم‌سالان و هم‌کلاسی‌هایش مقایسه نکنند؛ زیرا تفاوت‌های فردی وجود دارد.

 * در مناطق دو زبانه سعی کنند با فرزندشان در خانه فارسی صحبت کنند تا در خواندن کتاب‌های فارسی (بخوانیم و بنویسیم) و درک مفاهیم درسی، جمله‌سازی، دیکته‌نویسی و ... دچار مشکل نشوند.

* اوقات فراغت فرزندشان را طوری برنامه‌ریزی کنند که از برنامه کودک و تلویزیون بهره‌مند شود، مشروط بر آنکه آنچه را می‌بیند و درک می‌کند به زبان فارسی (در مناطق دو زبانه) برای والدین خود بازگو کند و مورد تشویق قرار گیرد و بدین ترتیب حافظة شنیداری، قدرت تمرکز و اعتماد به نفس او تقویت شود.

* به فرزندشان عادت بدهند که هر روز نیم ساعت قبل از رفتن به مدرسه به دست‌شویی برود؛ زیرا در مدرسه ممکن است با دردسرهایی روبه ‌رو شود که بر بهداشت فردی و اجتماعی و تحصیلی او اثر منفی بر جای بگذارد.

* به کودکشان از همین کلاس اول مسئولیت بدهند؛ برای مثال: ناخن‌هایش را بگیرد، کفش‌هایش را در جا کفشی قرار دهد و آنها را واکس بزند، موهایش را شانه کند، مرتباً مسواک بزند، رختخواب و لباس‌هایش را مرتب کند، جوراب‌هایش را بشوید. بعد از ورود به اتاق یا کلاس، در را پشت سرش ببندد. در انجام برخی کارهای خانه همکاری کند و در قبال کارهای محوله احساس مسئولیت کند. بدین ترتیب فرزند آنها احساس «خود‌ ارزشمندی» کرده و فردی کارآمد و مفید بار خواهد آمد.

* در طول سال تحصیلی از روش تدریس معلم آگاه باشند و در تمرین و تکرار درس‌ها به منظور تثبیت یادگیری، راهنمای فرزندشان باشند نه معلم او.

* فرزندشان را به خواندن کتاب‌های غیردرسی در گروه سنی خودش تشویق کنند.

 

برگرفته از کتاب: رنج و گنج یک معلم

 

هشتمین مظلوم

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می‌رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده‌ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست‌وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا(ع). اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والامردی که در راه آرمان و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله‌های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصارۀ ایمان و هدف، آمیزه‌ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود؛ آن‌گونه که گاهی از خدایش، مرگ می‌طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد! وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد!

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

پیام رهبر انقلاب درپی ترور دانشمند هسته‌ای و دفاعی شهید محسن فخری‌زاده

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی با تبریک و تسلیت شهادت و فقدان دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ای و دفاعی جناب آقای محسن فخری‌زاده، بر مجازات قطعی عاملان و آمران این جنایت و همچنین لزوم پیگیری تلاش علمی و فنی این شهید تأکید کردند. متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: بسم الله الرّحمن الرّحیم دانشمند برجسته و ممتاز هسته‌ئی و دفاعی کشور جناب آقای محسن فخری‌زاده به دست مزدوران جنایتکار و شقاوت‌پیشه به شهادت رسید. این عنصر علمی کم‌نظیر جان عزیز و گرانبها را به خاطر تلاشهای علمی بزرگ و ماندگار خود، در راه خدا مبذول داشت و مقام والای شهادت، پاداش الهی اوست. دو موضوع مهم را همه‌ی دست‌اندرکاران باید به جِدّ در دستور کار قرار دهند، نخست پیگیری این جنایت و مجازات قطعی عاملان و آمران آن، و دیگر پیگیری تلاش علمی و فنی شهید در همه‌ی بخشهائی که وی بدانها اشتغال داشت. اینجانب به خاندان مکرم او و به جامعه‌ی علمی کشور و به همکاران و شاگردان او در بخشهای گوناگون، شهادت او را تبریک و فقدان او را تسلیت میگویم و علو درجات او را از خداوند مسألت میکنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۸ آذرماه ۹۹